|
"اسناد محرمانه " کثیف ترین چهره دیگر جنگ
|
در این اسناد افشآ شده به مراتب مداخلات سازمان استخبارات پاکستان و بخش های از نظامیان اردوی پاکستان وهمچنین اظهارات حمیدگل رئیس سابق سازمان استخبارات پاکستان را آشکار می سازد |
|
تاریخ انتشار:
۲۱:۲۸ ۱۳۸۹/۵/۶ |
کد خبر:
12670 |
منبع: |
نسخه چاپی
 |
|
در ابتدای گزارش محرمانه این سوال مطرح است ، چه عملیاتی را نیروهای ضربتی 373 در مناطق تحت کنترول نیروهای آلمانی انجام می دهند؟ که درختم کوتا به آن می پردازم .
اسناد محرمانه نشان می دهد که چطور نیروهای ویژه ایالات متحد امریکا یعنی نیروهای ضربتی 373 به شکار طالبان می روند. طوری که قتل برای آنان یک عمل معمولی باشد.
حالا حزب مخالف در پارلمان آلمان خواهان تحقیق در این مورد از دولت فدرال آلمان شده است.
برلین : این اواخر شب 24 جون 2009 است که نیروهای ضربتی 373 یکی از ماموریت ای خود را انجام می دهند.
هدف یک مزرعه کوچک در محلی در نزدیکی مرز افغانستان و پاکستان در شرق افغانستان می باشد آنجا حدس زده می شود که یکی از فرماندهان طالبان بنام امیر جان متکی حضور دارد. او در یکی از عملیات بالای کاروان نیروهای آیساف در بزرگراه شماره 1 شرکت داشته است و به همین علت باید امیر خان متکی کشته شود.
وقتی نیروهای ضربتی 373 با هلیکوپتر و نیروهای زمینی به هدف نزدیک می شدند عملیات به سرعت آغاز می شود از داخل هلیکوپتر به 6 نفر تیر اندازی و کشته می شوند.
در گزارش محرمانه نظامی ایالات متحد امریکا آنان به عنوان دشمن شناسائی شده اند. سربازان به مرزعه رفته دو مرد سه زن و 6 کودک را کشه پیدا می کنند که یکی از آنان توسط سگ نیروهای ضربتی دندان گرفته شده بود. در آن محل مواد بمب ، نارنجک ، تفنگ و دیگر تجهیزات نظامی به دست نیروهای ضربتی امریکا افتاد.
چنان به نظر می رسد که نیروهای ضربتی به شکار خود موفق شده اند.
نیروهای ضربتی موفق شدند و حملاتی که از هوا صورت گرفته بود به کشته شدن امیرخان مکتی منجر شده است ( هدف از ماموریت کشنده انجام شده بود ) این توضیحات دقیق از برداشت مدارکی می باشد که از اسناد محرمانه ای بیش از 90 هزار تخمین می شود و در اختیار پلات فرم اسرار نظامی ( ویکی لیکس ) قرار گرفته است.
این اسناد معتبر برای اولین بار درجنگ افغانستان در نشریات مهم جهان اشپیگل آلمان گاردین لندن و نیویورک تایمز امریکا به طور کامل از سال های 2004 تا 2009 می باشد قرار گرفته و در مقایسه با گزارش های مستقل که هر سه رسانه معتبر جهان انجام شده مطابقت دارد و این سه روز نامه به این نتیجه رسیده اند که ده ها گزارش از این جنگ ها به هم شباهت دارند و یک صفحه بدون سانسور را در جنگی که سربازان امریکائی در افغانستان در آن مشغول اند ارائه می کند.
در مورد عملیات ضربتی 373 اسناد خیلی بیشتری وجود دارد که ارتش امریکا سال ها آنرا مخفی نگه داشته است که هم اکنون افشآ شده است.
اینک بینش عمیق در فعالت های فرماندهی جنگی ارتش امریکا نشان می دهد که این عملیات ضربتی خارج از محدوده ماموریت نیروهای آیساف در افغانستان عمل می کرده است.
عملیات ضربتی نیروهای امریکا در صدها صفحه مواردی نوشته شده است. این اطلاعات با گزارشات و اطلاعاتی که اینک به نشر رسیده افشآ شده است که کاملا مطابقت دارد. با گزارشاتی که ارتش امریکا فعلا در دسترس عموم گذاشته شده ، آنها از سخت ترین ، جنجالی ترین بخش در جنگی می باشد که به بخش مخفی شکار و یا ازبین بردن طالبان ارتباط دارد.
مرده یا زنده بدون قضاوت ، بدون شواهد و بدون محکمه :
این نیروهای ضربتی باید در افغانستان شورشیان را مانند فیلم های کاوبائی از بین ببرند. طوری که در زبان جنگی نام دارد ، بکش یا زنده بدون قاضی بدون مدرک و بدون محاکمه . این روش سال ها مخفی نگه داشته شده ، حتی عملیات ضربتی 373 از سایر واحد های نظامی خارجی دور پنهان نگه داشته شده است که اینک می توان فعالیت های گروه ضربتی 373 از گزارشات رسمی ارتش که فعلا افشآ شده است ملاحظه کرد.
حتی نتیجه گیری در مورد لیست مخفی نگه داشته شده ی دشمنان نیروهای اتئلاف زریعه اسناد افشآ شده امکان پذیر می باشد.
یک لیست جداگانه ای که نام اعضای ارشد طالبان ، قاچاقبران مواد مخدر ، بمب سازان کنار جاده و القاعده شماری گذاری و در سطوح بالا اولویت داده شده است وجود داشته ولی از هزاران گزارش می توان جمعا 84 گزارش که از عملیات در افغانستان فیلتر شده است نام برد ولی درحقیت این عملیات و اهداف آن عداد 4 رقمی را نشان می دهد این این رقم خیلی بیشتر از آن می باشد.
جایی که کشتن عادی به نظر می رسد :
اگر ترکیب این اسناد جدید را با اطلاعاتی جدید نیروهای ویژه مقایسه کرد نتیجه یک عکس بطور عالی ظرفیت کار این نیروهای ضربتی را در این عملیات را نشان می دهد.
اعضای گروه ضربتی 373 نام و یونیفرم مشخص ندارند آنها یک گروپ مخلوط از نیروهای سه گانه ارتش امریکا می باشند که دستورات خود را فقط از پنتیاگون می گیرند. اقامتگاه آنان از سایر نیروهای بین المللی کاملا جدا است. طوری که چنین نیروهی در افغانستان وجود نداشته باشد.
زمانی که آنان به عملیات خود آغاز می کنند فرماندهان نیروهای آیساف از آن باخبر نمی شوند. بقول روزنامه اشپیگل آلمان محل عملیات آنان مانند جعبه سیاه نا معلوم است تا کسی به آن نزدیک نشود و احتمآ مورد هدف گلوله قرار نگیرد حتی اصلا با کسی راجع به این عملیات حرف نمی زنند.
اغلب نیروهای ویژه ، مخالفان را زنده دستگیر می کنند. در این اسناد آمده است که آنان در زندان وحشت بار بگرام که فقط برای تروریست ها در نظر گرفته شده جابجا می شوند و روزانه چندین بار زندانیان را به این زندان می آورند.
عملیات اشتباهی باید پنهان بماند :
نیروهای ضربتی چندان علاقه ای به زنده گرفتنار نمودن فرماندهان ارشد طالبان و القاعده و کارشناسان مواد مخدر که دشمنان شان محسوب می شوند ندارند.
واقعیت جنگ در افغانستان هدف کشتار است. این به عنوان یک حقیقت بین کارشناسان مطرح می باشد که نه نیروهای امریکائی و نه هم نیروهای ایساف می خواهند در باره آن حرف بزنند ولی اکنون همه می تواندد در اینترنت عملیات واحد های ضربتی 373 را که هر شب در افغانستان انجام می دهند مطالعه کنند.
این اسناد ارتش روشن می سازد که چرا این عملیات خشم مردم افغانستان را بر افروخته است. بنا بر این گزارش ها در 17 جولای 2007 فقط در دو جمله از طرف عملیات ضربتی گفته شد عملیات باید مخفی بماند. خصوصیات این حمله به هیچ عنوان نباید به نیروهای ایساف برسد.
چنین معلوم می شود که نیروهای ضربتی 373 در همان روز یک حمله ای اشتباهی را انجام داده اند که منجر به یک فاجعه شده است.
ظاهرا هدف از به قتل رساندن عضو برجستۀ القاعده بنام ( ابولیت الیبی ) بوده است. در این رابطه نیروهای ضربتی چندین روز مدرسه تعلیم قرآن را زیر نظر داشتند که چندین نفر ازهم دستان ابولیت الیبی در آن جا رفت و آمد داشتند. سر انجام نیروهای ضربتی 373 چندین گلوکه از موشک موبایل به آن مدرسه فیر نمودند بعدا معلوم شد که آنها به یک هدف اشتباهی فیر نموده عوض کشتن عضو القاعده ابولیت الیبی عساکرگروه ضربتی جسد 6 کودک را زیر آوار در مدرسه یافتند که یک کودک به شدت مجروج شده ولی تیم پرستاران با 20 دقیقه تلاش نتوانست به او کمک کند.
شکست این عملیات نباید روشن گردد ولی از جایی که چنین واقعه را نمی توان پنهان نمود روز بعد ارتش امریکا مجبور به عذر خواهی علنی شد.
با افشآ شدن این اسناد حزب سوسیال دموکرات آلمان وزیر دفاع آلمان اقای کارل تئیودور سو گوتنبرگ را مورد انقاد قرار داده و او را متهم ساخته است که تمام خصوصیات جنگ را به پارلمان ارائه نکرده است. به گفته اشپیگل عملیات نیروهای ضربتی امریکا می تواند دولت آلمان را نیز شرمسار نماید.
در تابستان 2009 حدود 300 نفر ازاین نیروها دراردوگاه نظامی آلمان در مزار شریف مستقر شدند. آنان دور از دید دیگران در قسمتی از فردوگاه مزار شریف موقعیت دارند و عملیات شان زیر نظرخود شان می باشد.
در این اسناد افشآ شده به مراتب مداخلات سازمان استخبارات پاکستان و بخش های از نظامیان اردوی پاکستان وهمچنین اظهارات حمیدگل رئیس سابق سازمان استخبارات پاکستان را آشکار می سازد.
محمود منجم زاده برلین آلمان
نظرات بینندگان:
>>> کجا است علمبرداران حقوق بشر که صدای افراد زخمی و مهاجرین بی سر پنا را بشنود وکی خواهد بود که به اولاد یتیم آنان را نوازش کند آری در حقیقت همین کشور های غربی خود نا قضین تمام عیار هستند که بعد از سالهای طولانی جنایات شان فاش میشود تا ریخ واضیح ساخته است که چنگیز . اسنکندر. انگلیس .روس .ودر آینده نزدیک انشا الله فرعون بزرگ قرن بیست یکم سر نگون خواهد شد انشاالله و خداوند بزرگ برای ما هدایت نصیب کن..... وردگ
>>> افشاي 90 هزار سند جنگ افغانستان سرپوش كدام واقعيت؟! سرويس سياسي- روز يكشنبه ابتدا «وب سايت آمريكايي ويكي ليكس» و سپس سه روزنامه بسيار مهم آمريكايي، انگليسي و آلماني -يعني نيويورك تايمز، گاردين و اشپيگل- از وجود بيش از 90هزار سند «خيلي محرمانه» ارتش آمريكا كه نشان مي دهد فرماندهان يگان هاي نظامي كشورهاي عضو ناتو از يك سو تعداد زيادي از شهروندان غيرنظامي افغاني را در فاصله ژانويه 2004 تا دسامبر 2009- بهمن 1382 تا آذر 1388- بي محابا و مكرر به قتل رسانده اند و از طرف ديگر اطلاعات گمراه كننده اي درباره ميزان توانايي و قدرت طالبان و القاعده در افغانستان به دولت هاي خود ارائه كرده اند. مديرسايت ويكي ليكس مدعي است كه اين اسناد را يك سازمان غيردولتي (!) در اختيار او قرار داده و بيانگر آن است كه روي اصلي جنگ افغانستان هرگز در رسانه هاي غرب و حتي گزارش هاي رسمي نيامده است. «جوليان اسنج» در گفت وگو با «اشپيگل» مي گويد: «جنايات زيادي توام با نقض حقوق بشر در افغانستان اتفاق افتاده و جان هزاران افغاني بي گناه گرفته شده است» و «يگان سياه» نيروهاي ويژه، رهبران طالبان را بدون محاكمه به قتل رسانده اند و حال آنكه جرم اكثر آنان صرفاً شركت در تظاهرات اعتراضي عليه دولت بوده است»! ادعاي انتشار بيش از 000/90 سند محرمانه كه تاكنون جز تعداد كمي از آنان در دسترس قرار نگرفته اند، درست در فاصله زماني 3 تا 4 روز پس از برگزار شدن اجلاس كابل صورت گرفته است و جالب اين است كه مباني گزارش منتشر شده در نيويورك تايمز و گاردين و اشپيگل- روزنامه هاي سه كشوري كه شكل دهنده اصلي نيروهاي ائتلاف در افغانستان هستند- قبلاً در اجلاس كابل بصورت جمعبندي نهايي و مبناي تغيير نگرش در مسائل افغانستان به تصويب رسيده است! مهمترين موضوعاتي كه در اجلاس 29 تير كابل به تصويب رسيد عبارت بودند از تغيير رويه ايساف-نظاميان ناتو در افغانستان- نسبت به طالبان و چشم پوشي از تلاش جدي آنان براي بازگشت به حاكميت و زمينه سازي براي تجزيه افغانستان بر مبناي پايه گذاري يك نزاع جدي بين بخش هاي شمالي از بخش جنوبي افغانستان بود. جالب اين است كه در اسناد منتشر شده آمده است كه نيروهاي آمريكايي، فرانسوي و انگليسي به جاي بي طرفي در نزاع بين دولت كرزاي و طالبان عليه يك گروه وارد عمل شده و حال، آنكه اكثر رهبران طالبان كه بدون فراهم شدن شرايط محاكمه به قتل رسيده اند جرمي جز مخالفت با بعضي از تصميمات دولت نداشته اند. يعني در اين اسناد طالبان از حد نيرويي برانداز، شورشي و تروريست به حد «اپوزيسيون» -يعني مخالفي كه با استفاده از روش هاي قانوني درصدد ايفاي نقش سياسي حاكميت است- تنزل داده شده است و اين در حالي است كه همه گزارش ها بيانگر آن است كه در فاصله سالهاي 2004 تا 2009- كه اين گزارش ناظر به اين دوره تاريخي است- آمار جرم و جنايات طالبان از يك سو و ناتو از سوي ديگر فزوني گرفته و در سال 2010 اين آمار به چند صددرصد رسيده است. اين نتيجه گيري ها كاملاً با مصوبات و چرخش هاي اساسي در اجلاس كابل انطباق دارد و نشان مي دهد كه اين دو يكي هستند و البته دومي براي پوشاندن مصوبات اجلاس كابل و توجيه تراشيدن براي عقب گرد ناتو از افغانستان طراحي شده است. برخلاف ادعاي مدير و صاحب سايت ويكي ليكس- جوليان اسنج- مبني بر اينكه اين حدود 000/90 سند را يك نفر در اختيار سايت او و چند روزنامه مهم غرب قرار داده است كه البته بعضي از سايت هاي ديگر وي را «حميد گل» فرمانده اسبق اطلاعات ارتش پاكستان دانسته اند، پايگاه مهم اطلاع رساني «استرادفورد»- كه يك موسسه مهم اطلاعاتي آمريكايي است ديروز نوشت: «اين اسناد و اطلاعات در «ديتابيس»- پايگاههاي ذخيره اطلاعات هاي گوناگوني نگهداري مي شده و تصور اينكه يك نفر به همه آن ها همزمان دسترسي داشته باشد مشكل است». اين پايگاه مي افزايد: بسياري از اين اطلاعاتي كه منتشر شده اند، اطلاعات آشكار و معمولي- فاقد طبقه بندي- هستند و لذا افشاي اين اطلاعات يك سورپرايز - شگفتي- واقعي نيست بلكه يك سورپرايز جعلي است.» جالب اين است كه مقامات آمريكايي و افغاني در اين ارتباط اظهاراتي متناقض داشته اند و اين نشان مي دهد كه درباره به نتيجه رسيدن اين «سورپرايز جعلي» ترديد داشته اند. اوباما رئيس جمهور آمريكا روز گذشته در كنفرانس خبري در واشنگتن گفت: هر چند من نگران افشاي اطلاعات حساس از ميدان نبرد هستم واقعيت اين است كه اين اسناد هيچ مسئله اي را فاش نمي كند كه قبلاً در حيطه بحث هاي عمومي درباره افغانستان وجود نداشته است. اين اسناد در واقع به همان چالش هايي اشاره دارد كه باعث شد من سياست آمريكا را درباره افغانستان در پاييز گذشته بازنگري كنم.» حامد كرزاي رئيس جمهور افغانستان هم كه ظاهراً بايد در برابر جنايات افشا شده و اسناد موضع قاطعي بگيرد، كاملاً شبيه رئيس جمهور كشوري كه نيروهاي آن به اين جنايات دست زده اند، موضع گرفته است. «وحيد عمر» سخنگوي حامد كرزاي- دو روز پيش قبل از آنكه اوباما موضعگيري كند! - اعلام كرد: «واكنش فوري رئيس جمهور - كرزاي - اين است كه بيشتر اطلاعات اين اسناد نو نيست بلكه بيشتر آنها مسايلي است كه در گذشته درباره آنها بحث شده و ما راجع به آنها با شركاي بين المللي خود هميشه صحبت كرده ايم.» در واقع آنچه اوباما و كرزاي گفته اند در اين جمله خلاصه مي شود: «براي اجتناب از جنايات بيشتر، استراتژي امنيتي خود را در افغانستان تغيير داده ايم.» انتشار اين تعداد سند كه آنچه افشا شده هرگز به صدها سند هم نمي رسد چه رسد به دهها هزار براي آن است كه از يك افتضاح سياسي - شكست ابرقدرت غرب از يك گروه كم شمار در استانهاي جنوبي افغانستان - يك اقدام انسان دوستانه بسازند و بر شكست استراتژيك نام تغيير در تاكتيك بدهند. آمريكا و انگليس در افغانستان قرار است كرزاي و طالبان را در مقابل 15 استان شمالي شامل ازبك ها، هزاره ها، تاجيك ها و شيعيان كه بيش از 40 درصد از جمعيت اين كشور را شامل مي شوند قرار دهند و جنگي داخلي را بار ديگر در اين سرزمين كليد بزنند. همه مي دانند كه قدرت گرفتن طالبان، دولت كرزاي را به حاشيه آورده و يا آن را با رقيب سابق خود - طالبان - منطبق مي گرداند و اين در متن خود حذف مجاهدين و نيروهاي شمال به حساب مي آيد و اين يعني آغاز دوباره جنگ داخلي. محمد محقق رئيس حزب وحدت اسلامي افغانستان دو هفته پيش - پس از حذف كانديداي شيعه و هزاره از انتخابات وزرا - با صراحت اعلام كرد كه ما در مقابل پشتونيزاسيون كشور مي ايستيم و از اين پس با تصميمات دولت مقابله مي نمائيم. نزاع ماههاي آينده ميان گروههاي شمال و جنوب افغانستان - اگر پيشگيري نشود - ممكن است كار را به تجزيه افغانستان بكشاند. تجزيه اين كشور، دو دولت كوچك را به وجود مي آورد كه هر دو به حمايت خارجي نيازمند باشند. آمريكايي ها با شركت دادن پاكستان و عربستان به يك سيستم ادغامي منطقه اي - داخلي مي انديشند به گمان آنها اين سيستم ادغامي به كنترل طالبان مي انجامد ضمن آنكه به يك موي دماغ عليه ايران تبديل مي كند. انگليس و آمريكا در اين صحنه به دنبال آنند تا نيروهاي خود را در افغانستان به حداقل برسانند و صرفا در حد «مشت آهنين» - IRON Fist - براي محافظت از نيروهاي سياسي و امنيتي خود در كابل و يكي دو شهر ديگر نگه دارند. اين سياست درگيري ها را از شكل افغاني-غربي به شكل پشتون-تاجيك تغيير مي دهد و نزاع داخلي را تشديد مي كند. آمريكايي ها به خوبي دريافتند كه توسل به جنگ هاي پر شدت و حتي كم شدت قادر نيست آنان را به اهداف خود برساند. در اين دوره 10 ساله آنان، جنگ را بطور مستقيم راه انداخته اند؛ جنگ بين المللي افغانستان در آغاز پاييز 2001 و جنگ بين المللي عراق در آغاز بهار 2003 اين دو جنگ پرشدت نزديك به 10 سال آمريكا و انگليس را درگير خود كرده و به استهلاك نيروهاي آنان انجاميده است. كما اينكه دو جنگ منطقه اي 33 و 22 روزه رژيم صهيونيستي عليه لبنان و غزه هم نشان داد كه غرب قادر نيست جنگهاي منطقه اي را هم تا دستيابي به موفقيت مديريت نمايد بر اين اساس آنان از جنگ هاي پرشدت بين المللي يا منطقه اي به جنگ هاي داخلي تغيير مسير داده اند جنگهايي كه براي آنان هزينه اي در برندارد اما مي تواند مخالفان آنان را تا حد بسيار زيادي ضعيف گرداند. درگيري طالبان با تاجيك ها، درگيري ساكنان 3 استان سني عراق با 9 استان شيعي اين كشور، درگيري الحوثي ها با دولت صنعا و يا درگيري شمال و جنوب در يمن، درگيري سني ها با شيعيان ذيل موضوع دادگاه بين المللي رسيدگي به ترور رفيق حريري در لبنان و انواع ديگري از درگيري هاي داخلي يك استراتژي كم ضرر براي آمريكا، انگليس و فرانسه به حساب مي آيد. بر اين اساس اسنادي منتشر مي شوند تا زخم ها سر باز كنند و نظاميان غرب به خانه هاي خود برگردند اين چيزي است كه ديروز موسسه اطلاعاتي «استراد فورد» در خاتمه گزارش خود به آن اشاره مي كند: «ما اين ماجرا را با اين معني به پايان مي رسانيم، چه كسي همه اين اسناد - بيش از 90 هزار - را جمع آوري كرده و يا وقت كافي براي جمع آوري آن داشته و اجازه داشته بصورت رسوا كننده اي آنها را منتشر نمايد؟ چه كسي امكانات خروج و جابجايي آن به جهان خارج را داشته و نقض پروتكلهاي امنيتي آمريكا براي او مشكلي نداشته است؟»
>>> من پاكستان را مقصر اصلي نميدانم چون آنها براي بقاي كشوزشان هركار ميكنند من تاسفم از مزدوران افغان آنها است كه اينها كي به هوش مي آيند مثل سك به باداران شان وفا دارند
و خون اين ملت را ميريزند و آخ نميگويند اين ملت مظلوم تاوان چه گناه را ميدهند معلوم نيست فقط يك راه وجود دارد كه ملت اين مزدوران را شناسايي و مثل سگان گذشته از كشور خارج و يا اعدام كنند و ملت خودشان سرنوشت را تغين كند واسلام
به اميد آن روز
>>> عنان مملكت خويش بدست غير مسپار
كه حق طلبيدن كمبر از گدايي نيست
حي اللفلاح
اي مردم براچه اين بار گران را به پيش ببريم سزاي چه گناهي را بكشيم همه بايد متحد شويم دست به دست يكديگر بدهيم خارجي هارا از مملكت برانيم و خود سرزمين مان را بسازيم تا هنوز دير نشده
مادري از افغانستان
>>> کی میگوید؟خوب میکنن کسی که عقل ندارد بمب میبندد به خود بهتر است بمیرد بهتر است ریشه اش خشک شود.
>>> من نه فهمم برادریکه تبصره بالا ایمیل به افغان پیپر نموده است الفاظ صدو نقیص نموده است کاهی امریکائی ها را برائت داده و گاهی از تجزیه افغانستان یعنی به ضد امریکا سخن به زبان آورده است خوب به هر صورت زمانیکه انسان از خداوند غیر جز نفع برای امریکا ئی و کفار باشد از انسان های شیطاان صفت به شمار میاید یعنی قتل برادر افغان هم وطن برایش افتخار باشد به دلیل که از فلان قوم است قوم من خونیست برادر روزی این کفار باشند امروز بالی آن قوم آورده است فردا بالای تو هم میاورد ای برادر القاعده کی بود آیا در زمان جهاد همه مردم که در جهاد دخیل بودند قهرمان بودند همین امریکا در افغا نستا ن نیاوردند همین طالبها را امریکا نیاوردند در آن زمان خو جه تاجک چه پشتون در صفو ف طالب بودند زمانیکه طالب شکست خورد ند دیگر اقوام تمام ملامتی را بالا ی قوم پشتون انداختند و این هم یک توطیه انگلیس کفار میباشد برادر انها در فکر ضعیف اسلان لشکر کشی میکنند برای او پشتون . تاجک و هزاره هیچ مفهوم ندلرن صر یک هدف از بین بردن اسلام میباشد زیرا هر زمان که انگلیس لشکر کشی نموده است در زمان جنگ افغان و انگلیس ضربه های و کشتار را برای قوای انگلیس قوم پشتون وارد نموده بودند حالی میدانند که درصورت که این قوم باشد مذ هب مسیجیت را بالای افغا نها تهمیل کرده نمیتواند هر زمان دشمن حریف قوی را از بین میبرد نه صعیف را برادر یکه حرف های نا سزا و دشنام را برای برادر پشتون میکنند یا از تاریخ آگاهی ندارند ویا متعصب جاهل اند یعنی یک تعداد از جاسوس های کشور های غربی میباشد خو ب غربی هایا شکست می خوردند ویا با هدف خود میرسند زمانیکه یک قوم قوی را شکیت داد میماند همان قوم که روزی برایش غلامی و چاکری نموده قبول نمودن دین مسیحیت آسان بوده هر نوع نظام کفری را بالایش قبول مینماید پس برادر هرکسیکه کلمه الله را میگوید برادر است
>>> قبل ازینکه خارجی ها را از افغانستان بیرون برانید اولأ جواسیس و نمک پرورده های بیگانگان را که همه روزه برای خارجی ها جاسوسی میکنند و لجوجانه هموطنان مظلوم مارا نابود میسازند محو و نابود کنید- مگر نمی بینید که همین دولت مزدور دارد از پشت به این ملت خنجر میزند.!
میلاد
>>> امریکایی ها نمی خواند که هر گز از افغانستان خارج شوند و کوشش می کنند که مردم افغانستان را از بین برده بی عزت بسازند بسوی کفر دعوت کنند
>>> مردم افغانستان ففط با تظاهرات و اعتراض ها جلوی سفارت پاکستان میتواند از مداخله پاکستان در امور افغانستان جلوگیری کنند .
پاکستان باید بداند که مردم افغانستان یک پارچه در مقابل جنایات ظاکستان استادگی میکنند .
زلمی
>>> امریکای ها هر کاری کند پروا ندارد چون بنا به گفته رهبران جهاد امریکا ی ها اهل کتاب اند.
مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است
|