افغانستان یکی از ممالک اقلیتهای قومی در جهان

 

تاریخ انتشار:   ۰۹:۲۲    ۱۳۸۹/۵/۷

کد خبر: 12680

منبع:

نسخه چاپی

((این نوشتار بر اساس احترام به نویسنده نشر شده است))
افغانستان کشوریست که اقوام گوناگون با زبانها و لهجه های گوناگون-نژاد- مذهب – ساختار فرهنگی و رسم و رواجهای مختلف در آن زیست می نمایند که از لحاظ تعداد نفوس هیچ یک از چهار قوم عمده ازبک - هزاره - تاجک و پشتون به تنهائی نمی تواند نفوس اکثریت جامعه را در افغانستان پوره نماید. بناء افغانستان را می توان سرزمین اقلیتهای قومی با ترکیب و ساختار فرهنگی و اجتماعی اقوام مختلف در دنیا نامید.

در افغانستان در طی مدت سه قرن اخیر قدرت به دست یک قوم خاص قرارداشته و تاهنوز نفوس شماری عمومی بصورت واقعی ودقیق درین کشور انجام نگردیده است و احصائیه هائی که تاکنون در باره نفوس مردم افغانستان از طرف نظامهای تک قومی حاکم به نشر رسیده است همواره به نفع قوم خاص در مطبوعات وابسته به نظامهای مسلط تبلیغ شده که دور از واقعیتهای موجود اجتماعی و ترکیب نفوس واقعی مردم افغانستان می باشند. بنابرین هرگونه ادعای اکثریت و اقلیت در غیاب یک احصائیه معتبر و قابل پذیرش اسباب نفاق و بی اعتمادی میان اقوام گوناگون در کشور را فراهم نموده و از تشکیل ملت واحد و یک کشور متحد جلوگیری کرده است.

استبداد و تبعیض قومی- اتنیکی و مذهبی در افغا نستان یک واقعیت تاریخی است و اقوام محروم کشور نمونه زنده و انکار ناپذیر خشن ترین نوع استبداد و بیداد گری ملی ومذهبی در کشور است که هیچ انسان معتقد به عدالت اجتماعی- نمی تواند از آن انکار نماید. که از گذشته های دور تا حال از تلاشهای صدها انسان مبارز در افغانستان که برای تحقق عدالت اجتماعی و رفع تبعیض وبی عدالتی با اشکال و افکار گوناگون رزمیدند وهرکدام نقش و رسالت فداکارانه خود ها را ایفاء نمودند ولی متأسفانه تاهنوز جنبش منسجمی برای برچیدن تبعیض نژادی و قومی در افغانستان از جانب اقوام محروم از قدرت بطور متشکل ایجاد نشده است.

در طی مدت تقریبا سه قرن اخیر که قدرت سیاسی در انحصار یک قوم خاص از چهارقوم عمده افغانستان قرار گرفت و خاصتا از صد و پنجاه سا ل قبل تا استقرار رژيم طالبان و نظام قبیله ای آقای کرزی، حکومتهای نژاد پرست و انحصارگر در افغانستان حاکم است و اين وطن را به جهنمی سوزان برای سه قوم عمدهء هزاره - ازبک - تاجک و دیگر اقلیتهای قومی تبدیل کرده ‌اند که این اقوام در ساحه سیاسی- اقتصادی و فرهنگی در نظام کنونی کدام نقش و سهم عمده نداشته و بیرون از دایره قدرت وحاکمیت تک قومی قرار داده شده است. که اکنون نخبگان سیاسی اقوام تاجک‌، هزاره‌ و ازبک‌ ، صرفا کارمند و دفتردار حکومت قبیله گرای فعلی هستند و آقای کرزی می خواهد از آنان به عنوان سمبول در کابینه انحصارگرای خود استفاده کند و کوچیهای پشتون تبار پاکستانی نیز یکی از چهره های عریان و ساده ستم قبیله حاکم است که در لایه های جامعه با تمام پیچیدگی هایش تنیده است و به پشتوانهء لایه های فوقانی قدرت حاکمه بر اقوام دیگر ظلم و جنایات ضد بشری را انجام می دهد. کوچیها مولود نظامهای استبدادی یک قرن گذشته بوده و همیشه از آن بحیث وسیلهء سرکوب علیه تمامی اقوام محروم و بخصوص مردم هزارهء افغانستان استفاده می شود. که مردم کشورهمه ساله شاهد جنایات نسل کشی کوچی های مسلح طالبی در مناطق هزاره جات و صفحات شمال می باشند. در چند دههء اخیر قوم حاکم با شیوه های گوناگون تلاش کرده است تا نفوس قوم پشتون را نظر به نفوس سه قوم عمده دیگر ازبک - هزاره و تاجک زیاد تر نشان بدهد. گرچه حالا سردمداران قوم حاکم شعار دموکراسی می دهد اما تبعیض قومی- نژادی- حق کشی و بی عدالتی ملی را بر دیگر اقوام دیگرهنوزهم همراه با اینگونه شعارهای فریبندهء انسان دوستانه اعمال می نماید.

افسانه اقلیت و اکثریت در افغانستان بهانه ایست در دست دشمنان داخلی و خارجی و نظام انحصارگر تک قومی که سبب می شود دو دستگی میان مردم کشور با هویتهای مختلف فرهنگی، زبانی، نژادی، مذهبی و قومی را ایجاد نماید و تاکنون هیچگونه تعریف مشخص علمی از قومیتهای ساکن در افغانستان انجام نگردیده و بدین گونه معاملات سیاسی بر پایه مصلحت قدرتهای دور و نزدیک در آن صورت می گیرد در افغانستان اقوام هزاره و ازبک و پشتون و تاجیک و ترکمن و نورستانی و بلوچ و عرب و اویغور و گجور وهمهء اقوام واقعیتهای ملموس قومی و اتنیکی اند ، از آنجائی که میکانیزم کنفرانس بن تا حدودی در باره تعداد تخمینی نفوس چهار قوم عمدهء ازبک -هزاره پشتون و تاجک افغانستان بخاطر تأمین ثبات و سقوط حکومت طالبان مورد تائید و حمایت نمایندگان سه قوم عمده غیر پشتون نیز قرار گرفت که داعیه داران حاکمیت تک قومی بمشکل در زیر فشار جامعه جهانی حضور فزیکی و سیاسی این سه قوم را در کنفرانس پذیرفتند تا این سه قوم رانده شده از قدرت نیز درین کنفرانس حضور نمایشی و سمبولیک داشته باشند چون همهء میکانیزم و اجندای کنفرانس توسط نخبگان پشتون تبار مانند آقای خلیل زاد- اشرف غنی احمدزی- طرفداران شاه سابق و گروه‌های پشتون تبار مربوط به پاکستان اداره و تنظیم می شد که تعین آقای کرزی بجای آقای ستار سیرت نیز نشان از انگیزه برتری خواهانه قومی داشت که در کنفرانس بن تبارز یافت. زیرا در کنفرانس بن تعداد نفوس قوم پشتون نسبت به هریک از سه قوم عمده دیگر بیشتر نشان داده شده است و میکانیزم که در باره ترکیب و تعداد نفوس چهار قوم عمده مطرح گردیده خیلی ها ناقص و دور از واقعیت‌های اجتماعی افغانستان می باشد که این ارقام نفوس بر اساس فشار و مانورهای سیاسی آقایون خلیل زاد و اشرف غنی احمدزی- حامیان شاه سابق وگروه طرفدار پاکستان در کنفرانس تحمیل و قبولانده شده‌ اند. زیرا نفوس تقریبی اقوام پشتون نظر به هریک از سه قوم عمدهء دیگر یعنی هزاره - تاجک و ازبک خیلی ها زیاد و دور ازحقیقت عینی نشان داده شده است. در صورتی که تفاوت بسیار خیلی ناچیزی میان نفوس حقیقی هرکدام از این چهار قوم عمده افغانستان دیده می شود.
حکومت تک قومی آقای کرزی از آدرس قبیلوی حرکت می کند که در آغاز مردم کشور و جامعه جهانی انتظار داشتند که آقای کرزی بستر وحدت ملی را ایجا د امنیت و ثبات را تأمین و بر معیارهای دموکراسی حقوق زنان و معیارهای حقوق مدنی جامعه را مراعات خواهد کرد که چنین نشد که اگر بستر وحدت ملی در کشور ایجاد می گردید سؤال اقلیت و اکثریت نمی توانست مطرح گردد. همین مصلحتهای خارجی و داخلی است که کشور ما در قرن بیست و یکم هنوزهم یک ملت واحد نشده است و بدون حمایت جامعه جهانی توانایی ایستادن روی پای خود را پیدا نکرده است. در حالی که ملل متمدن جهان نه تنها موجودیت گروههای قومی در کشور خود را می پذیرند بلکه رشد فرهنگی آنها را نیز تامین و وحدت ملی را برپایه منافع مشترک و تکیه بر مشترکات ملی تامین می دارند اما در کشور ما با دامن زدن بر اختلافات قومی و فرهنگی و ادعای اکثریت و اقلیت ، بر حقوق مردم محروم تجاوز صورت می گیرد و لی نامش را تامین وحدت ملی می گذارند. پس با سیاست فرا قومی می توان بسوی منا فع ملی نگریست و در این کوره راه از منافع ملی- دموکراتیک مردم سخن گفت و نه با عظمت طلبی و تنگ نظریهای تک قومی و انحصارگرایانه درین سرزمین عذاب کشیده و.تا زمانی که دیو فاشیزم افشا و مهار نشود افغانستان هرگز روی ثبات و آرامش را نخواهد دید.

آقای حامد کرزی رییس جمهور افغانستان یک حکومت فاسد و مافیائی را در کابل اداره می کند در حالی که شکافهای قومی و اجتماعی نگران‌ کننده‌ و فقر مهاجرتهای گروهی در کشور بیداد می نماید و دولت کابل به سوی تک قومی شدن و گرایشات تک قومی و طالبانی حرکت می کند و مسایلی چون دموکراسی - حقوق شهروندی - حقوق بشر و حقوق زنان، به حاشیه رانده شده وتهدیدات در برابر قانون اساسی، جامعه مدنی و آزادی بیان تشدید یافته است. گرچه جامعه جهانی تلاش دارد که در افغانستان ملت واحد را ایجاد نماید اما آقای کرزی مصروف پشتون سازی و ملت تک قومی بوده که درین اواخیر در تبانی پنهانی با پاکستان می خواهد نمایندگان گمنام تر گروه مزدور طالبان را که در کشتار و قتل عام ها - تخریب تاکستانها و زمین سوخته کمتر معروف باشند در مقام های مهم و حساس دستگاه دولتی بحیث والی ها - معینان وزارت خانه ‌ها و روسای مستقل در ارگانهای مرکزی و محلی افغانستان مقرر وتوظیف نمایند. هرگاه توافقات آقای کرزی با پاکستانیها وطالبان به ثمر بنشیند، بدون تردید واقعیتهای سیاسی در کشور به شدت دستخوش تغییر وتحول خواهد گردید.

در.این روزها مردم کشور شاهد بازسازی چهره‌ی طالبان و طالبانی شدن افغانستان هستند. که دولت افغانستان طالبان را «برادران ناراضی» و «بچه‌های افغان» لقب داده تا اینگونه طالبان را بی گناه قلمداد و یک جریان مطلوب معرفی کنند. رخدادهای تلخ وخونین تاریخی دوران طالبان چنان سنگین و وحشیانه‌ اند که هیچکسی نمی‌ تواند وحشت ، قتل ‌عام‌های سیستماتیک طالبان، در زمینهای سوختهء بامیان- شمالی و دیگر نقاط کشور و تجارت زنان افغان در پشاور و دبی را فراموش نماید. گرچه هنوز مدعیان حاکمیت تک قومی در کشور، به ادامۀ سیاستهای استبدادی خود، حاضر به دست برداری از برخوردهای سرکوبگرانۀ قومی در رابطه با اقوام محکوم کشور نبوده ، بلکه به تعمیل این سیاستهای غیر انسانی خود ادامه می دهند. متاسفانه آقای کرزی بنا بر تعصب دیرینه قبیلوی و اندیشه های برتری خواهانه می خواهد برای بد نام سازی و سرکوب اقوام دیگر از امکانات رسانه ای برعلیه سه قوم عمدهء ازبک - تاجک و بخصوص مردم هزاره استفاده سوء نماید که بطور مثال از نشر قومیت سربازی که درین اواخیر بالای سه سرباز انگلیسی حمله نمود تعلقیت قومی او به قوم هزاره تبلیغ و توسط کارمندان پشتون تبار در تفاهم با اقای کرزی در رادیوی بی بی سی نشر گردید و در حالیکه در طی مدت نه سال حکومت اقای کرزی ده ها حمله انتحاری و دیگر حملات تروریستی در کشور انجام گردیده است ولی تا هنوز قومیت هیچ یک از انتحار کنندگان که اکثرا از قوم حاکم بودند افشا و برملا نشده است پس معلوم است که درین حادثه اغراض سیاسی قومگرایانه حکومت کنونی و نخبگان سیاسی پشتون تبار نهفته است.

سیاست خارجی افغانستان درین روزها تحت تاثیر دیپلوماسی پاکستان - طالبان را بازیگر اصلی در معادلات افغانستان می داند و کلید معجزه‌ آسای امور حل بحران کشور را نیز در جیب پاکستان تلقی می کند. در طی مدت دو دهه اخیر بارها رهبران و دیگر مقامات ارشد ملکی و نظامی پاکستان از اکثریت بودن نفوس اقوام پشتون افغانستان سخن رانده است که اهداف مغرضانهء سیاسی مقامات پاکستانی از مطرح نمودن این موضوع زمانی برملا خواهد شد که یک حکومت پشتون تبار دست نشاندهء پاکستان در کابل تشکیل گردد که دیگر اقوام محروم کشور را سرکوب و خط دیورند را این حکومت وابستهء تک قومی برسمیت شناخته و از آزادی وتشکیل حکومتهای مستقل پشتونستان و بلوچستان جلوگیری خواهد کرد و قرار معلوم راهبرد نظامیان پاکستانی طوری عیار ساخته شده که به مجرد عقب نشینی نیروهای امریکا و متحدینش از افغانستان، پاکستان تحت نام طالبان افغانستان را اشغال خواهد کرد. زیرا آی اس آی پاکستان هیچ تصمیمی به پایان دادن طولانی به حمایت خویش از طالبان افغانی بحیث ابزار بازی ندارد. بدین ترتیب تشکیل حکومت افغانستان برهبری آقای کرزی با ا شتراک طالبان مزدور و دیگر گروه های مسلح وابسته به پاکستان به منفعت سیاسی این کشور مداخله گر بوده که منافع سیاسی غرض آلود پاکستان را در افغانستان تضمین می نماید.

خروج سریع نیرو های جارجی از افغانستان می تواند به فاجعه عظیم برای امریکا - جامعه جهانی و بخصوص اقوام محروم کشور منجر شود. که با شروع جنگ داخلی و اشغال افغانستان توسط طالبان زمینه مداخلات همسایگان در کشور مساعد و تمام منطقه را بی ثبات خواهد ساخت. طوری که برخی از نخبگان سه گروه عمده قومی هزاره - ازبک و تاجک نگران آن هستند که معامله بین کرزی- پاکستانیها و طالبان ممکن است منجر به نوعی تکرار جنگ داخلی شبه دهه نود میلادی شود که پیش از تهاجم امریکا در افغانستان، جریان داشت. این می تواند بگونه دراماتیک باعث تحریک و تشویق تندروان اسلامی در پاکستان شده و سرنوشت سلاح اتمی پاکستان زیر سوال خواهد رفت. که می توان به مثابه شکست ستراتیژیک رهبری جهانی امریکا نزد دوستان و هم فکرانش تلقی شده و پیامد های مخرب آن برای سالها دوام خواهد یافت. واشنگتن نباید زمانی دست به تغییر اهداف و راهبرد خود بزند که خونهای بیشتر و ثروتهای هنگفت در تلاشهای بی ثمر از دست برود .

محمد عوض نبی زاده
بیست و پنجم -ماه -جولای – سال -2010 -


نظرات بینندگان:

>>>   `عوض جان نبی زاده با تحیریر این مطلب خود یک مداخله به حریم یک قوم است بازشما چگونه میگویید که حکومت فاشیستی قوم گرایی را پیش گرفته برادر اگر شما واقعا میخواهید مسائل قومی را ازبین ببرید باید از نوشتن همچون مطلب خودداری کنید هرچندمن از قوم ازبک هستم ولی باید گفت که توحین به حریم قوم دیگر جرم پنداشته میشود ولی به همه اقوام دیگر ساکن در کشور احترام دارم و همه آنها را دوست دارم به من فرق نمیکند که رهبری بدنم را کی داشته باشد دست ، پا، چشم و یا دیگر اعضای بدنم .
لطیف روزی
شبرغان

>>>   پس چاره چيست ؟!
زير بار كرزي وفاشيزم رفتن؟
ويا ازادي ودموكراسي واقعي را بدست اوردن ؟
همگي بايد بدانند كه فرصت امروزي اگر از دست رفت ٢٥٠ سالي ديگر طول خواهد كشيد تا خود را از زير بار پشتونيزم بيرون كنيم.
اسد
لندن

>>>   هیچ ملیتی در افغانستان اکثریت نیست.
هراتی....

>>>   تشکر دوست دانشمند .
منطورم از شما نیست صر ف به کسانیکه همچو تفکر دارند .
شرم آور است که در قرن 21 هنوز ما در خیال اکثریت و اقلیت هستیم در حالیکه اروپا به طرف وحدت میرود -فردا اسیا یکجا گردد
و بلاخره جهان یکی شود و مبارزه علیه فقر و دیگر بدبختی ها که بشر را تحدید میکند مبارزه صورت گیرد تا انسان زندگی انسانی پیدا نماید و ملیون ها طفل از گرسنگی نمیرند .
کابل آرزو

>>>   امریکا هیچ وقت عقب نمی رود، دلت جمع باشد، ما برده بودیم و خواهیم بود، و هزاره ها باید هم برده بمانند، چراکه وقتی هر بار که مسعود و عبدالله نمایندگان با غرور قوم تاجک برای شان پیشنهاد اتحاد را کرده اند، آنها بی شرمانه به دامن پشتون ها افتاده اند و جزای خود را هر بار دیده اند، همچنان ازبک ها همینطور کرده اند، پس معلوم میشود، که شما در اصلیت مذدور استید. اگر میخواهید نجات بیابید با تاجک ها یکجا شوید، چراکه ما تبعیض را نمی شناسیم، برای ما هزاره، ازبک همه برادر و برابر استند.
به امید اینکه از خواب بیدار شوید، و دیگر فریب پشتون های پاکستان را نخورید
با احترام
هادی کابل

>>>   آنچه نوسنده عزیز به تحریر د رآورده نشاندهنده گوشه از واقعیت های فعلی است گه در جامعه افغانستان دیده میشود بسی چیزاهای دیگر نیز وجود داردگه باعث بد بختی های مردم این مرزوبوم گردیده است .ازینگه خود را سر گردان به این حرفها نمایم بهتر است گه راه حل پیدانمایم گه تاباشد تمام مردم افغانستان اگثریت باشد بگویم آن راه حل چه است نمیگویم
خب بخاطرخوشبختی همه افغانها گه فرد فرد این مرم حق زندگی دارد حالا میگویم آنچه یعنی "تجزیه افغانستان" گه بتواند همه مردم طبق میل خود دولت بسازد ملت بسازد .....وهر چه میخواهد انجام دهد بدهد . باز هم نیاز نبود گه وقت خود راه صرف این گپ ها نمایم بخاطریگ درهیچ مقطع از تاریخ افغانستان بی بادار نبوده از عرب روس انگلیس حتی پاگستان تا آمریگاه وبا الاخره فرداه یگ دیگرش میاید
ا و مردم خو برده باز هم بادارگ چتلستانی تان تلاش دارد خدا خیرتان را پیش نماید
صاحب نظر در مسایل سیاسی افغانستان

>>>   از نامت پيدا است که از وطنداران هزاره هستی ولی بسيار پر عقده و تاريک فکر شما و ديگر اقوام خو از هيچ نامی بالای طبقه پشتون دزيغ نکرديد تروريست ظالم يکه تازان قدرت وطن فروشان حتی يهوديان..... تاريخ گم شدنی نيست همه درج است که از کجا امده و چه کسي وطنرا فروخته و که دفاع کرده اگر چه برای شخص بنده منحيث فرد از طبقه روشن، جوان افغان و قوم پشتون نوشتن چنين متن لازم نيست ولی برای بخاطر تازه کردن يادداشت شما بايد گفت که ايا دهه هفتاد ياديتان رفت ميخکوبيدن ها زنده سوختاندن ها تماشا کردن زنان حامله در وقت زايمان کابل را کی به ويرانه وحشتناک تبديل کرد ..طالبان؟ همين شما و برادران تان که شخص شما وکالت مظلوميت شان را دعوا داريد و سر از يک گريبان بدر کرده ايد کابل را به قبرستان مبدل ساختيد اخر تمام قدرت را هم به دست اورده بوديد نظام بدست تان بود اخر چی کرديد ؟ ... طالبان چرا بميان امدنند اگر شما خراسانيان و افغانان اصيل چنين قصابی ها را در حق مردم روا نميداشتيد امروز چنين بدبخت نميبوديم همه اقوام خوب و بد دارند ولی بخود حق ندهيد تا يک طايفه و يا قوم را توهين و تحقير کنيد ضرب المثل مشهور است که آفقاب به دو انگشت پنهان شدنی نيست تاريخ تمام اقوام ساکن افغانستان معلوم است من از نظر يک پشتون نه بلکه افغان از همه اقوام افغانستان بخصوص قشرجوان ميخواهم تا درين مقطه حساس آله دست کشور های همسايه و حلقات سياسی درونی چی پشتون تاجک هزاره وازبک نگردبده و افغانستان عزيز را بربادتر نکنيم وطن تان مادر تان است و اولاد فرض خدمت اش دارد نه دعوا وجنگ را چون مادر از همه است نه از يک پسر . . . و اگر بان هم ايديالوژی تان تعغير ناپذير است و نفاق را دامن ميزنيد خوب درست است باز اين گز و اين هم ميدان چون پشتونها هم هوای افغانستان را تنفس ميکنند
عقاب

>>>   یک نفر اگر واقعیت عینی جامعه اوغانستان را نوشت . همه میگوید راه حل را پیدا کنید . تعجب میکنم که این 260 است که راه حل پیدا نشده وبعد ازین راه حل پیدا خواهد شد و تا پشتونا فرهنگ تحمل پذیری را در مغز منجمد شان نهادینه نکند محال است که راه حل پیدا شود .
بیشتر پشتونا از سنگ سیب میخواهد وایا این کار راه حل دارد .ناصر

>>>   سلام به همه !
شايد درک بنده از حقيقت وضع موجود اشتباه باشد . من فکر ميکنم همه بدبختی های ما ناشی ازين است که ، نسل کهنۀ ما به تحجير مبتلاست و نسل جديد به هيچ و پوچ . و همه منتظر معجزه هستيم تا وطن آرام شود . وجدانآ قضاوت کن هموطنيکه اين نظرم را ميخوانيد ، آيا خودشما برای اصلاح کردن شخص خود در راه بهبود وضع کوشش کرده ايد ؟ چرا ما افغانها قبل از اصلاح کردن نفس خود ، خواهان اصلاح کردن ديگرانيم ؟ يکی از بزرگترين موفقيت های دشمنان ملی ما همين ازبين بردن اعتبار و احترام متقابل از بين ما افغانهاست . هريک از کشور های همسايه يا خارجی برای نائل آمدن به منافع شان در بين يکی از اقوام ما رخنه کرده اند و ما را از همديگر متنفر ساخته اند . اگر ما مردم عوام از همديگر خوف نداشته باشيم و همه ميدانيم که سی ميليون افغان مظلوم اسير سي و يا حد اکثر سيصد نفر افغان وطنفروش هستيم ، آيا ما سی ميليون نميتوانيم 300 نفر خائين را زنده به گور کنيم ؟ پس بايد کوشش کنيم تا اعتبار و احترام متقابل ازبين برده شده را با اصلاح کردن نفس خود حيات بخشيم و دوباره به ثمر برسانيم . تا ما مردم مظلوم دست به کار نشويم اين رهبران و سران تا قيامت از زد و بند های شخصی شان فارغ نميشوند . اکثريت عزيزان ميپرسند که راه حل چيست ؟ يک راۀ حل بسيار به ظاهر ساده اما در باطن سنتی و قابل قبول برای همه را من پيشنهاد ميکنم . بايد ما مردم عوام غير دولتی و حزبی از همديگر معذرت خواهی کنيم . مثلآ 500 نفر از پير و جوان قندهار برای معذرت خواهی مزارشريف بروند و از آنها ولو بی تقصير باشند معذرت خواهی کنند و مردم مزار عين عمل را انجام دهند و برای معذرت خواهی قندهار بروند . به همين ترتيب تمام مردم از تمام ولايات . هرچند اکثر خواص مردم در سمت منفی تغير کرده مگر پاس مهمان و پاس آب و نمک در وجود پست ترين افغان هم هنوز زنده هست . و پست ترين افغان هم به مهمان اش آسيب نميرساند ولو قاتل برادرش باشد . ( مهمان و متجاوز فرق دارد )
به همين طريق انشاءالله در مدت کوتاه ميتوانيم به صلح سرتاسری برسيم و يک مشت خائينين در گير ، ديگر شخصآ خود شان بجنگند من و تو که ديگر همديگر را عفو کرده ايم و مشکلی نداريم تا با هم بجنگيم .
به اميد آمدن آن روز !
وسلام ملنگ

>>>   واقعا که مقاله باارزشی بود !!
اما به نظرمن این کشور شاید بوی ملت شدن را هر گز بو نکند!
نظر به تاریخ خون آشام این کشور
وطن دوست.

>>>   اقاي روزي فعلا ما در موقعيتي قرار داريم تا واقعيت هارا بگوييم وديگر نميتوانيم زير ستم ملي يك قوم قرار داشته باشيم زيراامروز مقتضاي زمان چيزي ديگيريست. ما نميخواهيم كه قرباني بدهيم تا وحدت ملي خدشه دار نشود ولي يك قوم ديگر هم در راس دولت باشد وهم در راس مخالفين وهم كوزه باشد وهم كوزه گر وهم گل كوزه
شريف بيگ
شبرغان

>>>   سلام بر همه دوستان عزیز!
من فکر میکنم آقای عوض در ایران کلان شده و از تاریخ و افتخارات افغانستان کاملاً بیخبر است و یا هم تاریخی را مطالعه کرده که ایرانی ها در باب افغانستان نوشته اند. برادر عزیز این یک حقیفت آشکار است که پشتونها اکثریت نفوس افغانستان را تشکیل میدهند. و اګر از مسله اکثریت و اقلیت هم بګذریم. پشتونها به عنوان بزرګترين مدافعین افغانستان در طول تاریخ در مقابل قوای استعمارګر خارجی جاننساری نموده اند که این افتخارات همه درج تاريخ است. از شما خواهش میکنم که تاریخ افغانستان را از زبان مورخین افغان مطالعه کنید و برادران پشتون تان را به اشاره اجنبیان توهین نکنید. زنده باد افغانها، پاینده باد افغانستان.
با احترام
آزاد

>>>   هاهاهاهاهاهاه او ستمی های شاخدار شما بروید از طاهر بدخشی بپرسید، از اقای کامل ، محمود بریالی، احمق شاه مسعود ودیگران بپرسید که ایا درافغانستان مسله ی اقلیت واکثریت وجود دارد ویا خیر؟ ..... ! اگر طیارات (بی 52) نمی بود خدا میداند که شما درکولاب جوالی گیری میکردید یا مشهد و این را هم به یاد داشته باشید که امریکایی ها مثل روسها بیرون رانده می شوند پس درآن زمان برای تان معلوم می شود که مسله ی اکثریت واقلیت موجود است یا خیر

>>>   استاد نبی زاده خیلی ممنون بسیار عمیق ودقیق تحلیل کرده اید ولی حیف که حکومت ما خود دشمن مردم شده است و بسوی قبیله گرایی و استبداد قومی و راندن دیگر اقوام از هسته ی سیاست به پیش می رود.

>>>   دوستان سلام
چرا به وجدان تان مراجعه نمیکنیدکه خوب کرده وکه بد اگر به تاریخ کشور تان مراجعه گنید تمام حرف ها روشن است که کدام قوم درحق قوم دیگر چه جفا کرده است به اسانی درک میکنید شما چند سال اخیر درنظر نگیرید از ظلم وستم که درطول تاریخ بالای مردم ویا قوم های که درمظلومیت قرارداشتند شده است نیز یاد اوری کنید اگر واقعن دوشن فکر هستیدوبه منافع ملی ووحدت ملی می اندیشد.امروز طالب کیست واز کجا امده گل بدین کیست وحقانی کیست در انطرف قضیه ودراینطرف کی ها اند وچه کارهای انجام میشود همه را با وجدان پاک وقلب مهربان وحاضر دانستن خالق توا نامورد برسی قراردهید.به حرف های که درکشور جریان داردوکارهای ضدمنافع ملی با زکز وحدت ملی که از طرف تعداد از مسولین عنوان میشود توجه کنید .حقایق روشن است جای به تهمت بستن ودرع گفتن وجود ندارد مگویند جزیک عیان است چه حاجت به بیان است وهم چنین ضرب المثل است دزدزور صاحب گاورا بسته است وسر زخم مردم نمک پاشدادن کار خوب نیست چرا به تمام قضایا از راه وجدان تان فکر نمیکنید جغرافیای که بنام افغانستان است یک جا با کشور جاچان ازادی خورا گرفته به گفته تاریخ نوسان درکدام حالت قراردارد عامل این همه بدبختی که ها بودندوامروز بزرگ ترین کمک کننده افغانستان جاپان است.به پاکستان وایران فکر کنید واز عمرشان چقدر وقت میگزردودرکدام حالت قراردارند.با این همه اگر دقیق فکرکردید حقایق به شما روشن میشود .باید واقع بین باشید
وسلام خادم از تخار

>>>   سلام به تمامی هموطنان عزیز.
مشکلات داخلی افغانستان که امروزه به مشکل منطقوی و جهانی شده مبدل شده است را می توان مولود ناپاک پدیده قوم گرایی و نژاد پرستی دانست که در این میان تفاوت مذهبی هم در فکر افغان متحجر نقش به سزایی داشته باشد.
همه و همه حتی آقای خلیلی و فهیم که به خاطر کسب نام معاونت در دولت سمبولیک آقای کرزی حضور دارند این تفاوت ها را عمیقا درک می کنند .
ولی این مسئله را چگونه حل کنیم سوال اصلی من است.ایا تجزیه این کشور به دو یا چند کشور مستقل می تواند راه حل باشد؟حکومت فدرالی چگونه چشم اندازی را می تواند ایجاد کند؟
فرزام از شهر نو

>>>   هادی جان! یک زره فکر بکن تاجکها هم بادار خودرا از پشتون انتخاب کرده.آیا عبدالله پشتون نیست؟ آیا مثل عبدالله شما تاجکها آدم روشن فکر ندارید؟ که در ریاست جمهوری ایتخاب بکنید.افسوز بشما که قوم دوم حساب میشوید باز هم مذدور پشتونها استبد.

>>>   عریران مسئول این همه رویدادها در حال حاظر محقق- دوستم و
فهیم میباشد و این بلا را این ها بالای اقوام خود اورده اند نه کرزی بنا حود کرده را نه درد است و نه درمان .
دوراندیش

>>>   عوض جان طوری مزاری خبیث این آرمان ره باخور بگور برده تو هم این ارمان ره بگور خواهد بردی/ آری برار تادیروز شما هزارگی ها به کرزی صاحب رای دادید امروز خون دل میخورید!!!!!!!!

>>>   عقاب !!!
جاي افسوس است كه بوي از تاريخ گزشته نكرده وازجنايت هاي عبدالرحمن ونادرشاه وتا زمان طالبان و...خبر نداشته ويا جابرانيكه شست ودو فيصد مردم بيگناه وبومي اين سرزمين را نابود كردنند از انها به نيكي ياد ميكني
برو كتاب سقوي كه در حكومت عبدالرحمن نوشته شده بيخوان تا اينكه از واقعيتهاي تاريخ باخبر شوي.
اسد
لندن

>>>   خفه نشوید، مقصد من این بوده که همین ما تاجک ها و هزاره ها بوده ایم که به یکدیگر اعتماد نکرده ایم و امروز روزگار ما، معلوم است دیگه. بیاید به یکدیگر اعتماد کنیم
من همچنان از پشتون های افغانستان دعوت میکنم تا دیگر فریب پشتون های پاکستان را نخوردند، آنها هرگز با افغانستان یکجا نخواهند شد، و استخبارات پاکستان آنقدر در آنها نفوذ دارند، که از هر نفس شان با خبر استند.
هادی کابل

>>>   لعنت خدا بر سر شما افغانها که هیچ از این قوم گرای ها خلاص نشدین دیگر روز در خاک میروی باز پیشیمانی میکنی که کاشکی وقت خود را در ابادی و طن صرف میکردم از این قوم گرای کرده در دوزخ جای شما است در آخرت از هیچ کسی پرسان نمشود که از کدام قوم هستی از امال تان پرسان میشود که در زندگی چی کار ها کردی .
افسوس

>>>   مشکل همه ما دوستان درینست که همه ملامتیها و اشتباهات را بگردن دیگران و ملیتهای دیگر میاندازیم و خود و قوم خود را مبری از اشتباه و خطا میدانیم. حقیقت در آنست که در گذشته همه ما بدون استثنا اشتباه کردیم و جرم و جنایت را آگاهانه و یا غیر آگاهانه مرتکب شدیم. اگر کابل ویا دیگر مناطق خراب شد همه اقوام در خرابی آن دست داشتیم خوب یکی کمتر و دیگری زیادتر ولی همه مقصر هستیم زیرا کورکورانه یا حمله کردیم و یا گویا از خود دفاع کردیم و خود را آله دست و قربانی خارجیها و اهداف سیاسی، اقتصادی و مذهبی آنها در منطقه ساختیم. این به آن معنی نیست که همه مردم یک قوم خراب و یا برعکس خوب هستند. یک قوم و یا ملیت یک مجموعه ای از انسانها هستند و در هر قوم خوب و بد یافت میشود.
اما تا به کی دوستان عزیز؟ اگر ما هنوز هم به اشتباهات گذشته خود بپیچیم و همدیگر خود را ملامت کنیم بدون آنکه به اشتباهات خود اعتراف کنیم درز نفاق و اختلافات ما بزرگتر شده و بدبختیهای ما بیشتر و بیشتر میشود. تمام کشورهای خارجی اهداف سیاسی، نظامی، اقتصادی و ... خود را پیروی میکنند و تلاش میکنند به این اختلافات بین ما دامن بزنند و از (سیاست تفرقه بیانداز وحکومت کن) پیروی میکنند و میخواهند به اصطلاح آب را گل آلود کرده ماهی بگیرند. افغانستان نظر به موقعیت خاص جغرافیایی خود همواره مورد علاقه و تاخت وتاز ابر قدرتها و کشورهای همسایه بوده و امروز بیشتر از همه به مثابه تخته شطرنج رقابتهای سیاسی و اقتصادی این کشور ها استفاده میشود. پاکستان، هند،، امریکا، بریتانیا، عربستان، روسیه، ترکیه و ... حتی کشورهایی مثل چین، جاپان بنابر اهداف اقتصادی شان رقابتگران اصلی این بازیها هستند.
مردم کشور ما بنابر مشکلات اقتصادی، فقر، بیسوادی و عدم آگاهی سیاسی شان از یکطرف و از طرف دیگر مهارت و زیرکی این کشور های خارجی در نفاق افگنی و فریبکاری طعمه و آله دست آنها شده و مهره های شطرنج را برایشان بازی میکنند.
برای ما باید ملیت و قوم مطرح نباشد بلکه افغان بودن و یا آنطوریکه بعضی دوستان میگویند افغانستانی بودن و انسانیت مطرح باشد افغانستان خانه مشترک همه ما است و فقط باهم میتوانیم آنرا آباد کنیم. درینجا سهم شما دوستان منحیث باسوادان و صاحبنظران کشور ارزنده تر از همه است.

>>>   سلام به همه
امیدوار هستم صحتمند باشین به نظر من هدف از نوشتن چنین حرفا تحریک کردن یک تعداد دیگر است که حرف نویسنده را سیاه تر ساخته و بیشتر جلوه میدهند میان تهی بودن شان راثابت سازند. به نظر من وظیفه مدیرمسول سایت است تا محتوای مطلب را نشر نموده و مطابق معیارات مسلک خویش وظیفه انجام دهد نه به معیار احترام به نویسنده. ..... زیادی هستند که توهین است آنان را نویسنده بنامیم.
مسئله دیگر اینکه آنانیکه میخواهند تیشه نفاق به ریشه این ملت بزنند چی سودی برایشان خواهند داشت چی فکر میکنند که مفاد خواهندکرد در بخش نظریات خواندم که عبدالله و مسعود را نماینده گان قوم تاجک معرفی داشتند حالا اگر میخواهید افغانستان را خراب کنید شاید صرف بخاطر باشد که با روس های که این دو جناب معاهده و پروتوکول داشتند در افغانستان شکست خوردند و قسم دشمنی از آن زمان خوردند حرکت های شما بخشی از دشمنی آنان نیست ؟ ملتی که شوروی را بپا در آورد و به چندین پارچه مبدل ساخت باید منتظر دشمنی شوروی سابق و روس امروزی و روس مانند های مانند این دوجناب و حامیان شان باشد. آنانیکه با این نوشته ها و اینگونه نظریات خشم و کینه خویشرا نسبت به این مردم و کشور نشان میدهند خودرا به کدام کشوری نسبت میدهند؟ ایران ، که حتی شما را انسان نمیداند ، روسیه ، که دشمنی چندین ساله با مردم این کشور را دارد ، پاکستان که شما مجری برنامه های شان هستید و اسناد اخیر هم نشان داد که هدف شما و پاکستان که کشتن رئیس جمهوری و تشنج در افغانستان است یکی است. ، هند که میخواهد دشمنی چندین صد ساله را بیگیرد. افسوسم به اینست که شما کی هستید چی فکر میکنیدبرای افغانستان بعد از چندین دهه این فرصت مهیا شده است که روبه ثبات و بازسازی و صلح و ترقی برود شما سد راه آن قرار میگیرد. اگر شرم دارید بس است و اگر ندارید بدانید که هیچ چیز نمیتوانید انجام دهید این سرو صدا ها ، تغییر های منفی و امید های میان تهی جای را نخواهند گرفت مطمئن باشید.

>>>   استاد نبی زاده تحلیل کامل ارزش مند را اراه کرده این ارتباط میگیره به فرهنگ و درک درست خواننده از مسله افغانستان حالا هرقوم که کمی منافعش تامین بود خوشحال میشه اما این این خوشحالی ها زود پایان میابد همه مردم به حقوق خود میرسد روی کسان سیا خواهد شد که که حقوق مردم سایر اقوام را نادیده گرفته است
هما

>>>   چاپ ونشر چنین مسایل نه تنها درد را دوا نمیکند بلکه با عث تشنج و انار شیزم درجامعه میگردد هرقوم خوبی ها واشکلاتی در طول تاریخ داشته اند ،باید منحیث گذشته زشت ویا زیبا ه از آن گذشت ومنحیث یک انسان معتقدبه قول خداوند بزرگ که قاضی روز جزاست ،بیاید همه احوال خود را به ذات اوشان بسپاریم وما آینده نگر باشیم ما نباید به اشاره دشمنان وطن برقسیم . ازسایت وزین افغا نپپیر برادر وار خواهشمندم تا منبعد از نشر همچو ..... های تحت عنوان احترا م به نویسنده جدأ خود داری نمایند در غیر ان خدای نا خواسته سایت وزین شما پرچسپ عمال بیگانگان را نخورد
با احترام کبیر از المان

>>>   کبیر از آلمان، آزاده بیان یعنی چه؟ خوب هر کس حق دارد اظهار نظر و عقیده کند، ولی به کسی توهین نکند.
هر چه مردم حرف زنند، خوب است ، آهسته آهسته حساسیت ها از بین میره.
طرفدار آزادی بیان...


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است