دادگاه عالی لازم نمی بیند خود را ذی دخل بسازد
اگر از قانون اطاعت نکردید، شخص دیگری هم پیدا می شود که با توسل به زور از شما اطاعت نکند. اگر مشکلات با زور حل می شد، ما جامعه ای بودیم که چهل سال زورآزمایی کردیم و هنوز هم در همان نقطه صفری هستیم، که بودیم 
تاریخ انتشار:   ۱۱:۲۱    ۱۳۹۵/۱۰/۲۱ کد خبر: 127046 منبع: پرینت

بعد از گذشت دو ماه از رد صلاحیت هفت وزیر کابینه، هنوز حکومت چشم به راه رای دادگاه عالی است و از طرف دیگر شورای ملی اعلام کرده که فیصله دادگاه عالی، هرچه که باشد اعتنایی برای مجلس ندارد.

به گزارش شبکه اطلاع رساني افغانستان(afghanpaper)، گل احمد مدد زی،معاون اتحادیه حقوقدانان افغانستان در برنامه "حاشیه خبر" در خصوص ارجاع تفسیر ماده 92 قانون اساسی به دادگاه عالی توسط حکومت گفت: ماده 92 قانون اساسی در ارتباط با صلاحیت قانونی مجلس در مورد استیضاح و رد صلاحیت های وزرا چنان صلاحیت دارد که هیچ ضرورت به تفسیر ندارد.

مدد زی می گوید: ماده 92 قانون اساسی، وسیله اعمال نفوذ مجلس بالای حکومت است و به همین منظور این ماده در نظر گرفته شده است و غیر از این ماده اعمال نفوذ مجلس بر حکومت نمی تواند مطرح بشود و نظارتی که جنبه عملی و ضمانت اجرایی داشته باشد از هر راهی غیر از این ماده، عملی شدنش بسیار دشوار است.

معاون اتحادیه حقوقدانان افغانستان در خصوص فیصله شورای ملی در ارتباط با هفت وزیر رد صلاحیت شده بیان می کند: از نظر حقوقی، وقتی برای یک وزیر، رای عدم صلاحیت از سوی اکثریت نمایندگان صادر می شود، هیچ دلیلی ندارد که حکومت آن فیصله را نپذیرد و اگر نمی پذیرد به این معنا است که از قانون سرکشی می کند.

وی، درخصوص ارجاع فیصله مجلس به دادگاه عالی از سوی حکومت اظهار کرد:اگر فیصله شورای ملی در دادگاه عالی قضاوت شود، پس استقلال قوه قضاییه چه می شود؟ در حالیکه قانون اساسی خطوط استقلال میان سه قوا را ترسیم کرده و به هر قوه وظیفه سپرده در چوکات قانونی صلاحیت هایشان را پیش ببرند که به این معنا است: فیصله های هر دو مجلس، قابل ارجاع به دادگاه عالی نیستند، مگر اینکه صراحتا قانون را نقض کرده باشند درحالیکه در این مورد هیچ نقض قانونی در کار نبوده و استیضاح و رد صلاحیت وزرای کابینه از صلاحیت های واضح مجلس نمایندگان است.

مدد زی، درخصوص اعلام نشدن حکم دادگاه عالی اظهار می کند: مطابق آنچه در مطبوعات شنیده ام، حکومت هنوز رسما از دادگاه عالی تقاضای تفسیر نکرده است و دلیل دیگر شاید این باشد که دادگاه عالی لازم نمی بیند که در این مورد خود را ذی دخل بسازد و از لحاظ قانونی هم جایی ندارد که دادگاه عالی به خواست حکومت در این مورد جواب ارایه کند.

این حقوقدان، در خصوص راه حل قانونی مساله ای که میان حکومت و پارلمان جریان یافته می گوید: راه حل قانونی را خود قانون اساسی پیش بینی کرده است که زمانیکه مجلس با حکم قانون اساسی تصمیمی بگیرد، حکومت موظف به اطاعت است اما مساله این است که در افغانستان فرهنگ عدم اطاعت یا سرکشی، یک فرهنگ پذیرفته شده است!

وی یادآور شد: نه تنها حکومت وحدت ملی خارج از قانون شکل گرفت که در حکومت قبلی هم، احترام به قانون اساسی وجود نداشت. در سال 82 قانون اساسی تصویب شد و در سال 83 می بایست انتخابات ریاست جمهوری، شورای ملی و شوراهای ولایتی یکجا برگزار می شد و هیچ مشکلی هم از نظر تخنیکی وجود نداشت. وقتی برای انتخابات ریاست جمهوری در سراسر کشور صندوق رای گذاشته شد، مسوولان آن روز می توانستند در کنارش یک صندوق برای انتخابات مجلس و شوراهای ولایتی هم قرار بدهند اما عمدا این کار را انجام ندادند چراکه با این انتخابات ترکیب شورای ملی قانون اساسی تکمیل می شد و روسای این شوراها مطابق قانون اساسی می توانستند در مجلس حاضر شوند و رییس جمهور که محکمه اش به مجلس تعلق دارد را درصورت سرکشی از قانون محاکمه کنند.

مدد زی افزود: در الفاظ قانون 1343، ماده ای بود که پادشاه واجب الاحترام و غیر مسوول است، در ماده 69 قانون اساسی موجود اگرچه صراحتا این مورد خوانده نشد اما پرستیژش را طوری اجرا کردند که رییس جمهور واجب الاحترام و غیر مسوول باشد و رییس جمهور وقت نه تنها به این موارد قانع نشد که مجلس را هم به عنوان یک رکن اساسی دولت ناقص گذاشت.

معاون اتحادیه حقوقدانان افغانستان، درخصوص راهکار در شرایط کنونی افزود: ارجاع کردن به دادگاه عالی مبنای حقوقی و قانونی ندارد و بهترین راه این است که حکومت تابع قانون باشد چراکه قانون مطابق با مصلحت تمام مردم جغرافیای افغانستان سنجیده شده و کسی حق ندارد این مصلحت را قربانی خواست های شخصی بکند. قانون اساسی، وثیقه ملی است و گنجاندن مصلحت های شخصی در قانون، قانون شکنی است.

وی افزود: صراحتا به رییس جمهور می گوییم که اگر از قانون اطاعت نکردید، شخص دیگری هم پیدا می شود که با توسل به زور از شما اطاعت نکند. اگر مشکلات با زور حل می شد، ما جامعه ای بودیم که چهل سال زورآزمایی کردیم و هنوز در همان نقطه صفری هستیم، که هستیم.

کد (26)


این خبر را به اشتراک بگذارید
نظرات بینندگان:

>>>   مردم افغانستان باید یا روش عرفی را بر اساس سیاست کنونی پیش ببرند و یا اینکه روش قضائی را اگر روش قضایئ انتخاب میشود، همه باید به آن احترام بگذارند.

>>>   مافیا گری عبارت است از قانون شکنی که رییس جمهور در راس مافیا و قانون شکنان قرار دارد
م. زمین بوس کابل

>>>   مطلب خیلی جالبی نوشته شده است. کجا چشم بینا و گوش شنوا . سردمداران عقل عالم این مقاله را باید بخوانند تا بدانند متاسفانه اینها هر چه خود خواست فکر میکنند که همان درست است. ارجاع تفسیر ماده ۹۲ قانون اساسی برای تفسیر به داد گاه عالی دو معنی دارد یا میخواهند تا .... خودرا توسط دادگاه عالی پاک کنند و یا اینها از الفبای سواد برخوردار نیست که بدانند درین ماده چه تذکر رفته و چه معنی دارد؟ زمان که تو خود ناقص قانون باشی از افراد عادی جامعه چه توقع داری تا به قانون احترام قایل شوند همان است کهطی قرن ها در نقطه صفری دور میزنیم.

>>>   درختی که تلخ است ورا سرشت
گرش نشانی به باغ بهشت
سرانجام کو بر به بار آورد
همان میوهء تلخ بار آورد
م.ش.ف کابل

>>>   چرا فاشیزم قبیله گرآ تا این حد درمقابل واژه «تاجیک» حساسیت دارد؟
واقعا امروز وقتی به نوار توهین آمیز یک فاشیست متعصب تمام عیار ( قیوم کوچی کاکای غنی احمدزی) را دررابطه به موضعگیری غیر اخلاقی شان درمورد دولت جمهوری تاجیکستان گوش دادم ..باخود گفتم مگر آیا ممکن است یک ناقل گمنام بی هویت تا این اندازه فاقد فرهنگ انسانی بوده باشد که به دیگران وآنهم به تاجیکان با داشتن تاریخ پرافتخار پنج هزار ساله متمدن انسانی بتازد وآنها را " بی هویت " بگوید وتحقیروتوهین کند...!؟
واقعیت امراینست که من هرگز دیگر شک وشبهه ندارم که این گروه قبیله کوچی قطعآ نمیخواهد ویا نمیتواند بافرهنگ انسانی عادت کند و هرگزباهیچ فرهنگ ومدنیت انسانی هرگزساز گارنبوده ونیست واین مقوله سیاسی کاملا نزد شان معین شده است : "هرکه بامانیست ازمانیست " وبااین شعار خو گرفته اند وآنرا عملی میکند ..بطورمثال درحدود اضافتر از دوصده این گروه نابکار سیاه با موجودیت خویش درضمن اینکه مانع پیشرفت این میهن شدند حتی سبب بسا بدبختی های فراوان ازجمله قلع وقم کردن , غضب اراضی , تحمیل هویت جعلی به دیگران وازهمه مهمتر بازی کردن وتازیدن به سرنوشت هویت وتاریخ صاحبان اصلی این مرزبوم گردیند.
این گروه تبهکار فاقد فرهنگ بااینکه بالگد مال کردن تاریخ وهویت تاجیکان... این منطقه ( افغانستان ) اکتفآ ننموده به قول معروف " دلشان یخ نکرده " ؛ حالا به شکل نهایت بی حیای و دیده درای تعصب اش بجای رسیده است که به یک دولت وملت باعظمت چون تاجیکستان « تاجیکان » همچون خفاشان میتازند و تاجیکان را «بی هویت » مینامند وهویتی انسانی که شوربختانه خود از نداشتن اش رنج میبرند. حالا معلوم میشود که تیر فاشیزم حاکمیت موجود درون ارگ تنها متوجه تاجیکان این منطقه نبوده ونیست بلکه حتی موجودیت واژه «تاجیک » برای شان خیلی سنگینی میکند چه رسد به تاریخ وهویت یگانه . گرچه اساسا این جولان بیباک فاشیزم برمیگردد برمعامله گران همتباران خودم که وضعیت را تا به اینجا رسانیده اند ؛ درحقیقت من تمام این بدبختی ها را «محصول همان تیشه بر ریشه میدانم که دسته اش از درخت خودمان بود واست» تا سبب که ریشه ها آهسته آهسته قطع شوند .
من از بیگانگان دیگر ننالم ++که با من هر چه کرد آن آشنا کرد.
به گفته شاعر معاصر تاجیک مرحوم لایق شیرعلی :
جان به قربان تو ای میهن خونین کفنم - بودی بیت الشرفم , گشتی ای بیت الحزنم
تاجیک اندروطن خویش چرا متهم است ؟ یا خطا رفته به تاجیک تولد شدنم؟
گریه من نه ازآنست که درگاهم سوخت - هم نه ازآن است که شد سوخته باغ چمنم
گریه من نه ازآنست که من بیچاره شدم - هم نه ازآنست که فرسوده بود پیراهنم
کریم ازآنکه دوسه بی طرف بی شرفی - به سرم سنگ ببارند که من دم نزنم.

حالا منتظر عکسل العمل آنانی هستیم که تادیزوز دراین سرزمین تاجدار سامانی خوردند ولمیدند وازبرکت این مردم سرفراز کسی شده اند....؛ باید قدروقیمت نان ونمک را ادآ بکنند ...درغیر آن به همان دوسیه لکه های دیگر سیاه شان افزود خواهد گردید».
صفوی.

>>>   بسیار زیبا نوشته اید امید. است زمامداران ما به قانون اساسی مملکت ارج احترام گزارند .
عبدالله ریحان


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است