مراقب سیاست پلنگی آمریکا باشید
سياست آمريکا در منطقه و افغانستان، شباهت به پلنگی دارد که از دور شکار خود را تحت نظارت دارد تا در موقع مناسب او را زمينگير سازد. بلی، سياست آمريکا در منطقه و افغانستان يک سياست زمانگير است 
تاریخ انتشار:   ۱۲:۱۵    ۱۳۹۵/۱۱/۲۸ کد خبر: 129132 منبع: پرینت

روز گذشته بخاطر بررسی اوضاع پیچیده افغانستان نشست شش جانبه به اشتراک روسیه، چین، پاکستان، ایران، هند و با حضورداشت نماینده افغانستان آقای اشرف حیدری که رییس پالیسی وزارت امور خارجه است در مسکو بر گزار گردید.

نمایندگی روسیه را ضمیر کابلوف ریاست این جلسه ایگور مورگلوف معین وزارت خارجه روسیه به عهده دارد. در این نشست نه از آمریکا دعوتی صورت گرفته و نه کسی حضور دارد. نکته قابل توجه این است که آیا بدون حضور داشت آمریکا که آن کشور بر علاوه اینکه خود را اختیاردار افغانستان و جهان می داند می تواند این نشست مسکو نتیجه ای موثری داشته باشد.

آنچه که من باور دارم سياست آمريکا در منطقه و افغانستان، شباهت به پلنگی دارد که از دور شکار خود را تحت نظارت دارد تا در موقع مناسب او را زمينگير سازد. بلی، سياست آمريکا در منطقه و افغانستان يک سياست زمانگير است. آمريکا برای مدت طولانی بخاطر اهداف دراز مدت خود در افغانستان حضور خواهد داشت. با در نظر داشت همه نزدیکی ها به عقیده من، هم پاکستان و هم کشورهای عربی به شمول گروه طالبان در استراتیژی های درازمدت آمریکا در منطقه خیلی مورد اعتماد آمریکا نیستند..

صرف آن کشور از این نیروها به حيث وسيله فشار در معادلات قدرت استفاده می نماید. آمريکا طرفدار نفوذ طالبان و گروه های افراطی در آسيای ميانه و به قدرت رسيدن اين گروه ها در کشورهای آسيای ميانه می باشد؛ با وجودی که عواقب آن برای آمریکا پر مخاطره هم باشد. آمريکا مشکلات درونی روسیه را از نگاه اقتصادی و سیاسی می داند و با وسايلی که در دست دارد از بيرون به اين مشکلات می افزايد تا حکومت روسيه را زمين گير سازد تا به تقاضاها و خواسته های غرب جواب مثبت دهد.

آمريکا تا چندین دهه دیگر از افغانستان خارج نمی شود؛ بخاطر اینکه اصل سوم سياست آمريکا حکم می کند که بخاطر بقای خود نقاط استراتيژک جهان را در کنترول داشته باشد. به باور من اگر امريکا بخواهد قدرت جهانی باقی بماند بايد حضور خود را در افغانستان و آسيای مرکزی حفظ کند. اگر منطقه را ترک کند، اين آغاز پايان کار آمريکا به عنوان يک ابر قدرت خواهد بود.

بدين لحاظ است که آمريکا با تحمل مصارف مالی و تلفات جانی عساکر خويش، باز هم تاکيد دارد که در افغانستان حضور داشته باشد و مصارف اردوی افغانستان را با مصارف بودجه افغانستان بپردازد. بنابراین اینطور باید نتيجه گرفت که افغانستان در عمق استراتژی آمريکا قرار ندارد بلکه عمق استراتيژی غرب عبارت اند از؛ «منابع آسيای ميانه، کنترول و نظارت بر تحرکات چين در منطقه و به بحران کشانيدن آن، جلوگيری از ايجاد يک حکومت قوی در روسيه و محاصره اين کشور از طريق خشکه و بحيره سياه و محدود نمودن وسعت جغرافيايی آن و بلاخره ايجاد حکومت های طرفدار غرب در اروپای شرقی، قفقاز و کشورهای آسيای ميانه و حاکميت در منطقه «اورآسيا» سرمايه گذاری بر منابع انرژی آسيای ميانه و صدور آن به بازار آزاد از طريق کمپنی های غربی» اما افغانستان هم جز مناطق « اورآسيا » می باشد.

اين مناطق مرکز توجه ابر قدرت های جهان است. از سویی ديگر افغانستان به صفت راه عبوری به طرف کشورهای آسيای ميانه است که از اين لحاظ برای آمريکا بسيار مهم است و افغانستان در خط منافع آمريکا در منطقه قرار دارد. فدراتیف روسیه تحت رهبری ولادیمیر پوتین نیز تمام اهداف و استراتیژی های آمریکا را از (الف) تا (ی) در این منطقه می داند.

روسیه می خواهد اهدافی را که آمریکا با حضور خود در افغانستان برای کشورهای آسیای میانه و روسیه دنبال می کند همه نقش بر آب سازد، مقابله و زور آزمایی ها بین آمریکا و روسیه آهسته آهسته سر بلند کرده می روند. در چنین حالتی پس می توان گفت که کشور ما در بدترين و خوب ترين نقطه جهان قرار دارد. بدترين نقطه بخاطر اینکه مرکز رقابت های کشورهای بزرگ در حال و آيند خواهد ماند و ثبات سياسی آن در حال تزلزل خواهد بود. خوب ترين نقطه به علتی که هرگاه قدرت های منطقه و جهان با همديگر به بر سر تقسيم منابع انرژی منطقه با هم به تفاهم برسند و يا آمريکا در اين بازي ها بر ساير رقبا پيروز گردد و يا حکومت روسيه با غرب برسر تقسيم منابع به تفاهم برسند.

در آن صورت غرب در منطقه سرمايه گذاری خواهد نمود و اولين اقدام آمريکا تامين امنيت در افغانستان خواهد بود. کشور ما در آن صورت به يک کشور ترانزيتی تبديل خواهد شد که عايدات سرشاری را به افغانستان سرازير خواهد نمود. استراتيژی غرب که قدرت بزرگ جهان به شمار می رود، اين راه را تعقيب می نمايد. در هر حالت ما منتظر تحولات در آن سوی دريای آمو بخصوص در بهار سال آینده بايد باشيم که تحولات مناطق اورآسيا، سرنوشت سياست جهان را رقم می زند و کشور ما هم از آن متاثر می باشد.

احمد سعیدی


این خبر را به اشتراک بگذارید
نظرات بینندگان:

>>>   سیاست امریکا پلنگی است سیاست افغانستان موشانه است وپاکستان گرگ ،

>>>   اګر روباه های مانند شما که از نیم عمر تان زیاد در یاوی گوی سپری شد چطور دم شکار پلنګ رابګیر انها مردان دیګر است که میګرد.

>>>   جناب سعيدي صاحب! خوب تحليل كرديد منتهي وعده ي ك براي بهار آينده داده آيد زود است.

>>>   جناب سعیدی صاحب!
موضوع صلح افغانستان بسیار پیچیده است. در ست که رهبری صلح باید به دوش افغانها باشد، اما کشور های دیگر دنیا، بغیر از امریکا ، حق دارند که خود را در موضوع بمیان آمدن صلح در افغانستان شریک و سهیم سازند و غم شریک افغانها پندارند.
بنأ ایجاب میکند که کشور های چین و روسیه و هند و جنوب شرق آسیا و کشور های عربی شرق میانه و افریقا و اروپا ، نمایندگی ها رسمی طالبان را در کشور هایشان ایجاد کنند و رفت و آمد طالبان درین کشور ها شروع شود، امید به خدا است که یک روزی نی یک روزی، یکی از جلسات درین کشور ها نتیجه بدهد و صلح در افغانستان برقرار شود.

>>>   در جایکه شیر ها باشد بلاخره این پلنگ هم مثل دیگر پلنگ ها فرار می کند .

>>>   به فكر من أمريكا شلغم شاريده نه دول آش مانده نه بويش و نه ان رنك رخش
أمريكا نه تنها بايد أفغانستان را ترك كند بلكه از بسياري جهان خداحافظي كند همه جهان كشاهاي اول اخر داشته أمريكا هم به همان مراحله نزديك شده است


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است