این زخم ناسور غیر قابل التیام است
 
تاریخ انتشار:   ۱۹:۴۱    ۱۳۹۶/۱/۱۵ کد خبر: 131264 منبع: پرینت

افغانها به اندازه ای متشتت وپراگنده اند تا سرشان به طاق لحد نخورد بیدار و هوشیار نمی شوند.
در واقع دیگران ما را چنین خام وگول نگهداشته اند اختلاف و دودستگی را میان اقوام باهم برادر ما تبلیغ و ترویج نموده به دستور ما را از همدیگر دور قرار داده اند.
در گذشته هااین همه تبعیض و بدبینی میان ملت وجود نداشت اگرهم بود به این حد و پیمانه نبود از روزگاران که احزاب سیاسی مزدور و دنباله رو بمیان امد و هریک به نفع یک کشور وپکت ما را استعمال نمودند.
این همه بدبختی و نارسایی ها هم شروع گردید حال هر چه شده و ما را به این مرض مهلک مبتلا ساخته اند دیگر این زخم ناسور غیر قابل التیام است و اتحاد و همبستگی و وحدت ملی در میان ما با وجود این همه عین و غین و کاف و گاف ناممکن و محال به نظر می رسد.
مگر اینکه لطف خداوند شامل حال همه گردیده و ریشه این قومگرا ها و عظمت طلبان بخشکد و بساط انها همه از این دیار شیر مردان و دلاوران برچیده شود و مردان صادق و وطن دوست و ملی روی کار ایند و پرچمداران غلامی و وابستگی نابود گردد و استعمار گران و طماعان بی رحم ضعیف شوند و یا رحمی در دل های سنگ شان تاری گردد انگاه ما ملت واحد و متحد بار خواهیم امد.
هرچه در شرایط کنونی و برای فعلا همسایگان ازمند درست به فرمایش دیگران که نیت جهان گشای و بسط استعمار دارند دست از این ملت نیازمند و محتاج و بی پناه بر نخواهند داشت نه به اتک قانع است و نه هم به متک چشم به ماورای پل حیرتان دوخته اند تا چشم کار می کند و به عقل می گنجد و در خواب و خیال طاری می گردد هوای اشغال و تصرف ان را دارند و هنوز این کره ی خاکی برای شان تنگی می نماید.
در سیارات دیگر پی اب و حیات اند از این رو این سرزمین را از مردهای به معنی کلمه خالی می سازند و به چند کله قاق ها بسنده نموده و افغانهای جاندار را که تا ایندم نابود ساخته اند و در اینده نیز در نیات شوم شان نقشه ای نیستی شان را دارند تا انگاه که جای خاینین را داود خانها و نجیب ها {باهمه بدی های که داشت} و سایر نیاکان پاک طینت و هواخواه ملت پر نمایند و یا خروج مهدی موعود فرا رسد و این نا مسلمانها و اجیران را گردن زند و افغانستان و جهان را از عدل و داد پر سازد و تا اندم یا الله و یا نصیب
شیخ علی بلخابی سرپلی


این خبر را به اشتراک بگذارید
نظرات بینندگان:

>>>   بلخابی هم مشکل رابه گردن زدن حل میکند
ر

>>>   عمر راوی
امید دارم که از این موج نوین همنوایی و پشتیبانی مردم، به ویژه از این جوش و خروش تازه ایکه در میان جوانان تاجیک خلق شده است، عدالتخواهان بتوانند درجهت سازماندهی مردم و ایجاد تشکیلات و ساختارهای سیاسی و اجتماعی موثرتر ، دست آورد های خوب داشته باشند. در چنین لحظه هاست که یک جریان سیاسی قوت بیشتر میگیرد و پایه های اجتماعی اش محکمتر میگردد. اگر از این موقعیت های خاصی که برای یک جنبش سیاسی پدید میشوند، آن جنبش نتواند حد اکثر بهره های لازم را ببرد، در کار خویش ناکام است. در پی این موج همدلی مردم ، سزاست که چشم به راه یک تحول کیفی در کار جنیش عدالتخواهی تاجیکان باشیم.

>>>   Najib Salam
متوجه باشيد كه قبيله ، دلقكان و عروسك هاى خود را فعال خواهد كرد تا اين انجمن عدالتخواهى را صدمه بزنند. دقت كنيد و اجازه ندهيد تا از عقب خنجر بزنند. اين شيوه يى تخريبكارى قبيله خيلى موثر است .

>>>   Bahder
فراخوان وبسیج عمومی ملی علیه سیاست سنگسار .توحش .تخویف .توهین وتحقیر از دریچه قومیت کمال ناصر اصولی وکیل خوست در شورای ملی کلیه اقوام کشور را به چلنچ کشید یا یوغ واسارت یک قوم را در عصر دموکراسی بپذیرید ویا خارج تان میکنیم از کشور (داگز دامیدان ) .
بیاید متحدانه با اصول پذیرفته شده دموکراتیک در برابر تابو های عفریت ضد اتحاد ملی .عدالت .برادری .برابری .زیست باهمی شهروندی بپا خیزیم ...
تا دیگر هیچ تابوی عدالت را مورد رگبار سنگسار وتوحش عصر جاهلیت قرارندهد ...

>>>   Haroon Mutaref
مدعيانِ اراضي آن طرف مرز ديورند و آنانِ كه ظاهرن جلوه مي دهند مرز ديورند را به رسميت نمي شناسند، از وحيد عمر گرفته تا لالي تا اسماعيل يون، اصولي و ... هيچ كدام اينها نتوانسته اند در «گفتمان ديورند»، منطقي و مستدل وارد بحث شوند يا دست كم مقاله اي نوشته باشند تا قناعت مارا هم فراهم كنند. من سعي كردم تمام افراد كه درين مورد موضع گيري دارند يا مي نويسند- را دنبال كنم تا بتوانم تكه نوشته اي دريابم كه ريشه در مستندات داشته باشد و منطقن مورد اقناعِ همه قرار گيرد، متاسفانه هنوز نيافته ام. آنچه از وحيد عمر و ديگران در مورد ديورند خوانده ام، بيشتر جنبه هاي اخلاقي و عاطفي و احساسي داشت تا علمي و عقلاني. اينها ادعا دارند كه ما دعواي مردمِ ساكن آنطرف مرز را نداريم، بلكه خواستار إلحاق شدنِ اراضي آن طرف مرز را تا «اتك» داريم كه قبل از امضاي ديورند مربوط «ما!» بود. ولي بدون آن كه برهانِ علمي و شواهد تاريخي بيارند، تاكيد كردنِ اخلاقي بر اينكه عبدالرحمان زير فشار انگليس قرار داشت و شاهانِ پس از عبدالرحمان، حبيب الله خان، امان الله، ظاهرشاه، نادر، حتا كرزي و غني نيز اشتباه كردند و اين از صلاحيت مردم بود/است، اما وقتي ما رجوع به مردم و ريفراندوم در دو سوي مرز را هم پيشنهاد مي كنيم، هم نمي پذيرند. فقط مي گويند «نه منو» و بس. به نظر من دامن زدن و ادعا بر آن طرف مرز توسط تعدادي بدون مدرك و منطق، جنبه سياسي و عاطفي دارد. مثلن وحيد عمر با اين نوع نگرش به ديورند ممكن مي خواهد منافع شخصي و تداوم كارش در رده هاي بلند حكومتي را حفظ كند، يا اسماعيل يون، لإلي يا امرالله صالح، با اين موج و تبليغات مي خواهند سربازگيري كنند و در مسله داخلي كشور جلب حمايت داشته باشند. جالب است وقتي در ميان اين همه مرزهاي كه در زمان انگليس در شمال، شرق و غرب كشور شكل گرفته، براي اينها تنها مرز ديورند مطرح است و بس. اگر قرار باشد نسبت به مرزها تجديد نظر صورت گيرد، مرز با تاجيكستان، اوزبيكستان، ايران چين و ... نيز تجديد نظر صورت گيرد. نتيجتن دامن زدن به نشناختنِ مرز ديورند بيشتر جنبه سياسي و مصرف داخلي دارد و اين سياست ورزي عوام زده گي را داوود خان بنا كرد كه هنوزم توسط تعداد ادامه دارد.

>>>   Zahir Ariaie
امروز اكثريت تيكه داران فاشيزم به خوبى اگاه اند كه كسانى چون امرالله صالح از هر موجى براى منافع سياسى خود استفاده ميكنند حتى اگر در مقابل يك سياست مدار ديگر تاجيك باشد. أنها مى دانند كه چنين أفراد فرصت طلب يك دلال سياسى اند تا سياست گر واقع بين و قابل اعتماد، از همين رو به او اهميت قائل نيستند . تفكر پشتون والى نيز اين اجازه را نمى دهد تا از يك چنين فرد مربوط به تبار ديگر حمايت شود. اين را خود صالح هم مى دانند . اما او به سياست منحيث ميدان واقعيت گرايى نمى بيند بلكه مانند دريايى مى بيند كه از فرصت بوجود أمده استفاده سياسى كند و ماهى بگيرد. در ميان توده هاى پشتون كسانى چون پدرام حتى اگر در اثر تبليغات زهر اگين چهره قومى داده شده باشد در دراز مدت نسبت به صالح ها قابل اعتماد تر است چون پدرام معامله و دروغ سياسى در كار نامه ندارد و با رجوع به واقعيت ها بحث قابل فهم و منطقى عريان به راه مى اندازد. فاشيزم نيز از صالح منحيث پلاتفورم موقتى گاه گاه با دادن امتياز در بدل وفا دارى و سياه نمايى درون تاجيكى استفاده ميكند.اين براى انها يك معامله برد برد با طرف معامله است . من بار ها از اين دريچه خطاب به يك عده محدود از نسل جوان كه هنوز منتظر جو #لغمان اند تاكيد كرده ام كه شما توسط يك عده دلال كنترول و انها در گرو فاشيزم اند كه معنى ان كنترول شما توسط چهره هاى است كه براى شما اميدواهى خلق ميكنند واز نام شما براى منافع خود در ميدان قبيله قمار ميزنند.
اما به نظر مى رسد كه بلاخره اين سلسله به پايان خود نزديك ميشود و ديگر هيچ شخص #مرموز نمى تواند جوان اگاه اين سرزمين را بفريبد.

>>>   عطا صفوی
مهر تایید برجعلی بودن تاریخ قریب به دوصده اخیر افغانستان...!
خاین و یا قهرمان؟ سیاه ویاسفید؟
-----------------------------------------------------------------
هموطنان پشتون مان تا دیروز امیرعبدالرحمن خان راقهرمان... قلم دادمینمودند ، ولی ناگهان در چند روز اخیربا دیدگاه همچون باد های موسمی به وی مهر خاین بودن وهم دست نشانده را زدند . بلاخره بااین سردرگمی تکلیف مردم ومشکل تاریخ چه خواهد شد؟ این دیگر غیرممکن وبدور ازمنطق انسانی است که یک شخص درعین زمان هم خاین وهم یک قهرمان بوده باشد...این شباهت به آن دارد که برای مردمان یک جامعه قبولانده شود که دروقت ضرورت رنگ سیاه را باید سفید بگویید ویاهم برعکس.. قطعآ دیگر نباید شکی داشت که تاریخ قریب به دوصده اخیر این سرزمین کاملا سراپا جعلی وسیاه است .

>>>   Ariaie
هيچ احتياجى نيست هر بارى كه يك موجود ذليل ، بى سواد، وحشى يك ياوه يى را با همان نحوه منحصر به فرد خود شان تكرار كرد ما صد ها مقاله بنويسيم. اين مانند أفتاب با هزاران سند و مدرك درج تاريخ است ، هر گوشه وطن تاريخ و سند است كه اخرين قومى كه به خاك خراسان منحيث مهاجر وارد شدند كدام قوم اند. اين موجودات ذليل حرف شان حرف كدام محقق و دانشمند نيست كه ما ان را تلاش كنيم غلط ثابت سازيم حرف كسانى در پارلمان است كه اگر عقب ماندگى جامعه پشتون نبود انها خَر كارانى بيش نبودند . اينكه مردم پشتون چنين موجودات جالب و نادر را نماينده خود انتخاب ميكنند از يك سو جاى تاسف است، از يك سو مشكل خود شان است و چرنديات احساساتى و ناشيانه شان در عمل هيچ تأثيرى ندارد و چيزى را تغير نمى دهد جز اينكه براى لحظاتى عطش وحشت و تبعيض عده يى مريض و حامى خود شان را تسكين دهد و بگويند : د زمرى بچه يه
اما بر حال من تاجيك پر افتخار و متمدن، بر تاريخ من، به باور من، به عقيده و ارمان من هيچ تأثير نكرده و من همان حرف را تكرار ميكنم و از مواضع اقاى پدرام سياست مدار كه مردم تاجيكان به او افتخار ميكنند حمايت ميكنيم و مرز ديورند را مرز بين المللى بين دو كشور مى دانيم !

>>>   این روزها ، به یک حساب ، روزهای " پدرام " اند. پدرام ، گفتمان روز را تعیین کرده است. در همه جا، سخن از پدرام است. در میان مردم ما محبوبیت پدرام ، در همین چند روز به اوج رسیده است. دسته دسته مردم از چهار سوی افغانستان به دیدارش می آیند و حمایت خویش را از او اعلام میدارند. به ویژه جوانان با یک شور و شوق زیاد از پدرام یاد می کنند و میخواهند در کنارش باشند. آرزوی من این است که جناب پدرام بتواند از این موقعیت به سود همبستگی بیشتر و سازماندهی بهتر مردم بهره گیرد. در چنین حالت ها، میشود حرکت های بزرگی را بنیاد نهاد. اگر گپ تنها به چای نوشیدن و قصه کردن و " آمدی تشکر" ختم شود و دیگر هیچ دستآوردی از این همه جنبش، از این موقعیتی که ایجاد شده است، نداشته باشیم ، کار خوب نمی شود.

>>>   وضعیت چنین است:

-پدرام می‌گوید مرز دیورند براساس اسناد تاریخی مرز رسمی میان پاکستان و افغانستان است، یکی از علل‌ کشیدگی سیاسی کشور ما با پاکستان همین خط است که از سوی افغانستانی‌ها "خط‌فرضی" عنوان می‌شود و استراتژی کلان امنیتی افغانستان نیز این خط را در مناسبات رسمی "خط‌فرضی" قلمداد می‌کند.

-زن اسماعیل یون می‌گوید پدرام هم‌جنسگراست

-خود اسماعیل یون می‌گوید پدرام "افغان" نیست و حق ندارد در مورد "اوغانستان" اظهار نظر کند.

-مسلمیار که گفته می‌شود قبلاً ریگشاران بوده در جلال‌آباد می‌گوید این حرف پدرام احمقانه است

-اصولی می‌گوید، اگر این حرف‌ها را تکرار کنید از "اوغانستان" می‌کشَیم‌تان بیرون!

-آرش‌کمان‌گیر می‌گوید پدرام جاسوس است و وظیفه جاسوس‌ها ایجاد کردن شق در جامعه است

-پشتون‌های آن‌طرف مرز دیورند پرچم اوغانستان را در اعتراض به این مسائل می‌سوزانند و نواده عبدالغفارخان می‌گوید ما پاکستانی هستیم

- من حیران هستم چه بگویم!

>>>   Zahir Ariaie
شما در حال طرح و إبراز راى خود براى حل غده سرطانى بنام مرز ديورند هستيد. با شجاعت حرف خود را با منطق كه پشت ان خوابيده إبراز بداريد . اين غده سرطانى يكى از مهم ترين عوامل جنگ، بدبختى ، عقب ماندگى ، و درماندگى كشور و ملت است. انهايكه مى گويند شرايط براى طرح ان اماده نيست معامله گران فروخته شده يى بيش نيستند. يك عده يى ديگر نيز از چنين موج هاى مردمى با إبراز وفا دارى به ستون ظلم فاشيزم ميخواهند براى خود ماديات دست وپا كنند كه مطمناً اين روز ها همه را شناختيد. اينها بياييند بگويند كدام زمان براى طرح چنين مسله يى دلخواه است؟ مطمناً هيچ وقت!
از اين اينها بپرسيد اكر ديورند به عقيده شما حساسيت برانگيز است، در مورد شناسنامه ها چى كرديد؟
در مورد جابجايى هاى قومى در دولت چى كرديد؟
در مورد برادر خواندن قاتلين ملت چى كرديد؟
در مورد فساد موجود چى كرديد؟
در مورد صد ها ظلم جارى ديگر چى كرديد؟
شما حتى مرد نيستيد واژه دانشگاه را كه زبان مادرى تان است استفاده كنيد!
شما يك مشت فريب كار دروغ گو و منافق فرصت طلب بيش نيستيد.
اين يك مسله بسيار واضح و مردمى است شما سفسطه بأف هاى لفاظ برويد از مردم بپرسيد. تا پاسخ بگيريد اما متاسفانه انقدر ترسو هستيد كه از يك ديدگاه فيس بوك هم فرار مى كنيد. اينجا يك ملت هر روز خون مى دهد اما شما نامردانه در فكر حفظ پروفايل سياسى و پركردن جيب هاى خود هستيد.

>>>   محمدی پژوهشگر و تاریخ نویس:
معاون مجلس (احمدزی) حق ندارد که برای ما بگوید که در باره مرز دیورند چی بگوییم و چی نگوییم. اگر من حق ندارم پس چرا ۲۱ نفر سرباز تاجیک و هزاره و ازبک در غازی آباد کنر سر بریده می شوند؟ چرا جوانان فاریاب، بدخشان، پنجشیر، هرات، پروان، کاپیسا، بلخ و بامیان برای دفاع از کندهار و هلمند و ننگرهار می روند و در آنجاها جان خود را از دست می دهند؟ بنان تو احمدزی حق نداری که برای من در باره مرز دیورند خط و نشان بکشی.. بیشتر از این نمی خواهیم که جوانان از بین بروند و این مرز باید بسته شود.
گردآورنده: احمد شاه فرید

>>>   از آمدن و مهاجرت شما به افغانستان فعلي بيش از ٢٥٠ سال نميگذرد و هيچگونه شواهد و آثار و اسناد تاريخي كه حضورتان قبل از ٢٥٠ سال در اين سرزمين را ثابت كند وجود ندارد و خودتان هم ميدانيد كه در اين خاك قدامت تاريخي نداريد و هنوز هم نام دوم تان ناقلين يعني مهاجرين است.
پس بجاي اينكه أكت و اداهاي دايه دلسوزتر از مادر را درآوريد و اقوام و ساكنين بومي اين خاك و سرزمين را تهديد به اخراج كنيد بياييد از انتحار و انفجار و تخريب و بخاك يكسان كردن اين وطن دست برداريد

>>>   قابل توجه آقايان لإلي حميدزي، كمال ناصر اصولي و بقيه ناقلين و مهاجرين محترم !
نویسنده محترم علی ترکمنی..
بيدون شك، مناطق كه فعلاً خط ديورند يا وزيرستان خوانده ميشود كه در سابق بنام كوه سليمان ياد ميشد موطن اصلي و سرزمين آبائي و اجدادي شماست و شما برادران مهاجر حق داريد آن مناطق را خاك و وطن خود بدانيد.
اما از آمدن و مهاجرت شما به افغانستان فعلي بيش از ٢٥٠ سال نميگذرد و هيچگونه شواهد و آثار و اسناد تاريخي كه حضورتان قبل از ٢٥٠ سال در اين سرزمين را ثابت كند وجود ندارد و خودتان هم ميدانيد كه در اين خاك قدامت تاريخي نداريد و هنوز هم نام دوم تان ناقلين يعني مهاجرين است.
پس بجاي اينكه أكت و اداهاي دايه دلسوزتر از مادر را درآوريد و اقوام و ساكنين بومي اين خاك و سرزمين را تهديد به اخراج كنيد بياييد از انتحار و انفجار و تخريب و بخاك يكسان كردن اين وطن دست برداريد و صادقانه براي آبادي خاك و سرزمين كه در آن مهاجر شده ايد و زندگي ميكنيد كار كنيد.
ميدانيم كه وطن آبائي تان را فروخته ايد و هيچگونه دلبسته گي به خاك و سرزمين ما هم نداريد و بارها اين خاك را هم فروخته ايد ولي مردم و اقوام بومي اين سرزمين، خاك وطن شان را آزاد كرده اند و از شما هم نخواسته اند كه به وطن اصلي تان برگرديد.
البته آنعده از برادران ناقلين ما كه هواي موطن آبائي شان يعني كوه سليمان ديره و ملتان را دارند ميتوانند به وطن اصلي شان برگردند كسي مانع شان نشده است بروند خدا نگهدار شان.
افغانستان فعلي متعلق به اقوام غير پشتون و ملك و سرزمين آبائي و اجدادي آنهاست و مردم اين سرزمين هم بخاطر چند خانه ناقل و مهاجر نميخواهند بالاي ملك و خاك ديگران دعواي مالكيت كنند.
ناگفته نماند كه برادران ناقل ما اگر صد سال ديگر هم تلاش كنند خودشان را از زير يوغ پاكستان خلاص نميتوانند و پاكستان خط ديورند كه هيچ بلكه تمام قوم پشتون را رعيت و امت پاكستان و مناطق پشتون نشين را جزئي خاك پاكستان ميداند.
و اين مسئله را برادران ناقل و مهاجرين ما خوب ميدانند كه بيدون كمك و حمايت پاكستان در افغانستان هيچ كار نميتوانند و پاكستان هم صد در صد مطمئن است كه پشتونها هيچ اقدام عليه پاكستان نميتواند چون شاه رگ حيات سياسي نظامي و اقتصادي پشتونهاي ناقل در دست پاكستان است.
بناءً اين پوف و پتاق ناقلين و مهاجرين چون اصولي و يون و لالي ووو عليه مردمان بومي اين سرزمين از زور پاكستان است و در اظهارات شان هم از زمان طالبان بعنوان مثال ياد ميكنند و شما ميدانيد كه طالبان يكي از شاخه هاي آي اس آي پاكستان است و در آن زمان طالبان تحت فرمان ارتش پاكستان عليه مردم بومي افغانستان ميجنگيدند.
برادران ناقل و مهاجر اگر واقعاً خواهان آزادي و تصاحب سرزمين آبائي شان هستند چرا عليه پاكستان نميجنگند ؟
چرا در پاكستان خودترقاني نميكنند و سرك و مكتب و شفاخانه و پل و پلچك را منفجر نميكنند كه تحت فرمان پاكستان اين اعمال غير انساني را در كشور ما و عليه مردم اين سرزمين انجام ميدهند؟
از يكطرف تحت امر پاكستان عليه كشور متبوع خود ميجنگند و از طرف ديگر ادعاي گرفتن خاك پاكستان را دارند.

>>>   پشتون نمك حرام و بد قول اند هر انچه اموخته اند از بركت زبان فارسي است اگر توانستن بخوانند بنويسند شيوه لباس پوشيدن و غذا خوردن همه و همه از كمال همين زبان است. و از همين فارسي زبانان است

>>>   Saboor Raheel
با عرض سلام به هردو عزیز دردانه، جناب پدرام و جناب معترف!
از نظر من طرح مسایل به محوریت یک شخص به بیراهه رفتن است. طرح مسایل بر محور آجندا و برنامه رهگشا خواهد بود.
اگر آنچه آقای پدرام پیرامون رسمی بودن خط دیورند گفت، حرف و برنامه خودشان است، پس به ما چی؟ اگر این حرف و این مساله به همه مردم ما متعلق است، پس با تشکر از جناب پدرام که با قاطعیت آن را مطرح کرد باید موضوع را پی بگیریم. نگذاریم که اگر پدرام صدا بلند نکرد، این مساله بخوابد.
موضوع خط دیورند، بهانه یی بیش نیست. فاشیزم قومی این را بهانه و وسیله یی قرار داده است تا بگوید که چون افغانستان کشور پشتونهاست، باید پشتونهای آنسوی خط نیز با افغانستاان بپیوندند. فاشیستها خود نیز به روشنی می دانند پیوستن پشتونستان به افغانستان خواب و خیالی بیش نیست. اما با گرم نگهداشتن این مساله فقط و فقط می خواهند بگویند که این کشور مال پشتونهاست. مسالۀ پشتونها درسراسر جهان باید از مرکزی پشتونها ( به زعم خود شان) اداره شود این مرکز افغانستان است.
فاشیزم با پاکستان هیچ مشکلی ندارد. ما و شما دیدیم که فاشیزم به حاکمیت طالبان (تو بخوان حاکمیت پاکستان) هیچ مشکلی نداشتند و به آن سر نهاده بودند و هنوز هم حسرت حاکمیت طالبان را می خورند. چرا که در حاکمیت طالبان حاکمیت پشتون توسط پاکستان تامین شده بود. پس مشکل با پاکستان و یا الحاق کشور به پاکستان ندارند. مشکل شان اینست که اگر افغانستانی تشکیل شود و ثبات بیابد، این کشور در قبالۀ بابای اینها باشد.
پس مقابله با فاشیزم به مثابۀ یگانه سد راه امنیت، ترقی و عدالت، تنها کار جناب پدرام نیست و خط دیورند نیز یگانه آوردگاه با فاشیزم نخواهد بود

>>>   چرا #فاشيزم از أرائه إسناد و شواهد در مورد ديورند و پرسش هاى #پدرام عاجز ماند؟


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است