حمله طالبان شرم گين و آبرو ريزي است
 
تاریخ انتشار:   ۰۹:۰۹    ۱۳۹۶/۴/۲۴ کد خبر: 135865 منبع: پرینت

حمله طالبان به نيروهاي مشترك ارتش و پوليس نظم عامه، در حومه شهر كابل، شرم گين و آبرو ريزي است.

حمله زمان رخ داده است كه نيروهاي امنيتي براي انجام يك عمليات أز خاك جبار كابل به ولسوالي ارز لوگر مي رفتند، نيروهاي تا دندان مسلح و با امادگي تمام اما در جريان راه با كمين طالبان روبرو شده و نزديك به سي تانك هاموي و رنجر هاي شان بدست طالبان مي افتد.

طالبان كه از انتقال اين هم تجهيزات عاجز مانده اند، همه را به آتش كشيده اند و جنگ افزار ها را باخود برده اند، وزارت دفاع هم تاييد مي كند كه در اين حمله دو سرباز ارتش كشته و سه تن ديگر زخم شده اند،سه پوليس نظم عامه هم تا اكنون نا پديد هستند.

در جريان سال هاي اخير اين نخسين بار است كه طالبان اينگونه در پايتخت به نيروهاي امنيتي تاخت و تاز مي كنند، شكست راهبردی استخباراتي و ضعف رهبري نيروهاي امنيتي سبب شده است كه اين نيروها حتی در حومه شهركابل اينگونه طعمه هراس افگنان شوند، این حمله نشان میدهد که ریاست امنیت ملی سخت در یک وضعیت شکنندگی و آشفتگی به سر می برد،
ص حامدحيدري


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
طالبان
حمله
نظرات بینندگان:

>>>   Haroon Amirzada heeft 3 nieuwe foto's toegevoegd.
کاش عبدالله هنرمند "ستاره افغان" بود نه یک سیاست مدار سنگ دل

داکتر عبدالله دنیای خود را دارد. او عاشق خود است. او سوپر ستار دنیای خود است.‌سیاست برای او بازیچه ای برای خوش گذرانی، مود و فشن، ضیافت، تشریفات و بزم و هنر نمایی است. او غم هیچ چیز را ندارد. کشور در جهنم می سوزد اما او غرق در دنیای خوش گذرانی است. او خوش دارد لباسهای پر زرق و برق و رنگارنگ فیلمی بپوشد. از او توصیف کنند. با او عکس های فیسبوکی و تلویزیونی بگیرند.
او در هر سفرش در جهنم جنگ، فقر و بی عدالتی در ولایات مختلف برای خود محفل بزم، تفریح و سرگرمی ترتیب می کند. اشک یتیمان، شکم گرسنه فقرا ، بی عدالتی ها و داستانهای تراژیک مردم برای او مثل داستانهای فلم های هالیووداست و ارزش اشک ریختن و یا غم شریکی ندارد.
کاش جان کری بجای ۵۰ فیصد شریک قدرت با اشرف غنی بیمار روانی برای او ۵۰ فیصد نقش در فلم های هالیوود می داد.
کاش استاد عطا محمد نور بجای مصارف گزاف بر سر او بحیث سیاستمدار در هر انتخابات او را بحیث هنرمند در ستاره افغان به آریانا سعید معرفی می کرد تا با هنر نمایی هایش هنر و موسیقی افغانستان رشد بیشتر می کرد.
به باورم عبدالله به بامیان برای شنیدن و کمک عملی به مردم فقیر بامیان نرفته است. زیرا او این چنین وعده های میان تهی زیاد در هر ولایت داده است.
درد عبدالله درد مردم نیست.درد عبدالله هنرنمایی، عشرت و خوش گذرانی است. او از محافل گوناگون بزم و خوشگذرانی کنار دریای پنجشیر خسته شده است، او از آب و هوای دلنشین بند امیر لذت می برد. اما سالها در انتظار لذت از عجایب طبیعی و تاریخی بامیان بود.
یکی از مشاوران ارشد عبدالله روزی برایم گفت که فریاد مردم به آسمان رسیده است و هزاران نفر از عبدالله می خواهند که دست بکار شود، گوشه گیری و بی تفاوتی را کنار بگذارد. او نماینده و امید میلیونها انسان است. وقتی این خواستهای برحق مردم را با عبدالله مطرح می کنیم، او اصلا نمی شنود یک وعده میان تهی می دهد و یا مردم را پشت نخود سیاه روان می کند. وقتی بیشتر پافشاری می‌کنیم که داکتر صاحب به لحاظ خدا از صبر ایوبی خویش بیرون شوید. پاسخ او اینست :
" غم و مشکلات این مردم تمامی ندارد، امروز حوصله شنیدن این حرفها را ندارم. یک آهنگ شاد بمان که غم ما دیگر شود."
عبدالله مرموز ، سنگدل و عیاش تا چه وقت از جهنم افغانستان برای خود عشرتسرا در کاخ سپیدار می سازد؟

>>>   من ازین اوضاع خوب خبرم
درین حمله تعداد نیروهای امنیتی بیشتر از سه برابر طالبان بوده وبسیار هم مجهز که توانائی شکست دادن طالبانرا به ساده گی داشتند
اما تاجایی که معلوم است کار ازدرون خراب بوده وبه یک دسیسه میماند:
زیرا از آنطرف نیروهای قول اردوی 203 که درراسشان ملارازق که یک طالب است قرار داشته وباطالبان همکاری داشته وازینطرف عبدالستار ختگر که قوماندان لوای اول فرقه 111 نیز یک طالب بوده که حتماً با طالبان همکار بوده وتمام همکاری ها وزمینه سازی هارا قبلاً انجام داده.
چونکه درین حمله هیچ تلفاتی به ارگانهای دولتی وارد نشده فقط وفقط وسایط ومهمات بیش ازحد را دراختیار طالبان قرارداده است.
من خوب اطلاع دارم که درین جنگ هیچ سربازی کشته نشده است.


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است