پشتون افغان است و افغان پشتون
 
تاریخ انتشار:   ۱۲:۳۱    ۱۳۹۶/۱۰/۲۰ کد خبر: 144601 منبع: پرینت

کلمه افغان در ذات خود هیچ بدی ندارد و معادل است با کلمه پشتون و هر دو کلمه اطلاق می‌ شود به یک قوم خاص در افغانستان نه به تمام اقوام چه در گذشته ها و چه همین اکنون شما در مناطق سوچه تاجیک نشین، هزاره نشین و اوزبک نشین گشت و گذار نمایید به برادران پشتون افغان می گویند و اصلا از کلمه پشتون یاد نمی کنند اگر کسی از برادران پشتون در این مناطق رفت و آمد نمایند می گویند یک افغان آمده بود اما اگر یک هزاره در مناطق پشتون نشین، تاجیک نشین و اوزبک نشین رفت و آمد نماید همه برایش هزاره می گویند و هیچگاه او را افغان خطاب نمی کنند.

همچنین اگر یک تاجیک و یا اوزبک در مناطق پشتون نشین و یا هزاره نشین رفت و آمد نمایند به آنها تاجیک و یا اوزبک خطاب می کنند و هرگز بالای آنها کلمه افغان را اطلاق نمی کنند چون آنها از نگاه قومی افغان نیستند کلمه افغان وقت از مقبولیت خارج می گردد که آن کلمه را می خواهند به زور بالای تاجیک ها، هزاره ها و اوزبک ها تطبیق نمایند حتی از نگاهی تاریخی هیچ وقت در تذکره تابعیت تاجیک ها، هزاره ها و اوزبک ها افغان نوشته نشده است از نگاه بین‌ المللی هم ملت سازی به زور چه در ترکیه، عراق، مناطق بالکان و ده ها کشور دگر عملا شکست خورده و نتیجه معکوس داده است در افغانستان هم به یقین دیر و یا زود ملت سازی کاذب به شکست مواجه می گردد و نتیجه معکوس را به بار می آورد پس چه بهتر است که همین اکنون فاشیزم قبیله گرا بیشتر از این لجاجت به خرج ندهند و بگذارند هرکس خودش باشد و این امر به زیان هیچ طرفی نیست.

حسن علی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
افغان
پشتون
هویت
نظرات بینندگان:

>>>   بسیارعالی که پشتون افغان است وافغان پشتون بالای هردونام افتخارمیکنیم

>>>   حسن علی هزاره می تو انید بالای خود هر چه میماند اختیار دارید به اقوام دیګر وکالت نه کو اګر افغان نیستید می توانید به اصلت برګردید این جا افغانستان وجای افغانها است اګر بخواهید یانه
بی خبر

>>>   هر پښتون افغان هست وهر غیر پښتون هم افغان هست
و افغان بودن بزرګترین معیار وانسانیت در افغانستان هستنړد

>>>   ببخشید اقوام پشتون را متذکر شوید پشتون یک قوم نه بلکه ۶۰ قوم هستند اگر یک قوم باشند دنیا گل و گلذار میبود امروز اینها در فرق یکدیگر میزنند تا قدرت را تصاحب کنند و بیتشر به غلامی و وطن فروش خود کوشا باشند. افغان به معنی اوغان که به اقوام پشتون اطلاق میگردد.

>>>   بلی این قوم چرا خاریج از کشور از افغان بودنش این
قدرننگ میکند چرا علت چیست
ایرانیها به افغانها افغان نمگوید فقط وفقط بر مردم
هزاره افغان میگوید یا اوزبگها افغان میگوید
هر که قیافه داشت اول نمیشناسند افغان که است
طعم زخم را مردم هزاره چشیده است
هر کجای دنیا رنج محنت دیده است
دردت به لب آمد به درمان نشدی==
عمرت به سر آمد به سامان نشدی==
قاضی خطیب پارسا مفتی ===
این جمله شدی ولی انسان نشدی==
وسلام هم وطن مهاجر انسانم اروزست==

>>>   Salam
مگر پشتون تبار ها حاضر اند بگويند كه ما اوغان نيستيم بل پشتون و يا پختون ايم و آيا حاضر بگويند افغانستان بنام پشتون ها نيست و آيا حاضر اند افغان را در قانون غير پشتون بخوانند تا ما اين واژه را مترادف نام پشتون ننماميم و بدون هراش افغان را همان افغان و فغان تعريف كنيم !
اين واژه را در قانون تعريف كنيد تا وضاحت يابد !

>>>   با عرض احترام بهمه برادرهای گرامی پشتون من که در همه امور با هم خون شریک غمو شادی شزریک بودیم وهستیم متائسفانه که یکتعداد بخیرد های لجوج ....وفاشیست می خواهند که همه اقوام نیست ونابود نموده هویت خود را جبرآ بالای جمیع افغانستانی ها تحمیل نمایند که از شریعت اسلامی و عرف انسانی بکلی مغایرت دارد. خداوند این شرانداز های منافق رذیل را هدایت کند اگر قابل هدایت نیستن رب العالمین با جمیع حامیان شان نیست و نابود شان کند تا از شر شان همه در امان بوده مثل شالیان و قرون گذشته باه برادر وار زنده گی کنم.

>>>   Faiq
يك پرسش ساده:
حالا رهبران و مردم ما -به اصطلاح- فهميده اند كه "اوغان" مساوي است به "پشتون"، پس آيا انها هنوز هم افغان هستند و يا خير؟

>>>   همصدایی از «طالبان تا حکمتیار» و همنوایی از «ارگ تا سپیدار»!
=====================================

* آنچه حاکمان قومگرا در طول یکصد سال گذشته بالای آن تاکید داشته اند، «اکثریت» نشان دادن پشتون ها و اقلیت خوانی سایر اقوام است تا به این وسیله بتوانند هویت قومی، زبانی و فرهنگی خود را بالای آنها تحمیل کنند..

* به این علت در درازنای یک سده هرگز حاضر نشده اند به «سرشماری» واقعی نفوس و ترکیب قومی کشور بپردازند... یکی، دو باری هم که خواستند این کار را به گونه امتحانی آغاز کردند، پس از دیدن نتایج آن وحشت نموده، اصل پروسه را ملغا قرار داده و به گونه مثال با قلم خود یک صفر در کنار ارقام کوچی ها علاوه نموده و دو صد هزار را دو ملیون ساختند...

* آنچه در این مورد می گویند تکیه بر ارقام موهوم جهانی، احصائيه های نادرست بین المللی و اینکه همه میدانند که ما (یعنی پشتون ها) اکثریت هستیم، چون ما هم زور داریم و هم در قدرت هستیم و شما هم مکلف هستید که بپذیرید... در غیر‌آن از کشور ما خارج شوید!

* لذا تصور می شود تا زمانیکه چنین قومگرایان در قدرت باشند، هرگز به «سرشماری» نفوس و ترکیب قومی کشور تن نخواهند داد؛ چون می دانند که چهل اوصاف شان از آب بیرون شده و رسوا می شوند...

* توزیع شناسنامه برقی نیز یکی از راههای جلوگیری از تقلب و نشان دادن تعداد رای دهندگان در هر ولایت است... لذا با هر بهانه و وسیله ممکن از توزیع آن جلوگیری می شود:
از توزیع شناسنامه مطابق قانون مصوبه ثبت احوال نفوس در سال گذشته جلوگیری کردند، فرمان دیگری صادر کردند، از شورای وزرا گذراندند، به پارلمان فرستادند وووو در تمام این حالات جلالتماب عبدالله خاموش بود... حالا که این موضوع به نقطه «قابل انفجاری» تبدیل شده، جناب ایشان «فرمان تاخیر توزیع» آن را صادر کردند...

مطابق «فرمان تاخیر توزیع جلالتماب عبدالله» در کجا قرار داریم:
------------------------------------------------
۱. اگر موافقه دارید و خوش هستید، همه چیز آماده است؛ ما همه «افغان» هستم؛ تمام قبایل و طوایف پشتو زبان همه «پشتون» اند، ولی تاجیک ها و ازبیک ها و هزاره ها را به دهها طایفه و گروه قومی تقسیم کرده ایم که مطابق میل شان انتخاب کنند...

۲. ولی اگر موافق نیستید و این عمل باعث نفاق و اختلاف می شود، پس ما هم توزیع را به «تاخیر» انداخته ایم تا شما اجماع کنید...

+ + +

* آنچه را که تیم غنی - اتمر نمی تواند با زور بالای مردم تحمیل کند، می خواهند توسط نرمش عبدالله بالای مردم عملی شود... غافل از اینکه مردم هوشیار شده اند و متوجه نیش های زهرآگین هر «مار آستین» اند...

* مردم تاکید دارند که شناسنامه ها مطابق قانون مصوبه اولی توزیع گردد!!!

>>>   پشتون = افغان است و افغان= پشتون
پس چرا يک دهکده٬ يک روستا٬ يک شهرک و شهرستان با پسوند مکانى پشتو= زبان افغانى "تون" وجود ندارد در حاليکه پسون مکانى ان در پشته ايرانزمين يادرجغرافيه معنوى پارسى ما هزاران نام مکانى گاه ى و يا جاي وجود دارد
جايگاه ،درگاه و دانشگاه، خوابگاه ، شامگاه ، تعميرگاه ، پالايشگاه آرامگاه، زیارتگاه، نمایشگاه، دانشگاه، آزمایشگاه، پرورشگاه، زیستگاه، پژوهشگاه، وحشتگاه، خطرگاه، نلغزش گاه، طربگاه، خیمه ‎گاه ، لشکرگاه٬ گذرگاه، قبله گاه، شامگاه، زايشگاه، دستگاه، ايستگاه٬ قرارگاه٬ خرگاه٬ چراگاه٬ زايشگاه٬ عيدگاه٬ عبادتگاه٬ وبگاه
چقدر نامهاى باستانى پارسي مارا به پشتون تغير داديد. نامهاى پارسي تغير داده شده به پشتون مشروعيت تاريخ -فرهنگى- زبانى و بومى ندارند. قانون که مشروعيت تاريخى -فرهنگى و انتخابى ندارد.
يک شهر نشان دهيد که با پسوند "تون" پشتو باشد.
باز ادعا مى شود که افغان اصلى است؟ شرم خوب است. نوت: پسوند هاى مکانى پارسى باستان انا و نا بود
پسوند هاى مکانى "ا" يا "نا" در آخر واژه هاى مکانى سرزمين پهناور آريانا مانند "سغدييانا"، "باکتريانا" اراخوزيانا، کرمانيا، پارتها و ميديا ​​وغيره آمده است پسوند هاى مکانى دوران زبانهاى ايرانى باستانى است، که در زبانهاى انتقالى از ميانه به نو بندرت و درزبان فارسى نو درى از زمان بهرام گور به "ان" تبديل شد.
از زمان فارسى نو ديگر پسوند مکانى مانند "نا" به "ان" تبديل شد ولى پسوند "اه" همانطور در پسوند "گاه" باقى ماند.
پسوند "ان" در ايران زمين (حوزه فرهنگى 6 ميليون کليومتر مربع)
ايران زمين:
ايران، تهران، مازندران، زاهدان، اصفهان، همدان، خوزستان و آبادان، طالقان، کرمان، زاهدان، گرگان، آبادان، کاشان، زنجان، زنجان، سمنان، بهبهان، قوچان، لاهيجان، گلپایگان هفشجان، سورشجان، لوشان، مهران، شادگان، دامغان ، چمستان و به صدها شهرهاى ديگر
شهرها هندوکش:
باميان، بدخشان، لغمان، پغمان، بغلان، سمنگان، تالقان، شبرغان، جوزجان، چغچران، تالقان، اروزگان و نورستان، پروان، بغلان، سمنګان، واخان، خواهان، کران و منجان، شغنان، تیشکان، وردوج، یمگان، یاوان، سيخان، ميدان، شهرستان (دایکندی) القان، کجران
غزنى: اجرستان، گيلان، رسيدان، مالستان.
هرات: گلران غوریان کهسان "فارسی"
قندهار: ارغستان، دامان، ریگستان!
چغچران، شهرستان (اروزگان) میران (میزان) و به صدها شهرهاى ديگر
تاجکستان
کوهستان بدخشان، خلتان، گلستان زر افشان نمنگان یاوان بوستان ادرسمان توگالان
پاکستان
مردان، ملتان
وغيره و سر انجام "زبان" خود يک پسوند ميتواند باشد "جاى گپ"
در پشتو که زبان آن درجمله زبان ايرانى شرقى است "ژبه" مى گويد شباهت "زب" و "ژبه" بسيار زياد است ولى تاجيک تاجيکستان و تهرونى زبان به اين زيبايى وقشنگى و شرينى را "زبون" کرده اند.
همين گويش يک بخش پارسى تهرانى در زبان بلند نوشتارى وديوانى ودرباران کليه پارسى دوستان زبان معيارى پارسى نيست. ولى حاکمان افغان با حذف پارسى گويش غير معيارى را به درى تقليل داد. نقض منطق وحماقت دولت بر پايه عدم منطق استوار شد. قانونيت را به درجه ويا سطح حماقت ارتقاع دادند بدون منطق درونى قانونيت درى رسميت گرفت و آن چنان حماقت در رسميت قانونيت غير منطقى بودن دولت غيرقانونيت آنزمان را رسوا کردکه 85 در صد جمعيت افغانستان نوشتن و خواندن فرا نداشت و اکنون هم نداردباوجودايکه درى زبان بلند وادبى است. بلى حتى در دره ها و وبازارها وپس کوچه ها ى کشور مردم به عا ليترين و ادبى ترين شيوه فرهنگى معيارى زبانى سخن ورى مى کنند که رودکى و فردوسى، نظامى، ناصر خسر و اسدى توسى، حافظ تا جامى و فانى شرمنده درپيش درى زبانان رسمى دولت افغانستان سران شان خم وخود راحقير مى پندارند اين است نه تنها حماقت بلکه حقارت فرهنگى حاکمان افغان
امريکا کى را پس کرد و در جايش کرزى را مانند شاه شجاع نشستاند

>>>   حاکمان افغان یا پشتون، خود را با گوهرهاى مردمان غير پشتون آراسته مى کنند که عليه آنها ظالمانه برخورد مى کنند. حاکمان افغان ازديد خود بينى در ذهنيت خود٬ - خود را باکمبودی٬ فقر و کاستى هاى فرهنگی احساس و يا تصور مى کنند که در واقعيت عينى مردمان پشتون بدون مقايسه با ديگران به فرهنگ خود افتخار مى کنند بدين معنى که اين حقارت٬ کمبودی٬ فقر و کاستى مشکل مردمان پشتون نيست٬ بلکه مشکل حاکمان پشتون پس از نامگذارى کشور "افغانستان" باسرنگونى دودمان درانى در زمان شاه شجاع آغاز شد. حاکمان افغان که از بطن جامعه چادرنيشينى مستقيم به ارگ شاهى شهرى و شهرنشينى بقدرت رسيدند و خود را با ديگران مقايسه نمودند. از اين جهت بجاى بناى فرهنگى جديد خود را با گوهرها يعنى دستاوردهای برجسته فرهنگی و هنری٬ معماری و ساختمانى و سازه هاى موسيقى مردمان غير پشتون ساکنان فارسی زبانان و همچنین سایر مردمان مليتهاى هندوايرانى و تورانى تزیین و همين حقارت ديد خودى را با اين دستاورد ها سوء استفاده نمايد تا آنرا پنهان نموده باشند. بخش ديگرى حاکمان افغان شروع نمودند به تخريب همين آثار گرانبهاهمين مردمان. از بین بردن نام های قدیمی کشور، به عنوان مثال "سرزمین خورشید" که هیچ قومیتی از ملیت خاصی را منعکس نمى کرد و نور اش همه را روشن ، اعتبار و ارزشمندی عمومی داشت که همه مردم این کشور با این نام شناسایی داشتند و با اين هويت خودرا آگين نمايند و خود شاهان از احمدخان ابدالى تا نواده اش خراسان مى ناميدند. از آنجا که تغییر نام این کشور به "افغانستان"، انجام شد که برای پشتون تاریخی در نظر گرفته شده است و حتی امروز معنی برای پشتون ها دارد و غیر پشتون کشور مجبور اين نام را تحمل کند نام ايکه گریه و وزاری و فرياد معنی دارد و از زمان نامگذارى تا امروز جنگ بی سابقه جدال٬ تنش و بحران، جنگ و فغان به ارمغان آورده و مى آ ورد. این هم دلیل اصلی که چرا تضاد قومیت است که هنوز در کشور غلبه مى کند. این یک درگیری دائمی است. نام "افغان" به یکپارچگی تمام مردم کمک نمی کند. در مقابل، نام مانعی بر سر راه و رشد اتحاد ملتها و وحدت همه مردم است. خبر پشتون با نام افغان در خارج از کشور منتشر شده است ولى در عين زمان چنين وانمودمى شود که "افغان" ماهيت و يا معنى ومفهوم واشاره وبرچسب واهمیت تاریخی این کلمه دگرگون شده و "افغان" برای "اتباع افغانستان" تبدیل شده است. این تغير وخالى نمودن ماهيت رسا لت و اصليت همچون و همچم بودن آن به عنوان لقب پشتون حتى برای کشورهای خارجی مشکل است قابل درک باشد، باوجود کشورهای خارجی معنی اصلى کلمه "افغانستان" را نمی دانند. مردم غير پشتون در داخل اين خشونت ها، اين فشار را از افغانى و پشتونى شدن کشور را در تار پود خود احساس مي کنند. با حذف نام هاى باستانى که با نامهاى قومى هيچ يک پيوند تبارى نداشتند نام افغان که چه از ديدگاه تاريخى و چه با پندار پشتونى همين اکنون اقوام و قبيله هاى پشتون بستگى ارگانيکى يا زنده ن را مى رسانند. ودر خارج از کشور چنان وانمود نموده که معنى افغان بکلى تغير نموده و افغان به عنوان هر کسيکه درافغانستان است. اين تفکر شهروندى نيست عساکر خارجى از 50 کشور هم بدون اجازه اقامت خى هم افغان است مشکل حاکمان افغان = پشتون در تعريف واژه ها نامها وتغير آنها هم است. فارسى حذف شد و درى برجسته شد. و افغان که لقب تبارى پشتون بود با "منطق" (Logic) تعريف نشد بلکه با فرمان دولتى و فورمول يک جلسه قبيله اى که نمى دانند منطق وحقوق قانون بشرى چه است

>>>   هم چم افغان پشتون است
حاکما ن افغان (پشتون ) با قانون سازى "درى" و حذف پارسى تسيمه جزء را کل ساختند بقول پرتونادرى که از چندى لغتهاى پشتو استفاده مى کند. اما پارسى را پاس مى کنيم واژه و نه واژه غير قانونى حاکمان فغان ستان
بزرگان ما در رابطه به پيوند نظم و نثرى وشيوه ادبيات چند بارمحدود ازسبک شعرى طرزشعرى درى گفته که از اين حاکما ن افغان (پشتون ) سؤ استفاده نمودند بزرگان انگيز حماقت و قانون تغيرى حاکمان افغان را نمى شناخت بزرگان ما ا نگيزه حذف پارسى را درقانون اساسى يک رژيم سلطنتى نمى دانستند. انگيزه حاکما ن افغان (پشتون ) برجسته کردن زبان پارسى با "شيوه ادبى نظم و وزن وميتريک وآهنگ درى" نبودبلکه هدف ناپاک مرام کثيف وحماقت شان درجدايىنقشه بدنام افغان ستان بود
.
پارسى نام زبان است که به صفت درى در پاره پيشينه دراز گذشته اش در پيوند به نظم و قافيه و طرز و سبک و شيوه و چگونگى٬ خواص و خاصيت ادبى و نظمى دربارى را توصيف مى کند: بدين معنى که درى يا دربارى ويا نسبت دره و يا کبک درى "همچم" يا "همچو" پارسى نيست.
هم چم = معرب مترادف معادل
اگر ما آثار بزرگان خود را ژرف گونه نگاه کنيم که صفت درى را پيرامون چه مواردى بکار برده اند آگاه مى شويم شاعران ما درى را براى گويش عام بکار نبرده اند بلکه در همين 17 بار که من درى نوشتن شان شمارش کردم مهتر از "نظم و نثر و طرز و داستان دری" شيوه شاعرى نگاريده اند و يا نظم خود را به پارسى "درى" ناميده اند

>>>   من یک هزاره هستم هیج چیز ی نمی خواهم فقط در افغانستان امنیت میخواهم ( برادر افغان تا جک ازبک ....) تحتی هر عنوانی باشد ( تذکره ام ) خسته شده ام از مها جرت اوارکی

>>>   زبان په‍لوي ه‍ر کو شناسد
خراسان آن بُوَد کز وي خور آسد
خور آسد پهلوي باشد: خور آيد
عراق و پارس را خور زو برآيد
خراسان را بُوَد معني خورآيان
کجا از وي خور آيد سوي ايران
(ويس ورامين، ص128).قرن پنجم هجری
فخرالدین اسعد گرگانی

>>>   غير پشتون ها ( Non-Pashtuns) هميش از روش و شيوه "مدارا" (صبر Toreation) ٬تحمل (burden = آلمانى و انگليسى بردن بار کسى) و بُرده بارى (toleranz) رفتار نموده اند.
شوربختانه هفت نيکوى اويستايى زبان ما را حاکمان پشتون غلط فهميده و بُرده بارى را "بَرده دارى" ( اسیر، بنده، خادم، زرخرید، عبد، عبید، غلام، کنیز) خوانده اند.
صبر و تحمل و بُرده بارى اينگونه تعريف شده که يک شخص و يا اجتماع حالت ٬ شرایط٬ رفتار ٬ گفتار و کردار يک شخص و اجتماع را تحمل کند با وجود ايکه همين پديده ها را در اصل موافق نیست و در واقع یک همين شخص یا گروهی و يا اجتماع توانایی تغییر وضعیت یا پیشگیری، یا ممنوعیت آن را دارندیا قادر به توقف یا پایان دادن به چنين
رفتارهاى خودى و بيگانه گان داشته باشد و يا بگويد نه و يا حتى به نه گفتن اين رفتار راو يا حتى احد اقل توان گفتن بس است را داشته باشد.
* باداران پشتون فرمان داد نام ايران و خراسان پاک و افغان نام خاک شود مردم مدارا گفت خير است
*حاکمان پشتون فرمان داد ند فارسى حذف و درى حرف شود مردم مدارا گفت خير است
*حاکمان پشتون دينار و سينار تنگه و قران کسيره و روپيه و پول پس کردند
افغانى و افغانيگى پيش کردند. مردم مدارا گفت خير است
*حاکمان پشتون شهرها با نام هاى هندوايرانى و تورانى برداشتند به افغانى نام گذاشتند. مردم مدارا گفت خير است
*هويت غير پشتون سر زدند هويت افغان سر کردند مردم مدارا گفت خير است
* مصلحات ملى افغان از برکردند واژگان پارسى و تورانى از ايران و ترکستان کردند مردم مدارا گفت خير است
*رحمان و غلامان و خوشحال هاى هندو پاکستان افغان کردند ناصرخسرو و بيدل امير خسرو سنايى و منوچرى و فردوسى و نوايى ايرانى و هندى و تيمورى.
مردم مدارا گفت خير است
* دانشگاه گويان سرزنش و هم چم افغانى نوازش . مردم مدارا گفت خير است
* هزاران بار افغان غلط کردند
سر ريشه غير پشتونان لگد زدند
مردم مدارا گفت خير است
اکنون که هويت افغان به معنى اصل ريشه کند درج در شناس نامه
هويت هندو آريا ورتى و تورانى التايى کند بر وزن ناله و ناره
مى کنيم اين برگ هويت پاره
مى کنيم سر اين برگ خالى آفتابه
يا يک واژه ديگر با شين بر وزن ناوه


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است