افغانستان و دورنمای بازی جدید سیاسی
بی اعتمادی عمومی زمانی برای آمریکا نگران کننده شد که بیم آن می رفت شمال دچار شورشگری های مسلحانه بیشتر شود و این عامل طبیعی است پای روسیه را به عنوان رقیب جدید به افغانستان می کشید 
تاریخ انتشار:   ۱۱:۰۵    ۱۳۹۶/۱۱/۲۲ کد خبر: 146446 منبع: پرینت

آمریکا دورنمای جدید سیاست در افغانستان را روی دست گرفته است؛ در افغانستان می ماند، حملات خود را بالای طالبان تشدید بخشیده، پاکستان را زیر فشار قرار داده و به رهبران سنتی مجددا روی آورده است اکنون چرا آمریکا چنین رویکردی را پیش گرفته است؟

1- حضور آمریکا و بقای حکومت در دایره فساد
استقرار و حمایت از حکومت‌ افغانستان ولو حکومت فاسدی چون اشرف غنی باشد یک اصل است زیرا آمریکا به این باور است حتی نبود یک حکومت فاسد افغانستان را به هرج و مرج کامل می برد که استقرار مجدد یک نظام سیاسی دیگر هزینه و زمان بیشتری لازم است. اصل دیگر هم این است آمریکا باید در افغانستان بماند تا همین حکومت غرق در فساد و تبعیض گر دوام پیدا کند. در سایه اطمینان از این دو اصل است که اشرف غنی با خیال راحت رقیبان خود را یکی یکی از صحنه سیاست بدر می کند و از هیچ روش فاشیستی و فساد آلود ابایی ندارد که مردم افغانستان گرفتار نفاق قومی و بی اعتمادی عمومی شود او حتی آمریکا را هم راضی کرده بود که با تصفیه دانه درشت های جهادی روشی را در پیش گرفته که به حذف تدریجی آنان منجر شود و این به نفع آمریکا است. این سیاست منجر به فساد و فقر و بیکاری بیشتر باعث بی اعتمادی عمومی، گسترش ناامنی و رقابت‌ های قومی و زبانی گردید طوریکه احتمال آن می رفت که مردم برای براندازی حکومت دست به شورش های مسلحانه بزنند.

2- روسیه رقیب منطقه جدید
بی اعتمادی عمومی زمانی برای آمریکا نگران کننده شد که بیم آن می رفت شمال دچار شورشگری های مسلحانه بیشتر شود و این عامل طبیعی است پای روسیه را به عنوان رقیب جدید به افغانستان می کشید. تنش میان عطامحمد نور و حکومت مرکزی و تاکید نور برای هر نوع اعمال فشار بالای حکومت نشان از دورنمایی می داد که روسیه را آرام آرام به داخل افغانستان سوق می داد. هرچند روسیه در ابتدای سرکوب طالبان توسط ایتلاف بین المللی به سرکردگی آمریکا همنوا بود ولی رقابت های دو ابر قدرت کم کم دارد دامنگیر افغانستان هم می‌ شود.

3- موقعیت دشوار آمریکا در افغانستان
افغانستان برای آمریکا هزینه سنگینی برداشته و فاسدترین حکومت دنیا روی دست اش تاوان مانده که نه آن را رها می تواند و نه اصلاح و نه افغانستان را ترک می تواند و نه آباد و نه شورشگری و تروریسم را نابود می تواند و نه به حال خودش می تواند رها کند. رها کردن اش مساوی با شکست ویتنام است و ماندن اش تاوان بی حساب در چنین شرایطی آمریکا با مشاورانی چون زلمی خلیلزاد دو استراتژی را در پيش گرفته است.

الف) فشار بر پاکستان
اکنون آمریکا علنا پذیرفته که پاکستان با کارت افراطی گری در افغانستان و هند بازی می کند برای تحت فشار قراردادن این کشور نه تنها کمک های نظامی اش را قطع کرده بلکه تهدید به تجزیه این کشور نموده و به جدایی طالبان پشتون و بلوچ چراغ سبز نشان داده و روابط خود را با هند دشمن پاکستان تقویت کرده است و اشرف غنی هم از تظاهرات 200 نفری پشتون ها در اسلام آباد علیه دولت این کشور حمایت کرده است.

ب) مراجعه مجدد به رهبران سنتی
با آنکه یکه تازی غنی علیه رهبران جهادی با اشاره آمریکا بود ولی او چنان در این زمینه افراط کرد که منجر به شکاف های عمیق قومی و بی اعتمادی ملی گردید و خطر شورشگری و سقوط دولت، افغانستان را ممکن است به هرج و مرج مجدد بکشاند در چنین شرایطی تیوریسین های آمریکایی به این نتیجه رسیدند که در جامعه سنتی مثل افغانستان همین رهبران سنتی و جهادی است که می تواند ثبات نسبی را بار دیگر به افغانستان بازگردانند به همین دلیل آمریکا و حکومت افغانستان مذاکرات علنی و غیرعلنی را با رهبران و شخصیت های سنتی آغاز کرده است. حال سوال این است که این مذاکرات روی چه اهدافی دنبال می شود؟

اول؛ یکی از اهداف جلوگیری از نفوذ روسیه توسط رهبران سنتی است. به حاشیه راندن آنها در حکومت غنی آنها را به سوی روسیه متمایل کرده بود.

دوم؛ بی اعتمادی عمومی از نظام سیاسی در افغانستان به اندازه ای بالا گرفته که هیچ اعتمادی به کمیسیون انتخابات نیست و ممکن است فساد و تقلب گسترده خود زمینه شورشگری عمومی را به وجود آورد و به قهقرایی دموکراسی در کشور منجر شود به این دلیل بسیاری از کارشناسان هیچ امیدی به انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری در دو سال آینده ندارند و آمریکا در تلاش است مشروعیت نیم بندی برای ادامه حکومت غنی و نمایندگان پارلمان فعلی پیداکند زیرا غنی با همه گرایش فاشیستی که دارد و با رفتار اش بی اعتمادی ملی و قومی را به وجود آورده است باز هم وفادارترین فرد به آمریکا است برخلاف سر و صدای کرزی او دستورات آمریکا را بدون مخالفت اجرا می کند.

سوم؛ آمریکا دریافته است که در جامعه سنتی افغانستان این رهبران سنتی هستند که علیرغم اشتباهات متعدد در میان مردم پایگاه دارند و اعتماد عمومی را بدست آورده می توانند به همین دلیل بار دیگر آمریکا و حکومت وحدت ملی به سوی آنها چراغ سبز نشان داده اند و بده بستان های سیاسی شروع شده است تا هم مانع نفوذ روسیه در افغانستان شوند و هم برای ادامه حکومت وحدت ملی مشروعیت ببخشند.

چهارم؛ آیا آمریکا موفقیتی بدست خواهد آورد؟ فشار بر پاکستان ممکن است حتی نتایج برعکس هم بدهد پاکستانی ها سیاستمداران پخته ای هستند که به آسانی طی چهل سال به نام افغانستان از آمریکا باج گرفته است و اکنون این کشور با نزدیکی روسیه و چین دومینوی منطقه ای را دارد بهم می زند. آمریکا باید دریابد که بدون امتیاز دادن به پاکستان از راه فشار نمی تواند به خواسته هایش برسد.

وقتی پاکستان می بیند که کشور فقیر و غرق در فساد مثل افغانستان بر نیمی از خاک اش ادعای ارضی دارد چطور با یک تهدید تسلیم آمریکا خواهد شد؟ هر چند آمریکا حملات خود را علیه طالبان تشدید بخشیده ولی هیچگاه ریشه های تروریزم خشکیده نخواهد شد زیرا ریشه‌ های بحران منطقه ای حل ناشده باقی مانده است جنگ و ناامنی در افغانستان برای سال های متمادی ادامه خواهد داشت و این آمریکا است که باید هزینه بپردازد.

امتیاز دادن به رهبران سنتی نوع اعتماد ملی را ممکن است به وجود آورد و به حکومت وحدت ملی مشروعیت نسبی ببخشد ولی هیچگاه بحران‌ های تاریخی نفاق ملی در کشور از بین نخواهد رفت و در واقع استراتژی آمریکا در افغانستان گذاشتن کلوخ روی آب و گذشتن از آن است و بحران بی اعتمادی ملی و جنگ و ناامنی و فقر مردم افغانستان در سایه یک دولت فاسد ادامه خواهد داشت.

محمد اسحاق فیاض


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
آمریکا
افغانستان
نظرات بینندگان:

>>>   ما هزاره ها باید یک نیروی قوی مردمی تشکیل بدهیم که تحت هرشرایط ممکن بتوانیم ازخود وکشور دفاع کنیم


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است