انگيزه هاى بازگشت به هويت تاريخى
خراسان خواهى، آرمانشهر خيالى بروى ابر ها هم باشد. روياى شيرين و گواريى است كه بر واقعيت مذموم و زشت كنونى رجحان، تقدم و برترى دارد 
تاریخ انتشار:   ۱۸:۵۶    ۱۳۹۷/۴/۱۱ کد خبر: 152350 منبع: پرینت

با داغ شدن داعيه خراسان خواهى و نهضت احياى خراسان اين سوال مطرح گرديده كه انگيزه هاى بازگشت به گذشته و هويت تاريخى چيست؟

بدون شك عوامل متعددى باعث ميشود تا ملتها به عقب برگردند، به پيشينه تاريخى شان افتخار كنند و در احياء و اعاده آن بكوشند. يكى از اين عوامل، از هم گسيختن شيرازه وفاق ملى و بحران هويت ناشى از آن در يك كشور است.

تجربه نشان داده كه رقابت در كشور هاى پس از جنگ ، به دليل نفرت و بدگمانى ايكه جنگ ايجاد ميكند، وحدت ملى را خدشه دار مى سازد، استخوان شكنى قومى براى تثبيت جايگاه خود در جامعه و بالتبع در ساختار قدرت، ميتواند شگاف هاى اجتماعى را عميق ترساخته ، مانع از همگرايى كل جامعه در عبور از بحران شود.

فرو ريختن حاكميت سنتى پشتونها در تداوم بحران چهار دهه اخير، انگيزه و تعصب مضاعفى را در لايه هاى مختلف سياسى قوم پشتون چنان قوت بخشيده كه بيش از پيش در اعمار مجدد حاكميت قومى، انحصار زعامت سياسى، به حاشيه راندن ساير اقوام از محور قدرت و در نهايت تحميل هويت خويش بر كل كشور و باشندگان آن تلاش دارند.

اين انگيزه در ميان نخبگان پشتون چنان فربه است كه فرصت هاى طلايى بعد از توافقات بُن را قربانى مطالبات قبيلوى شان نمودند. جامعه جهانى با حضورش در افغانستان، زعامت را از تاجيكان ستانده در اختيار پشتونها قرار داد. رهبران و روشنفكران پشتون با سوء استفاده از حضور سربازان خارجى پيوسته در جهت حذف و به حاشيه راندن ساير اقوام و قالبندى و سمنت كارى پايه هاى قدرت قومى شان چنان كوشيدند كه امروز در قالب نظامى شديداً قومگرا ظهور و بروز نموده است. امروز قبيله گرايى بمثابه تيغ دولبه ايكه در يك سوى آن تروريستان طالب و در سمت ديگر آن تكنوكراتان وابسته به استخبارات غرب قرار دارند، روز تا روز گلوى ملت را مى فشارد و هستى او را با مرگ تهديد مى نمايد.

افراطيت دينى، فاشيزم قبيلوى، تروريزم، مواد مخدر و ده ها پديده ى ناميمون ديگر كه زاده و ماحصل حكومت هاى متعصب، تماميت خواه و انحصار طلب سالهاى اخير است، باعث شده تا ساير اقوام براى خويش جايگاه و پايگاهى در آن نبينند و راه خود را از آن جدا نمايند. مسلماً براى آنانيكه از وضع موجود ناراض و برآن معترض اند و نميتوانند جايگاه خويش را در آن تعريف نمايند و هويت خويش را در آن نمى بينند. پناهگاهى مناسب تر از بازگشت به هويت تاريخى وجود ندارد.

چرا تاجيكان به خراسان خواهى رو آورده اند؟ زيرا در طول هفده سال اخير علاوه بر توطئه ها و دسايس پيچيده و مرموز عليه رهبران شان، كليت اجتماعى آنها مورد تهاجم گسترده ى سياسى، فرهنگى و هويتى قرار داشته و كماكان دارد. براى يك تاجيك كه هيچ سنخيتى با نظام قبيلوى ندارد و نميتواند خود را در آن تعريف نمايد. خراسان پيشينه درخشان ايست كه هويت تاريخى خويش را با مفاخر فرهنگى و تمدنى اش در آن بازسازى مى نمايد.

در حاليكه تحجر، تعصب، ترياك و وابستگى خارجى از يكسو، انفجار، انتحار و كشتار از سويى ديگر چهره ى زشتى از اين سرزمين در اذهان ترسيم نموده. و گله ى از جواسيس خارجى كه نه تنها سرگرم غارت و چپاول اند، بل جهنمى در كشور نيز بر پا نموده اند كه نه جاى قرارى در آن باقى مانده و نه پاى فرارى از آن متصور است. و در حاليكه آينده آن نيز تيره و تار مى نمايد، چرا به خراسان نيآنديشيد و در احياى آن نكوشيد؟

خراسان خواهى حتى اگر بقول عده ى سطحى نگر و كوتاه انديش، كه بضاعتى از تاريخ ندارند، آرمانشهر خيالى بروى ابر ها هم باشد. روياى شيرين و گواريى است كه بر واقعيت مذموم و زشت كنونى رجحان، تقدم و برترى دارد.

محمد عارف منصوری


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
منصوری
خراسان
نظرات بینندگان:

>>>   من انسانم، یک انسان عجیبم
من انسانی که در شهرم غریبم
من انسانی که تاریخی ندارم
به برگ و ریشه ام بیخی ندارم

برایم اسم و رسمی تازه کردند
زبانم را به جعل اندازه کردند

من این و خاک و وطن را دوست دارم
ولی از نام و آیین اش گریزانم
برای من حقیقت را بگویید
من از اسم دروغین اش گریزانم

بیا ای هموطن با من سفر کن
به اسم و ریشه ات باری نظر کن

بیا با هم خراسانی بسازیم
دوباره از خود انسانی بسازیم

تخاری

>>>   Saboor Raheel
جناب والی پروان!‌
مگر "زبانگویی" ات را کدام طمع و کدام دهن پرآبی گرفته است که یخن مقامات کابل را نمی گیرید و نمی گویید که چرا باید کوچه اوغان را اینهمه از پروان تذکره بدهند؟
چرا نمی پرسید که شمار کوچیهای بی تذکره چقدر است و سهم هر ولایت چقدر است؟ چرا برای پروان اینقدر کوچی می فرستید؟
غیرت تان را چه شده است؟
آهاااای وکیل و وزیر و کلانکار پروانی که با سلاح بادیگاردهای جنایتکارتان مردم مظلوم پروان را می ترسانید، شما شیرهای خانه و روباههای بیرون چه کار می کنید!؟

>>>   Faizy
حکومت کاملا و به سرعت طرف دیکتاتوری قومی در حرکت است اگ عاجل مردم نشورند پی آمد آن زندگی ننگین برای اقوام غیر پشتون است

>>>   زهیر فاریابی :
پشتون ها افغانستان را به یکی از عقب مانده ترین بلاد عالم بدل کردند حتی از خیلی از بلاد آفریقایی عقب تر ماندیم . حالا بهتر است پشتون ها سکوت کنند و بگذارند تا باقی اقوام بخت خویش را بیازمایند . ما باید زبان پارسی دری را پاس داریم زیرا تنها راه رهایی ما بازگشت به زبان نیاکان بزرگمان همچون مولوی بلخی ، سنایی غزنوی ، ناصر خسرو قبادیانی بلخی ، عبدالرحمان جامی ، خواجه عبدالله انصاری و دیگر بزرگان پارسی است .
همچنین آرزومند روزی هستیم که راه آهن سراسری با نام " راه آهن نوروز " ، از دوشنبه کشور تاجیکستان آغاز شود و به کابل وارد شود و از آنجا به هرات رسد و از هرات نیز از شمال به مشهد رسد تا به اروپا وصل شویم و از جنوب به چابهار رسد تا به هند و کشورهای خلیج پارس متصل شویم .
یکی از مهمترین راههای نجات افغانستان همین ایجاد راه آهن نوروز است . راه آهن نوروز می تواند سرنوشت ما را دگرگون سازد .
ایکاش مسئولان افغان پیشنهاد مارا بشنوند .

>>>   تاجیک ها اصلا درطول تاریخ هویت ندارند چه خراسان باشد چه افغانستان خراسان توسط تاجیک ساخته نشده ونی تاجک ها دران کدام رول مهم وارزنده داشته است بنا به نظرماعده ازتاجک های متعصب ، خودخواه وقدرت طلب مانند پدرام که هدف اش رسیدن به قدرت است چنین مسایل راکه درشرایط کنونی خلاف منافع ملی دامن میزنند.

>>>   ای خراسانی! تاریخت ۱۰۰۰ ساله ګنگ است!
زبانت را ما پشتونها زبان نیم قاره هند ساختیم! فرهنگت را در کتاب شاهدبازیها و بچه بازی در ادبیات فارسی نروج شده در دوره سامانی که تا حال ادامه دارد! قومیکه در مقابل تزار مرغش هم کشته نشد! یک روز هم جهاد نکرد! دین را از دست دا! زبانش روسی شد! رسمالخطش روسی شد! در حالیکه پشتون درین وطن 800 سال حکومت کرده و زبان فارسی شما کدوهای عنصری را زبان شرق ساختیم ورنه سقو مقو و ربانی و بوبانی واری کدوها ویا کدام دیگری اگر شما در تاریخ دارید بدون ریخ چیزی نکرد!
اگر کدام خراسانی جوابش را دارد بنویسید تا این قوم خواب بردهگان تاجیک بدند! و در ّهلویش دیگران هم بداند که حقیقت چیست!
دشنام ندهید ورنه سیلاب پشتون این مرتبه با معینه دی ان ای شما را تفکیک و دوباره به کولاب روسیه میفرستیم ورنه در ...

>>>   استاد عزیز : کلامتان استوار باد و در روشنگری همچنان ماندگار باشید .

>>>   زنده باد خراسان

>>>   وقت که اقوام غیری پشتون. درخانه خودش خود را بیگانه فکر میکند. وبعدش فکر می کند که همه چيز را ازدست داده.مسلما باید و شاید. به تاریخ گذشته خود رجوع کند. من از این سردمداران کثیف و خبیث که فعلا با حمایت خارجی ها دوباره دوره استبدادی را روی دست گرفتن. یک سوال دارم فقط برای یک هفته خودشان را بجای دیگران قرار بدهند ببینید میتوانند تحمل کنند.بخاطر همین خودخواهی ها بود بخاطر همین جلادان بود که در کشور ما انقلاب شد چهل سال است ادامه هنوزهم.پنيات و پند و تجربه نشده که دوباره به همان سیستم گندیده و کثیف گذشته روی آوردن که این خواب ها را به گورخواهند برد

>>>   احمدی
متاسفانه که شرایط عینی افغانستان ایجاب می‌کنند که. دنبال هویت تاریخی باشیم . نه تنها در شعار بلکه باید علنا کار صورت تا آنکه دیگر هیچ حقی در افغانستان مورد دست برد قرار نگیرد . به هر اندازه ما گذشت کردیم اینها از تواضع ما استفاده کردند . مبارزه تا زمان ادامه پیدا کند ما به حق خود برسیم.
این همه انتحار و انفجار برای ساختن دولتی بنام پشتونستان است.

>>>   مزدوران وجاسوسان بیگانه ها اید کمی خجالت بکشید

>>>   مهزیار مهرآذین :
در حدیث شریف آمده است که :
« کل شیء یرجع الی اصله »
یعنی «هر چيزي به اصل و ريشه خود بازگشت ميكند»
مولانای بلخی نیز می گوید :
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
امیدوارم روزی فرا رسد که کشورهای پارسی زبان یک کشور واحد تشکیل دهند. حتما آن روز کشورهای غربی نخواهند توانست آنان را تحقیر کنند .

>>>   وقتی که این ها درکار هایشان صادق باشند به دیگران احترام قائل باشند.همه مشکل حل میباشد. دیگر کسی اسم ازخراسان بزبان نمياورد. وقت فرزند این مملکت احساس می کند که به وی بی احترامی میشود. مجبور است که دنبالي تاریخ های گذشته بگردد

>>>   جانم فدای هویت اصلی مان خراسان بزرگ

>>>   جانا بگـو که وعـده و پیمان ما چه شد
گل های سرخ باغ و گلستان ما چه شد
سوگ سیاوشان به خون عرب نشست
سیمرغ زال و رستم دستان ما چه شد

از نـوبهـار بلـخ خـزانی نمـانـده اسـت
جشن سـده و مهر زرافشان ما چه شد
مسلم وسیس وقارن ویعقـوب سیستان
حمـاســه بـزرگ خـراسـان ما چه شد

تندیـس هـای عـشـق خـدا را بسـوختند
غلغله شـهر و قصر نریمان ما چه شد
دار و نـدار عصر تمـدن بـه باد رفت
دودمان هـا و سلسله جنبان ما چه شد

از راه ابـریـشــم نـیـابی نـشــانــه ای
بافت هری و لعل بدخشـان ما چه شد
خاموش گشته بربط وقانون وارغنون
راگ وعراق وطبع غزلخوان ما چه شد

جام جم صداقـت عشـق و وفا شکست
ناهید و مهر و جذبه جانان ما چه شد
عشـق و شـراب حافظ و خیام شد کجا
آن های وهوی جنبش مستان ماچه شد

آواز مـولـوی ز خـراســان نشـد بلـنـد
شمس وسماع وشورنیستان ما چه شد
سیستان وغزنه غور و هریوا زیادرفت
گنجینه های دانش و عـرفان ما چه شد

جامی برفت و مکتب بهزاد شد خراب
فـرّ و شکوهِ طـرف خیابان ما چه شد
دل خسته ام زکینه و بغض ستمگران
انسانیت کجا شـد و وجدان ما چه شد

رسول پویان

>>>   طلوع «آفتاب» از «خاوران» است
«خراسان»، «سِفْرِ» آغاز جهان است
تمدن‌ها شروع شان ز«شرق» است
نخستین شهر دنیا «بامیان» است
زبان مردمش دُرِّ «اَوِستا»
پر از گنجینه‌هایِ باستان است
هزاران چشمه و رود از «هزاره» است
دیار «مهر» قلبش مهربان است
«هرات» آیینه‌ای «عرفان» شرقی است
و «بلخ» اندیشه‌گاهِ باستان است
در این‌جا شعله ورشد جان «خورشید»
از آن پس «نور» آیین زمان است
بهار فکر از «پندار نیکو» است
خزانش ظلمت «سُوفَسْطِیان» است
فراق بلخ را «نی‌نامه» نالید
طنین آهِ «مولانا» نشان است
وصالش شعر«جوی مولیان..»گفت
حدیث عشقِ «سرو و بوستان» است
شراب «حکمتِ» سینایی بلخ
نیوشای وجود عرشیان است
تمام «هفت شهر عشق»، «غزنه» است
«سنایی» در تن این «عشق» جان است
تپیدن های قلب «شمس» از این جاست
سرِ «عطارْ» بر این آستان است
دل «بیدل» در این «حیرت‌سرا» ماند
که او بیدل ترین عارفان است
شکوهِ «شاهنامه»، شعر«غزنی» است
در اوج قله‌ی شعر جهان است
شروع «بادغیسی» دارد این «شعر»
«ادب» آغازگاهش «سیستان» است
بدخشان «لعلْ»، نه، ماهِ تمامی است
که بر «بامِ» جهانش آشیان است
هوای دَرّه‌یِ «یُمْگان » بهشتی است
که «پیرِ خسروی» را میزبان است
دیار «رستم» و «رودابه» کابل
همانجا که «درفشِ کاویان» است
صدف خاک شریف آن «مزار»ي است
که جنس گوهرش از آسمان است
کبوتر، بال در بال ملائک
شب و روز آن«حرم» را پاسبان است
عجب شیدا و شوریده است «مُلاّ»
که او دل داده ای این آستان است

>>>   بـه آيين بـهاران می‏ ستيزند
بـه لطف گوهر جان می‏ ستيزند
به شور و نغمه‏ های عندليبان
به باغ و طرف بستان می‏ ستيزند
بـه آهنـگ لطيـف آبـشاران
به عطر خاک و باران می‏ ستيزند
به لبخند نـشاط‏ انگيز نـوروز
به مهر و ماه و کيهان می‏ ستيزند
به آهـو بـرگان مست و زيبـا
خيابـان در خيابـان می‏ ستيـزند
به چنگ و بربط و آواز مطرب
به بـزم شـاد مستان می‏ ستيزند
بـه آثـار گــران بـاســتانـی
به خشت و خاک ايوان می‏ ستيزند
به خلق باميان و مهد شيران
به تنديسان بی جان می ستيزند
به خط و واژه و گفتار مـردم
بـه تصويـر عـزيـزان می‏ ستيزند
بـه احساس لطيـف شاعـرانه
به نظم و شعر و ديوان می‏ ستيزند
به شعر حافظ و خيام و جامی
به جوش باده نوشان می‏ ستيزند
به رسم پاک مستان خـرابات
بـه دسـتاويـز رندان می‏ ستيزند
بـه افکار سـنايی، پنـد عـطار
به گنج علم و عرفان می‏ ستيزند
به سوز مثنوی و حالت شمس
بـه خورشيد فـروزان می‏ ستيزند
به شـعر رودکی، قند سمرقند
به خط و خال ترکان می‏ ستيزند
بـه فـارابی و سينا، فـخر رازی
بـه افـکار حکيمان می‏ ستـيزنـد
به فـردوسی خـداوند اسـاطير
به پارسی ارث دهگان می‏ ستيزند
بـه رسـم جـاودان پهـلوانـان
به رستم، خصم ديوان می‏ ستيزند
به پندار و به گفتار و به کردار
بـه آداب بـزرگان می‏ سـتـيزنـد
به ارث باستان و گنج شـايـان
بـه فرهنگ خـراسان می‏ ستيزند
به سيس و قارن و سنباد و مسلم
بـه طـاهر مـرد ميـدان می‏ ستيزند
بـه عيـاران و شيـران خـراسـان
بـه تـاريـخ درخشـان می‏ ستـيزنـد
بـه خوجند و سمرقند و بخارا
به آمـوی خروشـان می‏ ستـيزند
به غزنی و هـری بلخ و فرهرود
به پروان و بدخشـان می‏ ستيزند
به عشق پاک دل های پر از سوز
بـه آه سينه چاکان می‏ ستـيزند
به عـزم راستان و مهر يـاران
به قلـب صاف پاکان می‏ ستيزند
به آيين وفـا و رسـم خوبـان
به لفظ و عهد و پيمان می‏ ستيزند
بـه عدل و داد و قانون مدوّن
به حکم شرع و قرآن می‏ ستيزند
به نـور دانش و صبح معـارف
به شـاگـرد دبستان می‏ ستيزند
بـه پيونـد دل عشاق مسکين
به حسن نو عروسان می‏ ستيزند
به زلف مهوشان برگرد رخسار
بـه آزادی نسـوان می‏ ستـيزنـد
به نفس بيوه گان دل پـريشان
به طفل ديده گريان می‏ ستيزند
به پيران سخن سنج خراسان
بـه افـکار جـوانـان می‏ ستـيزند
بـه انـدرز طبيبان خـردمنـد
به دارو و بـه درمـان می‏ ستيزند
بـه نيروی بـزرگ زنـدگـانی
به عقل و عشق و ايمان می‏ ستيزند
بـه روح آدم و بـنياد هستی
بـه دسـت‏اورد دوران می‏ ستيزند
به عرش کبريا و اصل فطرت
بـه ذات پـاک يـزدان می‏ ستيزند
سخن کـوتاه ايـن گـرگان وحشی
به هست و بـود انسان می‏ ستيزند

رسول پویان

>>>   جواب(وقتی که این ها درکار هایشان صادق باشند به دیگران احترام قائل باشند...)
برادر من چدا اسم خراسان باشکوه را نیاورم مگر جرم است تا کی صبر کنیم بر علیه این همه ظلم آیا بازگشت ملت به هویت تاریخی و اصیل خود و مفاخر و بزرگان و نامداران خود جرم است ؟ آیا فرهنگ ما باید کشتار و اختطاف و تقلب شود؟

>>>   زنده باد كشور خراسان يكي از اقاليم ايران بزرگ
ايزديار ، بوشهر


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است