با خصوصیات رهبران بیدار و رهبران خفته آشنا شوید
 
تاریخ انتشار:   ۱۰:۱۶    ۱۳۹۷/۵/۱۷ کد خبر: 153517 منبع: پرینت

مردم افغانستان غالبا از فقدان رهبران خردمند و بیدار رنج برده اند.

در دهه های پسین دو چهره نامدار در عرصه نظامی و سیاسی خودشان را بعنوان رهبر ثابت کردند: احمدشاه مسعود در عرصه نظامی یک رهبر بی بدیل و استاد ربانی در عرصه سیاسی رهبری خردمند بود در غیاب این دو جامعه شهروندی افغانستان فقدان رهبر را احساس کرده است پس از کشته شدن قهرمان ملی و رهبر جهاد و مقاومت عده ای از مدعیان عَلَم برافراشته اند و ادعای بزرگی و رهبری دارند.

رهبران خواب رفته
خواب رفتگان سیاسی از کنفرانس بُن خود را نشان دادند. کسانیکه به نمایندگی از مردم افغانستان و جریان جهاد و مقاومت به بن رفتند و کم کم اکت رهبری به خود گرفتند فاحش ترین اشتباهات سیاسی را مرتکب شدند. اشتباه این مدعیان رهبری، مردم و جریان مردمسالار را دهه ها به عقب بازگرداند اشتباهات غیرقابل بخشش عبدالله و یونس قانونی سرآغازی بر ایستایی جریان مردمسالار در افغانستان بود ادبیات اقلیت و اکثریت و برادر بزرگتر و کوچکتر و تحمیل یک چهره بعنوان زعیم و یک مُدل حکومتی بحیث نظام حاکم به مفهوم شکست یک آرمان تاریخی و یک باور عمومی بود.

از ویژگی های بارز رهبران خواب بُرده، فراز و فرود سیاسی آنان است مقام و منصب و شهرت برای آنان اهمیت اساسی دارد آنها بزرگی خویش را در مناصب بالاتر می بینند برنامه جامع و درازمدت و حتی میان مدت ندارند و جلسات و نشست های ایشان غالبا در پسخانه ها و در جمع کوچکی است که حتی به همانها نیز اعتماد ندارند، از منطقه و زادبوم خود بحیث ابزار پیشرفت شان بهره می برند، به مرجع قدرت که نزدیک شوند ابراز تلذذ می کنند و چون دور بمانند فغان می کشند.

آنها قدرت را برای خود می خواهند نه برای مردم؛ قدرت را بحیث ابزار کسب ثروت تعریف می کنند، به مقام که برسند سکوت می کنند گویا هم مجاهدین سهمشان را گرفته اند و هم خانواده قربانیان به حقشان رسیده اند و هم ملت از غم و غریبی خارج شده اند. آنها معمولا از رقبای درونی خویش باجگیری می کنند بیش از آنکه به تهدیدات بیرونی متوجه باشند، توانشان را در راه تخریب و تضعیف همرزمان و همقطاران خودشان صرف می دارند و باعث تضعیف روحیه ملی و مقاومت جمعی حوزه نفوذشان می شوند.

از دیگر خصوصیات رهبران خواب رفته حرکت های مناسبتی و سیاست های واکنشی آنان در قبال قضایا است. این افراد منتظر فلان مناسبت در قالب سالگردها، کنگره ها و رویدادها هستند تا فرصتی پیش آید و پشت تریبون قرار گیرند تا از وقایع جاری انتقاد کنند، بر رقیب بتازند، حکومت را نقد کنند، انگشت بر دردها بفشارند، طالبان و دشمنان را بد بگویند، دردهای دلشان را بازگو کنند و احساسات را تحریک کنند تا نعره تکبیری بشنوند و از چک چک حاضران لذت ببرند و اشباع شوند.

از ویژگی های دیگرِ مدعیان رهبری فوق الذکر رقابت بر سر معاونیت انتخابات است. رهبرانِ خواب آلود، خمار معاون شدن و نفر دوم بودن در نظام قدرت سیاسی هستند از دیدگاه چنین سیاستمداران خواب رفته ای سیستم توزیع قدرت از بالا به پایین است، سیستم اصلاح نظم اجتماعی نیز چنین است روش تغییر نظم و نظام نیز چنین است آنان عملا باورمند به قدرت توده ها نیستند.

از نظر آنان راس هرم قدرت آمریکا و سپس متحدین آمریکا و بعد از آنها کشورهای منطقه است، بعد از آن رییس حکومت افغانستان است، بعد از آن منصبداران و مناصب کلیدی درون نظام است آخرالامر نوبت به مردم هم که رسید ملک ها و خان ها و فرماندهان و متنفذین و زورمندان محلی ارجحیت دارند. از نظر این دسته رهبران خواب رفته چیزی به نام اکثریت خاموش، فرهنگ مدرن سیاسی، قدرت توده ها، بینش شهروندی، غرور ملی و... زیاد اهمیت ندارد بنابراین بیشتر وقت و انرژی شان را صرف ملاقات ها و لابی گری ها در سطح سفارتخانه ها و نمایندگان خارجی و نهادهای درجه سه و چهار بین المللی و حتی مامورین استخباراتی در اروپا و آمریکا می کنند اینها به حزب بی باورند و اگر حزبی داشته باشند ترجیح می دهند در یک حزب کوچک رهبر باشند اما در یک حزب بزرگ با دیگران برابر نباشند.

رهبران خواب رفته یا استخاره می کنند یا توجیه شرعی می تراشند یا بعد از سه ماه هم نمی توانند غنی را ببیند و چهره دومشان را هم کسی تا ابدالآباد نمی بیند و یا فشار اگر دیدند ماه ها به لندن مسکن گزین می شوند و یا اگر توسط یک فرمانده زیرکوهی زده شدند به وزارتی بسنده می کنند و یا اگر از وزارت و مشاورت برکنار شدند به فکر مجاهدین می افتند و یا در طول سال فقط سخنران مراسم سالگرد استاد ربانی و شهید مسعود می شوند.

آنها مانند فلان رهبران تسلیمی گاهی از ترمینولوژی می گویند و گاهی از فرق تبعه و شهروند و گاه از تعداد جنرالان فلان ولایت، آسمان و ریسمان را به هم می بافند و آخرش دوست و دشمن خود را هم نمی شناسند و یا مانند آنکه می گوید حالا ما مردم رهبر خوده پیداکرده گی استیم و سپس خودش توسط همان رهبرش 15 ماه در کشور بیگانه ای تبعید می شود و یا مانند آن معلم زبان پشتو و اشتبنی کرزی و مهندس تیم اشرف غنی که از اینجا مانده و از آنجا رانده می شود و یا مانند رییس جمهور سابق که غنی را بر گرده مردم سوار کرد و خودش هم به غم غنی گرفتار شد.

اینها رهبر نیستند و نمی توانند باشند بلکه راه گم کردگانی هستند که خود بخشی از مشکلات مردم هستند و تبدیل به موانعی برای تفکر شهروندی و گذار به سمت دموکراسی شده اند.

رهبران بیدار
قدرت سیاسی و حکومتی از دست مردم خارج شده است. قدرت در یک حلقه خاص غنی سازی شده است. علم و دین می گوید که قدرت از مردم است و منبع قدرت مردم هستند. علم و دین می گوید قدرت باید بین مردم توزیع شود ثروت هم باید بین مردم عادلانه توزیع شود حکومت ها خادم مردم، نماینده مردم و کارگزار مردم است اگر غیر از این بود به تعبیر هانتینگتون مهره ها درست در جای خود قرار نگرفته اند بنابراین فساد می شود.

قدرت امروزی در انحصار یک حلقه خاص شامل غنی و اتمر و اکلیل و استانکزی و ... قرار گرفته و تبدیل به منبع فساد و آلودگی شده است. تیم حاکم افغانستان را به سمت سقوط و گسست سوق داده و به یک بحران تمام عیار مواجه ساخته است مردم افغانستان از بیکاری و فقر فزاینده رنج می برند، جنگ و ناامنی افغانستان را به یک ماتمکده تبدیل کرده است، ناامیدی در ذهن و ضمیر مردم افغانستان موج می زند و کمتر خانواده ای را در افغانستان می توان سراغ گرفت که یک عزیزش را از دست نداده باشد.

در چنین حالتی همان حلقه های خاص حکومتی سرمست از باده قدرت غم مردم را نمی بینند و درد مردم را نمی فهمند. چپ و راست فقط فرمان می دهند و حکمروایی می کنند و اگر کسی مزاحم آسایششان شود با فیر مستقیم مرمی به پیشانیش می زنند گویا حکومت به معنای تفنن و تفرعن است؛ گویا حکومت به معنای فرمانروایی لاقید و تحکم بر مردم است به معنی جابجا کردن رفقا و جیغ زدن ها و دشنام دادن ها و دروغ گفتن ها است.

اما نه! حکومت در قاموس عدالت و مدنیت به مفهوم کانون خدمت به خلق الله و حل مشکلات و آلام مردم است در چنین شرایطی یک رهبر بیدار با اتکا به عقلانیت سیاسی و با اتکا به قدرت مردم در برابر حکومت استبدادی می ایستد و او را به زانو در می آورد، به او هشدار می دهد و به مردم انگیزه و روحیه می بخشد. یکی از نتایج ایستادگی و رهبری رهبر بیدار نمایش قدرت مردم در برابر قدرت حکومت است، یکی از نتایج رهبری بیدار هشدار به قدرت های خارجی است که دیگر مردم را نمی توان نادیده و دست کم گرفت و بنابراین این روزها ما شاهد هستیم که تمامی نهادهای بین المللی از آمریکا و اروپا گرفته تا ملل متحد سراسیمه به خانه رهبران و بزرگان می روند که لطفا انتخابات را تحریم نکنید و سپس همه شان با اذعان به روحیه تقلب که در روش و منش حکومت غنی وجود دارد به دنبال گزینه های اعتمادساز هستند.

یک رهبر بیدار فرصت سازی می کند، تهدیدها را به فرصت ها تبدیل می کند رهبر بیدار چیزی به خود نمی خواهد، سیاست را می فهمد، مطالبات را می داند، درد مردم را درک می کند، نگاه او به آینده است، متملق ها جایی در کنارش ندارند، نقدپذیر است، با مردم می بیند و با حوصله می شنود، او اهل مشوره است و خود را بی نیاز نمی داند.

رهبر بیدار، از مردم، با مردم و برای مردم است مردم با رهبران بیدار، از تندبادها به سلامت می گذرند.

مرتضی جلالی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
رهبران بیدار
رهبران خفته
نظرات بینندگان:

>>>   Saboor Raheel
آیا از اینهمه ایتلافها و اپوزیسونها شما تاکنون حتی یک تحلیل همه جنانبه از چگونگی ساختار قدرت و اداره کشور توسط غنی و عبدالله به دست داده است؟ اگر همچو تحلیل و ارقامی وجود دارد، کسی لطف کند و آن را به همه برساند. این که کسی بگوید دولت بد است، دولت ناکاره است. دولت خاین است.... کافی نیست. باید نشان داده شود که چگونه دولت خاین است و چگونه و چرا ناکاره است؟ م

سلسله مراتب قدرت در نظام غنی از چه قرار است؟ کدام مقام و بر مبنای کدام قانون وتشکیلات زیر نظارت و فرمان کدام مقام قرار دارد؟ کدام تشکیلات چقدر بودجه دارد؟ تشکیلات اصلی کدام اند؟ تشکیلات فرعی کدام است؟ تیم اداری اعلان شده کدام است. تیم اداری بعد از وقت (شبانه) که کشور را اداره می کند کدام است؟

استراتیژی اقتصادی دولت غنی چه بوده است؟ در بخشهای اجتماعی و فرهنگی غنی درین چهار سال چه کرد و سمت و سوی برنامه های سیاسی اش کدام بوده است؟ غنی کدام قبله را نشانه گرفته و نماز قدرت می خواند؟ مثلا چرا دغدغه بزرگ و تاخیر ناپذیر دولت جابجایی کوچیها و تذکره دادن به آنها در مناطقیست که از نگاه تاریخ متعلق به تاجیکان و سایر اقوام غیر پشتون است؟

آیا ایتلافها وظیفه ندارند که حد اقل برای کسب پشتیبانی مردم دولت غنی را انتقاد کند و نشان بدهد که با کدام برنامه هایش موافق است و با کدام برنامه مخالف؟

گنگه تورغی‌هایی که بقایای یک دوره سپری شده در تاریخ این کشور اند و هیچگونه درک و شناختی از شرایط امروزی کشورو جهان ندارند،‌ نباید مورد اعتماد مردم قرار بگیرند. اینها تاریخ گذشته اند.

اما غنی که در غدر و خیانت به مردم دست هر شیاد تاریخ را از پشت بسته است، به جمع آوری آبهای گنده می پردازد. می خواهد همین قشر نادان،‌ مفتخور، پرمدعا،‌ و فاسد را مزدور خود بسازد. غنی به فکر ایجاد کادرهای رهبری تازه و جوان در کشور که خواهان ترقی و رفاه اجتماعی و اقتصادی کشور خود اند نیست.

باز به حرف نخست خود می آیم. آیا کسی کدام تحلیل همه جانبه سیاسی- اقتصادی- امنیتی- اجتماعی و فرهنگی از جامعه و برنامه های دولت غنی که متکی بر ارقام باشد، درین راستاها دارد؟

شما دوستان عزیز لطف کنید و چنین تحلیلهایی را، اگر هست، نشر کنید و بنده را نیز تگ کنید تا روشن شویم.

>>>   Arsalan.
" کفن کش قدیم"
بازی های براه انداخته شده توسط کرزی گروه های مختلف را وادار به مراجعه به مرکز فساد و تروریزم یعنی همان کفن کش قدیم نمود.
مراجعه به کرزی به معنی این است که:
طالبان را دوباره زنده نمودی وتقویت کردی خوب کردی
ترور های زنجیروی را سازندهی نمودی خوب کردی
جنگ را به شمال وغرب کشور انتقال دادی خوب کردی
بازی سازی را در شمال وغرب کشور توقف دادی خوب کردی
فساد را در سراسر کشور گستردی خوب کردی
در انتخابات با جعل وتقلب غنی احمدزی را برنده ساختی خوب کردی
وضعیت کنونی که ناشی از عمل کرد نا بخردانه و دشمنانه نسبت مردم و این کشور است خوب کردی
و ده ها جرم جنایت دیگری که کرزی با حواریونش مرتکب شده .
حالا این مراجعه به کفن کش قدیم به جز ادامه همین وضعیت اسفبار کنونی هیچ تغیر مثبتی را درپی نخواهد داشت .

>>>   من یقین دارم که کلیه کسانی که ما آنها را از خود می دانستیم و همین حالا به نام رهبران و بزرگان مقاومت یا بزرگان تاجیک در کار سیاست مشغول اند،‌ همه آنچه را که شما فرمودید می دانند. آما اینها چنان خائن و قوم فروش و بیغیرت شده اند که می نگرند ناموس و هستی مردم شان به باد می رود و هنوز هم سرگرم معامله و سرگوشی با صحبت با دشمنان متجاوین اند.‌

از همین روست که اینقدر همه روزه باید بگوییم و باید بگوییم و باید و باید فریاد کنیم که آهااااااای، بیدار شوید. کسی به فکر شما نیست. کسی به فکر قوم نیست کسی به فکر هویت و سرنوشت و منافع و آینده و تاریخ شما نیست....

ازینروست که باید از خودیهایی که مردم را در خوشبینی و خالی ذهنی و فریب نگه مدیدارند شکایت کرد نه از دشمن سفاک و متجاوزی که کمرش همیشه برای بربادی ما بسته بوده است.

>>>   چه یک رهبر ونظامی که پل محمودخان ساحه مسوولیت اش نبود دیگردوستان قضاوت کنند.

>>>   از بسکه خیانت ها و تخلفات غنی احمدزی با تیم مفسد و خاین چورگر ان بیشمار است واز شمار اعداد و ارقام در چنین سایت پر بیننده ممکن نیست زیرا که خیانت ها و جنایت ها و عوام فریبی های اشکار و واضح ان را همه میدانند اما با انهم بواسط چند اجیر معاشخور خود فروخته شده به غنی بنام سخنگوکه در حقیقت دروغگو هستند خواسته تا بچم مردم خاک بزند اما مردم ان دروغگویان معاشخور لاشخور را شناخته بحرفانها باور و اعتماد نکرده و ندارند اگر مردم در جاده ها برایند و صدای شانرا از خیانت و جنایت و قانون شکنی و قومگرای ارگ نشینان با تظاهرات مسالمت امیز بخواهند صدای شان بگوش کر ارگ برسد توسط عساکر خاص ارگ به گلوله بسته میشوند ویا توسط انتحاری های طالبان برادر ناراضی غنی بشهادترسانده میشوند حکومت غنی حکومت هتلری و فاشیستی است حال که یک شیاد قاتل را بنام گلبدین قصاب کابل را وارد کابل کرده افراد ترورست ان هر لحظه اماده قتل و قتال مردم غیر پشتون و خارج از اقوام غلجایی هستند فقط بایک اشاره ارگ بجنایت شان عمل میکنند در برابر مردم .

>>>   بابا جان خط رهبر چیه، این چند نفر درب داغون از یه طرف هپنتایسم شده هستند، که مرگز اتاق فکری از راه دور به آنها با اشاره حرف می زنن توان و قادر به انجام کاری نیستند به اما و اکر اشاره حرفی برای گفتن و عملی برای انجام دادن کاری ندارند، از همچو انسان خیری نیست.

>>>   سلام.
جای تآسف است که رهبران چپاوالگر جنایت کار، غاصب. ،قاتل را رهبران بیدار یاد میکنید.واقعیتآ در مسلک خود بیدار باهوش وبی مانند بودند مانند این دونفر فوق الذکر. خداوند ازهر دویش باز پرس کنند ،مردم نمی بخشند.
باشنده کاپیسا.

>>>   رهبران بیدار یعنی جنایتکار چپاوالگر وویرانگر.نفرین بر آنها.
باشنده کابل،مامور دولت.


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است