در رد و تقبیح معاونت طلبی
 
تاریخ انتشار:   ۱۱:۱۶    ۱۳۹۷/۱۰/۱۷ کد خبر: 156789 منبع: پرینت

جایگاه معاون در قانون اساسی طوری تعریف شده که صرفاً به درد دِکور صحنه می خورد و نسبت آن با رییس جمهور، نسبت یک فرد انسانی است با سایه اش.
در عمل هیچگونه صلاحیت و قدرتی به آن تعلق نمی گیرد. تنها موردی که از امکان تفویض صلاحیت - آن هم به نحو موقت- برای آن در نظر گرفته شده است، وفات رییس جمهور است، امری که بیشتر به رفتارهای خنده آور و جوک ساز ملانصرالدین نزدیک است تا واقعیت.

وقتی از این حیث به اصرار معاونت طلبان برای پیوستن در تکت تمامیت خواهان نگریسته شود، قصه معناداری گزاره ها نزد فیلسوفان علم در ذهن آدمی تداعی می شود. برخی از فیلسوفان معتقد بودند پاره ای از قضایا نه علمی هستند، نه توتولوژیک، بلکه مهمل و به معنا اند. برای این که راهی به کشف صدق آنها وجود ندارد.

معاونیت در قانون اساسی ما عین موقعیتی را دارد که گزاره های مهمل و غیر علمی در نظام شناختاری این فیلسوفان دارند.
ما بدین باوریم که همدلی و همکاری این دوستان با ناسیونالیست های قومی از منظر رفتار عمل گرایانه و رویکرد منفعت طلبانه کاملاً بی معنی است.

از اینرو از معاونت طلبان می پرسیم، وقتی قانون اساسی را طوری صورت بندی کرده اید که برای خود صلاحیتی قایل نشده اید، پس اعتبار رفتن تان در تکت اتمر و غنی را از کجا می گیرید؟ از مردم؟ مردم که کمر همت بسته اند تا نظام سیاسی کنونی را تغییر بدهند و آن را دموکراتیک و غیر متمرکز بسازند.

لذا پیوستن هر فردی از این حوزه را با تمامیت خواهان معادل ایستادن در برابر منافع و حقوق شان و خنجر زدن از پشت تلقی می کنند. پس شما با چه معیار حقوقی و سیاسی با دشمنان مردم سالاری و توزیع قدرت و ثروت و پخش معرفت متحد می شوید و فرصت های طلایی را از مردم می ستانید و به سود تمامیت خواهان مصادره می کنید؟

عبدالله پیمان


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
معاونت طلبی
انتخابات
نظرات بینندگان:

>>>   اقای پیمان!
نظر به سفارش پاکستانیها٫ امریکاییان فقط به پشتونها چانس ریاست جمهوری میدهند.انهاییکه پشت مقام معاونیت شله اندبه نیکی میدانندکه چانسی به ریاست جمهوری ندارند.
عاقل

>>>   معاون يعني غلام

>>>   مگر اين معاونيت طلبي هم حقيقت بعض چهره هاي جاه طلب و هر جائي را هم بر ملا ساخته است ، أشخاص مانند قانوني كه اصلش عضوحزب خلق/پرچم بود، و توانست با استفاده از همين حزب فاكولته را سالها بعد از فراغتش از مدرسه أبو حنيفه بخواند، و بعداً با چالاكي خود را نزديك مسعود شهيد رساند، و باز هم با چالاكي خانم پشتون گرفت و از قرب خسر طرفداري ظاهر شاهي را بدست آورد ، در كانفرانس بن خود را جاي داد، و حالا خود را دوباره در بغل خلق انداخت ، كه انشاءالله همين چانس آخرش است.
بيچاره گي ما ملت ساده در اين است كه حافظه ما زود پاك ميشود، و كساني كه در انتخابات براي همچو كسان رأي ميدهيم هيچ وقت از خود سؤال نميكنيم كه اينها چطور صاحب مليونها دالر شده اند، اين پولها ميراث پدر و مادر شان نيست ، همه اش خون من و تو بيچاره است ، متوجه باشيد كه اينبار براي يك انسان مسلمان صادق و عادل افغان عادي رأي بدهيد، اين بهانه كه امريكا ميخواهد كه پشتون رئيس جمهور باشد، محض فريب عوام است. وجدان تانرا زنده نگهداريد در خيانت خائن شريك نشويد.

>>>   باسلام.
درست گفتی بخصوص برای جامعه ی هزاره معاونت به این شکل اهانت به این جامعه است .معاونت دوم که واقعا اهانت وتضعیف موقعیت مردم ما میباشه .چرا کاندید ریاست نداشته باشیم؟ با اینحال احیانا با توافق وشرایط جدی از قبیل استیفای حقوق مردم در وزارت ها ، استخدامها وپست های دولتی ،ولایت شدن برخی السوالی ها حقوقی نظیر طرح لین برق مورد نظر جنبش روشنایی و... ودادن تضمین از طرف رئیس جمهور آینده مانعی نداره آنهم معاونت اول.پذیرش معاونت دوم خیانت به مردم است.
در هرصورت آنچه مهم است اینه که تغییر در قانون اساسی ایجاد شود در افغانستان هم همان قانونی را داشته باشیم که در عراق ولبنان وجود داره که ریاست قوای سه گانه بر اساس جمعیت قومی باید باشه.


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است