چرا جامعه تاجیک "بانک رای" ندارد؟
 
تاریخ انتشار:   ۱۵:۴۷    ۱۳۹۷/۱۰/۱۷ کد خبر: 156795 منبع: پرینت

هر زمانیکه انتخابات نزدیک میشود بازار یک تعداد شخصیت های نامدار بحیث دلالان قومی، مذهبی و یا اقتصادی بسیار گرم میشود، شب و روز سفره های رنگین پلو خوری هموار میشود، فضای معامله بدور سفره ها و جای نماز ها بسیار گرم میشود. درین میان بازار معاون صاحبان شمال پر رونق میشود.

ولسمشران در شکار معاون صاحبان شمال بحیث بانک های رای بسیار ماهر هستند. در سر هر انتخابات قول برادری، برابری و دوستی می دهند ولی پس از رسیدن بر سر شانه های معاون صاحبان به ارگ سوته طالبی را گرفته اول معاون صاحبان را تا دم مرگ می کوبند. ولسمشران در دور دیگر انتخابات باز چهره برادر مهربان را بخود گرفته، در بدل چند مقام میان تهی دل معاون صاحبان را شاد می کنند. این بازی کثیف ۱۸ سال است که دوام دارد نه ولسمشران دست از اینگونه نیرنگ می کشند و نه معاون صاحبان هوشیار میشوند.

بگونه مثال داستان معاون اول جنرال دوستم را از آغاز شکل گیری تکت های انتخاباتی با اشرف غنی و بعد از بقدرت رسیدن اشرف غنی همه می دانند و نیاز به تذکر نیست. داستان تلخ ضیا مسعود و بسیاری های دیگر نیز در همین سلسله است.
چرا نمی توان از طریق معامله با معاون صاحبان جهادی تاجیک اکثریت جامعه تاجیک را خرید و یا به کرایه گرفت؟

در میان هزاره ها و ازبیک ها چند چهره معروف بنام بانک رای در هر انتخابات بازار گرم دارند. اما برای ولسمشران پیدا کردن بانک رای از میان جامعه تاجیک خیلی دشوار است. زیرا در جامعه تاجیک به دو دلیل بانک رای وجود ندارد:
۱) در جامعه تاجیک رهبران ناکام بحیث ظروف یک بار مصرف دیگر قابل استفاده نیستند. بنا هیچ ولسمشری موفق به پیدا کردن بانک رای از جامعه تاجیک نمی شوند.
۲) جامعه تاجیک برای کاندیدای از خود در مقام ریاست جمهوری بانک رای قوی هستند.

واقعیت این است که برای جامعه تاجیک معامله و یا تسلیمی چند رهبرچه و یا فرمانده جهادی به ولسمشران ملحد و یا دست نشانده به معنای تسلیمی همه جامعه تاجیک نیست. این جامعه با جامعه ازبیک بویژه بسیار تفاوت دارد. بگونه مثال جنرال دوستم به شکل سنتی بر جامعه ازبیک حاکم است و رقیب را سر به نیست می کند، هر طوریکه بخواهد اکثریت جامعه ازبیک را معامله می کند و هیچ نیروی نیست که جلو آنرا بگیرند.
اما در میان جامعه تاجیک هیچ رهبری نتوانسته حمایت اکثریت جامعه تاجیک را بدست بیاورند.
به همین دلیل است ولسمشران در خرید و یا به کرایه گرفتن اکثریت جامعه تاجیک از طریق معامله با معاونان منسوب به آنها ناکام مانده اند.

در فرجام باید گفت جامعه قبیلوی پشتون اکثریت قاطع بانک رای برای ولسمشران اند. در جامعه ازبیک و هزاره اکثرا بانک رای میان کاندیدای پشتون و تاجیک تقسیم میشود. جامعه تاجیک بیشترین بانک رای برای کاندیدای مطرح تاجیک است و کمترین رای برای معاون صاحبان اند.

هارون امیرزاده


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
جامعه تاجیک
بانک رای
نظرات بینندگان:

>>>   اقای امیرزاده!
اگر ازرده نشوید میخواهم عرض کنم که همین قصه ملحد وکمونیست دیگر کهنه شد٫زیرا گذشت زمان به وضاحت نشان داد که انهایی راکه ما کمونیست وملحد میگوییم٫ مسلمانتر از مسلمان نما ها بودند
عاقل

>>>   اين واضح است كه هركه معاون شد رهبري تاجك را از دست ميدهد. مثال ان احمد ضيا و قانوني و عبدالله و اسمعيل خان است. تا حال سر عطا حساب ميشد اگر معاون شده باشد او هم از رهبري خلاص است.

>>>   فقط خود خواهی ، پله بینی ، که عادت همیشگی این قوم است.هر یک از رهبران شان در فکر معاونیت استند نه در فکر آینده قوم تاجک.

>>>   همی اشرار که درین شب وروز زمستان پایه برق را در پلخمری تخریب کردند درزمان حکومت نجیب هم اشرار پایه های برق سروبی را درشب های چله زمستان قطع کرده بودند آنزمان آی اس ای وامپریالزم امریکا برای اشرار ما روغن های مخصوص داده بودند تا بروی پایه های قبرق سروبی کابل بمالند بعد از مدتی پایه ها واژگون شد ، اما چون دران زمان رهبری حکومت جدی بودند دروقت کم باشرایط دشوار دوباره پایه های تخریب شده را ترمیم وبرق را بکابل رسانیدند ، همان زمان عهم اشرار می گفتند با شوروی صحبت میکنیم امابا تنجیب مذاکره نمیکنیم

>>>   هارون قندی گل چطور حالا همرایت یکجا پیاله را بلند میکند یا تا حال جدا جدا لپ وجپ میکند

>>>   مشكل اصلي تاجكان در ساخت و بافت خود شان است، مانند ساير نژاد هاي افغانستان ، عوام الناس آواز ندارند ، ملت افغان همه شان همفكر ولي متحد نيستند ، رهبران زورگوي تاجك، هزاره ، ازبك، پشتون نظر به روابط نا مشروع با استخبارات خارجي هم آواز بلند دارند، هم جيب پر و هم قدرت قتل و غارت و تجاوز. كدام تاجك به رهبري چند پنچرمين و يا معلم عطاء چور و حتي اسماعيل خان و هم دزدان بدخشي رضايت دارند، و همچنان هزاره و ازبك و پشتون رهبري چند جاسوس ، بيسواد و متجاوز ازبك، يا قاتلين و بي دين هاي مثل اتمر، غني، طالب را ميپذيرند.
تمام اقوام و أقشار ساكن افغانستان بايد مثل سابق با هم متحد شوند و براي خائنين بزرگ نماي خود (ني) بگويند، چون ما عوام رنج و درد ديده و ميچشيم. ديگر بايد زير تاثير گفتار رهبران مجرم خود نرويم، اولتر از همه ما انسان هستيم ، مسلمان هستيم و ساكن همين مملكت فعلي خود هستيم ، از گذشته ها بايد پند بگيريم و آينده خود را خودما بسازيم.

>>>   گفتار بسیار معروف است که:
1- پشتون های افغانستان تابع جرگه ها اند که در راس این جرگه هابظاهر متنفذین قومی و در پشت سر این متنفذین سیاسیون پشتون قرار داشته و با زرنگی جهت جرگه ها را به نفع خویش تغیر میدهند.
2- ازبیک ها و ترکتباران تابع زور اند! مثالش جنرال دوستم است که نه سواد دارد، نه منطق و نه دانش سیاسی اما با گردآوردن مشتی از قلدران و آدم کشان قطاع الطریق جلو این قوم را در دست خود گرفته است در حالیکه این جنرال خود ساخته نیز در دستان سیاسیون قرار دارد که همیش از وجودش استفادۀ سیاسی صورت میگیرد.
3- فارسی زبان ها (به اصطلاح تاجیکان)، این مردم جز شعر و شاعری و لفاظی از نظر قومی به هیچ کتاب دیگری جور نیستند، همیش خود خواه و مغرور بوده برای اکثریت نشان دادن خود خورده هویت های دیگری را نیز در خود مدغم نموده اند که این یک هویت کشی توسط این ملیت به حساب میآید. افراد معلوم الحالی از میان این مردم خود را رهبران قوم تراشیده در حالیکه رهبری شان فراتر از قریه، ولسوالی و یا نهایتاٌ ولایت شان نیست.
نوت: ما به ملت شدن نیازمند استیم، ملیت ما بحال خود وجود دارد.
میهن زرغون

>>>   هارون! همه تاجیکها ی شمال مل ملت را برده وبانک ساخته! ازینها توقع نداشته باش برو چاره ات کن!

>>>   به نظر من جامعه تاجیک اتفاقا رای بسیار مقبولی هم دارد اما رای آنها توسط هیات حاکم فاشیست دزدیده میشود.
علی هروی


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است