حكمتيار و تنزل از حكومت ناب محمدي تا فارسي ستيزي
 
تاریخ انتشار:   ۱۱:۲۸    ۱۳۹۸/۵/۱۷ کد خبر: 159725 منبع: پرینت

اكنون زمان تغيير كرده، ولي آقاي حكمتيار هنوز هم در همان خيالات سابقه دوره پشاور بسر مي برند كه ديگر زمان زده شده و كاربرد ندارند.
او مي خواهد در انتخابات پيشرو با دامن زدن مسایل قومي و زباني براي خود طرفداراني دست و پا كند، ولي حالا توقع و خواست مردم تفرقه نه بلكه برنامه براي امنيت، رفا و زيستن انساني در كنار هم است. او مدت ها قبل فرصت ها را از دست داده و خود را در گودال نگونساري و زوال سياسي انداخته است.

مردم افغانستان و اقوام مختلف كشور از وي شناخت كافي دارند. حكومت مجاهدين در نتيجه اي راكت پراني هاي وي بدنام شد و شكست خورد و شهروندان بي شمار كابلي در نتيجه اي جنگ هاي داخلي به خاك و خون كشانيده شدند. حكمتيار يكي از فاكتور هاي مهم ظهور طالبان بود كه تا امروز مردم و كشور در آتش انتحار و انفجار آنها مي سوزد. او بار ها بخت خود را براي گرفتن قدرت و رییس جمهور شدن آزموده ولي كاميابي در نصيب اش نبوده.
طرح كودتا با تني خلقي و ایتلاف با جنبش اسلامي عبدالرشيد دوستم و حزب وحدت (شوراي هماهنگي) بر ضد دولت اسلامي شهيد رباني را در كارنامه اي خود دارد. اكنون مي خواهد همانند دهه هفتاد به نام قوم و زبان، بار ديگر اقوام كشور را بر ضد همديگر تحريك كند تا بتواند در انتخابات آتي موفقيتي داشته باشد، ولي اكنون تكانه هاي ذهني و بلند رفتن فهم و شعور سياسي مردم اين فرصت را از وي گرفته است.

اگر در انتخابات پيشرو سه فيصد راي هم بياورد باز هم خوش چانس است. زماني كمتر از حكومت ناب محمدي راضي نبود، حالا از روي ناچاري به تفرقه قومي و زباني روي آورده است.

اكبر نوابي


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
حکمتیار
فارسی ستیزی
نظرات بینندگان:

>>>   حکمتیار یک شخص فوق تندرو و افراطی کله خام است که حتی گپش در میان پشتونها هم خریدار ندارد او مردم تاجیک فریب این حکمتیار را نخورید و به اتحاد کشور همچنان پایبند شوید. این شخص میخواهد اقوام مسلمان کشور را به جان هم بیندازد و این کشور را تحویل پاکستان دهد.
پشتون زرغون

>>>   بگذارین که مکمل صف اوغان جدا گردد تا تعداد نفوس دقیق این فاشیستان معلوم گردد بیازو اوغان هرگز از ما نبوده و طرف ما قرار نداشته اند این مطالب خوب است تا گوش عده مردم غیر اوغان باز گردد . شما شاهد انتخابات شفاف مجلس بودید که اوغان هیچ آرا را پوره کرده نمیتوانست اگر صف اوغان جدا از دیگران جدا گردد شما باور کامل داشته باشید که قبر فاشیزم کنده شده و متعصبین وطنفروش به گودال تاریخ سپرده میشوند . چرا اوغان از نظام فدرالی هراس دارد چرا اوغان هرگز خواهان نفوس شماری دقیق بوده اند ؟ همه و همه پرده برداری از تقلب و خیانت شان برداشته خواهد شد . بگذار که اوغان به گل بی دین رای خودرا بدهند یا به غنی تمام اوغانها نظر به نفوس شماری بین المللی ۱۰ میلیون در کشور ما نیستیند در حالیکه ما ۲۴ میلیون غیر اوغان داریم یعنی چشم برراه نظام های مردم سالاری باید بود و نابودی نظام تاریک فاشیزم بعد از ۳۰۰ سال خیانت ناموس فروشی و غلامی

>>>   نوابي صاحب !
فکرمیکنی براستی او عاشق زبان پشتو است ؟؟
این حرف ها صرف برای کمپاین انتخابات است ، چون مشتش خالیست دیگر چیزی برای گفتن ندارد از نام قوم وزبان سو استفاده میکند ،
درحالیکه قلبا هیچ ارزشی نه به پشتو ونه به دری قایل است لسان اصلی او اردو است !
-ما مردم افغانستان طالع نداریم ، اخوانی های سایرکشورها از پلان ها وپروژه ها صحبت میکنند مانند اردوغان اما اخوانی ما بجز نفرت پراگنی وشرارت و.اختلاف انداختن بین اقوام برادر دیگر چیزی درچانته ندارند،
- طالب های پاکستان از تکنالوژی وقانون مدنی صحبت میکنند اما طالبهای ما یا اشرار بی فرهنگ ما درفکر قانون دوهزار سال قبل دور ه جهالت هستند ،
- استخبارات سایرکشورها همه چیزرا تحت کنترول خود دارند اما استخبارات ما صرف بنام است درحالیکه تشکیلش وامتیازاتش بیشتر از همه است ومسئولیت خودرا صرف با ارسال یک مکتوب متحد المال به همه ادارات وتمام دکانداران شهر که گویا شما تحت خطر هستید برائت میدهند
- پولیس ما روسایش نان سرباز را میدزدندورئیس جمهور میگوید : وزارت داخله مرکز فساد است،درحالیکه وزارت داخله هند جلو شرارت های کشمیری هارا با الغای خود مختاری می خواهد سد کند وبه هرنوع ابتکار دست میزنند تابرای مردم ووطن خود کاری کنند،
گیلگمش

>>>   آن اشخاص که به گل بیدین راکتیار رائی میدهند از جمله بیشرف ترین ذلیل ترین و خائن ترین خواهند بود آنسانهای با وجدان و با ایمان به شخص فاجر فاسق فاشیست نخواهند رائی داد بجز اشخاصیکه فوق ذکر شد.

>>>   رای خود را به هیچیک از کاندیداهای پشتون اوغان این دور انتخاباتی ندهم. من یک تاجیکم. رای من یا به احمدولی مسعود یا به لطیف پدرام خواهد بود. حرام است رای خود را به غنی و اتمر و عبدالله بریزم.

>>>   گلبیدین آدم شدنی نیست
نیاز به عطر کچالوی کرد های نزدیک مکتب حربی دارد
یا هوای کرین سواری به سرش زده
اگر آنوقت ها اشتباه نمیکرد حال ولی زمان بود.

>>>   Habib Kohistani
گرگ الدین شرارتیار بد طالع ترین رهبر که به امید پاچایی هفتادهزار کابلی را براکت
بست
کابل را ویران کرد درچند کودتاه سهم گرفت چند بار حزبش پارچه شد از بس خواه بود در اخر حزبش را ارغندیوال بنام خود قواله نمود ایلا گویک گشته دست بدامن سی ای ای ، ای اس ای ،ای ام ای ۶، ف اس بی وموساد زد ولی پاچا نشد به امید رهبری داعش امد ولی رهبر چه که پیاده هم نشد حال هم بیچاره در دهن دروازه مردم شمالی خیمه زده واعتبار گدایی دارد
در اواخر سال ۱۳۶۹ خورشیدی بود کودتایی شهنواز خانی اتفاق افتاده بود وگرگ الدین نسبت پیوند های قبلی زمان امین پشتیبانی خود رااز شهنواز خان اعلان نموده بودکه از طالع زشت وحشت یار کودتاه هم با انکه یک دسیسه بود ناکام ماند وشهنوازخان باچند چرخبال و هواپیما ی بم افگن وشکاری دزدانه به خانه پدری یعنی پاکستان مهمان ناخوانده شد
درین زمان اعضای هییت رهبری حزب اسلامی که اکثریت شان پارسی زبان بودند تنی را قبول نکردندوبا گرگ الدین شرط گذاشتند که اگر شهنواز خان بیاید ایشان با حزب نیستند وبتعداد۹نفر بشمول عبیدالله سیرت معاون حزب اسلامی استعفا نامه خود را پیش کردند واین گرگ الدین وحشت یار بخاطرتنی همتبار خود حتی معاون حزب راهم جواب نموده وگفت ما باتنی هستیم شما میتوانیدکار نکنید یعنی استعفا ی انها را قبول کرد ولی تنی را ازدست نداد چون خلقی خودش بود
از ین نو نفر چهار نفرش ازکابل وشمالی بود. یکنفر از جلال ابادویک نفر ازقندهار یک نفر ازهرات ودونفر دیگر از شمال وبد ترش که موتر های این روسا را دفعتا گرفته وانها راپیاده خانه های شان فرستا د
حال این جناور بی سروپا پشت خانه های مردم شمالی خودرا بزوز مهمان نموده ورای وپشتیبانی گدایی دارد
ای مردم فراموش کار نباشید این ادم استاد فریدرا بصفت صدراعظم تعین کرد بدنبالش کابل با راکت بست استاد فرید را شهید ساخت بخاطری که بفرمانش در شمالی جبهه باز نکرد حال هم این خبیث بواسطه چوکره هایخود که امروز در گلوی مردم کاپیساه پا گذاشته ونماینده سربخود ومافیای قدرت مانند طالبان نازدانه گشته اند میخواهند کاپیساه وپر وان را مرکزشرارت خود بسازد
کور خوانده این شرارت یار دیگر مردم کاپیساه دنبال این قومگرایی خودخواه وبدنام نمیروند واگربروند هم از جمله جنایت کاران تاریخ خواهند بود

>>>   اولين شخصى که بروى دختران کابل تيزاب نمک پاشيد و گونه زيباى شان را مجروح و شوراند همين مسلمان نما بود.
نابود باد حزب اش و نابود باد تفکر وعمل اش

>>>   گلبیدین و اشرفغنی دوروی یک سکه اند
گلبیدین را چه کسی جز اشرفلنی فاشیست میتوانست به کابل راه دهد کابل از موجودیت گلبیدین که روی این شهر راه میرود هر روز گریان است و هیچ گاه فراموشی ندارد چگونه مردم بی گناه کابل را قصابی کرد.

>>>   حكمتيار تشنه قدرت است و بخاطر قدرت هر نوع دول بزني ميرقصد و تعصب او نشاندهنده اين است كه چقدر اين ادم از دينداري و پارسايي دور بوده و خاك در چشم مردم زده بوده

>>>   حكتيار بعد از تسليم شدنش به حكومت غني اولين بار گفت كه پوهنتوت ته دانشگاه وايي با اين كار خود نشان داد كه ادم بزدل و ترسو است چون وقتي كه به حكومت رباني تسليم شده بود اين گپها را نميگفت .
من هيچ رهبري كه مانند حكمتيار به دو دولت در زمان هاي مختلف تسليم شده باشد را تا حالا نديده بودم. تاريخ حكمتيار پر از شكست و تسليمي و سر خمي است.

>>>   مفهوم «افغانیت» و «افغان» بساخت‌های تاریخی‌ متأخرند و قبایل چون غلجایی‌ها، خلج‌ها و ترک‌های افغان‌ شده‌اند، طرح بدیل افغانستان جامع، دقیق و هوشمندانه باشد. اگر واقعیت‌های تاریخی و تحولاتِ جغرافیایی را پایه قرار دهیم، «خراسان» یک بدیل تاریخی هوشمندانه است و با واقعیت‌های تاریخی، زبانی و تکثر فرهنگی این منطقه همخوانی دارد. صورت‌بندی مسئله در قالب دو واحدسیاسی خراسان و افغانستانِ جداگانه می‌تواند سمت و سوی تحولاتِ تاریخی را روشن ساخته و مردم و نیروهای امنیتی‌ را از سردرگمی نجات دهد. دلیلِ موفقیتِ طالبان این است که آن‌ها هدفِ فتح سرزمینی دارند و برای یک واحد سیاسی مشخص می‌جنگند. مخالفین طالبان اما سر درگم‌اند. نه تعلق عاطفی به واژه افغان دارند و نه واحد سیاسی جایگزین تعریف شده دارند. تمام زد و بندهای شان در چوکی و معاش خلاصه شده‌ است.
خراسان در عینِ حالی که معنای تاریخی و فرهنگی عمیق دارد، از نظر قومی خنثا است. در این نام امید روشنی می‌درخشد. معنای تباری و زبانی و مذهبی ندارد. تداعی‌گر خورشید آسمانی است که نورش را بر همه‌گان یک‌سان عرضه می‌کند و عظیم‌ترین سیاره‌های عالم به دور آن می‌چرخند. برای شرح و توضیح آن لازم نیست سرگذشت قوم خاص را مبنا قرار دهیم. از نظر ترکیب زبان نیز قشنگ و خوش‌نماست. نام سرزمین من «خراسان» است و من «خراسانی‌ام» معنا و مفهوم خوش‌آیند دارد. مهم‌تر از همه این یک دال تاریخی و فرهنگی بد نام نیست. با ترور و دهشت و انتحار پیوند ندارد. وقتی خودت را به کسی معرفی کنی که من «خراسانی‌ام» از تو نمی‌ترسد. فرار نمی‌کند. هزاران فکر و تصور بد در کله‌اش رژه نمی‌رود. ساختار سیاسی این واحد جدید می‌تواند «جمهوری» باشد و نام حکومت «جمهوری خراسان» باشد. شاید برخی بگویند نام خراسان هم نام با یکی از ولایت های ایران است و این مشکل است اما در جواب میگوییم این عملا هیچ مشکلی پیش نمی آورد اگر منظور هم نامی تداعی فرهنگ بومی خراسان زمین است که این نه تنها اشکال ندارد بلکه بسیار نیک است و دانشمندان و شاعران بزرگ خراسان را در نظر ما زنده میکند اما اگر منظور عدم تمایز سیاسی است این شبهه وجود ندارد برای مثال میبینیم امروز جمهوری آذربایجان همچنان که نام مشترک با ولایات شمال شرقی ایران دارد استقلال سیاسی خود را حفظ کرده است و در همان حال روابط فرهنگی قوی بین مردم آذربایجان وجود دارد.

>>>   مفهوم «افغانیت» و «افغان» بساخت‌های تاریخی‌ متأخرند و قبایل چون غلجایی‌ها، خلج‌ها و ترک‌های افغان‌ شده‌اند، طرح بدیل افغانستان جامع، دقیق و هوشمندانه باشد. اگر واقعیت‌های تاریخی و تحولاتِ جغرافیایی را پایه قرار دهیم، «خراسان» یک بدیل تاریخی هوشمندانه است و با واقعیت‌های تاریخی، زبانی و تکثر فرهنگی این منطقه همخوانی دارد. صورت‌بندی مسئله در قالب دو واحدسیاسی خراسان و افغانستانِ جداگانه می‌تواند سمت و سوی تحولاتِ تاریخی را روشن ساخته و مردم و نیروهای امنیتی‌ را از سردرگمی نجات دهد. دلیلِ موفقیتِ طالبان این است که آن‌ها هدفِ فتح سرزمینی دارند و برای یک واحد سیاسی مشخص می‌جنگند. مخالفین طالبان اما سر درگم‌اند. نه تعلق عاطفی به واژه افغان دارند و نه واحد سیاسی جایگزین تعریف شده دارند. تمام زد و بندهای شان در چوکی و معاش خلاصه شده‌ است.
خراسان در عینِ حالی که معنای تاریخی و فرهنگی عمیق دارد، از نظر قومی خنثا است. در این نام امید روشنی می‌درخشد. معنای تباری و زبانی و مذهبی ندارد. تداعی‌گر خورشید آسمانی است که نورش را بر همه‌گان یک‌سان عرضه می‌کند و عظیم‌ترین سیاره‌های عالم به دور آن می‌چرخند. برای شرح و توضیح آن لازم نیست سرگذشت قوم خاص را مبنا قرار دهیم. از نظر ترکیب زبان نیز قشنگ و خوش‌نماست. نام سرزمین من «خراسان» است و من «خراسانی‌ام» معنا و مفهوم خوش‌آیند دارد. مهم‌تر از همه این یک دال تاریخی و فرهنگی بد نام نیست. با ترور و دهشت و انتحار پیوند ندارد. وقتی خودت را به کسی معرفی کنی که من «خراسانی‌ام» از تو نمی‌ترسد. فرار نمی‌کند. هزاران فکر و تصور بد در کله‌اش رژه نمی‌رود. ساختار سیاسی این واحد جدید می‌تواند «جمهوری» باشد و نام حکومت «جمهوری خراسان» باشد. شاید برخی بگویند نام خراسان هم نام با یکی از ولایت های ایران است و این مشکل است اما در جواب میگوییم این عملا هیچ مشکلی پیش نمی آورد اگر منظور هم نامی تداعی فرهنگ بومی خراسان زمین است که این نه تنها اشکال ندارد بلکه بسیار نیک است و دانشمندان و شاعران بزرگ خراسان را در نظر ما زنده میکند اما اگر منظور عدم تمایز سیاسی است این شبهه وجود ندارد برای مثال میبینیم امروز جمهوری آذربایجان همچنان که نام مشترک با ولایات شمال شرقی ایران دارد استقلال سیاسی خود را حفظ کرده است و در همان حال روابط فرهنگی قوی بین مردم آذربایجان وجود دارد.

>>>   اگر او مسلمان باشد دراسلام مسایل قومی نیت بلکه نزد خداوند کسیکه باتقوی باشد خوبتر است نگفته ازکدام قوم؟اینها بخاطر قومی ازقران هم قومرا بالاتر میشمارند.تاجران خون انسان اند.

>>>   گرچه حكمتيار كاملا خود را بي ابرو ساخت و هزاران انسان بي گناه را كشت ولي فعلا كه مردم كشتار طالبان را با حكمتيار مقايسه ميكنند كاه در مقابل كوه است پس فهميده ميشود كه سگ حكمتيار با شرف تر از طالب خونخوار است يعني راكتيار هزار بار بهتر از خود كفان دار است .

>>>   از چشم‌هایم جای اشک آواز می‌ریزد
از حرف‌حرفم آیت پرواز می‌ریزد

بشکن سرم را، بازوانم را ببند...! اما
با گام من، بن‌بست بی‌اعجاز می‌ریزد

من از دوشنبه، از بخارا، بلخ... خواهم گفت
جام خراسان در گلویم باز می‌ریزد

با هر شکست کابل و کولاب، بی‌تردید
دردی میان پیکر اهواز می‌ریزد

دیوار اگر حتا به جای مرز بگذارید-
احساس کابل در دل شیراز می‌ریزد!


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است