صالح و صلح
واكنش سريع تروريستى، در برابر اظهارات اخير صالح، از جانب هر دستگاه استخباراتى كه باشد، نه تنها تهديدى جدى محسوب ميشود، بلكه نميتواند، صرفاً كار گروه هاى تروريستى داخلى باشد 
تاریخ انتشار:   ۱۵:۲۶    ۱۳۹۹/۶/۲۰ کد خبر: 164747 منبع: پرینت

(سياستمدارى تنها و تكرو در ازدحام سياست و استخبارات)
امرالله صالح، استثنايى در جمع نخبگان كنونى افغانستان است كه بدون پشتوانه قومى و پشتيبانى حزبى و بنابر استعداد ذاتى و حمايت خارجى، پله هاى رشد و ترقى را بسرعت پيموده و در اين مسير دشمنى پاكستان و طالبان و حسودى رقباى داخلى اش را به جان خريده است.

اساساً تار و پود شخصيت صالح با نخ استخبارات تنيده و شكل گرفته كه بقول خودش، اطلاعات را مى نوشد. چنانكه حالا كه وارد حوزه سياست هم شده، رويكرد اطلاعاتى به قضايا دارد و همه چيز را از منظر و دريچه دنياى جاسوسى مى بيند. زندگى مجال و فرصت فراخى براى انتخاب هاى متعدد نيست. مايه و سنگپايه شخصيت هر فردى، در فضايى، قالب بندى ميشود كه ممارست زياد به آن داشته كه اين امر او را محدود و محصور در همان چارچوب نگهميدارد. مثلاً شهيد مسعود عليرغم شخصيت چند بُعدى اش، بنابر محكوم بودن به نظامى گرى و كار مستمر و فشرده در عرصه جنگ، سياست را غالباً با سازوكار نظامى بكار مى بست. همينطور جنرال دوستم، زمانى هم كه معاون رئيس جمهور بود، بجاى كار در اداره، سر و كله اش مدام از جبهات جنگ پيدا ميشد. و فراموش ميكرد كه نفر دوم سياست كشور است.

امرالله صالح را نميتوان يك جهادى متعارف نظير قانونى، نور، عبدالله، حكمتيار و محقق دانست و نه يك تكنوكرات آمده از غرب مانند غنى، احدى و محب شمرد. نه با تكت قومى و زبانى بازى ميكند و نه از برگه سمتى و مذهبى كار ميگيرد. عمدتاً با روايت خودساخته، خويش را فراقومى، فراسمتى و فرامذهبى و متمايل به انديشه ليبرال دموكرات معرفى مى كند. او حتىٰ در تيم ارگ، نامحرم و غير خودى پنداشته ميشود. وى متكى بخود و توانايى هاى خود است و اگر معامله ى هم ميكند،ربر سر ويژگى ها و امكانات دست داشته خود، انجام مى دهد. خلاصه او را ميتوان سياستمدار تكروِ و فاقد پايگاه اجتماعى بحساب آورد. البته كه روند سبز نميتواند در اين متر و مقياس، قابل محاسبه باشد.

اين روزها كه از هر سو هياهوى صلح و تپ تپ پاى طالب بگوش ميرسد، صالح را در وضعيت دشوار و تنگنا قرار داده، زيرا بعد از توافقات بِن، سرمايه گذارى انحصارى اش روى حضور طولانى مدت امريكا و كار در چارچوب استراتيژى آنها بوده. محاسبه بيست ساله صالح چنين بوده كه امريكا به افغانستان نيآمده تا برود. بناً با تمام توان و تشريك مساعى با دوستان امريكا، دوستى و با دشمنان شان دشمنى كرده و در اين راستا سنگ تمام گذاشته و دشمنان زيادى برايش خريد. اما امروزه اقتضاى منافع ملى امريكا، چنين است تا حضورش را در افغانستان كمرنگ و طالبان را در قدرت شريك و سهيم سازد. گروه تروريستى ايكه بقول خود صالح، بسيارى از آنها را كشته و به آن افتخار ميكند. طالبانى كه آمدنى اند و صالح با آنها آشتى ناپذير است.

واقعيت اين است كه دنياى سياست و بازى هاى اطلاعاتى چنين است. دوست و دشمن دايمى ندارد. چه بسا كه بعضاً شخصيت ها قربانى تغيیر سياست شده و گاه بعنوان مُهره ى سوخته از بازى خارج ساخته ميشوند. جنرال ضياء الحق حاكم نظامى پاكستان كه از بازيگران فعال دوران جنگ سرد بود، چگونه با تغير سياست، در بهاولپور معدوم شد و از بازى حذف گرديد. شايد بزرگترين دلهره و اضطراب صالح، سرنوشت او در شرايط بعد از انعقاد صلح و ورود طالبان در قدرت باشد. زيرا هنوز كه هيچ اتفاقى نيآفتاده، دو سوء قصد ناكام اما خونين عليه وى صورت گرفته. سوال اين است كه آيا تعهدات رسمى طالبان به امريكا، مانع از تصفيه حساب هاى شخصى شان با دشمنانى چون صالح در آينده خواهد شد؟

در حال حاضر امريكايى ها و نظاميان پاكستانى، او را با بلندپروازى هاى اخيرش، مانع توافقات صلح و اخلال گر روابط حسنه دو كشور ميدانند. طالبان حضور وى را در اداره رياست جمهورى و نقش داشتن در تصميمگيرى هاى كلان كشورى تحمل ندارند و بيشترينه كارشكنى ارگ را در مسير مذاكرات بين الافغانى، ناشى از تلقينات او به غنى ميدانند. آيا امريكا و ارگ، براى خشنودى طالب و گشودن موانع پيشرو، او را بعنوان پيش پرداخت، قربانى نخواهند كرد؟ حمله اخير به جان وى، ابعاد پيچيده ى دارد كه مطمئناً از چشمان تيزبين صالح پوشيده نمانده است.

آنچه در حمله ديروز، قابل دقت و مكث است، كه كارآگاهان امور استخبارات بيشتر از ديگران آنرا درك مى كنند، سرعت عمل و واكنش سريع و شديد طرف مقابل است كه سه روز بعد از مصاحبه اخير و يك روز پس از سخنرانى صالح در محفل هفته شهيد صورت گرفت. اين بدان معنا است كه آنها از قبل دست به ماشه و در كمين بوده اند و صالح در تيررس شان قرار داشته است.

نيكولاى كوزيچكين، افسر كاجى بى كه در اواخر دوره شاه و آغاز انقلاب ايران، تحت پوشش ديپلمات در سفارت شوروى در ايران فعاليت ميكرد. بعد از پيوستن اش به انتليجنت سرويس انگليس، خاطراتش را در كتابى تحت عنوان، كاجى بى در ايران نوشت. او بيان داشته، زمانيكه شاه ايران در همكارى با امريكا و اسرایيل تحركاتى را در مرز ايران با جمهورى تركمنستان انجام داد، خشم كرملين را برانگيخت. بريژنف براى حذف فزيكى شاه ايران، ریيس اداره يكم كاجى بى را مامور ساخت تا شاه را ترور نمايد. مقدمات اين سوء قصد چند ماه طول كشيد تا ریيس اداره يكم كاجى بى به بريژنف اطمينان داد كه ماموريت ترور، در صبح روز جمعه كه شاه از مركز شهر بسوى كاخ سعدآباد عبور ميكند، در مسير راه وى انجام ميشود. بريژنف با اطمينان از پيام رییس كاجى بى، در ملاقاتى با ریيس جمهور آنوقت امريكا گفت كه عنقريب، شاه ايران، همچون سيب گنديده ى در برابر شوروى به زمين خواهد خورد. اما عمليات ترور بنابر اشتباه تخنيكى اجنت مؤظف، صورت نگرفت و شاه عبور كرد.

واكنش سريع تروريستى، در برابر اظهارات اخير صالح، از جانب هر دستگاه استخباراتى كه باشد، نه تنها تهديدى جدى محسوب ميشود، بلكه نميتواند، صرفاً كار گروه هاى تروريستى داخلى باشد.

بدون شك، صالح انسان آگاه، پُر شور و توانمندى است كه رؤياى رسيدن به رهبرى افغانستان را در سر دارد. و به اين واقعيت تلخ نيز ملتفت است كه بدون پشتيبانى سياسيون پشتون، نميتواند به اين مأمول جامعه عمل پوشد. بارى او گفت كه سياست، اقتصاد و فرهنگ بايد پشتونيزه شود. مدام از افتخارات تاريخى پشتونها ياد مى كند و داعيه دار پر و پا قرص ديورند و سرزمين هاى آنسوى آن است. او از همين حالا، در يك رويكرد بى پيشينه، روى حمايت ناسيوناليست هاى پشتون كه گرايش ضد پاكستانى دارند، براى كانديد شدن در انتخابات بعدى حساب باز نموده و اتهامات عديده تاجيكان را در اين راستا، بجان خريده است. اما قبيله گرايى مفرط و عدم بلوغ سياسى نخبگان پشتون، اين رؤياى او را دست نيافتنى مى نماياند.

افزون بر اين، در مسير راه دشوار او تا هدف، طيف وسيعى از رقبا و دشمنان خودى و غيرخودى، داخلى و خارجى همچون كشتزارى از مين قرار دارد كه عبور از آن، هفت خوان رستم را در ذهن تداعى ميكند. من بعنوان دوستى منتقد، همواره در مورد خطرات اين ريسك سياسى، بوى هشدار داده ام و حضور او را در اردوگاه بيگانه، مخاطره آميز دانسته ام.

همانگونه كه حمله ديروز، اولين سوء قصد بجان صالح نبود. مطمئناً آخرين اقدام تروريستى نيز بر عليه وى نخواهد بود و دشمنان آشكار و پنهانش همچنان در كمين خواهند بود. بى ترديد، موجوديت وى در تيم ارگ، ميزان آسيب پذيرى او را بيشتر مى سازد. اما رويهمرفته بقول شهيد مسعود، هر ضربه دشمن، اگر نابودت نكند، بقوت ات مى افزايد. سوء قصد ناكام ديروز، حمايت گسترده موافقان و حتىٰ منتقدان صالح را در قبال داشت و عجالتاً بر محبوبيت وى افزوده است.

محمد عارف منصوری


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
صالح
صلح
نظرات بینندگان:

>>>   داوود عرفان
حمله‌ به جان‌ امرالله صالح معاون اول رییس‌جمهور را نباید به مساله‌ی خط دیورند تقلیل داد. از دید من، مساله‌ی خط دیورند از دیدگاه پاکستان حل شده است و آنها فراتر از دیورند، دولتی سرسپرده در افغانستان را نشان گرفته‌اند.
حمله به جان صالح، فقط برنامه‌ی حذف آخرین مهره‌های درشت افغانستان است که علیه سامان سیاسی جدید موضع گرفته‌اند. این مهره‌ها می‌توانند در آینده مانع اجرایی شدن برنامه‌های پاکستان و‌ شرکا شوند.
احتمال دارد که در چانه‌زنی‌های آینده، صالح وجه‌المصالحه بین طرفین قرار گیرد و به نوعی به سرنوشت دوستم دچار شود. اما صالح با ظرفیت‌های بالایی که دارد، برای هر نوع سازشی می‌تواند خطرساز باشد، چه در داخل حاکمیت چه در بیرون از آن!
با این وصف، او باید بیشتر مواظب خود باشد، این آخرین حمله بر جان او نخواهد بود.

>>>   Shoja Mohseni
سخنان معاون اول رئيس جمهورى در خصوص پاكستان، متناسب با وضعيت فعلى سياست كشور و روند صلح نبود.
مشخص بود كه زمينه هاى شكل گيرى فكر سياسى آقاى صالح از گذشته تا كنون هنوز روى تحليل وى مسلط مى باشد. بهتر است در مقام تحليل وضعيت، از زمينه هاى سياستگرى گذشته خود موقتا جدا شويم و با نگاه جامع تر و اين زمانى، اتفاقات را تحليل كنيم. آقاى صالح در وضعيت سياسى كنونى كشور و از آدرس معاونت رئيس جمهورى، بايستى به دنبال تبيين انگيزه ها و زمينه هاى همكارى با پاكستان مى بود تا تكرار مواضعى كه هميشگى و مكرر مى باشند و مقدمات مذاكره را با چالش روبرو مى كنند.

>>>   گستاخی جناب صالح در مقابل دستگاههای استخباراتی و بادارانی که وی را به اوج شهرت رسانیده و از وی شخصیت مطرح ساخته بودند نزدشان قابل قبول نبوده٬ زیرا نهادها به سادگی چنین مهره ها را میسازند و به همان سادگی مهره هارا هم از بین میبرند.
نهادهایی که به اثر یک اشتباه کوچک میتوانند مهره هارا چون پوقانه بترقانند؛ ارتکاب دو اشتباه برایشان هیچگاهی پذیرفتنی نیست.

اما!
گستاخی جناب صالح به آن حدی رسیده بود که بدون اذن و برخلاف برنامه باداران٬ ایشان مرتکب دو اشتباه بزرگ شدند؛ و می بایست برایش یادآوری میشد که لگامش به دست کیست و چوشک شیر را چه کسی به دهانش میگذارد؛ ازینرو نباید بیشتر ازین مانند گوساله های بهاری مست از بوی علوفه تازه رسنی را که گردنش به آن بسته است پاره کند.

موصوف هنوز هم شاید این حقیقت تلخ را درک نکرده باشد که مهره استخبارات بودن یعنی روبات بودن٬ یعنی پرزه ماشین بودن است٬ وی تا آن حد میتواند به طبل بنوازد که به وی دستور داده شده٬ و اضافه تر از آن اراده مستقلی از خود ندارد.

واقعآ صالح با همه زیرکی این بار پارا فراتر نهاد. فکر نمیکنم که گرداننده هایش به وی اجازه داده باشند تا برنامه ای را که دولت مقتدر امریکا از سالها به اینطرف توسط اجنت شیادش خلیلزاد با عرق ریزی و قبول هزینه های گزاف آنرا به ثمر رسانده است؛ که آن عبارت از قباحت زدایی از طالب و بخشایش هویت٬ شخصیت و پرستیژ بین المللی به این قاطران است٬ تا ستراتیژی دراز مدت استعماری خویش را توسط این اوباشان تروریست آدمخوار پیاده سازد؛ مهره ای ذره بینی ای چون صالح با آن همه لاف و پتاقی که از کاردانی مسلکی استخباراتی میزند٬ و به اصطلاح خودش ( استخبارات را مینوشد) حداقل به این حقیقت پی میبرد که گردانندگی اعمال تروریستی زیر ریشش خوابیده و هر لحظه ای که خواسته باشند٬ میتوانند کسانی را به اوج شهرت برسانند و یا هم کسانی را چون گنجشکی سر به نیست نمایند.

>>>   زود تر فرار کنید ، عنقریب راه کولاب هم مسدود خواهد شد .

>>>   نخبگان تاجک و در نهایت غیر پشتون را همه میکشند.
در زمان ریاست استخبارات صالح نخبگان تاجک کشته شد اما صالح ندانست که کی کشت.
اگر نوکر فاشیسم شدی مثل قیصاری با طیاره نظامی به کابل می آیی و در ارگ مهمان میشوی اما اگر در مقابل فاشیسم ایستادی مثل قیصاری افراد ات کشته میشود آبرویت میریزد و به وسیله هلیکوپتر به کابل آورده میشی و در زندان های امنیت شکنجه میشوی.
خیر و خلاص

>>>   صالح اگر سیاست میداند و سیاست بازی دل اش میخواهد جایگاه اش را تثبیت کند نه اینکه منتظر غنی باشد تا چه وظیفه برایش میسپارد.
غنی غیر از بی بی گل باقی همه را نوکر گوش به فرمان خود میداند نه همکاران مستقل در بخش های کاری شان.
غنی کتابی در دست نوشتن دارد برای بعد از مرگ خود و یکی از مطالب کتابش همین بحث است.
غنی بسیار نا وقت وارد میدان شد و تا کشت اش ثمر بدهد زمستان از راه میرسد و همه چیز را یخ میبندد

>>>   صالح گک بیچاره را در همان دهلیز های ارگ محب کمپیوتر کار نادر نادری و بقیه چوکره ها و مخکش های دیگر غنی یگان آزار میدهند و خوب ساعت شان همرای این بچه گک تیر است۰

>>>   بسته شدن راه کولاب راچه میکنی، خودت همین حالا درپشاور سر زانوی جنرال بجوا نشستی خیال پلو میزنی۰ بیخی بیدار شو که خرابی نکنی۰

>>>   صالح گک بیچاره را در همان دهلیز های ارگ محب کمپیوتر کار نادر نادری و بقیه چوکره ها و مخکش های دیگر غنی یگان آزار میدهند و خوب ساعت شان همرای این بچه گک تیر است۰

>>>   بسته شدن راه کولاب راچه میکنی، خودت همین حالا درپشاور سر زانوی جنرال بجوا نشستی خیال پلو میزنی۰ بیخی بیدار شو که خرابی نکنی۰

>>>   صالح گک بیچاره، مثل یخ آب شده بود و باز هم آب میشود۰ از غلام بچه های دربار فاشیزم و خودفروخته های چوکی و مقام تشریفاتی زیاد توقع نکنید۰ کور هم میداند که دلده شور است و ارزش آن چه است۰


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است