احمدشاه درانی و امیر امان الله ایرانی بودند (سند)
 
تاریخ انتشار:   ۲۳:۵۸    ۱۳۹۹/۷/۱۷ کد خبر: 165076 منبع: پرینت

حقایق تاریخی غیر قابل انکار...!!
بدون شک وتردید احمدشاه درانی یک خراسانی الاصل و امیر امان الله هم یک ایرانی لاصل هستند...!
توجه کنید وقتی این گروه تبهکار متعصب با تفکر قبیلوی احمد شاه درانی ملقب به بابا خویش را گویا موسس افغانستان و نیز امیرامان الله را به اصطلاح یگانه غازی و شاه ترقی خواه افغان میدانند و به اینها افتخار می ورزند؛ در صورتیکه این بابا اصلا خود را شاه خراسان میداند و همچنان غازی از دانستن زبان مادری خویش (افغانی) عاجز است و ننگ دارد که به آن حرف بزند و زبان اصلی و بنیادی این سرزمین را فارسی میداند و خود به آن اعتراف میکند و شما در اینجا به اسناد تاریخی دقت کنید.

حالا اگر تصور کنیم که خراسان اسم بیگانه است و در تاریخ این سرزمین وجود نداشته و منکر آنند و زبان فارسی هم یک زبان خارجی است و آنهم مربوط به ایران می شود؛ در اینصورت منطق انسانی حکم میکند؛ احمد شاه درانی (شاه خراسان) و نیز امان الله نظر به این اسناد تاریخی غیر قابل انکار در ضمن اینکه یکی بابایی خراسانی الاصل و دیگری یک ایرانی الاصل شمرده می شوند.

قطعآ چیز دیگری بوده نمیتواند و اگر این دو واژه قدغن؛ نامبارک است و مفهوم جاسوس بودن را احتوا میکند؛ بدون شک حتی حبا و قبایی گویا بابایی موسس افغانی بر زمین میفتد و نیز خارجی بودن و غازی بودن امان الله را هم قطعآ زیر سوال می برد و ضمنا زبان افغانی برایش بیگانه محسوب میشود و بیدرنگ باید از طرف این گروه باید مجازات و محکمه تاریخی شوند. حالا اگر زبان فارسی و فارسی گفتن و خراسانی بودن جرم و جاسوسی پنداشته میشود، بهتر است این هموطنان متعصب نخست به محکمه این دو نفر بپردارند تا بعدآ نوبت به ما برسد.

عطا صفوی


احمدشاه درانی امیر امان الله

احمدشاه درانی امیر امان الله

این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
احمدشاه درانی
امیر امان الله
نظرات بینندگان:

>>>   فاشیست های پشتون این همه را میدانند اما تعصب چشم عقل شانرا گور کرده.
فارسی زبان خطه فرهنگی خراسان کبیر است که افغانستان کنونی یک جزء آن است.

>>>   سلام بر برادران افغانی
ایران و افغانستان یک کشور بوده اند که انگلیسی ها برای حفاظت از مستعمرات هند از حملات روس آنرا از ایران به بهانه های واهی جدا کردند تا به عنوان سپر استفاده کنند،امید داریم که برادران مسلمان در زمین و نقشه کفار بازی نکنند...

>>>   می گویند زبان و قوم دو چیز غیر انتخابی است؛ زبان را از خانه و مخصوصأ مادر می آموزی واز فامیلی که در آن تولد شده یی هم جدایی ناپذیر هستی.
مگر استفاده از زبان و قومیت برای برتری جویی و سرکوبی دیگران فاشیسم است و مهم نیست که از چه قوم و یا ملیت هستی.
آزاده

>>>   وقتی فارسی زبان با بیشتر از ۳۰۰ نمره در کانکور ناکام است و پشتو زبان با کمتر از ۲۰۰ نمبر کامیاب دانشگده انجنیری دانشگاه کابل ، آنوقت است که قبول میکنی در این آشفته بازار زبان تعین کننده پیشرفت و تثبیت موقعیت شغلی آینده است.

>>>   جاذبه های تاریخی دره صوف
مناطق دره صوف زمین ها، وجلگه های سرسبز وشادابی دارد که در امتداد کوه پایه های باباوپامیر قراردارد دره صوف به دلیل بهره‌مندی از چشمه‌ها و سراب‌های گوناگون ومعدن طلای سیاه خدادادی، اما تاریخ و تمدن این دیار راسنگ‌ها و کوه‌ها در خود ثبت کرده‌اند. دره صوف میراث ماندگار تمدن چند هزارساله افغانستان(خراسان زمین) است و جای‌جای این سرزمین نشانی از شکوه و عظمت تاریخ مردمانش را دارد، تاریخی که امروز در سیمای سنگ ‌نگاره‌ها دردل خاک هویدا شده و رد پای تاریخ در بناهای باستانی دره صوف ومنطقه خواجه بلند به چشم می‌خورد.
«تپه شِیخک جری خوال» مجموعه‌ای ارزشمند از اعماق تاریخ

«تپه شِیخک» جری خوال «خواجه بلند » مجموعه‌ای ارزشمند از اعماق تاریخ است که در سرزمین کهن دره صوف به یادگار مانده است، این آثار درقلب تپه یی سنگ منگی یکی از حیرت‌انگیزترین آثار تاریخی است که در دل کوهی منگی(آهگی) به همین نام تپه (شِیخک جری خوال)قرار گرفته و اثری خارق‌العاده از جایگاه پادشاهان شاید ساسانی باشد.

مهم ‌ترین آثار در منطقه خواجه بلند،(جری خوال) تپه شِیخک سم،سموج(ایوان) بزرگ است که از نظر معماری اطلاعات بیشتری را در اختیار بازدیدکنندگان می‌دهد. این سم، سموج(ایوان) به شکل فضای دائره ای است. درازی آن درحدودی (30الی40)متروطول آن به حدی (6)مترارتفاع(4)متردیوار انتهای ایوان به دو بخش تقسیم شده است. بخش اولی صحنه «تاج گزاری» شاه ساسانی آن وقت را نشان می‌دهد روی دیوار طرف شرق سُفه یی بلندی قرار گرفته حاکم برصحن سم،سموج(ایوان)است و در بخش دوم این سم خانه یی دیگر به انتهای(30)متراست نیز سوارکاری روی دیوار طرف شرق نقش شده است که مهارت صحنه جنگ های خونین را نشان می دهد.

در صحنه تاج گزاری، پادشاه ساسانی با صورتی مستطیلی ومحراب گونه تمام‌ رخ بر روی سکویی ایستاده است که بینندگان همه بتواند شاه را تماشا کند.

اما در داخل سم،سموج(ایوان) سمت شرق، پیکره آناهیتا، با صورت و بدنی تمام ‌رخ نقش شده که بر روی سکویی قرارگرفته. در دست چپ او سبوی آب و در دست راستش حلقه روبان داری دیده می‌شود که به‌طرف شاه دراز کرده است. او دارای صورتی گِرد ،چانه‌ای کوتاه وچشم بادامی است، بخشی از موهای سر او به‌صورت گیسوی بافته شده در دو طرف صورت آویخته و بخش دیگری از آن به‌صورت انبوه بر روی شانه‌ها آویخته است.

طرف شمال سم، سموج دری بزرگ سم ،سموج(ایوان) دیگری باز شده است که پزیرای هزاران مهمان داران است که در داخل به سمت خویش رهنمای مهمانان است.بسیاری از تاریخ‌دانان و نیز جغرافیا شناسان، نقش این اسب‌سوار را «کاوه آهنگر» معرفی کرده‌اند که سوار بر اسب معروفش شبدیز است هر بیننده یی بار اول ببیند لات مبهوت شماشای این سم تاریخی می شود.

«قودوق بیچه» نماد استوار عشق در تاریخ خواجه بلند زمین

نماد استوار عشق در تاریخ خواجه بلند زمین «سنگ ‌نگاره های تپه شِیخک بالاوپائین است،قودوق بیچه چشمه سار برافراشته و سرشار اززیبایی طبیعت، این اثر ماندگار تاریخی در(24) کیلومتری شهر دره صوف بالا واقع‌شده و به جرأت می‌توان کتیبه یی سنگی کاوه آهنگر را نمادی از فرهنگ، هنر و آداب‌ورسوم مردمان عصر ساسانی دانیست ،ازچشمه سار قودوق بیچه لوله های آب سفالین گیلی به طرف تپه یی خواجه بلند کشیده شده که هنوز هم به چشم می خورددرامتداد راه مردمان خواجه بلند که برای خویش خانه ساختند از زیر لایه های خاک چنین لوله های سفالین گیلی پیدا شده است .

خواجه بلند سرزمین کرانه‌های تاریخ است و نشانه‌هایی قبل از دوران ساسامانیان در این سرزمین وجود دارد، یکی از این نشانه‌ها «کوزه پراز خاک سیاه ریخت شده» است. از نگاره ها آورده‌اند که خوجیان بلندو خواجه بلند برفراز تپه شِیخک برای خدایان شان در آسمان دعا می‌کنند.

انجنیر عبدالاحمد عباسی رئیس آبده های تاریخی وزارت اطلاعات و فرهنگ: خواجه بلند دره صوف میراث دارآبدات تاریخی ولسوالی دره صوف ولایت سمنگان است.

وی بیان کرد: قدمت این آثار تاریخی به (11) هزار سال قبل می‌رسد و همچنین بر آثار باستانی جاذبه گردشگری طبیعت سر سبز دلگشاه منطقه را درخود اختصاص داده است. علاوه بر جاذبه گردشگری در مسیرهای ارتباطی دروازه خراسان بزرگ، راه‌شاهی و جاده ابریشم بیانگر فرهنگ و تمدن متنوع در این مناطق تفریحی وکاروان سرای تاریخی است.

وی خواجه بلند را محل تبلور هنر و دانش ساسانیان دانیست و افزود: کتیبه رستم زال نیز شرمسار عظمت و شکوه خواجه بلند است و به جرات می‌توان ادعا کرد که سراسر تخت رستم به‌اندازه خواجه بلند جلوه و زیبایی ندارد و از هر سو به خواجه بلند بنگریم زیبایی، شکوه تاریخ و انحصار قدمت تاریخی را می‌بینیم.

خواجه بلند هنوز ناگفته‌های بسیاری دارد

به اعتقاد گردشگران، ظرفیت خواجه بلند هنوز از دل خاک بیرون نیامده و ناگفته‌های بسیاری را از راز و رمز آن می ‌طلبد که زمین‌های اطراف خواجه بلند نیازبه کاوش گری دارد.

عباسی بیان کرد: کتیبه خواجه بلند رمز گشای ناگفته‌های تاریخ است و اسرار ساسانیان را در دل خود پرورانده و نیز سند قدیمی‌ترین گاه‌شمار خراسان زمین در کتیبه ای سم،سموج (ایوان) خواجه بلند است.

خواجه بلند مأمنی از آثار سلوکیان، هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان و صفویه...

عباسی بیان کرد: دانش زبان‌شناسی زمان می خواهد سم، سموج (ایوان) کتیبه یی خواجه بلند را رمزگشایی کند و نیاز است که افرادی مسلط به زبان‌های باستانی و به‌ویژه زبان ترکی و هورامی و بابلی... بر روی این کتیبه تحقیق و رمزگشایی کنند.

عباسی: خواجه بلند را یکی از شگفت‌انگیزترین آثار تاریخی اشاره کرد و گفت: با توجه به آزمایش سنگ‌ها و اتحاد جنس و معماری آن با فرهاد کوه کن تراش دارد، فرهادکوه کن معمار هر دو آثار بوده حتی گمان می‌رود معمار آثار نیمه‌کاره جایگاه ساسانیان است ودر هرسینی که وجود دارد که ساسانی بودن آن محرز است و این آثار ازنظر دوره زمانی با هم تناسب دارند.فرهادکوه کن درمناطق دره باریک شمالک است موقعیت دارد ولی با هم درارتباط بوده است.

وی همچنین کاروان‌سرای چشمه ایام را از سالم ‌ترین و منحصربه‌فرد آثار خواجه بلند در چشم‌اندازی بسیار زیبا عنوان کرد و افزود: چشمه ایام آب صاف گواه را ورود آرام نیز ظرفیتی دیگر در خواجه بلند است.

صفدرعلی کربلای ، خواجه را نیز در گفتگو با خبرنگار بی بی سی، با اشاره به وجود آثار تاریخی بسیار در این منطقه اظهار داشت: خواجه بلند مأمنی از آثار سلوکیان، هخامنشنیان، اشکانیان و ساسانیان، صفویه و... است.

صفدرعلی کربلای به وجود آثار بی‌ نظیر دوران پیش‌ازتاریخ اسلام در خواجه بلند اشاره و اظهار کرد: خواجه بلند از ظرفیت و پتانسیل بالایی برای توسعه و رونق زراعتی و گردشگری وجاذبه یی تاریخی برخوردار است.

معبد آناهیتا دومین بنای سنگی سمنگان پس از تخت رستم

اما آناهیتا، نام معبدی برگرفته از «الهه آب‌ها» است، دومین بنای سنگی سمنگان پس از تخت رستم که بر سر راه جاده تجارتی ابریشم – بامیان وقطغن زمین تخارستان قرار گرفته است.

معبد آناهیتا بردل تپه‌ای دست ساز بشراست با ارتفاع (85) متر ساخته‌شده است. نقشه بنای دائره ای است که هر دائره ای آن به شکل صفحه‌o به قطر ۸ متر است.

معبد آناهیتا متعلق به آناهیتا، الهه پاکی و محلی برای نیایش آب بوده که یکی از چهار عنصر مقدس و مورد احترام خراسان باستان زمین است. آناهیتا ایزد بانوی آب‌های روان، زیبایی طبیعت، فراوانی برکت در دوران پیش از اسلام بوده است.

در معبد آناهیتا شکل محراب گونه به طرف شرق کشیده شده است وطرف شمال آن دری از وسط این سم،سموج(ایوان) باز شده گوی انتظار بزرگ بانوی رامی کشد. دائره شکلی در راستای شرقی - غربی قرار دارد که آن هم با مجموعه ای از ردیف‌های محراب گونه سنگی محصور شده و به اعتقاد بسیاری از باستان شناسان جای اصلی معبد بوده است.

احمد علی حسنی ولسوال دره صوف معتقد است که معبد تاریخی آناهیتا به‌عنوان دومین بنای سنگی پس از تخت رستم زال از مهم‌ ترین مجموعه‌های آثارتاریخی کشور است.

درسال1371ش کاوش گران تپه یی شِیخک پائین را از هر طرف تپه دست به کندن کاری زد ودرهای سم ،سموج را پیدا گردند ودرداخل همین سم،سموج آثار عتیقه یی فراوان پیدا شدند اسکلیت واستخوان های آدم های قرن حجررا پیدا گردند که همه رو به طرف شرق کشیده شده بودندودست خط هنر ساسانیان به چشم می خورد.

درسال1393این آثار باستانی در (24)کیلومتری (جنوب،شرق) دره صوف و در منطقه خواجه بلند و بردل صخره‌ای معروف به «تپه شِیخک جری خوال» قرار دارد. با توجه تلاش صورت گرفت تاآن را برای ثبت در فهرست آثار جهانی یونسکو به‌عنوان الحاقیه خواجه بلند ثبت وآماده کرد اما به دلیل وخامت امنیتی مسیرراه ازثبت یونسکوباز ماند.

طرف غرب خواجه بلند (زیارت خواجه بلند)وجود دارد وتپه ای بر فرازی قله ای(بند) باریک قرار گرفته است که خود نمایان گرتاریخ چند هزار ساله ای خواجه بلند زمین است به طرف غرب این تپه چشمه ساری زمینی ازلایه های گِل سرخ وجود،دارد با وجود گل های ریاحین رنگارنگ(گلخار) دل وچشم هر بیننده رامی رباید که گوی قطعه از زمین بهشت است،از آسمان ستاره به زمین آمده ودرمقابل هر عابری زمین خواجه بلند درهر موسم سال دل ربای می کندوهر عابری تماشای طبیعت فرح بخش خواجه بلند زمین می شود.

>>>   احمد خان ابدالی خودش را حاکم خراسان گفت و دربارش به فارسی بود، تمام احکامش فارس های قزلباش بودند، و خودش و خوانوداه اش همه به فارسی سخن گفت حتی بفارسی شعر گفت و کتاب نوشت۰ وگرنه درین ملک حکومت کرده نمیتوانست۰ این عبدالرحمن خان بود که به کمک انگلیس همه چیز را کوشش کرد تغییر بدهد که باز هم برایش آسان نبود۰
تاریخ احمدشاهی به زبان فارسی نوشته شده۰دیوان اشعار خود احمد شاه ابدالی به زبان شیوای فارسی است.

>>>   نويسنده محترم آنقدر پشت فارسي وپشتو را گرفته كه حد نداره حالا عصر ترقي و تكنالوجي است از اين حرفهاي بيهوده بايداجتناب كنيم.حالا لسان انگليسي مود است بايد انگليسي صحبت كنيم.
ب.م از كابل

>>>   احمد خان ابدالی خودش را حاکم خراسان گفت و دربارش به فارسی بود، تمام احکامش فارس های قزلباش بودند، و خودش و خوانوداه اش همه به فارسی سخن گفت حتی بفارسی شعر گفت و کتاب نوشت۰ وگرنه درین ملک حکومت کرده نمیتوانست۰ این عبدالرحمن خان بود که به کمک انگلیس همه چیز را کوشش کرد تغییر بدهد که باز هم برایش آسان نبود۰
تاریخ احمدشاهی به زبان فارسی نوشته شده۰دیوان اشعار خود احمد شاه ابدالی به زبان شیوای فارسی است.

>>>   چرا ایران بنام فارس یاد نمیشود؟
چرا ایران بنام خراسان نمیشود؟
چرا ایران بنام ساسان یاد نمیشود؟
چرا ایران بنام هخامنشیان یاد نمیشود؟
در طول تاریخ زیان و گویش و لهجه مردم تغیر خورده است و امپراطوری ها تشکیل شده است و از بین رفته است و کشور ها بمیان آمدند و از بین رفتند و نام کشور ها تغیر کرده است و غیره.
فقط همین را محکم گرفته اید که افغانستان باید نام اش تغیر کند و خراسان باشد و زبان اش نیز تغیر کند و در عوض دری ،فارسی نام گزاری شود و پشتون ها نیز به کوه های سلیمان کوچ کنند و افغانستان تغیر نام کند و خراسان نام گزاری شود و جز ایران شود.
آیا این کشور از خود تاریخ ندارد؟
زبان ندارد؟
افتخارات ندارد؟
در صفحات ویکی پیدیا کشور ایران در زمانی که در افغانستان جنگ داخلی بوده است و مردم به انترنت دسترسی نداشتند،تمام شعرا و نویسندگان و اشخاص مشهور این سرزمین را بنام خود گذاشتند.
حتی در زمانی که خود ایران خراسان نامیده میشد و شعرا و نویسندگان شان مربوط همان دوران بودند.نمیگویند که آنها خراسانی بودند،بلکه میگویند که ایرانی بودند و هستند .
پس وقتی که ایران خود را خراسان نمیداند،شما چه ضرورت دارید که نام خود را خراسان مینامید؟
امید وارم نشر شود.

>>>   تاریخ نگار ایرانی دوصفحه از تاریخش را صرف توصیف خصوصیات حمیده احمد خان درانی میکند وآنرا بنام افغان می ستاید اما صفوی نفاق افگن که شاید دردش نرسیدن به چوکی باشد هموطن خودرا تخریب وبیگانه معرفی میبکند
ر

>>>   اقای صفوی...
در دو دهه ای اخیر یکتعداد از تاجیکها هزاره ها و پشتونها دنبال مسایلی استند که به زندگی فلاکتبار اکثریت مطلق جامعه ای افغانستانی هیچ ربطی ندارد.چرا؟
برای انکه فعلا کشور در حالت جنگ است و خون هر افغانستانی در هرگوشه و کنار کشور اعم از پشتون تاجیک و هزاره و غیره در حال ریختن است. بیایید تا از وحدت و همبستگی حرف بزنیم . افغانستان غرب و یا امریکا نیست که بتواند ثقلت این همه تضاد گویی ها را برداشت کند. البته در زمان معین کشور این امکان را درخواهد یافت که به حل مسایل ملی بپردازد.
اقای صفوی..
اینقدر اگر دل به وطن میسوزانید از جبر و بدبختی های زنان و کودکان افغانستان بنویسید. تحقیق و تدقیق کنبد و مستند و مستدل مسایل را به اطلاع مردم برسانید تا همه در فکر دفع و رفع این همه دشواری های غیر قابل تحمل شوند.
سالهاست که ایرانی ها ابو علی سینا را صرف به خاطریکه در همدان دفن شده است ایرانی میدانند حتی شبکه ای بی بی سی بخش فارسی نیز او را ایرانی میداند . ایرانی ها حتی مولانای بلخ را از خود میدانند شوونیزم فارسیان یعنی ایرانی ها تا سرحدی است که به من و تو نه شاعر و نه نویسنده و نه دانشمند باقی گذاشته اند. بفرمایید اثار محقق ایرانی خانلری را مطالعه کنید. حتی اگر پرنده ای هم از فضای ایران پر زده بگذرد میگو یند که مادر این پرنده ایرانی بود.من یکروز مقاله ای در این رابطه از شما و هم قماشان تان در سایتها ندیده ام که یا ایرانی ها به مجادله برخیزید.
افغانستان دوستان نه بلکه دشمنان زیاد دارد و دو دشمن اصلی افغانستان ایران و پاکستان است . این دو کشور اصلا موجودیت فیزیکی و جغرافیایی افغانستان را تحمل کرده نمیتوانند. هر دو کشور در پی منافع خویش در قبال افغانستان استند. هر دو کشور به ابها و خاک های مان وقتا فوقتا تجاوز میکنند.هر دو کشور میخواهند تا افغانستان کشور تحت الحمایه ای شان باشد تا انها افغانستان را به بازار مواد وارداتی شان تبدیل کنند. انها هیچ علاقه ای به یک افغانستان متحد واحد و یپارچه ندارند . پس در چنین احوال چه ضرورتی است
شما متعصبین و زبان ستیزان اب در اسیای دشمن بریزید چه سودی از این اعمال و افکار تان میبرید.شما و یکتعداد از همچو قماشان چند کتابی را ورق زده اید خود را روانشناس محقق دانشمند و خلاصه عقل کل محسوس میکنید.
مسایل زبان و حل پیچیدگی های فرهنگی مستلزم کار دقیق با احساسات وطنپرستانه میباشد.
خراسان جز تاریخ گذشته است . قبل از همه تلاش در این جهت کنید تا هویت فعلی خویشرا منحیث یک انسان از دستبرد متجاوزین خارجی حفظ کنیم.
احمد شاه درانی اگر به پشتو یا انگلیسی و یا اردو شعر سروده است چه فرقی به حال مردم جنگزده ای کشور میکند؟
احمد شاه درانی از بزرگمردان تاریخ افغانستان است و به نام و خدمات او که افغانستان صد پارچه را وحدت ملی بخشید همه افتخار مینیم او نه به پشتونها و نه به تاجیکها بلکه به همه ای ملت تعلق دارد....
در اخیر برای تان یک مشوره ای دوستانه میدهم و ان اینکه به جای مراجعه به اثار نویسندگان تفرقه انداز به نوشته ها و اثار سیاسیون دهه های قبل کشور مراجعه کنید چون غبار محمودی ببرک کارمل. اگر شما ببرک کارمل را دوست دارید یا نه یا هر اندیشه ای نسبت به او دارید سلیقه ای شخصی شما است اما لطفا {{{{تیزس های ده گانه }}}}}} موصوف را مطالعه فرمایید حتما راه حل برای تان از این مخمصه پیدا خواهد شد زیرا اینها افغانستان را در کل وزن میکردند نه در جز.انها افغانستان واحد و یکپارچه مترقی میخواستند انها افغانستانی میخواستند که در ان هر انسان از هر ملیتی با حقوق و مسولیتهای مساوی در برابر قانون زندگی کنند. انها برخلاف هرنوع منطقه پرستی و برتری یک منطقه نسبت به دگری بودند زیرا میدانستند که شوونیزم
و شوونیست زنده فعال است.اگر خود را افغانستانی وطنپرست حساب میکنید باید تحلیل های تان همه وطنپرستانه و ملی باشد نه با محتویات تجزیه طلبانه.
فخر اهنگر

>>>   من حقیر یک پیشنهاد دارم.
بیایید کلمه(دری) را بایکوت کنیم تا دیگر با این دری گفتن تیشه به ریشه خود نزنیم.

>>>   ای جهان روشن ز خورشید خراسان شما
ما سری داریم زیبد ؟ گوی چوگان شما
لعل ها میریزم از چشمم ز هجران شما
تا یرویم همچو لاله در بدخشان شما
زانچه در پای عزیزان پیشکش میافکنند
ما سری آورده ایم از بهر چوگان شما
سر به دوش اورده باری با گلابش شسته ایم
گو بغلطد همچو گو این سر بمیدان شما
من به پا میرم به پا میر و سمنگان شما
در بهشت است انکه میمیرد به یمگان شما
ای بتان بلخ و فرخار و تخار و سغد و وخش
قبله ما باد یارب کافرستان شما
بوی جوی مولیان اید ز سامان شما
یاد یار مهربان اید ز یاران شما
برده از افلاکیان دل حسن خوبان شما
شیشه گردون شکسته طفل شیطان شما
کوز خالی در ره بادیم و نالان شما
جام پر اندر کف مستیم و گریان شما
داغدارام همچو لاله در گلستان شما
کلبه ای در سینه دارم پر ز احزان شما
هان رفیقانم درنگی تا بگریم چند لخت
چون برادر کشته بر ان ملک ویران شما
خنده زخمم همیشه اشک ریزان شما
میچکد خونابه ام از نوک مژگان شما
داغ ایرج برده ام سوگ سیاوش را ز یاد
جای کین در سینه ام نگذاشت توران شما
غرق خون غلطیده ام من با شهیدان شما
کودکی در بند بودم با اسیران شما
هر کجا دیدم مزاری کربلا شد سینه ام
یادم امد از مصیبتهای دوران شما
هرکجا خاکیست با داغ عزیزان شما
خون چکد ازدیده ام چون تیغ بران شما
کشته ای پا در رکابمسرخ اسبی میبرد
این منم اینک یکی از صد هزاران شما
اشک چشم سرمه آلودم همه روزم عزاست
در غریبی داردم یاد غریبان شما
کین صد ایرج به دل خون گشت و از چشمم چکید
زان سیاووشان که خونش ریخت ترکان شما
کو فرامرزی کجا شد رستمی کو بیژنی
انک انک بارگیها بی سواران شما
یونس اندر قعر و این قورباغگان در جست و خیز
چند پاکوب وزغ برگرد نهران شما
غورباغه زادگان پا کوب بر خاک شهان
جا گرفته روبهان جای دلیران شما
اتسز و سلجوق ناآگه زبر دستان شدند
من جگر خاییده دهری زیر دندان شما
زردهشتی کو که بر بَختی نشیند خطبه خوان
تا بخواند سوره یسنا ز قران شما
کعبه ای کو تا بزاید شاه مردانی دگر
گرد اید در رکابش جمله مردان شما
کو ابومسلم که تا خیزد ز پوشنگ و هری
ان سوی سوریه راند سور سوران شما
بلخ بی تخت است و ایران را شهنشاهی نماند
بارگی در اخور و ویرانه ایوان شما
تا نه هر نابخردی سنگ جدایی افکند
خانه خانه شهر شهر ایران ایران شما
ما همه یک روح و یک هستی و یک جان و تنیم
امده بیرون سر ما از گریبان شما
بلخ و گردیز و بخارا قندهار و سغد و مرو
هرکجا هستید جانم برخی جان شما
بسکه افغان کردم از درد شما افغانیم
گشته ام افغانی آری من ز افغان شما
من به خون غلطم میان خاک خنلان شما
من فدا گردم بپای دشت فرغان شما
من به سر ایم روم پامیر و پامیرش شوم
من سر افشانم به اموی زرافشان شما
پیش هندوکش بپیشم کش چو هندویم بکش
جان به پیشاور به پیش اورده قربان شما
بندگی بایست مارا گر خداوندی کنید
ما دوباره زنده از سامان و اشکان شما
هم زدود از گونه ها اشکان اشکان شما
هم تن ایران دوباره زنده از جان شما
جان دانش را ز بو سینا معطر کرده اید
بوی بوریحان دمیده ازگلستان شما
ای سرآغاز همه بر گرد رودان شما
نیست مارا را داستانی غیر دستان شما
راه ابریشم سپرده دوره گردان شما
خار و خس از ره سترده ساروانان شما
ان کشاورزی که بنیاد تمدن را نهاد
برزگر بوده ست روزی نزد دهقان شما
سنگی اندازید و شد ها هندسه اندازه اش
ای بنای علم و دانش سنگ چوپان شما
هم سوی وادی رم رم کرده قوچان شما
هم به کوه سوریه کوچ بلوچان شما
ای چرانده هر دو سو میشان و قوچان شما
برده ایران زیر خیمه مرد کوچان شما
ای نیاکان کیان فرزند نیکان شما
انسوی دانوب و دجله شهریاران شما
بار بر بَختی نهاده امده با افتاب
خانمان تا غرب برده مرد کوشان شما
ای هماره حقتان بر گردن ایرانیان
شاهنامه داستان پهلوانان شما
انجهان داران که در اسطخر و الوندند و شوش
مهدشان جنبانده روزی جمله دستان شما
یا کنار رود امو یا به خوارزم است و پلخ
دودمان ان که مینازد به ایران شما
زادگان ایرج و آزادگان پهله اید
نیست در گیتی کسی چون پاکزادان شما
خوانی از دانش فرا گسترده همچون افتاب
رود سند و زنده رود ابشخور خوان شما
گر چه شام ما سیاه و تیره و تاریک بود
روز ما روشن از ان خورشید تابان شما
بامدادان گرنه خورشید از خراسان سر زند
شام هجرانست عالم بی خراسان شما
تا شما مانند گل دانش فشانده همچو بو
من کمر بسته به خدمت گرد افشان شما
جان ما بویی از ان گلهای بستان شما
شام ما روشن ز خورشید درخشان شما
خاک پاییم و اگر گردی بر ان خاطر نشست
بو که ننشیند دگر گردی به دامان شما
گرچه در سامان ما غیر از پریشانی نبود
داده ایران را سرو سامان سامان شما
گرچه چندی بی جهت بر خود پرستی ها گذشت
همچو چنگ افتاده اینک سر به فرمان شما
ای صبا با اهل ما گو در بخارا و تخار
در سپاهانیم والله ِ پریشان شما
تیره و تار است دنیا بی فروغ رویتان
روشنای عالم از خورشید رخشان شما
این جهان سرد است و تاریک است و ناپاکست و تار
نیست دنیا را فروغی بی خراسان شما

>>>   آقا ول کن این رو
استاد محمدرضا شجریان وفات کرد
خسرو آواز ایران به دیدار معشوق شتافت
در طوس و در جوار فردوسی بزرگ به خاک سپرده شد
دیدم تو افغانستان هم واسش مراسم گرفتند و شمع روشن کردن با موسیقی مرغ سحر ناله سر کن
پس استاد در افغانستان و تاجیکستان علاقه مند زیاد داشت
حالا خدا رو شکر پسرش همایون شجریان صداش عالی و آسمانی است
خدا رحمتش کنه
زنده باد آزادی زنده باد انسانیت

>>>   چون پشتون ها ادعا دارند که افغان مساوی به پشتون و افغانستان یعنی اوغانستان و در نهایت پشتونستان
پس ما که پشتون نیستیم کشور ما است خراسان کهن

>>>   یا سلام
من یه ایرانیم! نام ایرانویج در کتاب اوستا آمده نظر برادران افغان در این باره چیه؟ افغانها کتاب اوستای ززتشت را قبول دارند؟؟

>>>   جناب فخر آهنگر!
استدلال های تان بجا٬ اما گاهی این پرسش هارا از کسانی چون یون و طاقت و غنی و خرم و سایر فاشستان قبیلوی نموده اید که چرا باشندگان این سرزمین را بیگانه خطاب میکنند و اجازه زیستن و نفس کشیدن و حتی صحبت کردن به زبان مادری را نمیدهند؟

>>>   درود
پاسخی کوتاه بر نظر دهنده ی یازدهم؛
اتفاقا ایرانیان و بویژه فارسی زبانان و فارسی گویان همگی باور دارند و می پذیرند که ابو علی سینا زاده ی بخارا است و یا رابعه بلخی ؛ بلخی و پیر هرات ؛ هراتی است و یا رودکی زادگاهش تاجیکستان امروزی است . کسی منکر این واقعییتها نیست. کسی نمیگوید آنها در سرزمینی که هم اکنون ایران نامیده می شود بدنیا آمده اند . مصادره ای در کار نیست . این گپه های دشمنانه بیشتر از ناکسان آنیران و گاهی از نادانان بر میخیزدو بس .
ما بر این باور هستیم و خواهیم بود که این نام آوران و دانشمندان و سخنوران عرصه زبان و فرهنگ پارسی تعلق دارد به کل حوزه تمدن پارس و اگر آن بزرگان را ایرانی و ازآن خودمان میدانیم از آنرو است که کشور کنونی ایران نیز جزِءو قسمتی از ایران بزرگ و کشور فردوسی است.
درست آنست که ما پارسی زبانان و پارسی گویان وگویشوران به دیگر زبانها(که دوستدار و عاشق ایران زمین و ایران یکپارچه هستند) افغانستان و تاجیکستان و ایران و سمرقند و بخارا و کردستانهاو... همه را ایران بخوانیم.

>>>   آقای فخر آهنگر
وقتیکه ابوعلی سینا که در ازبکستان به دنیا آمده و در ایران شروع به نبوغ خود کرده و وفات کرده و چون پدرش در بلخ به دنیا آمده شما آنرا افغانستانی میدانید؟شما افغان ها تحمل نکردن یکدیگر را به ایرانیان ربط میدهید؟.منظور از ایرانی بودن این اشخاص ایران بزرگ قدیم است همچنان که اینها ایران و خراسان را ستودند نه افغانستان را.دشمن ایران شمایید با سیل مواد مخدر و مهاجرانتان.دریاچه هامون ده سال است خشک شده.دیگر از کدام آب صحبت میکنید؟هر سال هزاران نفر در ایران از مواد مخدر افغانستان میمیرند آن وقت ایران دشمن شماست؟ وا اسفا از این جهالت

>>>   اقای صفوی شما بهترین خوش خدمت برای ایرانیان استید...ایرانیان در یکی از کتب شان بنام { چکیده تاریخ ایران از باستان تا پایان قاجاریه} تما م افتخارات اسیای غربی و مرکزی را از ان خویش میدانند. ابو مسلم , طاهر فوشنگی سید جمال الدین مولانا جلاا لدین بلخی , یعقوب لیث صفار , سلطان محمود غزنوی ...صدها شاعر و نویسنده و عالم همه و همه درج لیست نخبگان ایران زمین شده است. انها هیچ نوع شرمی از این حرکت شان ندارند..انها تمام افغانستان اسیای مرکزی و حتی بخشی از هندوستان را جزو خاک ایران دانسته اند.. با وجود چنین جفا توسط مولفین و محققین و مورخین ایرانی در حق ملل اسیایی بخصوص افغانستان کنونی .اکنون افرادی در جامعه ای ما چون عـــــــــــــــــــــــطـــــــــا صــــــــــــــفوی پیدا شده است که صفحات ناتمام جعلیات و دروغ مولفین و محققین ایرانی را به پایه ای اکمال برسانند... با تاسف در افغانستان چنین افرادی کم نیست .

>>>   از نظر اوغان فارسی و دری دو زبان جداگانه هستند، یکی زبان ایران و دیگری آن یکی از زبان های ملی اوغانستان، و چون این دو حالا کشور های جداگانه هستند زبان های آنها هم دو زبان جداگانه است، بس و خلاص، منطق هم کار نیست چون اوغان خو اوغان است. ملی گرایی و سیاست احمقانه!
اما پشتوی اوغانستان و پختوی سوبه سرحد پاکستان دو زبان نیستند و هرکس چنان میگوید خائن ملی است.
مفت خو مردم به این ها غول نگفته اند.
زبان و فرهنگ مشترک ریشه های خیلی عمیق تاریخی دارند و به تقسیمات سیاسی و مرز های امروزی محدود نمیشوند.


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است