فمينيستی غربى باعث ناهنجارى و سردرگمى فرهنگى
 
تاریخ انتشار:   ۱۴:۳۷    ۱۳۹۹/۷/۱۸ کد خبر: 165088 منبع: پرینت

مقاله ى حاضر نقد و مرورى است بر اوضاع فعلى حاكم و يا در حال رشد كشور در رابطه با تساوى حقوق زنان بر مبناى نظريه و جنبش فمينيستى يا فمينيزم.
با درنظرداشت اينكه نويسنده از هر لحاظ خواستار حضور پررنگ زنان در جامعه است و خود منحيث يك زن فعال در جامعه ايفاى وظيفه ميكند، اما در عين زمان از مضرات و اثرات سو و مخرب فيمينيزم وارداتى كه به عنوان ارمغان از غرب به جوامع شرقى وارد و تحميل شده و ميشود را نميتوان نا ديده گرفت.

نويسنده اين را ميپذيرد كه جوامع شرقى و به خصوص اسلامى در راستاى احقاق حقوق زنان در طول تاريخ نا رسايى هاى زيادى داشته اند. اين را نيز قبول دارد كه كشورش افغانستان از جمله عقب مانده ترين كشور ها در زمينه احقاق حقوق مسلم زنان است. اما به نظر نويسنده منحيث يك روانشناسى كه تحقيقات قابل ملاحظه اى را در اين زمينه داشته است، ايجاد يك فضاى كاملا باز در عرصه احقاق حقوق زنان بدون شناخت و تعريف درست از حق و حقوق آنان، جامعه را به قهقراى سردرگمى و نابودى خواهد كشانيد.

به طور مثال در جامعه سنتى همچون افغانستان كه مردمش ساليان متمادى از داشتن هر نوع حقوق اجتماعى اصولى مدرن محروم بوده اند، مطرح كردن يكباره و ناگهانى مسايل فمينيستى غربى كه در طول مدت بيش از هفتاد سال و به صورت تدريجى در كشور هاى غربى آمده و پايه گذارى شده است، باعث ناهنجارى ها و سردرگمى هاى زيادى از قبيل تصادم و تقابل ارزش هاى فرهنگى، بر هم خوردن تعادل سلسه مراتب نقش ها در ميان اعضاى خانواده، خشونت هاى خانوادگى و در نتيجه تزلزل و از هم پاشيدن خانواده ها، سردرگمى هاى احساسى و روانى در بانوان (ناشى از عدم آمادگى روانى و فرهنگى از پذيرش آزادى هاى بى قيد و شرط) و غيره خواهد شد كه البته از همين حالا نيز همچون ناهنجارى ها بروز نموده و رو به افزايش است.

با وجود اينكه فمينيزم غربى طى چندين دهه و با گذشت چندين نسل به جوامع غربى شيوع پيدا كرده و نهادينه شده است ولى با آن هم با مخالفت هاى متعددى از طرف خود مردم غرب رو به رو است. نمونه بارز آن نهضت نوپاى مردانه به اسم "مرد ها روان به سوى راه خود شان" (Men Going Their Own Way or MGTOW) ميباشد كه اخيراً توجه تعداد زيادى از مردان جوان را در سراسر آمريكا و ساير كشور هاى غربى جلب نموده است. اين بدان معناست كه عدم تعادل و مساوات جنسيتى، و به نحوى زنان را برترى دادن كه در تيورى و جنبش فمينيزم در عصر حاضر مشهود است، براى غربى ها نيز ديگر قابل قبول نيست.

البته لازم به ياد آورى است نهضت فمينيستى دست آورد هاى زيادى از قبيل حق راى، حق مالكيت، حق كار و درآمد مناسب، حق تحصيل و غيره را براى زنان در غرب به همراه داشته است كه اين دست آورد ها ثمره تلاش هاى خستگى ناپذير بانوان فعال در اين زمينه طى ساليان متمادى بوده است كه آنرا هرگز نميتوان ناديده گرفت. و اما گرايش بيش از حد و افراطى گونه ى اين نهضت در راستاى برترى جويى طبقه نسوان و به حاشيه راندن و يا ناديده گرفتن مردان از طرف اين جنبش در سال هاى اخير، نه تنها مردان بلكه جمعيت قابل ملاحظه ى زنان فعال و آكادميك غرب را نيز ناراضى نموده و باعث عدم توافق و همنظرى آنها با اين نهضت شده است.

به طور مثال، بعضى از پيشنهادات و درخواست هاى اين نهضت از جمله تغيير ادبياتى كه به زعم ايشان "جنسيت زدگى" در آن ديده ميشود مانند درخواست تغيير واژه هاى را كه در آنها پسوند (man) به معنى مرد است، عدم توافق بسيارى از مردم غرب را برانگيخته است. حالا بروز اين نوع اختلافات و تشنجات در جوامع به اصطلاح پيشرفته غربى از نظر اجتماعى خيلى ها نگران كننده نيست و ميشود با تبادل افكار و يا تظاهرات متقابل با آن كنار آمد. ولى تبعاتى كه اينگونه نظريه ها در جامعه اى سنتى مانند كشور ما دارد غير قابل جبران خواهد بود و متاسفانه منجر به خشونت ها، قتل ها، سركوب ها و آشوب هاى زيادى خواهد شد كه دوباره دامنگير مظلومترين قشر جامعه يعنى زنان و دختران نوجوان خواهد بود.
پس راه حل چيست و چگونه ميتوان با اين معضل مباره كرد؟

به نظر نويسنده، بهترين راه حل در مورد اين چالش بزرگ فرا راه جوامع اسلامى، منسجم شدن علما و فرهنگيان جهت تعديل و آوردن اصلاحات لازم در برداشت هاى نادرست و نهادينه شده در رابطه با زنان در متون دينى و فرهنگى و همچنان الگو گيرى مناسب از الگو هاى موجود در ادبيات و تواريخ فرهنگى اسلامى است. الگو هاى مناسب فرهنگى و دينى ميتوانند پل هاى ارتباطى محكمى جهت پيوند تمدن گمشده ى اسلامى و جامعه امروزى بر پايه اساسات حقوق انسانى باشند. همچنان تعديل و اصلاحات در برداشت نادرست از متون دينى ميتواند به تدريج از حساسيت هاى كه مردان در جوامع مردسالار اسلامى نسبت به آزادى زنان دارند كاسته و منجر همكارى و همنوايى آنان گردد.

در نتيجه احقاق حقوق زنان مسلمان و در جوامع اسلامى بر مبناى ارزش هاى غربى نه تنها امكان پذير نيست بلكه واكنش هاى بد و خانمانسوزى را نيز به همراه دارد. يگانه راه حل معقول و امكان پذير همانا انسجام فرهنگيان و علماى جوامع اسلامى اعم از خانم ها و آقايان جهت تعديل، اصلاح در ترجمه و نتيجه گيرى معقول و مناسب به زمان حاضر از متون دينى و فرهنگى مربوط به اين موضوع مى باشد. همچنان ارايه الگو هاى مناسب فرهنگى جهت نيرومندسازى زنان مسلمان كه مبنى بر ارزش هاى مناسب فرهنگى و دينى اند يكى از ضروريات مبرم در جوامع اسلامى جهت حل اين معضل خواهد بود.

داكتر شيبا رحيمى


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
فمينيستی غربى
ناهنجارى ها
نظرات بینندگان:

>>>   البته به مردان این خیلی واره دار است که زن در خانه به اشپری و تهیه هوسانه و چاشنی های مابین غذایی روزیکه مردان منرل باشند یا هستند بپردازد اطفال نگهداری کند . مهمان را پذیرایی کند . خانه و حویلی را جم و جارو کند به سر و بر خود هم برسد و ... و... خلاصه از بام تا شام حان بکند و شب بستر های خواب را تنظیم کند و اینکه خواهشات مرد هم لبیک گفته شود و اگر سکتگی آمد کتک بخورد و در نماز ها هم به نیایش پردازد که خدا سایه مرد را از سر او کم نه کند.
دروازه تعلیم و تحصیل و مطالعه و پیشرفت و توسعه و ارتقا برویش بسته باشد البته مقصد از زن تنها زن های شهر نشین نیست محلات و قرا و قصبات که جایش وظایف سنگین دیگر هم ا ز کار در باغ و مزرعه بدوش زن بیچاره است . بالاخر اگر در شنوار ننگرهار باشد و جاهایی ازین قبایل آماده الش بدل ( تعویض با بالا گرفتن یک قاطر هم باشد که چند ساله جان کنی اش در آبادی خانه به هیچ و ارزشش کمتر از حیوان.
در فرجام کمنت به نگاه تناسبی و تدریجی نویسنده محترم هم بی التفات نیستم اما به رفع بی عدالتی ها گام های تند و سنجیده و با تدبیر را اولیت و سرعت را از حتمیات میدانم .
م . ش .ف

>>>   داکتر شیبا رحیمی
افغانستان صد سال قبل از امروز گامهای نخست ترقی را برداشت. البته با مقاومت جدی روحانیون مرتجع و فیودال و دسایس انگلیس مقابل شد و مدتی این سیر متوقف گردید ولی به مرور زمان زنان افغانستان راه خود را برای شرکت در امور اجتماعی باز کرد سالهای {{{{ ۱۹۹۰-۱۹۶۰}}}} و با حمایت انجمن ها و بالاخره سازمانهای اجتماعی و سیاسی این طبقه از فعالین جدی در تغییرات بنیادی جامعه ای ما محسوب گردید .
انچه زنان افغانستان به خون جگر طی سالها میارزه بدست اورده اند نظر به مشوره ای شیبا جان رحیمی باید یکبار دگر زنان چشم براه ترحم ملاها باشند. این نسخه کارگر نیست. هر گاه روحانیون ترجمه و تفسیر قران شریف را توسط زنان پذیرفتند انجاست که به صداقت انها میتوان باور کرد .
کشور های پیشرفته ای جهان حقوق مساوی و برابر برای شهروندان زن و مرد داده اند و چنین حق در قوانین اساسی افغانستان نیز تسجیل گردیده است ولی در کشور های ما روی کاغذ باقیماند ه است.
زنان افغانستان هیچ نوع تقاضای بالاتر از امکانات محیطی ندارند. انهاخواهان حق تحصیل احترام از طرف جامعه محیط کار محیط زیست میباشند. انها خواهان منع فروش دختران استند خواهان توقف خشونت و سنگسار زنان استند چنین خواست ها به هیچ وجهه معنی پیروی از فیمینیزم و کاپی از شیوه ای حیات زنان در غرب و امریکا را ندارد.
در شرایط فعلی و در صورت تغییر نظام فعلی به امارت اسلامی دگر گلیم حقوق ابتدایی زنان جمع خواهد شد.
تقاضای من از دکتوران و روانشناسان که مطالعه ای عمیق از موقف اجتماعی زنان در جوامع عقب مانده ای طبقاتی ندارند از تقدیم نسخه های متحدالمال خود داری کنند تیوری های اموخته شده و از بر شده از لا بلای صفحات کتب برای بیان خیلی زیبا است ولی اگر در درون جامعه قدم گذاریم و همه فاکت ها را عینا مشاهده کنیم مو بر بدن ما راست خواهد شد. زنان جوامع طبقاتی شکار مناسبات نا متناسب در جامعه اند بدون توزیع عادلانه ای نعمات مادی و استقلال اقتصادی زنان جوامع عقب مانده هم شکار خشونتها در محیط فامیل و هم شکار اعمال جنسی در درون اجتماع میشوند.
فخر اهنگر

>>>   کدام نفر را در شهر راه نمیدادند،میگفت که خر مرا در خانه حاکم شهر بسته کنید و کاه و جو برایش بدهید.
حالا در افغانستان نود فیصد زنان در زیر چادری زندگی میکنند و فیمسنست ها دعوی میکنند که نام من کجاست؟
در تذکره باید نام من ذکر شود و نوشته شود که عبدالقهار ولد عبدالجبار و گل غتی.
نوشته کردن نام گل غتی در تذکره،تمام شان و شوکت و مردانگی عبدالقهار را نیز بر زمین خواهد زد و عبدالجبار را همچنان.
شما در عوضی که خواهان این شوید که نام من کجاست،اول در فکر این باشید که روی شما کجاست؟
روی شما در زیر یک چادری پت است و خواهان نام خویش هستید.

>>>   خانم شیبا نباید فراموش کنید که تمام ادیان در دنیا بر مبنای پدر سالاری ظهور و تا حال هم بر همین مبنا استوار اند. از همین سبب پرابلم سرکوفت خوردن زنان (به عباره بهتر مادرانی که بهشت زیر پای شان است) تا هنوز هم در همه کشور هایی که تعصب هایی مذهبی در آنها فاجعه زا است وجود دارد. این سرکوفت ها در هر کشورمطابق به شرایط اجتماعی و آگاهی مردم فرق میکند. در بعضی کشور هایی اروپای مانند اسکاندنوی یا فرانسه کمتر است. مگر در امریکا این سرکوب ها به شکل تفاوت هایی اقتصادی (مزد کار) و استفاده ابزاری از زنان وجود دارد در حالیکه شرایط زنان کانادایی (درهمسایه گی) بهتر است مگر هنوز هم آیده ال نیست. اساسأ بعد از چار دهه زنده گی در غرب نفهمیدم منظور این دوستان غرب دوست ما از "ارزش هاى غربى" چه است؟؟!!!
در کشور های آسیایی شرایط بمراتب بدتر است درین کشور هااساسأ زنان را بدون عقل و احساسات به حساب می آورند که در همه چیز باید تابع عقل مرد باشند. در هند و امثال آن به زنان (نه زنان ثروتمند) نه تنها به چشم انسان نمی بینند که حتی تجاوز گروهی به آنان را افتخار هم می دانندو حتی در بعضی ایالات آن یک زن به چند برادر تعلق دارد. برخلاف هند در کشور هایی دیگر یک مرد مالک مطلق العنان چند زن بوده می تواند.
می بینید که این یک معضله بین المللی است و علت آنهم تاثیرات بنیاد گرایی ادیان حاکم درین کشور هاست (امریکای ها بشمول امریکای جنوبی زیاد تر بنیاد گرا هستند نظر به کانادایی ها). بنأ جمله "احقاق حقوق زنان مسلمان و در جوامع اسلامى بر مبناى ارزش هاى غربى نه تنها امكان پذير نيست" کاملأ غیر دیالکتیکی است. زیرا درین پروسه نه تنها دین شبه جزیره عرب بلکه تمام ادیان وجهه مشترک دارند. آیا این "فرهنگيان و علماى جوامع اسلامى" شما میتوانند بسیار ساده قانون چار زنه و نیم میراث را فسخ و حق طلاق دادن شوهر را در الگو اضافه کنند؟؟؟؟!!!!!
حل این پرابلم در این قطی بسته و با ایجاد ریفرم ها و بزبان شما الگو ها هیچ امکان ندارد. زیرا الگو هایی غرب تا هنوز هم
جریان دارد و این روز ها زیرعنوان "جنسیت یا gender" بازار را گرم کرده است و بدون شک بی آنکه به حل اساسی مسًله موفق شود.
باید پایه و ستون هایی پدر سالاری اول به پایین کشیده شوند هم مانند مجسمه هایی برده داری در امریکا و اروپا و این پروسه ضرورت به تغییر بنیادی در سراسر جهان دارد نه رفرم و آنهم در یک کشور. و فراموش نکنید که درین راستا تنها نیستید بلکه در سراسر جهان مردانی همچو من هم در پایان دادن به برده گی دختران مان با شما یکجا هستیم.
آزاده

>>>   زنان گل ها و میوه های باغ زندگی استند .
ولی کثیرآ بالاخص در قراء وقصبات مورد
بهره کشی و بردهء جنبسی اند . اگر مردان و مخصوصآ ملایان میگویند گل و میوه ای باغ مورد تعرض و دستبرد و چور
قرار میگیرد . من میگویم آغا چرا چور گر و دزد و رهزن را مانع نمیشوید و محکوم نمیسازید و جزا نمیدهید .
انصاف بدهید و سر در گریبان فرو برید
اگر گل ها و میوه های باغ مورد سرقت ،
چور و تعرض اوباشان قرار گیرد باغ را باید تخریب کرد یا دزدان و اوباشان را
را مانع شد و ازبین برد.
ببینید مردان از هر قماش اولتر ملایان
در پی اغوا استنند یا زنان ( واقعات زشت را از ملا ی سمنگانی ، هراتی و غیره به شمول ملا لندی و امثال آن به یاد بیاورید .
بیایید یک چندی عدالت را برقرار نمایید مردان در خانه بمانند و زنان را رشد بدهیدو به سویه مردان تعلیم و تربیه کنید و بعد ازکسب مهارت و کفایت علمی امور بیرون را به عهده گیرند. (مخاطب من جامه بشری است . )امروز می بینیم زنان فعالی در جامعه بشری کار های مهم را به پیش میبرند. معلوم است جوهر کار و سازمان بخشی در زنان درخشش دارد ولی اگر مردان و جوامع مرد سالار موقع بدهند
وقصور وعیوب وحرص خود را در پای زن نشکنانند.
م.زمین بوس

>>>   وقتی طالب یاد میشود گویتان در پطلون تان میره. وقتی دختران تا فیمینیزم را تعقیب میکنه باز هم فغان میکنید؟ چه بلا هستید شما؟

>>>   خانم شیبا جامعه نیاز مند ساختار اجتماعی بر پا یه های عدالت و مصونیت است. زنان افغانستان طی قرنها از داشتن چنین مزیت های لازم بی بهره بوده اند.ترمینولوجی فیمینیزم که از قرن نزدهم با عبور از چند مرحله ای مشخص موفقیتهای لازم را در قبال داشته است. همچنان به دنبال برقراری و دستیابی به حقوق مساوی جنسیتی در مسایل سیاسی اقتصادی و اجتماعی میشود.در دهه های شصت هفتاد جامعه افغانستانی گامهای جدی در راه بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی برداشته است. البته این دستاورد ها گاهگاهی با مخالفت بنیادگرایان و عده ای از عالمان دین قرار گرفته است اما با انهم این جنبش راه خود را به پیش باز کرده است و سالهای هشتاد از سالهای طلایی برای زنان به شمار میرود.
خانم شیبا باید یک نکته برایتان اذعان گردد که روحانیون مرتجع در تبانی با افکار مرد سالاری چه در گذشته و چه در شرایط کنونی سعی کرده اند که نیروی سرکوبگر طبقه ای زن باشند. ما از حق دادن به این موجودات گنده بپرهیزیم و قاطعانه بر علیه شان به پاخیزیم و جلو هر نوع دخالت انها را در شوون زندگی طبقه ای زنان بگیریم.
خانم شیبا در این شب و روز امد امد طالبان گرم است . شما فکر میکنید که گلبدین و طالب حاضرند به زن حقوق مساوی با مرد بدهند ؟؟؟؟این یک خواب است.. پس به همین خاطر باید از ابتدای مساله حفظ کامل حقوق زنان را بالای شان بقبولانیم..ورنه بار دگر سرنوشت زنان تیره و تار خواهد بود.
در کشور های عقب مانده مثل افغانستان مستکبرین برای تحمیل افکار گندیده ای شان برای سرکوب هر عمل مترقی گاهی بر افراد مهر کفر و الحاد و کمونیست را میزنند و یاگاهی انرابا اندیشه های وارداتی از غرب پیوند
میدهند....باید در این راه مبارزه ای بی امان کرد و منتظر ترحم کسی نه باید بود..
حنظله

>>>   به م.ک...ر بوس!
بردگی جنسی در قراء و قصبات نه بلکه در شهر پر چراغان شما وجود دارد. اینکه در مقابل پیسه حیثیت خودرا به فروش میرسانند چه باید نامیده شود؟ وقتی حقوق شوهران و یا برادان کشته شده خودرا از وزارت کثیف داخله درخواست مینمایند، در مقابل از آنها استفاده جنسی صورت میگیرد، اینرا چه باید نامید؟ کم عقل را در سرت به کار انداخته و مسئولانه سخن بزن.
وردک

>>>   داکتر شیبا جان و همه خوانندگان عزیز !
زن و روز گار زن در جمعیت ۱۶ ملیونی
که نیم نفوس افغانستان است نه باید تنها در مرکز شهر کابل و مرکزهای دوسه
کلان شهر کشور مد نظر باشد . لطفآ بروید
به شهرهای دیگر ، محلات و ولسوالی ها و قراء و قصبات و حتی بیرون شهر کابل به
به ولسوالی های اطراف کابل ببینید چه
روزگاری است بروید به پهلو شهر جلال آباد مجروح و سر شکسته و به شنوار و رودات و غیره که زنها با گاو و خر و زن به زن بین مردان
تبادله و یا خرید و فروش میشوند .
اشک از دیده ای سنگ خاره فوران میکند
آیا زنیکه بعد از چند سال زندگی دل مردان خبیث را می زند با زن مرد دیگر که یک قاطر بالایی میگیرد و تعویض میشود زن نیست مگر حیوان زر خرید است
یا کالای دیگر . آیا زن برده است و ما یملک است که شوهرش فوت کرد جبرآ به عضو دیگر آن خانواده یا به نزدیکان تعلق بگیرد و اگر زن تمکین نه کرد کوبیده شود ، حبس گرد، سر شکسته و دست شکسته شود و کسی یا نظامی هم نه باشد . نه ملایی و نه نا ملایی و یا کافری که به داد آن زن بیچاره برسد . آیا این ننگ و ناموس شریعتش در پشتون ولی از کجا آمده و از کدام مرداب آب میخورد. برو در سرحدات و برو در هزاره جات ببین زن چه روز گاری دارد . و آنگاه قلم بردار و توصیه کن که دست بردارید و عقب کشید.
جمیله کابل

>>>   جمیله جان تصویر حقیقی از زنان و دختران در افغانستان داده است .
بروید و بیبینید در ار شیف ها رکورد ها و کست ها. دید تحقیقاتی انسان عدالت جو و شکایات و بیان حال زنان و دختران را در شنوار مشرقی و غیره که زنان به زبان خود گفته اند یکی چند تا تبادله ای خودرا در آلش بدلی ( تعویض ) به یک قاطر بیان و شهادت داده اند و ده ها
رفتار حیوان گونه و شرم آور که دل سنگ به درد می آید.
معین و نماینده وزارت شوون اسلامی و اداره مسلمانی عجز و بیچاره گی خود را
در جلو گیری آن با اندوه اظهار کرده و آنرا رواج ( مخصوصآ پشتون والی ) دانسته. ببینید کست هارا بشنوید قصه های شرم آور و جگر سوز را .
شرم ، ننگ ، و بی غیرتی باد به مسوولین و حاکمان کشور .صد حیف و دریغ به اسلامیت چه که به آدم گری و انسانیت .
شرم ، شرم ، ملیون بار شرم به ما و همه .


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است