نتیجه جبر و تحمیل جز نفرت چیز دیگری بوده نمیتواند
 
تاریخ انتشار:   ۱۱:۵۳    ۱۳۹۹/۷/۲۰ کد خبر: 165114 منبع: پرینت

نتیجه جبر و تحمیل جز نفرت چیز دیگری بوده نمیتواند!
دقیقآ تجربه تاریخی گواه بر این است آنچه تحمیل میگردد دیر و یا زود نفی میشود و به نفرت تبدیل میگردد.!
سوال مهمی بوجود می آید: چرا علیه زبان اوزبیکی و حتی زبان های خارجی هموطنان ما حساسیت و نفرت ندارند؟

حقیقت مسلم این است از ایام کودکی؛ نوجوانی و حتی تا جوانی طوری تربیه شده بودیم که کمتر کسی تعصب به زبان، قوم، دین و یا مذهبی فردی و یا گروهی بر سر داشت و کمتر این را احساس میکردیم در حالیکه در جامعه در یک بخش اقلیت قومی این تعفن و گند تعصب در زیر آتش خاکستر وجود داشته بود و گاهی اوقات به شکل عریان و گاهی هم به شکل پنهان زبانه میزد و نمایان میگردید و بوی بدش بیرون میشد؛ معلوم بود که زخم های ناسور بجا مانده تعصب خونین مرحم نگردیده بود ولی اکثر ما یا بی تفاوت بودیم و یا هم کمتر اهمیت میدادیم و گاهی هم این طرف و یا آن طرف سر و صداها و حکایت از زخم های ناسور به جا مامده در محافل شخصی مطرح میگردید؛ اما چراهای بی پاسخ وجود داشت و همه به جمله "خیراست و انشاالله" قناعت میکردیم.

وقتی از یک طرف جنایت امانی و نادری در شمال و شمالی آغاز گردیده بود و بعدها زبان افغانی "بنام کورس پشتوتولنه بالای مامورین غیر افغان جبری گردید و تحمیل گردید؛ این روش تحمیلی بنام زبان رفته رفته دراذهان مردم به نفرت تبدیل شد. توجه بفرمایید مطمینآ همه آنهاییکه در سنین بالاتر از 50 و 60 هستند بیاد دارند طور مثال وقتی در مکاتب متوطه ولیسه بعد از زبان مادری زبان انگلیس و پشتو... ضمیمه نصاب تعلیمی میگردید و تدریس آغاز میگردید همه باشوق زبان خارجی خصوصا انگلیسی را میخوانند و از آن بهره میگرفتند وقتی شاگرد از صنف 12 خارج میشد در آن زمان کمتر مشکل افهام و تفیم در زبان انگلیس داشت، ولی همزمان همین شاگردان که چندین سال پیهم زبان پشتو را که گویا زبان رسمی ملی و دولتی شمرده میشد اکثرا در وقت امتحانات یا مشروط و یا هم ناکام مطلق میشدند و اگر کامیاب هم میشدند و آن هم به بسیار مشکلات معلوم بود که مهر و محبت و علاقه با زبان گویا رسمی وطن خود نداشتند و این زبان به علت معلومی جایی خود را در جامعه پیدا کرده نتوانست و هرگز این زبان را حتی تا پایان زندگی از خود ندانستند و نمیدانند و بد ازتر اززبان های بیگانه غیرمروج چون درشاخه افریقا...، علت آن چیست؟ جواب معلوم است به دلیل اینکه آنچه تحمیل شود سرنوشت همین است. در مورد استثناهات چیزی گفته نمیتوانم ولی در کل این واقعیت است.

بلی هموطن گرامی، اکثر دوستانیکه بنده را از نزدیک میشناسند با اینکه با هیچ قومی وهیچ زبانی و هیچ دینی تعصب نداشته و ندارم و این سرشت انسانی من است و هیچ تعصبی هم در مورد زبان افغانی/ پشتو/ نداشتم و ندارم و حتی بهترین دوستان و رفیق های دیروز من پشتو زبان بودند، با اینکه چندین سال زبان افغانی را خواندم و حتی در مکتب متوسطه ما به اصطلاح "رقعه" مریضی نوشتن به شکل جبری به زبان پشتو حاکم بود و همین اکنون همچون بلبل را آن را از خود کرده ام ولی مفهوم اش را نمیدانم؛ اما حالا که شصت سال عمر دارم خوشبختانه و یا بدبختانه یک جمله عادی به زبان پشتو نوشته کرده نمیتوانم، ولی برعکس با چندین زبان های خارجی دیگر که تحمیل و جبر در آن دیده نشده بخوبی بلدیت دارم و آشنا هستم.

جالب اینکه زبان اوزبیکی وطنم که هیچگاهی نه رسمی و نه هم دولتی بوده و هیچگاهی بر کسی تحمیل هم نشده است و قطعا در مکاتیب و دانشگاه نخوانده ام به جز چند دوست و رفیق اوزبیکم؛ ولی وقتی یک هموطن اوزبیکم سخن میزنند در ضمن اینکه قریب مفهوم آن را میدانم... بلکه فارم و لذت بخش هم است حتی هموطنان غیر اوزبیک ما که همین اکنون در اوزبکستان یا در ترکیه و یا هم در روسیه و چین هستند بدون اینکه کدام کورس زبانی را فرا بگیرند اکثرا زبان اوزبیکی – ترکی و روسی و حتی چینایی را از خود کرده اند و میدانند.
در حالیکه سال ها در وطن خود زندگی کردند با هموطنان افغان در زیر یک چتر زندگی کردند و میکنند ولی هیچگاهی این زبان را از خود نکردند و این خود نتیجه همان دیکته و تحمیل است که وضعیت را به اینجا رسانیده است. فاشیزم متعصب این درس تلخ را باید بیاموزد.

میدانید چرا اینچنین است؟ پاسخ روشن است؛ زیرا زبان اوزبکی، زبان جبر و تحمیل نبوده و نیست.

تکرار میکنم اگر فاشیزم قبیلوی با این دید تعصب خویش ادامه بدهد و در پی ادامه تعصب ننگین و تحمیل هویت جعلی را برای دیگران به شکل جبری مثل زبان پشتو تحمیل کند و حتی سند نا اعوذبالله که گویا این زبان و این هویت را به گفته شاعر نامتو افغان: ادم حوا سره پښتو ویله خدای له موسی سره پښتو ویله
زبان جنتی هم حساب کند که گویا خدا همرای موسی به پشتو صحبت کرده باشد سندش را حاضر کنند باز هم بدتر از زبان واژه "افغان" نفرین و نفرین تر و با حساسیت زیادتر روبرو میشود و مردود است، البته تا زمانیکه این گروه تبهکار از جهالت دست نکشد جهالتی که علت اش فقر فرهنگی و هویتی است.

عطا صفوی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
پشتون
فاشیزم قبیلوی
نظرات بینندگان:

>>>   اينكه چرا به زبان پشتو تكلم نمى توانى اين مشكل افغان ها نيست اين مشكل در استيعداد توست!! و تعصب كه عقل، زبان و دستانت را بسته و عقلت را محدود ساخته!! حالا مردم همه چهره ها را مى شناسند كه متعصب و كودن كى ها هستند!!!

>>>   من فکر میکنم شما که این همه به پشتونهای هموطنتون انگ فارسی ستیزی می زنید و یا شایدم فارسی ستیز باشند
ولی صدهابرابر آنها شما پشتون ستیز هستید
کور خود و بینای دیگران.الان اگه در این متن زبان پشتو ستیزی نیست پس چی هست؟
انقدر به پشتون ها گفتید فاشیست فراموش کردید که خودتون به چه هیولایی تبدیل شده اید
من یک ایرانیم چند سال این سایت شما سر میزنم تا حالا یک مورد هم ندیدم به هموطنان پشتون خود ابراز محبت و ارادت کنید
و همیشه با الفاظ زشت و مسخره کردن زبانشان مشغول بوده اید

>>>   من به متعصبین فاشیسم قومی چه در ارگ یا در سرک توصیه میکنم که ولایت های پشتون نشین را انکشاف بدهند و سرمایه های خود را از دوبی و قطر و غرب و شرق به ولایت های زادگاه خود منتقل کنند و در ولایات مربوطه خود به حدی ایجاد شغل کنند تا مردم از تمام ولایات به آنجا سرازیر شوند و آنگاه شرط به دست آوردن کار را دانستن زبان پشتو بگذارند و به اینگونه بدون جبر و قساوت و تعصب و حماقت زبان پشتو را عمومیت بخشند و ولایات خود را هم آباد کنند.
در غیر آن کار شان زار است و زبان شان خوار.


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است