سینما پارک، یادآور خاطرات کودکی من از کابل بود
 
تاریخ انتشار:   ۱۲:۳۴    ۱۳۹۹/۸/۲۱ کد خبر: 165485 منبع: پرینت

سینما پارک را ویران کردند... و چقدر خاطرات اندک طفولیت من از افغانستان، با سینما گره خورده است. ما حداقل ماه یکبار با خانواده به سینما میرفتیم و روزی که قرار بود به سینما برویم، صبح زود از خواب میپریدم و یادم هست که برایم چقدر زمان کند میگذشت تا ساعت شش عصر و بعد هفت شب شود، همیشه روز های پنجشنبه به سینما میرفتیم و ما چقدر میکوشیدم تا بچه های خوبی باشیم و مادر کلان و عمه ام را اذیت نکنیم تا مادر و پدرم از کار برگردند و با انها به سینما برویم.

سینمای که به منزل ما در خوشحال خان نزدیک بود، سینما بریکوت بود، با کوشش زیاد یک تصویر مخشوش از ان سینما هنوز در ذهنم باقی مانده است، در پایین تپه یی بود که به هتل کانتنینتل منتهی میشد، از کنار سرک که به داخل سراشیبی تپه که مملو از تاک ها بود، نگاه میکردید، یک عمارت نقلی زیبا در ان پایین بودکه همیشه لوحه بزرگ فلمی که معمولا هندی بود بر سر در اویخته و در ان یا امیتابچن، یا ریشی کپور و شیشی کپور و ونت کننه و شتروگنسینا، با دختران فیلم سالیان هشتاد به چشم میخوردند.

سالن بزرگی داشت با پنجره های بزرگ که محل انتظار مردم بود و بعد در داخل که سالون سینما بود، ان پرده زیبای چیندار مخمل را هیچ وقت فراموش نمیکنم که با کمرنگ شدن چراغ ها، با چه شکوه و زیبایی، اهسته اهسته کنار میرفت و نفس های ما در سینه قید میشد و بعد صفحه سینما نمودار میشود و سالون کاملا تاریک میگشت و فلم اغاز میشد.

چقدر مردم با فرهنگ بودند، خانم ها با مو های پیچیده و شکل داده، کرتی دامن ها و یا لباس های دیگر زیبا، مرد ها با دریشی، جوانان با لباس های به مد روز سالیان هشتاد و کودکان که بیشتر از همه ان ذوق زده بودند و همیشه با لبخند و شادی با خانواده هایشان منتظر گشوده شدن دروازه سالون سینما بودند.
من خاطرات زیادی از کابل ندارم ولی همینقدر میدانم که روزی که فرهنگ سینما و رفتن به سینما در انکشور، به انچه در سالیان هشتاد بود مبدل شود، انوقت میتوان گفت که افغانستان بالاخره از چنگال وحشت نجات یافته است......تا انوقت، به جای تخریب سینما ها، لطفا فرهنگ سازی کنید، نگذارید که انچه بودیم را فراموش کنیم و تسلیم مفکوره های شویم که با فرهنگ و مدنیت ما سازگار نیست.... وحشت و ترور و تروریزم، نه از ما است و نه ما سابقه انرا در فرهنگ خود داریم...سینما ها را تخریب نکنید، مراکز تاریخی را بازسازی کنید، نگذارید که اهسته اهسته از این کشور چیز دیگری ساخته شود.

لینا روزبه حیدری


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
سینما پارک
کابل
نظرات بینندگان:

>>>   با عرض سلام،
لینا جان، تا جایکه من فکر میکنم سن شما کمتر از آن است که از سالهای که مردم در کابل فرهنگ رفتن به سینما را، آنچنانیکه شما در بالا ذکر نموده اید داشتند، به یاد بیاورید.
رفتن به سینماهمراه با فامیل آنهم در شب های جعمه در دهه ۸۰ میلادی که مطابق به دهه شصت هجری میگردد، به علت نا امنی ها و اشغال کشور توسط روس ها تقریبااز مد افتاده بود. فامیل ها احساس امن نمیکردند.
در ضمن باید بگویم سینما که شما از آن یاد نموده اید سینما آریوب بود نه بریکوت.
موفق باشید

>>>   لینا جان
سینمای مورد نظر خودت سینمای آریوب است در باغ بالا
سینمای بریکوت در دهمزنگ بود.

>>>   ههههههههههههههههههههه. طالب ها اين كار را نكردند و لى امراله كيسه بر و پيچرمين اين كار را كرد . پينجشيرى هاى اشغالگر شهر نو و كابل ما را اشغال نموده اند . خرلنگ نداشتند از بركت اشغال، مزدورى ووطنفروش صاحب همه چيز شدند .

>>>   حتی چندین درخواستی سرمایه گذاری ویا تصاحب منطقه ای سینما پارک در دعوی طلبی گذاشته شده وشاروالی وسلطان زوی که در ظرف سه ما یک سینما چاک ویک سینما پارک را تخریب نموده منکر اینکار است وشایدهم یکی ازین درخواستی های دعوی طلبی از معاون اول اقای غنی باشد از طریق غیر مستقیم. واقعیت هرچه باشدخراب کاری اسان است مرد انکه میراثهای فرهنگی را ترمیم واباد نماید یکی از مسولین سابق وزارت دفاع روزی با هلیکوبتر در بالای کابل با یک امریکای سیر داشتند جنرال امریکای به دوست افغانیش میگوید راستی روسها در کابل بسیارپروژه های ابادی وعمران را تکمیل نموده اند ما تا ده سال شاید نتوانیم همه ای انهارا ویران نمایم بجای این که بگوید ما هم می کوشیم حد اقل یک دهم روسها در عمران کابل بکوشیم در فکر ویرانی ابادی های روسها اندجناب غنی وعبدالله وصالح از شاگردان با وفای امریکا اند از استاد خود ویران کردن را خوب یاد گرفته اند وهمه میدانند وقتی بعض قطعات
امریکای ها کشور را ترک مینمایند تمام بارکها وساختمانها نظامی خودرا که شاید ملیاردها دالر از بودیجه ای افغانستان مصرف شده را تخریب مینمایند وسلاح ومهمات نظامی شاتن را در مرکز تخریب<پاکسناتیها > تسلیم مینمایندهمانطوری که در کشتار مردم وچپاول منابع مادی ومعنوی این مرزوبوم توجه ای عمیق دارند خوب هر که به مادر وطن خیانت مینماید حتما به افت وبلا دچار میشود
خون ناحق دست از دامان قاتل برنداشت
دیده باشی داغهای دامن قصاب را
حاجی ولایت خان صافی مقیم پاریس

>>>   لینا جان فکر میکنم که سینما آریوب را با سینما بریکوت عوضی گرفتی.
در زیر تپه باغ بالا سینمای آریوب است.
سینما بریکوت در چهار راهی دهمزنگ،نزدیک ریاست ترافیک بود.
سینمای میرویس نیز به خوشحال خان نزدیک بود.
اما من خودم از مجموع سینما های کابل از اقبال که در کارته نو بود.فرخی و میوند که در نزدیک چمن بود،بهزاد که نزدیک چنداول بود،آریانا و باختر که در چهار راهی پشتو نستان بود،تیمور شاهی که در پل باغ عمومی پهلوی قبر تیمورشاه بود،سینمای پامیر سابقه و جدید که هزدویش در همین جای بلند منزل سینما پامیر بود،سینمای زینب و سینما پارک که در شهر نو بود،همه را دیده ام،به جز سینمای میرویس که در کوته سنگی بود و سینمای خیر خانه که آخرین سینمایی بود که در بودن من در کابل ساخته شده بود.
اما اکثراً یا از بازار سیاه تکت میخریدم و یا هم فلم ها که خوب میچلید و ملا خورک میشد و بیروبار در تکت گرفتن کم میشد،بعداً فلم را میدیدم.
زیرا یک مرتبه در بیرو بارک دهن غرفه تکت فروشی،با زحمت زیاد یک قطعه تکت گرفته،مثل بز کش ها خود را بیرون کشیدم و از خوشی در لباس خود نمی گنجیدم.اما یک وقت متوجه شدم که یک آستین کرتی ام در بیروبارک کنده شده بود و زبر گل و لای شده بود.
بعد از آن توبه کردم که دیگر در بیروبارک از غرفه تکت.تکت نمیگیرم.

>>>   چقدر مردم با فرهنگ بودند ، خانم ها با موى شكل داده ، كرتى دامن ها ، نرد ها با دريشى ، جوانان با لباس هاى به مد روز.
لينا جان خواهر گل !
نگو كه با فرهنگ بودن از نظر تو ، موى شكل داده ، كرتى دامن و دريشى و لباس به مد روز است و گر نه من از ترس و تعجب زهره ترك يا به گفته خود ما زاره تَرَق مى شوم.
پدر من هم آدم با سواد و تحصيل كرده است. من در شهر كابل به دنيا آمده ام. در ليسه زرغونه درس خوانده ام و دانشگاه را مثل بسيارى از جوانان اين سرزمين ، مجبور شدم در مهاجرت و بدبختى ، ادامه بدهم.
يادش بخير آن سالها كه مادرم با پدرم تازه ازدواج كرده بودند ، چند روز اول ماه عسل خود را به سينما رفته بودند. اما مادر من بر عكس تو هيچ خاطره خوشى از سينما رفتن ندارد. گناه تو نيست تو خرد سال بودى و متوجه نمى شدى. آدم به هر كسى دروغ بگويد به اولاد خود دروغ نمى گويد ؛ بخصوص مادر به دختر دروغ نمى گويد. مادرم مى گويد : چشم چرانى و دست اندازى در سينما هاى كابل به اوج خود مى رسيد. بنده خدا مادرم مى گويد دو سه بار از ناحيه باسن ، نيشگونم گرفتند يا به قول خود ما از باسنم ، چُندى گرفتند. مادرم مى گويد : از ترس به پدرت چيزى نمى گفتم تا اين كه خودش متوجه شد و عطاى سينما رفتن را به لقايش بخشيد.
خواهر جان ! من مذهبى هستم يا به اصطلاح امروزى ، اصولگرا هستم اما از طالبان نيستم. من اين اصول و ارزش ( مذهب ) را مثل خيلى هاى ديگر به راحتى و بدون چون و چرا از پدران خود به ارث نبرده ام. من اين اصول و ارزش را از شيرينى و آرامش بخشى هاى لالايى خواندن هاى مادرم به دست نياورده ام. من اين اصول و ارزش را پس از سالها خون دل خوردن در برزخ شك و يقين ، به دست آورده ام. پس به همين اصول و ارزش خودم قسم مى خورن كه به تو دروغ نخواهم گفت. آن روز ها پدر من هم مثل بسيارى از عصرى شده ها ، عصرى شده بود. مادرم را با وجود مخالفت هاى شديد هر دو پدر كلانم مثل خودش عصرى كرده بود. پس من عصرى نا ديده و عصرى ناشده نيستم. نمى گويم همه عصرى شده ها ، بد و بى تربيت بودند اما من كه هفده هژده سالگى خود را در كابل و در عصر داكتر نجيب گذرانده ام همان چيز هايى را از عصرى شده ها ديدم و شنيدم كه تو از افغانهاى امريكا و اروپا ديدى و شنيدى و براى همين گفتى ما را از افغانها ، تير !
آرى خواهر جان ! عصرى شدن يعنى مو ها را شكل دادن ، كرتى و دامن پوشيدن ، دريشى و لباس به مد روز پوشيدن اما با فرهنگ بودن يعنى به شخصيت زن احترام گذاشتن ، نگاه جنسيتى به زن نداشتن ، چشم چرانى نكردن و پرزه نرفتن و ...
مى دانم همه مردان سنتى و به اصطلاح مذهبى ما هم چندان تعريف و تمجيدى ندارند. در جامعه ى عقب مانده افغانستان عموما نه اما اكثرا مردان تحصيل كرده از عصرى شدن ، فقط دريشى پوشيدن و با زنان دست دادن را ياد گرفته اند. مردان سنتى عموما نه اما اكثرا از دين فقط كلمه گفتن را ياد گرفته اند.
خواهر جان !
به اصول و ارزش هايم قسم ، به سر اولاد و به پاهاى مادرم قسم ، من ازطالبان نيستم. من قصد تشكيل حكومت اسلامى را ندارم. من اين حديث شريف از پيامبرم را آويزه ى گوش خود كرده ام : " اگر بخواهيد شما را از سياست خبر ميدهم ؛ اول آن ملامت ، دوم آن ندامت و سوم آن عذاب روز قيامت است."
من از نفوذ و تأثير شگفت انگيز هنر بر جوامع بشرى بى خبر نيستم. من به سينما كه اوج هنر و علم بشرى است ، ارزش و احترام قائل هستم. اما نمى دانم چرا از تعريف تو از با فرهنگ بودن ، چنين آشفته خاطر و آتشين مزاج شده ام !؟ شايد به سبب اوضاع آشفته و احوال پريشان وطن است كه من و امثال من زود عصبانى و احساساتى مى شويم. به هر حال ببخشيد خواهر جان. اين يك فرصت است كه با همدردى مثل تو ، درد دل ميكنم.
راستى او خوار ! گفتم كه طبق دستور شريف از سياست و مناظرات سياسى متنفر هستم اما شايد آقاى غنى و صالح ، نقشه و پلان بهترى داشته باشند ؛ آخه از قديم گفته اند : صلاح مملكت خويش ، خسروان دانند.

>>>   محترمه خانم روزبه. ادرس که شما داده اید سینما اریوب است نه بریکوت. سینما بریکوت درپهلوی چهاراهی دهمزنگ یا سرک سوم عقرب. در پهلوی خانه علم فرهنگ شوروی قرار داشت که بدبختانه در جریان جنگ های تنظیمی حزب وحدت به رهبری مزاری و وشورای نظار به رهبری مسعود ویران شد.

>>>   مقصد خانم روزبه سينماي اريوب است نه بريكوت

>>>   محترمه روزبه راسلام !
سینمای که شما ازآن درمتن آدرس داده اید سینمای آریوب نزدیک تّپه ی باغ بالاوسینمای بریکوت هم دردهمزنگ کابل قرار داشت - بازهم مطلبی دلچسپی بود به قلم تان برکت - روز به تر باشید .
عبدالرووف لیوال ازهرات باستان

>>>   عععععععععععععععججججججججببببببب !
- اگر با فرهنگ بودن به كرتى دامن و لباس به مد روز پوشيدن است ، پس افغانهاى مقيم امريكا و اروپا از زيادى و فراوانى با فرهنگ بودن ، به حد انفجار و فوران رسيده اند كه آدم با احساس و مهربانى چون شما را از خود ، تير كرده اند !؟
- اگر با فرهنگ بودن به دريشى پوشيدن و گردن را با نكتايى بسته كردن است ، خلقى ها و پرچمى ها از پيشاهنگان فرهنگ بودند. همان دريشى پوش هايى كه با مأموران دريشى پوش خود به خانه هاى مردم ، شبيخون مى زدند و شخصيت هاى متنفذ و سرشناس قوم و و لايت را بى دليل و بى بهانه با خود مى بردند و سر به نيست مى كردند. پدر كلانم سيد اسماعيل كه ملاى محترم و با نفوذى در ميان قوم و ولايت خود بود و برادرش حاجى سيد محمود كه تاجر و سرمايه دار بود در زمان فيلسوف شرق آقاى نور محمد تره كى و حفيظ الله أمين با فرهنگ ، تا به امروز ، گم و نا پيدا هستند.
- اگر با فرهنگ بودن به دريشى پوشى است ، رئيس جمهور ما آقاى غنى احمد زى ، روى تمام دريشى پوش هاى عالم را سفيد كرده است.
آقاى سلطان زوى شاروال دريشى پوش كابل ، بيش از حد تصور با فرهنگ هستند. آقاى امرالله صالح هم كه دريشى پوش هستند ظاهرا آدم معتدل و فرهنگ دوستى به نظر مى آيند. پس اين اعتراض ها براى چى هست ؟
جان خواهر !
بهتر نبود از ( با فرهنگ بودن ) توضيح و تحليل كامل تر و جامع ترى ارائه مى دادى تا سوء تفاهم به وجود نمى آمد ؟
با ادب و احترام ؛ بتول حسينى هستم.

>>>   فرهنگ یک معنی عمومی دارد و آن مرتب بودن ، پاک بودن ، با ادب بودن و مهربان بودن است و منظور خانم روزبه از فرهنگ از زاویه همین تعریف اش است.


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است