روزهای خونین پایتخت؛ میدان جنگ کجا است؟
 
تاریخ انتشار:   ۱۲:۵۹    ۱۳۹۹/۸/۲۱ کد خبر: 165486 منبع: پرینت

ناامنی‌های کابل به صورت بی‌پیشینه‌ای گسترش یافته‌است. وضعیت به اندازه‌ای بحرانی است که دیگر هیچ‌کس احساس امنیت نمی‌کند، هیچ نقطه‌ای امن نیست و کسی نمی‌داند، هدف بعدی کی یا کجا است.

فراتر از کابل، امنیت سراسر افغانستان نیز بیش از هر زمان دیگری بحرانی است. به نظر می‌رسد تروریست‌ها با شمشیرهای آخته و پرچم‌های افراخته، تمام توان‌شان را به کار بسته اند تا افغانستان را نابود کنند. این را می‌توان از ترور هدفمند دانشجویان، دانش‌آموزان، فعالان سیاسی و فرهنگی، نخبگان جوان و کادرهای علمی و سرمایه‌های اجتماعی کشور دریافت که همه‌روزه در نتیجه انتحارهای مرگبار، کشتارهای فاجعه‌بار، ترورهای هدفمند، بمب‌گذاری‌های مقناطیسی یا تیراندازی‌های مسلحانه جان می‌بازند.

مردم نیز گویی دست روی دست گذاشته‌اند و منتظر اند که چه کسی به خاک می‌افتد تا سیل متن و عکس را روانه فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی کنند. از این منظر، شبکه‌های اجتماعی که پیش از این به عنوان اهرم‌های انقلابی و جریان‌ساز عمل می‌کردند، به محملی برای تخدیر و تخلیه کاذب احساس خشم و عصیان و انزجار توده مستأصل و بی‌پناه تبدیل شده‌اند. شاید میزان «لایک‌ها» و «کامنت‌ها»یی که یک پست مصیبت‌بار و غم‌انگیز دریافت می‌کند، برای فرستنده کافی است، از رنج و اندوه او می‌کاهد، به خشم و احساسات او لگام می‌زند، انرژی درونی‌اش برای عصیان را مهار می‌کند و این تصور کاذب را به ذهن او القا می‌کند که دین و رسالت و مسئولیت خود در واکنش به این وضعیت رقت‌انگیز و مرگ‌آلود را به قدر توان‌، انجام داده‌ و این کافی است.

این کارکرد تخدیری شبکه‌های اجتماعی در تخلیه مورد به مورد احساسات و انزجارها همچنین از شکل‌گیری یک حرکت فراگیر و مؤثر جمعی برای تغییر شرایط، پیش‌گیری می‌کند، و این امر، سبب می‌شود تا هیچ‌چیزی تغییر نکند و جز خبرهای غم‌انگیز بعدی، عملا تحول دیگری رخ ندهد.

مقامات دولتی هم به نظر می‌رسد که با این وضعیت وخیم و بحرانی کنار آمده‌اند. شماری از آن‌ها که پس از هر رویداد، انتظار واکنش از آنان وجود دارد، گویی روی صفحه مانیتور کمپیوتر شخصی‌ یا اداری‌شان یک پیام متحدالمآل «محکومیت» آماده دارند و با وقوع هر حادثه‌ای آن را پرینت می‌گیرند و به رسانه‌ها می‌فرستند یا در صفحات شخصی‌شان در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارند.

در بسیاری از موارد، تمام واکنشی که به یک حمله خونین تروریستی نشان داده می‌شود، همین است! نه هیچ‌کس، مؤاخذه و محاکمه می‌شود، نه کسی استعفا می‌دهد، نه هیچ مقامی از سمت خود برکنار می‌گردد و نه تغییری اساسی و بنیادین در وضعیت امنیتی پایتخت و سراسر کشور به وجود می‌آید.

حتی شماری از مقامات به گونه‌ای قانون را در خدمت خود قرار می‌دهند که با توسل به آن، حتی حاضر نیستند به فراخوان نمایندگان مجلس پاسخ دهند و راهی مجلس شوند تا به ابهامات و پرسش‌های پرشمار موجود درباره شرایط پیچیده امنیتی در پایتخت، مسوولانه پاسخ دهند؛ کاری که امرالله صالح و حمدالله محب کردند.

این در حالی است که آقای صالح، مسوول رسیدگی به امور امنیتی کابل شده و اغلب رویدادهای خشونت‌بار و خونین اخیر نیز در دوره سه هفته‌ای مسوولیت او رخ داده‌ و سیل انتقادات و اعتراضات مردم نیز در کنار سایر مقام‌های ناکارآمد امنیتی، متوجه او هم است.

شاید همه کاری که دولت در واکنش به روزهای خونین پایتخت انجام می‌دهد، نسبت‌دادن سریع هر رویدادی به طالبان است تا به این ترتیب، نشان دهد که آن گروه، تعهدی نسبت به صلح ندارد؛ اما این‌که دولت برای پاسخ به این رویکرد طالبان، چه وظیفه‌ای بر عهده دارد، سؤالی است که همچنان بی‌پاسخ مانده‌است.

نتیجه این بی‌عملی غیر مسوولانه دولت و انجماد و یخ‌زدگی منفعلانه مردم، از راه‌ رسیدن روزهای خونین پایتخت، یکی پس از دیگری است. این نشان می‌دهد که دشمن، میدان جنگ را از کوه‌ها و دشت‌های دوردست در مناطق روستایی کشور به متن خیابان‌های پایتخت کشانده‌ و اکنون این کابل است که هر روز بیش‌تر از روز پیش، ناامن‌تر می‌شود؛ در حالی که هیچ‌کس در قبال این اوضاع خونین و خشونت‌بار، پاسخگو نیست.

اشرف‌غنی در پی حمله‌های اخیر کابل گفت که انتقام آن را چندبرابر خواهد گرفت؛ اما ظاهرا این نیز یکی از همان واکنش‌هایی بود که پیش از آن‌که برای راندن و ترساندن دشمن باشد، برای آرام‌کردن و کنترل خشم و وحشت مردم بود.

علی موسوی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
روزهای خونین
میدان جنگ
نظرات بینندگان:

>>>   این را باید بدانید که تمام کادر های علمی چی دانش جویان دانش اموزان کادر های علمی نجبگان بلخصوص فعالان مدنی همین ها دشمن فرهنگ ‌انسانیت در افغانستان هستند تحت نام بیان آزادی تمام نقشه های کفر و الحاد را نقطه به نقطه عملی می‌کنند این به اصطلاح فعال مدنی نی دین را میشناسد و نی مذهب را نی فرهنگ را و مردم مسلمان افغانستان را برای جامعه جهانی وحشی معرفی میکند ایا در افغانستان انسانیت گم شده است که یک فاحشه سینه بند فلزی و نیکر فلزی میپوشد در جاده ها قدم میزند و یا یک بی فرهنگ لباس خود را کشیده ودر سرک های کارته چهار قدم میزند و یا یک فاحشه به نام زهره اذان را آزار دهنده و تبلیغ اسلامی را در مساجد وحشی گری میداند و یا یک فاحشه بنام هیله رشاد به اصحاب کرام توهین میکند تا که این فجایع در یک کشور صد فیصد اسلامی مانند افغانستان از طرف مرتدد ها و فاحشه ها دوام داشته باشد بالای ایشان این غضب الهی بنام داعش و طالب ادامه خواهد داشت تا یک حکومت اسلامی و عادل به میان بیاید

>>>   اشرف غنی گفت انتقام آن را میگیرم.راست گفته.
بزودی بند کمال خان را افتتاح میکند که دیگر آب دریای هیرمند به ایران نرود.

>>>   صالح برای تغیر جهت دادن فیسبوکی ها و فضای مجازی از نا امنی سیستماتیک کابل ، به عجله سینما پارک را ویران کرد تا مردم مصروف شوند.
مگر چه سود.
روزی بر گور تو هم گل گزاری میشود و غنی چیغ میزند که انتقام میگیریم.

>>>   دزد را میگویند دزدی کن و صاحب خانه را میگویند هشیار باش.
صالح را سپر بلا قرار داده و وظیفه داروغه شهر را برایش سپرده اند و ملا تره خیل و زی ها و خیل های دیگر را فرمان هجوم بر جان و مال مردم کابل تا در نهایت امپراتوری فاشیسم قبیله بر قرار گردد.


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است