به بهانه روز زبان مادری
«نه! نه! پس بنگالی چه می شود؟»
سوگمندانه، زبان فارسی در یک سدۀ اخیر با چالش های سیاسی ناشی از سیاستِ نامهربانانه، تبعیض آمیز و غرض آلود دولت ها و برخی زمام داران افغانستان و کشور همسایه بگونۀ پیوسته و سیستماتیک روبرو گردید 
تاریخ انتشار:   ۱۳:۴۴    ۱۳۹۹/۱۲/۳ کد خبر: 166381 منبع: پرینت

در سال ۱۹۴۸ محمدعلی جناح بنیانگذار پاکستان و نخستین فرماندار این کشور در شهر داکه، زبان اردو را تنها زبان رسمی کشور نو تشکیل پاکستان اعلان کرد. محصلین بنگالی با فریاد “نه، نه!، پس بنگالی چه می شود؟، واکنش خشم آلودی نشان دادند.

در فبروری سال ۱۹۵۲ که خواجه نظام الدین جانشین جناح به رسمیت زبان اردو تاکید کرد و از زبان بنگالی سخن نگفت، محصلان بنگالی به خیابان های داکه ریختند و باز فریاد “نه!” سر دادند. اما این بار پولیس بروی محصلان آتش کشود و خون اولین قربانیان زبان مادری، خیابان داکه را سرخ کرد. هر چند دولت پاکستان چهار سال بعد(۱۹۵۶) رسمیت زبان بنگالی را در پاکستان شرقی پذیرفت، ولیکن خون محصلان بنگالی جدایی پاکستان شرقی یا بنگال را اجتناب ناپذیر ساخته بود.

بنگالی ها پس از تشکیل کشور مستقل بنگله دیش از سازمان ملل متحد خواستند تا روزی را، “روز جهانی زبان مادری” بنامد. این پیشنهاد پذیرفته شد و روز بیست و یکم فبروری از سوی ملل متحد و سازمان میراث فرهنگی وابستۀ آن یونسکو، روز زبان مادری نام یافت. این روز را بسیاری از گویندگان زبان های مختلف به عنوان روز زبان مادری شان، بزرگداشت می کنند و بر سر حفظ و انکشاف زبان مادری به بحث و گفتگو می نشینند.

کانون تاجیکان و فارسی زبانان مقیم بریتانیا این روز را طی همآیشی در ماه فبروری سال ۲۰۱۷ در شهر لندن تجلیل کردند و بر سر دیروز و امروز زبان فارسی یا دری در افغانستان سخن گفتند.
من(نگارنده) یکی از سخنرانان این همآیش بودم که نگاه کوتاه و اجمالی بر چالش های زبان فارسی در افغاستان داشتم که اینک فشرده و اجمالی از آن بحث را تقدیم خوانندگان می کنم:
زبان فارسی و یا بصورت رسمی و دولتی، زبان دری در افغانستان با این چهار ویژگی، اهمیت و اعتبار می یابد:
۱- یکی از ده زبان باستانی دنیا است.
۲- دومین زبان مهم و با اعتبار در جهان اسلام و در فرهنگ و تمدن تاریخی اسلام است.
۳- زبان فارسی در افغانستان، زبان فرا قومی، زبان مشترک تمام اقوام، زبان تفاهم و وحدت ملی است.
۴- زبان فارسی در افغانستان، میراث مشترک تمام اقوام افغانستان اعم از تاجِیک ها، پشتون ها، ازبِیک ها، هزاره ها، بلوچ ها و غیره اقوام است.

در انکشاف و گسترش زبان فارسی طی هزارۀ دوران اسلامی، تمام اقوام افغانستان و اقوام حوزۀ بزرگ تمدنی این زبان؛ از آسیای صغیر تا آسیای جنوبی و از آسیای مرکزی تا سواحل بحیرۀ کسپین و بین النهرین در خاور میانه، و تمام سلاطین و زمام داران این اقوام نقش داشته اند. در انکشاف و گسترش زبان فارسی حتی بیشتر از تاجیک ها، ازبیک ها، ترک ها و پشتون های حکومتگر در جغرافیای افغانستان امروز و شبه قاره هند نقش ایفا کردند. شمار کثیری از شاعران، نویسندگان، عالمان و فاضلان عرصۀ ادب، فرهنگ و عرفان اسلامی معروف زبان فارسی از این اقوام هستند.

بنا بر این زبان فارسی به عنوان زبان مشترک، افتخار مشترک و میراث مشترک تاجیک ها، پشتون ها، هزاره ها، ازبیک ها، ترکمن ها، بلوچ ها و همه اقوام افغانستان است.
این ویژگی ها باید عامل و انگیزۀ جمعی جامعه و دولت افغانستان در تقویت زبان فارسی باشد که سوگمندانه بر عکس، زبان فارسی در یک سدۀ اخیر با چالش های سیاسی ناشی از سیاستِ نامهربانانه، تبعیض آمیز و غرض آلود دولت ها و برخی زمام داران افغانستان بگونۀ پیوسته و سیستماتیک رو برو گردید:

۱- محمود طرزی و نخستین چالش سیاسی زبان فارسی:
چالش سیاسی زبان فارسی در افغانستان از زمانی آغاز شد که محمود طرزی(۱۹۳۳ ـ ۱۸۶۵میلادی) مدیر جریدۀ سراج الاخبار سلطنت امیر حبیب الله و وزیر خارجه امان الله خان، زبان فارسی را، زبان عاریتی و یادگار حکومت ایران در سلطنت احمدشاه درانی خواند و در سراج الاخبار نوشت:
«ما را ملت افغان، و خاک پاک وطن عزیز ما را افغانستان می گویند. چنانچه عادات، اطوار، اخلاق مخصوص داریم، زبان مخصوصی را نیز مالک می باشیم که آن زبان را “زبان افغانی(پشتو)” می گویند.»
مسلماً نظریات و اظهارات طرزی در مورد زبان فارسی در افغانستان نادرست، غیر علمی و دور از واقعییت های تاریخی این زبان بود. بر خلاف دیدگاه طرزی، زبان فارسی دری از این سرزمین و از خراسان عصر اسلامی و جغرافیای افغانستان بسوی کشور فارس و ایران امروز رفت و سلاطین مختلف این سرزمین در عهد خراسان اسلامی از امرای طاهری و صفاری تا سلاطین سامانی و شاهان غزنوی، غوری، تیموری، خوارزم شاهی، سلجوقی، شیبانی، لودی، سوری، بابری و درانی از تخارستان و بلخ و از غزنه و هرات بسوی مغرب و مشرق تا مرزهای چین و دهلی و بنگال در شبه قارۀ هند، زبان فارسی را گسترش دادند. اما محمود طرزی با این برداشت و دیدگاه اشتباه و غرض آلود، بذر سوء ظن و بی مهری را در برابر زبان فارسی در ذهنیت و افکار سیاست مداران نظام حاکم سیاسی افغانستان کاشت و این زبان تاریخی و تمدنی همگانی سرزمین ما را در معرض چالش های سیاسی، سیاستِ حاکم قرار داد.

۲- صدر اعظم سردار محمدهاشم خان و زبان فارسی:
پس از طرزی و دوران سلطنت امان الله خان، در سال های سلطنت محمد ظاهر شاه به خصوص در صدارت سردار هاشم خان با زبان فارسی برخورد سیاسی شد. در ۱۲ حوت ۱۳۱۵خورشیدی(سوم مارچ ۱۹۳۷) از نام صدارت، فرمان تعلیم و آموزش در معارف سراسر افغانستان به زبان پشتو صادر گردید. پس از فرمان متذکره که سردار محمد نعیم به وزارت معارف رسید، زبان پشتو به گونۀ اجباری به جای زبان فارسی در سراسر افغانستان، زبان تدریس و آموزش تمام مکاتب و مؤسسات تعلیمی قرار گرفت و انجمن ادبی در وزارت معارف به “پشتو تولنه” یا افغان اکادمی مسمی شد. سپس معضل واحد بودن اجباری زبان تدریس و آموزش در معارف افغانستان پس از پایان صدارت سردار محمد هاشم و آغاز صدارت سردار شاه محمود در سال ۱۹۴۶ میلادی (۱۳۲۵) بر طرف شد، اما سیاست سردار هاشم خان و نعیم خان در برابر زبان فارسی، دامنۀ تنش و تفرقۀ اجتماعی بر سر زبان را عمیق ساخت.

۳- قانون اساسی ۱۳۴۳ و چالش زبان فارسی:
در قانون اساسی سال ۱۳۴۳(۱۹۶۴) دورۀ سلطنت محمدظاهرشاه که در ۱۱ فصل و ۱۲۸ ماده به تصویب رسید، نام زبان فارسی به دری تغییر یافت. هر چند در مادۀ سوم قانون اساسی مذکور دو زبان رسمی دری و پشتو مورد تایید و تصویب قرار گرفت، اما در فصل سوم زیر عنوان حقوق و وظایف اساسی مردم در مورد زبان های افغانستان، تنها زبان پشتو به عنوان یگانه زبان ملی معرفی شد. سپس در مادۀ ۳۵ قانون اساسی نوشته شد که:«دولت موظف است پروگرام موثری برای انکشاف و تقویۀ زبان ملی پشتو، وضع و تطبیق کند.»
تغییر نام زبان فارسی به زبان دری در قانون اساسی ۱۳۴۳ و معرفی زبان پشتو به عنوان یگانه زبان ملی افغانستان و سپس تمایز و تبعیض در تقویت دو زبان دری و پشتو، نخستن چالش مهم در برابر زبان فارسی بود که بصورت رسمی و قانونی، سیاست و خط مش دولت سلطنتی افغانستان را تشکیل می داد. این تغییر نام ، نه ریشه در ذهنیت و تلقی افکار عمومی داشت و نه مبتنی بر علم زبان شناسی و واقعییت های تاریخی این زبان بود. این، یک عمل عمدی سیاسی برای تضعیف زبان فارسی و ایجاد هویت جداگانۀ زبانی – تاریخی برای زبان فارسی در افغانستان بود تا ریشه ها و رابطه های زبان دری به گذشتۀ این زبان به عنوان میراث تمدنی که با نام فارسی شناخته می شد قطع شود و زبان دری در افغانستان به عنوان یک زبان دیگر و غیر از فارسی معرفی شود.

۴- بی اعتنایی و عدم مسئولیت دولت در برابر زبان فارسی:
زبان فارسی یا زبان دری که در قانون اساسی ۱۳۴۳ یکی از دو زبان رسمی معرفی شد، اما دولت هیچگونه برنامه و استراتیژی را برای تقویت و انکشاف دری، حتی مطرح نکرد. در حالی که زبان یک پدیدۀ پویا شمرده می شود و باید پیوسته با تغیر و پیشرفت های چشمگیر اجتماعی و فرهنگی دنیای امروز، متحول شود و در مسیر انکشاف و تقویت قرار بگیرد. تمام کشور های دنیا دارای انجمن و اداره های ویژۀ دولتی و ملی در جهت انکشاف و تقویت زبانهای رسمی خود هستند؛ اما شاید افغانستان یگانه کشوری محسوب شود که با داشتن دو زبان رسمی تنها یک زبان آن در بسیاری از سالهای قرن بیستم از امتیاز انجمن رسمی انکشاف زبان برخور دار است.
برخی از زمام داران افغانستان در نیم سدۀ اخیر در رویکردِ معطوف با این برداشت و دیدگاه نادرست که تضعیف زبان فارسی به تقویت زبان پشتو می انجامد، سیاست فارسی ستیزی در پیش گرفتند. این سیاست به نوعی از تنش و بی اعتمادی اجتماعی در جامعه و به خصوص میان اهل سیاست و نخبگان باسواد و تحصیل یافتۀ قومی و زبانی دامن زد. گفتگوهای پر تنش در پارلمان دوران سلطنتی و گاهی در محیط تعلیم و تحصیل بر سر زبان فارسی و پشتو ناشی از این سیاست رسمی و دولتی بود.
تبعات دیگر سیاست های بی اعتنایی در برابر فارسی یا دری به عنوان زبان رسمی و سیاست های فارسی ستیزی زمام داران، حتی به گسترش زبان پشتو در کشور صدمه رساند.

۵- جلوگیری از حضور زبان فارسی در نماد های ملی و دولتی:
دولت های افغانستان به خصوص برخی از زمام داران و چهره های مقتدر حاکمیت ها با سیاستِ فارسی ستیزی، متدرجاً فارسی ستیزی خود را در طرد زبان فارسی یا دری به عنوان زبان رسمی افغانستان از نمادهای ملی و دولتی به نمایش گذاشتند:
در سرود ملی، بانکنوت، اسناد رسمی دولتی چون تذکره یا شناسنامۀ تابعییت، پاسپورت، اسناد ملکیت ها، رتبه های نظامی برای اُردو یا ارتش، القاب علمی برای استادان دانشگاه و غیره.

۶- چالش های خارجی:
زبان فارسی تنها با چالش سیاسی داخلی رو برو نیست. چالش سیاسی خارجی در برابر زبان فارسی در افغانستان پیوسته یکی از چالش ها در سده های اخیر است. نقش روس ها و انگلیس ها در تضعیف زبان فارسی بصورت کل در منطقه طی سده های ۱۹ و ۲۰ موضوع نا آشکار و پوشیده محسوب نمی شود. آن ها مانند دو تیغۀ یک قیچی، زبان فارسی را در آسیای میانه، شبه قاره هند و جنوب آسیا قطع کردند. امروز نیز که تمام رسانه های غربی به زبان فارسی در تلویزیون و رادیو برنامه پخش و منتشر می کنند، از صدای امریکا تا صدای آلمان، صدای روسیه، رادیوی آزادی و حتی بی بی سی، سیاست جدایی زبان فارسی را با دو نام فارسی و دری تعقیب می کنند و می کوشند تا این جدایی و تفاوت را در یک زبان واحد به نام سه زبان جدا گانه معرفی و ثبیت کنند.

نقش سیاسی ایران و سیاست دولتی و رسمی آن بر خلاف تصور و بصورت باور نکردنی، در جهت تضعیف زبان فارسی در افغانستان قابل مطالعه و بررسی است. ایران نه تنها به عنوان یک کشور قدرتمند و ثروتمند منطقه و همسایه بر خلاف کشورهای چون ترکیه و عربستان که برای تقویت زبان ترکی و عربی با تمام توان و ظرفیت تلاش می کنند، یک دالر را در جهت تقویت زبان فارسی در افغانستان هزینه نکرد، بلکه بر عکس در موضع رسمی و سیاسی خود موجب تضعیف و تخریب زبان فارسی در افغانستان شد. ایران با سیاست انحصار طلبی در زبان فارسی و در نقش برادر بزرگ غاصب در صدد آن شد تا تنها زبان فارسی را به عنوان یک زبان بزرگ تمدنی منحصر به جغرافیای سیاسی ایران بسازد و تمام مفاخر تاریخی این زبان و حوزۀ تمدنی آن را به خود اختصاص دهد. امروز این انحصار طلبی نامنصفانه به گونه ای است که ایرانی ها مولوی جلال الدین محمد بلخی را با تمام مشاهر علوم و ادب زبان فارسی که در جغرافیای افغانستان متولد شده اند، ایرانی می دانند و آن ها را در سازمان فرهنگی یونسکو به نام خود ثبت می کنند.

چالش های علمی و فنی:
افزون بر چالش سیاسی، زبان فارسی در افغانستان به چالش های علمی و فنی نیز مواجه است. البته بخشی از این چالش از چالش سیاسی ریشه می گیرد، اما بخش دیگر، ریشه در مشکلات علمی و فنی این زبان دارد که بصورت فزاینده بالا می رود. چالش های همچون:
شیوۀ ناقص و نادرست در تدریس و یادگیری زبان فارسی به عنوان زبان تعلیم و آموزش در دوران ابتدایی و ثانوی مکتب(مدرسه) و حتی دورۀ تحصیلات عالی،
سطح پایین دانش و آگاهی عمومی و حتی اهل سواد و تحصیل یافتگان جامعه در مورد زبان فارسی، تنوع در لهجه های زبان فارسی و تفاوت میان زبان گفتاری و عامیانه با زبان نوشتاری و ادبی،
نفوذ واژه های بیگانه و خارجی به خصوص زبان انگلیسی در زبان فارسی و فارسی زبانان مکتب و دانشگاه خوانده، ناهمگونی های املایی و مشکلات دستوری و گرامری و غیره.

محمد اکرام اندیشمند


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
زبان فارسی
زبان مادری
نظرات بینندگان:

>>>   گذارش نامه:
ضیاء سراج، رئیس امنیت ‌ملی می گوید:
"در برابر اظهارات اخیر مولوی مجیب‌الرحمن انصاری، اقدام قانونی می‌کنیم."
آقای سراج، چه شده که اکنون به یاد قانون افتاده اید؟ بخوانید که والی اشرف غنی چی می گوید:
وحیدقتالی والی هرات درواکنش به سخنان افراطی ملامجیب الرحمان اعتراف کرد که وی پایه‌های برق را توسط خواهرزاده اش انفجار داده بود اما دولت و هیچ کسی او را مجازات نکرد!
«کس برت چیزی نگفت،» چرا؟ مگر این جنایت در یک دشت بی صاحب و فاقد قانون انجام شده بود؟
آیا ضیاء سراج ازین مساله مطلع نبود؟ اگر نبود، نباید نام خود را امنیت ملی
بگذارد.
سخنان قتالی تف سربالا است به جمهوریت سه نفره که هرگاه خطری متوجه منافع صاحبان کود ۹۱ و ۹۲ متصور نباشد، هر جنایتی که ملا یا غیرملا انجام دهد، سکوت می کنند و «چیزی نمی گویند».
قتالی لابد موارد دیگری از جنایات بدون مؤاخذه را درحافظه دارد؛ چنان که گفت نفرهای مجیب الرحمان یک عروس را لت و کوب کرده بودند؛ اما نه قانونی از وی پرسان کرده، نه دولتی!

>>>   اگر من صلاحیت می داشتم دُم وگوش ملا انصاری را موتی میکردم ،

>>>   شعار اشغال کشور توسط بیگانه بهانه ایی برای انحراف افکار و اذهان عمومی در جهت دور زدن و پوشش گذاشتن به ضعف و بی عملی و خیانتهای دولتمردان خودمان در گذشته و حال هست. کشور افغانستان را افکار و اندیشه های کهنه و عقبمانده و و تعصبات و مقدسات خشک و خونریز اشغال و احاطه کرده است و نه بیگانه. تا موقعی که در درون به صلح و ثبات و وحدت نرسیم، فردا و فرداهای دیگر در دام بیگانه ایی دیگر از داخل و خارج ما را افکار و خاک ما را اشغال خواهد کرد.
زبان و نژاد کشور اداره نمی کند، کشور را قانون اداره می کند، دولت ملی و دموکراتیک با قوانینی که در آن انسان و حقوق جامعه و صلح و ثبات داخل و منافع ملی هدف و مد نظر باشد و نه افکار و اندیشه های ارتجاعی ....

>>>   فارسی زبانان فقط در افغانستان نیست که مورد تبعیض واقع میشوند در ازبکستان نیز وضع اینچنین است.
مردم شهرهای سمرقند و بخارا و شهر سبز و بعضی از دیگر شهرها اکسریت نفوس فارسی‌زبانان اوزبیک خوانده میشوند.
محمد نبی نادعلی

>>>   محمود طرزی پيرامون "زبان و أهميت آن" "زبان فارسى " و "ممالک ايران" در سراج الاخبار نوشت:
"يکی از مکارم اخلاق حسنهء ملتی هر ملت محافظه کردن زبان، و اصلاح و ترقی دادن آنست. زبان رسمی دولت متبوعهء مقدسهء ما زبان «فارسی» و زبان ملتی ما زبان «افغانی» می باشد. زبان فارسی از اين سبب زبان رسمی دولتی ما شده است که قبل از تشکيل و تأسيس يافتن دولت مقدسهء افغانيه و استقلال يافتن حاکميت ملتی ما؛ خاک پاک وطن مقدس ما از اجزای ممالک ايران محسوب بود."
نقشه ممالک ايران در جهان نما کاتب چلبى (1609-1657 ) و پسانتر در نقشه ابراهيم متفکريان
جهان‌نما یکی از کتب کاتب چلبی با عنوان «جهان نـُما» (Cihannüma)، است
ایران در جهان‌نما
در بخش دوم جهان‌نما، از فصل بیست‌وچهارم مطالب دربارهٔ ایران و ممالک ايران و ممالک ايرانک آغاز می‌شود و تا فصل سی‌ودوم ادامه می‌یابد.
در شمارش دودمان هاى اسلامى صفويان و تبريز و اصفهان و پايتخت هاى خورآسان در مرکز ايران مانند هرات و مشهد نيشاپور و سبزوار و افشاريان و قاجار فراموش نشود.
امير تيمور بزرگ شاهنشاه ايران در نامه با شاه فرانسه:
نامهٔ تیمور به شارل ششم فرانسه از قدیمی‌ترین ومهم‌ترین نامه‌های موجود از فرمان‌رویان ایران و زبان فارسی است که دردهم اکست ۱۴۰۲ ميلادى نگاشته شده است.
Letter_of_Tamerlane_to_Charles_VI_1402.jpg
بزرگوار اندیشمند!
آيا زبان پارسى از اسلام و يا از عربى پيدا شده و چرا گذشته زبان پارسى را کوتاه و محدود به هزاره آخر نموديد?
پس پيش از اسلام زبان مردم از کاشگر تا کوردستان شام و از سغد تا سهند چه بود.
آيا شما سبوبيه شيرازى را مى شناسيد و يا حنظله بادغیسی درگذشته 834 ميلادى و يا داود يه و روزبيه ....?
اصل کتاب پنچاتنترا و اساس کتاب کلیله و دمنه به زبان سانسکریت است. این کتاب در ۵۷۰ میلادی توسط برزویه طبیب به زبان پارسی میانه برگردانده شد. که با نام کلیله و دمنه می‌شناسیم. در سال ۷۵۰ میلادی داوديه "عبدالله ابن مقفع" (پسر دستبريده ) از پارسى ميانه به به زبان عربی برگرداند. یک نسخه به زبان فارسی توسط رودکی در سده ۱۲ میلادی سروده شد که نام کلیله و دمنه را برخود داشت.

>>>   زبان فارسی را باید معیاری ساخت.
این مهم را نخبگان زبان فهم باید آغاز کنند چون دولتمردان سیاست پیشه سر شان با شکم و زیر شکم شان گرم است.
آموزش زبان بر مبنای چهار عنصر خواندن و نوشتن و شنیدن و سخن گفتن باید صورت گیرد و در هر بخش آموزش این چهار عنصر باید روش های علمی جدید یادگیری و به کار گیری استفاده شود و مهمتر از همه این که در دوره چهارساله دانشگاه آموزش زبان فارسی یکی از مضامین اساسی پنداشته شود.

>>>   علامه اقبال لاهوری میگوید=
چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
ای جوانان عجم جان من و جان شما
غوطه‌ها زد در ضمیر زندگی اندیشه‌ام
تا به دست آورده‌ام افکار پنهان شما...
یورپ از شمشیر خود بسمل فتاد
زیر گردون رسم لادینی نهاد
گرگی اندر پوستین بره‌ای
هر زمان اندر کمین بره‌ای
مشکلات حضرت انسان از اوست
آدمیت را غم پنهان از اوست ...

>>>   روز جهانى زبان مادرى فرخنده باد
در سوم اسپند ماه همين سال سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) بيست ويک نيم جشنواره روز جهانی زبان مادری مى باشد.
تعریف زبان مادری
“زبان مادری زبانی است که در اوایل کودکی و بدون آموزش رسمی توسط گوینده یاد گرفته می شود. به گفته فردریش کلوگى٬ فرهنگ لغت، ریشه شناختی ، زبان شناس و فرهنگ شناس آلمانی آثار اش در سال ۱۸۸۱ منتشر شد ، این ترمينولوژى احتمالاً براساس نمونه ( زبان لاتین lingua materna ) به معنای واقعی کلمه: "زبان مادر"ساخته شده است. در تمام دنيا چه مردسالارى و چه زنسالارى معادل زبان مادرى اطلاق ها استفاده می شود ، به این معنی که زبان کودک نو زاد از زبان خود مى آموزد.برپايه گفته سوزان روماین زبان شناس آمریكایی ، این عبارت بیانگر این است كه زبان مادری زبانی است كه مادر صحبت می كند و می آموزد. این مسئله همیشه در بسیاری از جوامعی که مردم به چندین زبان صحبت می کنند و زوج ها اغلب چند زبانه هستند ، همیشه درست نیست. ممکن است کودک ابتدا زبان پدر ، پدربزرگ و مادربزرگ یا مراقب دیگری را بیاموزد ، زیرا آنها مراقبان هستند. ولى پژوهشهاى ماوراى نورى و صوتى نشان مى دهد که "پوس" و يا " رویان" در زهدان مادر توانانى تعين بين آواز مادر و و بيگانه را دارد.

زبانهای بی سد و بى مرز اند. یونسکو برای ارتقا گوناگونى زبانی در سراسر جهان و آموزش چند زبانه ، برای بیست و یکمین بار روز جهانی زبان مادری رابرگزار کرد. تنوع زبانی کلیدی برای ایجاد و نگهبانى جوامع یکپارچه ، باز ، متنوع و مشارکتی است. زبان ها برای انتقال اطلاعات و دانش استفاده می شوند ، در نتیجه باعث پیشرفت ، تحولات اجتماعی و توسعه پایدار می شوند. این بخشی از وظیفه یونسکو است که برای پاسدارى گوناگونى فرهنگها و زبانها و در نتیجه گسترش آن تحمل و احترام و نه تحميل و زور براى کاهش و نابودى تلاش کند. جوامع چند زبانه و چندفرهنگی از طریق زبانهای آنها وجود دارد که دانش سنتی و فرهنگهای سنتی را به روشی پایدار منتقل و و پاس و سپاس می کند.
شعار روز جهانی "زبانهای بدون مرز" است و هدف آن پشتيبانى به ارتقا گفتگوی صلح آمیز و ادغام اجتماعی است. شناخت و احترام به تنوع زبانی و فرهنگی برای همزیستی مسالمت آمیز اساسی است. تنوع زبانی و چند زبانه بودن در توسعه پایدار و صلح پایدار در جوامع نقش اساسی دارد.
روز جهانى زبان مادرى فرخنده باد
روز همه زبانهاى مادرى در اين زمينه زبان فارسى (که دولت پشتون "فارسى را حذف کرد) جاويد باد و زنده باد. اين زبان مادرى ما پارسى در دره ها و برزنگها و شهرها دورادور هندوکش هميشه در پژواک است.
درى سرنگون باد.
ستان زبان مادرى ام پس دهيد افغان صفت پشتون است.
پارسى صفت بکار ندارد
زبان مادرى ماست پارسى

>>>   رودکی دوازه قرن پيش از امروز کليه و دمنه را به گونه نظم درآورد
رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه:
هرکه نامخت ازگذشت روزگار
نیز ناموزد ز هیچ آموزگار

>>>   "آموزش زبان بر مبنای چهار عنصر خواندن و نوشتن و شنیدن و سخن گفتن باید صورت گیرد."
نویسنده اين گوهر فشرده زبان علمی خودش یک نخبه است.
بلى فناورى هاى فرهنگى زبانى ( "عناصر اساسی تخنيک هاى فرهنگى") خواندن و نوشتن و حساب کردن و منطق و دستور زبانى ايست.
تهداب آموزش زبانى دوران اول اجتماعى و فرهنگى شدن کودک (منفى نوماهه گى دوران پيش از زايمان- و از صفر سالگى تا شش سالگى در کانون خانواده و در شيرخوارگاه و کودکستان و تا بلوغيت در کانونهاى دوم فرهنگى شدن و اجتماعى شدن است .
در قدم نخست مادر و خانواده مسووليت اولى پرورش و آموزش را دارد. هر قدر در همين زمان کودک تا شش سالگی تمام قوانین اصلی دستور زبان یک زبان را بدون دانستن دستور زبان در مغز اش به اصطلاح نقش و نگار مى گردد و زبان فرا می گیرد. مادر ، والدین و خانواده اولین الگوها هستند.
بنابراین ، بهتر است ، اولاً ، زبان مادر و خانواده و محیط نباید از زبان مدرسه زیاد منحرف باشد. در اینجا اصطلاح "زبانى عامیانه" يا "گويش عامیانه" با غلطى هاى قواعد دستور زبان و غير دستورى و خطاهاى گوناگون
درگویشهای محلی .
سلسله پشتونهای محمدزایی نام (1964 ميلادى ) فارسی را حذف کرده و نام آن را "دری" ناميد. "دری" به عنوان صفت اسم پارسى - زبان عالی و استاندارد یا زبان دربار شاهان ناميده شد.
امسال 2021 ميلادى 57 سال از اين خيانت به زبان مادرى پارسيزبان مى گذرد.
از زبان درى پشتونان زبان "درى ورى" ساختن.
نمونه "ولسوال ولسوالى فارسى هرات با پاسوال و لوى سارنوال ملاقات نمود"
در اين جا فقط با و نمود پارسى اند وفارسى معرب يا نيمه پارسى ديگران پختو و يا پشتو يا زبان افغانى و ملاقات عربى
عاقبت نردبان دولت حاکمان پشتون افتادنى ايست
همين اکنون رژيم فاشيستى شان درمانده و ورشکستى ايست
امريکا بابا و چهل سارق اش خارج شدنى ايست

>>>   تا میتوانید از همان واژه های فارسی که این فاشیست های اوغان بد میبرند از همان ها استفاده بیشتر کنید تا زهره این کوردلان بکفد و مجبور شوند تا با آن واژه ها که جز زبان ما هستند عادت کنند.

>>>   آیا ایران کتابخانه فردوسی را در بامیان نساخت
آیا ایران سالانه فقط هزاران کتاب به هرات اهدا نمیکند؟آیا ایران سالانه صدها بورسیه برای تحصیل ادبیات فارسی به دانشجویان افغانستان نمیدهد
آیا ایران چند تن از بزرگان ادبیات افغانستان را در فرهنگستان فارسی عضویت نداده؟
آیا ایران در تمام جشنواره های فرهنگی و ادبی سهم قابل توجهی به فرهنگیان و شاعران افغان اختصاص نمیدهد؟پس اینکه ایران یک دلار خرج نکرده در افغانستان دروغ است و به خاطر حسادت شما از سرمایه گزاری ایران در زبان فارسی در روسیه و افریقا و عراق و هند و پاکستان و.. که به نام ایران فقط در جریان است

>>>   ایران میلیونها دلار خرج گسترش زبان فارسی از طریق رایزن فرهنگی سفارتش در کشورهای جهان هزینه میکند و باعث شده در خیلی از دانشگاه های جهان زبان فارسی تدریس بشود و برگزاری کارگاه های آموزش زبان فارسی در آسیا آفریقا و اروپا و حتی آمریکای جنوبی و دادن بورسیه به دانشجویان سایر کشورها پس اونها زبان فارسی رو به نام ایران خواهند شناخت و توقع داری ایران هزینه کند و بگه افغانستان هم شریک ماست در گسترش فارسی؟
در مورد همین شاعرانی که در جغرافیا متولد شدند شما کتاب و یا جشنواره بیشتر برگزار کرده اید یا ایران؟؟

>>>   اگر جلو این مولوی گرفته نشود به زودی چوب به دستان اش به شهر هرات حمله کردند و بانوان را مورد لت و کوب قرار می دهند . ریش ها بار اندازه گیری میشود .

>>>   اتفاقا ایران خیلی درباره گسترش زبان فارسی داره پول خرج میکنه تو سایر کشورها
اینکه تو افغانستان به نظرت تمام دنیاست و چون در افغانستان هزینه نکرده فکر میکنی مثل ترکیه و عربستان عمل نکرده
در حالی تو خیلی از کشورها داره برای گسترش زبان فارسی هزینه میکند و زبان فارسی رو وارد خیلی از دانشگاه های جهان کرده
به نظرم ایران به هیچ عنوان نباید برای گسترش زبان فارسی در افغانستان هزینه کند چون پس فردا افغانها میگن دخالتهای ایران در زمینه زبان فارسی در افغانستان باعث شکاف قومی در افغانستان شده است

>>>   نوادگان مولانا در ترکیه زنده هستند و مسءولیت آرامگاه و جشنواره ها و سیمینارهای مولانا را بر عهده دارند
بهتر از بروید از نوادگانش که هم از شما و هم از ما صد در صد ارجحیت و حقانیت نسبت به مولانا دارند پرسیده شود راجب مولانا

>>>   اگر صدها هزار کتاب که در همه زمینه های علمی فرهنگی تاریخی سیاسی ورزشی که در ایران چاپ میشه و هزاران کتاب خارجی از تمام زبانها که به سرعت در ایران ترجمه میشود که با کمکهای دولت ایران از اختصاص یارانه کتاب و کمکهای عظیم به مترجمان که در سایتها گذاشته میشود که شما هم از زحمات این مترجمان به راحتی استفاده کرده و چیزی برای گفتن در برابر فارسی ستیزها در افغانستان داری به تو هیچ کمکی نکرده و فقط ایرانی گفتن مولانا که قبل از ایران ترکیه خود را صاحب مولانا میداند و فقط همین باعث تخریب زبان فارسی در افغانستان شده واقعا دیگه چیزی برای گفتن نیست

>>>   ٬دانشگاه ٬ چرا گاه ٬ پايگاه٬
پرورشگاه گذرگاه چراگاه ، رامگاه، لشکرگاه، زیارتگاه هرات، زایشگاه، پرورشگاه قدمگاه زیستگاه بندرگاه قتلگاه، شرمگاه، کمرگاه، نظرگاه ، باجگاه، خرگا ه ، عبادتگاه ، قبله گاه ، شيرخوارگاه پرورشگاه ٬ عیدگاه ، کارگاه، آرگاه و بارگاه ، تهیگاه و خالیگاه ، داغگاه ٬ دستگاه ، عشرتگاه، کاروانگا ه، آسايشگاه، بنگاه ، پایگاه، خوابگاه، درمانگاه، دیدگاه، ، قرارگاه، نيايشگاها، پناه گاه، با پساوند گاه شمارى زيادى اسام جايگاه اى و يامکانى ميتوان ساخت. جاه = در اول گاه بود گاه هم پسوند زمانى است! پگاه و بيگاه دوستان عزيز! به منظور پدافند زبان مادرى، به منظور هويت فرهنگى و زبانى و به منظور سپاس سه صفتى پارسى ( درى تاجيکى و فارسى دربارى) و پشتيبانى از زبان قند پارسى و مبارزه عليه حالت تعرضي حاکمان افغانپشتون و حملات ناجوانمردانه آنها خواهشمندم از اين شکلهاى پارسى قديم و ميانه ) و ساختارهاى زبانى رودکى تا جامى (سبک فارسى و از حسن هيروى تا اقبال سبک هندى در جملات تان بکار ببريد!!

>>>   نوادگان واقعی مولانا در بلخ هستند نه در ترکیه. این حقیقت را مردم عزیز ترکیه خود بخوبی میدانند و آنرا واضح و علنی بیان میکنند.

>>>   اولی،
ضیاء سراج، رئیس امنیت ‌ملی بیخ کدام پیاز است؟
یک بلی آغا بگو دربار غنی کوچی و محب کمپیوترکار است یا نیست۰
کدام امنیت ملی؟؟؟ اصلا بنام ملی چیزی باقی مانده؟؟؟ کدام ملی؟

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت خود را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است