تیوری فاطمیون هراسی و تولید ادبیات نفرت زای قومی
 
تاریخ انتشار:   ۱۹:۰۴    ۱۴۰۰/۱/۶ کد خبر: 166684 منبع: پرینت

1. لشکرکشی حلقات ارگ به بهسود، درظاهر، برای سرکوب فرمانده علیپور بود اما داستان و پیامد این لشکرکشی، عمق یک بحران ستبر فرهنگی ـ اجتماعی و تیوری های منظومه ای را آشکار کرده است: تحریک و تهیج نفرت قومی با تیوری فاطمیون هراسی.

2. حدیثی در زبان عربی وجود دارد که می گوید: "الناس علی دین ملوکهم". مفهوم این روایت، این است که مردمان یک ملت و قوم و جامعه براساس الگوی فکری، منش، روش واخلاق رفتاری زمامداران خویش می اندیشند و عمل می کنند. تحلیل محتوا و تطبیق مفهومی این گزاره را می توان در سرنوشت سیاسی و سرشت اخلاقی پروسه دولت ـ ملت سازی منبعث از اندیشه و نظریه ی نخبگان فکری ـ سیاسی افغانستان همانند سازی و مقایسه نمود.

3. داستان از آنجا آغاز می شود که زمانی آقای غنی در یک گفتگوی رسانه ای گفته بود که در زندان های کشور، عدالت قومی رعایت نشده، چرا که تمامی زندانیان از یک گروه قومی وزبانی هستند. مفهوم این سخن، نگاهی معطوف به ذهنیت قوم محورانه را دراندیشه ی یک چهره تکنوکرات ـ دولتمرد سیاسی آشکار می کند؛ نگاهی متاثر از نوعی نمادسازی درحوزه ی مفاهیمی مانند سیاسی سازی قومیت. درک این سخن، زمانی عینیت و اهمیت پیدا می کند که دریابیم آقای غنی را یکی از شناخته شده ترین طراحان دولت سازی پس از بن و از اندیشورزان عرصه پژوهش "بازسازی دولت های ناکام: چارچوبی برای ترمیم دوباره دنیای شکسته"، بشناسیم.

4. اشرف غنی، چهره ای با چنین پیش زمینه ی فکری و پیشنیه ی تولید ادبیات سیاسی که با مفهوم سازی های کلامی منحصر به خود، ارزشها و نشانه های قومیت سیاسی را سنخیت تیوریک می بخشد، اکنون نزدیک به 7سال است دربالاترین جایگاه قدرت، مدیریت و رهبری سیاسی ـ ملی تکیه زده است. در همین دوره است که بیش از پنجهزار نفراز خطرناکترین تروریست ها با فرمان همین ریس جمهور از زندان ها آزاد شده اند. درظاهر، توجیه سیاسی ساده و سیاست پسندی وجود دارد: فشار آمریکا و پرداخت هزینه ی صلح؛ موضوع اما پیچیده تر ازآن است که در بیانیه های سیاسی دفتر ریاست جمهوری رسانه ای می شود.
بنابراین، درک مفهوم ادبیات نمادینی که در روان خودآگاهِ نخبگان فکری و اندیشه گران تیوری پرداز ماشین قومیت ساز سیاسی شکل گرفته، بصورت معناداری مارا به فرضیه ی معطوف به ناعادلانه خواندن شمارگان قومی زندانیان آدرس می دهد.

5. تحلیل مفهموی لشکرکشی در بهسود را نیز می توان درچارچوب کلان تیوری قومیت سازی سیاسی مبتنی بر دیگرهراسی فهم کرد. بدین تعبیرکه، ما براساس تیوری دولت سازی نخبگانِ نظریه ساز، با دو مفهوم معنادار رو بروییم: "قوم مرکزگزین" و "اقوام مرکزگریز". مفهوم نخستین، بصورت یک اصل اسطوره ای درهیات یک گروه قومی "اکثریت" تعریف می شود که از آن، به تعبیر روستار ترکی، "قوم دولت ساز" یاد می گردد و با این تحلیل نظری، این قوم محور وهسته ی بنیادین امرِدولت ـ ملت سازی تلقی می شود. مفهوم دومی اما در ذیل پاره های قومی مفهوم"غیر/غیره" قالب بندی می گردد که درساختار دولت ـ ملت سازی به عناصر پیرامونی و مکمل طبقه بندی می شوند.

6. لشکرکشی به بهسود را می توان در یک فراگرد تحلیلی ـ تیوریک، با همین مفروضات هندسه سیاسی، تبیین نمود. بنابراین، سرکوب علیپور با حداکثر 200 نفر تحت امرش، مطئنن نه آن میزان اهمیت نظامی را دارد و نه آن هدف استراتژیک و تهدید ژئوپلیتیکی تلقی می شد که ضرورت به گسیل نمودن یک لشکرعظیم زرهی را با زبده ترین نیروهای کماندو و با پشتیبانی یک اسکادران هوایی داشته باشد. تحقیر و تخفیف هزاره ها در پی این لشکرکشی می تواند روح قدرت جویی سیاسی شان را تضعیف کند.

7. ادبیات "فاطمیون هراسی"، به مثابه هیولای هفتسرِنامیرا، ساده ترین پیام این لشکرکشی است که درآستانه ی پایان عمر سیاسی زمامداران ارگ به آمریکا، طالبان و توده های قومی، بویژه پشتون ها مخابره می شود. فاطمیون، خطرِاستراتژیکی تعبیر، تلقین و تبلیغ می شوند که گویا معادله ی ژئوپلتیکِ فرایند دولت ـ ملت سازی مبتنی برمفروضه ی محوریت قوم مرکزگزین را تهدید می کنند.

8. توفان فراگیری که همصدا با ارگ و مقامات نظامی و سخنگویان آن، به شکل گسترده درمیان بسیاری از روشنفکران و سیاستگران و جوانان و حتا زنان یک قوم، درهمگانی سازی حس نفرت قومی علیه علیپور وقومش همه گیر شده، ریشه درهمین پیش فرض نطری ـ تحلیلی دارد.
موجی که این روزها درپی این لشکرکشی ایجاد شده، عصبیت بدوی کیش قومی، روح و وجدان اخلاقی نفرت پراکن هارا سرشار ازهزاره ستیزی/ دگرستیزی و خشونت ذهنی ساخته است. این نوع خشونت، معطوف به آموزه ها و رفتارهای سیاسی زمامداران و نخبگانی ست که بصورت همسازگرا، درتولید آگاهانه و مستمرِ"غیریت سازی قومی" نقش ایفا می کنند و ریشه درهمان تیوری دولتسازی مبتنی بر غلبه ی قوم مرکز گزین دار؛ آنگونه که حتا درحس لطیف زنانگی گروهی از دختران و بانوان هم، روان زمخت نفرت قومی را نهادمند ساخته است. نمونه اش داستان "شکیلا زدران" کارمند موسسه افغان ـ سویدن بود که خواستار قتل علیپور و طرفدارنش شده بود. دو روز پیش بانوی دیگری در پست فیسبوکی خود اعلام کرده بود که، هرکس علیپور را بکشد، به زنِی آن قاتل درخواهدآمد...

9. بخشی از جوانان هزاره نیز درواکنشی احساسی، درگیر نفرت پراکنی قومی شده اند. رشد ادبیات نفرت و عصبیت های قومی، بدون شک هزاره هارا بیش ازسایر اقوام درمعرض انزوای سیاسی، چرخه ی درون گرایی و کوچک شدن پویایی و مناسبات اجتماعی قرارخواهد داد و این روند، افق توسعه سیاسی، رشد فرهنگی و موثریت آن هارا درحوزه ی قدرت، مشارکت و تعامل پویای ملی و برون قومی نیز، محدود خواهد کرد.

حمزه واعظی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
فاطمیون
ادبیات نفرت
نظرات بینندگان:

>>>   والله من پنجاه فیصد پشتون استم.
خیلیی قوم خود خواه و جا طلب ‌عقب مانده استیم.
افغانستان را در این دو صد سال به گوه برابر کرده ایم.

>>>   دو روز پیش بانوی دیگری در پست فیسبوکی خود اعلام کرده بود که، هرکس علیپور را بکشد، به زنِی آن قاتل درخواهدآمد...
این زن باید به زنی علیپور در آید چرا که او مرد مقابل طالب است او قاتل نیست بلکه مدافع مظلوم است. البته این کسی که پست نوشته شاید مرد زن نما باشد در این قوم به خواب رفته این رسم عار نیست.

>>>   تا وقتیکه دانش، خلیلی و محقق جوال بگیر "ع" و "غ" باشند و شما هم از انها پیروی وحمایت کنید، روز مردم هزاره ازین بدتر خواهد شد و نه بهتر.
آتش‌خاوری

>>>   علی پور بهانه ای است برای تضعیف و از بین بردن مردم هزاره. اشرف غنی قبلا بارها دیدگاه خود را نسبت به مردم غیر پشتون به خصوص مردم هزاره به صراحت اظهار کرده است اما این غیر پشتونها است که هنوز در گوش فیل خوابیده و هیچ واکنشی از خود نشان نمی دهند.
اشرف غنی از این عصبانی است که چرا مناطق مردم هزاره در امنیت کامل است. اشرف غنی می خواهد مناطق مردم هزاره را ناامن کند تا عدالت جنگی و خونریزی در کشور به وجود آید. اشرف غنی می خواهد به جهانیان وانمود کند که مردم هزاره نیز مانند پشتونها تروریست هستند و باید سرکوب شوند.
اشرف غنی از آنجا می سوزد که با آمدن علی پور کوچی های پاکستانی نتوانسته اند وارد سرزمین مردم هزاره شوند تا دار و ندار مردم هزاره را از بین ببرند. این در حالی است که علی پور فقط در راستای حمایت از دولت و نظام جمهوریت در کنار دولت برای امنیت منطقه اسلحه به دست گرفته و حتی یک فیر علیه نیروهای دولتی از سوی علی پور انجام نشده و حتی یک مورد دزدی و آدم کشی و ... که تروریست بودن او را ثابت کند، در پرونده او وجود ندارد.
پس مانند آفتاب روشن است که اشرف غنی چه می خواهد. او می خواهد قوم خود را بر تمام افغانستان مسلط کند. او می خواهد افغانستان کوچینیزه کند و همه چیز را فرایاین قوم بی فرهنگ و ضد تمدن کند. او در حقیقت می خواهد مردم غیر پشتون را فدای قوم خود نماید. او واقعا همان سیاست عبدالرحمن خانی را به شکل مدرن در پیش گرفته است. او با نقشه های شیطانی اسرائیلی کشور را به به سوی نابودی سوق می دهد. او در تمام این چند سال بحران آفرینی نموده و در حوزه های مختلف با دست خود چالش و بحران ایجاد کرده و اقوام را به جان هم انداخته است.

>>>   جناب واعظی! مقاله شما، قابل قدر است؛ اما پاراگراف اخیر آن که نتیجه گیری نموده اید که هزاره ها در انزوا قرار خواهند گرفت بنده توافق ندارم؛ شاید هم به بر عکس تبدیل شود و نسل تحصیل کرده کشور متوجه شود که این هزاره ها یا تشیع است که در طول تاریخ اسلام زیر تیغ استعمار قرار داشته و این مذهب را منحیث مذهب اساسی و اصولی بپذیرند. هر چند که صورت ظاهری مسأله همین را نشان می دهد اما ثبت تاریخ خواهد شد که مردم آزاد منش هزاره، هرچند در حکومت سازی فاشیست ها کمک کردند؛ اما این فاشیست ها بودند که در کشور بزرگ تنها کاری کردند ای است که نگزاشتند قدرت به دیگر اقوام انتقال یابد. و چهره عبدالرحمن یک بار دیگر در تاریخ نمایان شود؛ هر چندیکه نادر، داود، ترکی حفیظ الله نا امین، ببرک، عمر کور و احمد زی دست کمی از عبدالرحمن نداشتند و ندارند
سهیل

>>>   خدمت دوست گرانقدر و عالیقدر ما سهیل صاحب...
من ندانستم که شما چه میخواهید؟؟اگر از ملیت هزاره ها دفاع میکنید پس در محاسبه ای تان در مورد شخصیتهای تاریخی به خطا رفته اید.تاریخ گواه است که عبدالرحمن خان و نادر خان و برادرانش و شخص حفیظ الله امین و طالبان در مجموع چه مظالمی را در قبال همه ای ملیتها و بطور اخص هزاره روا داشته اند ولی در مورد دوره دوازده ساله حزب دموکراتیک خلق افغانستان از ۱۹۸۰-۱۹۹۲ دوره های ببرک کارمل و نجیب الله یکی از بهترین دوره های رفاه ارامش مردم هزاره بود.من ضرورت انرا نمیدانم که به جزییات بروم ولی بروید و از یک هزاره ساده دل حمال بپرسید البته نه از سیاسیون هزاره زیرا انها نمک ناشناس و حرام خور اند به اسناد تاریخی مراجعه کنید .من هزاره استم و در زمان یاد شده برنامه های زیاد برای بهبود وضع زند گی هزاره ها رویدست بود که در این بخش اقای کشتمند و عوض نبی زاده و دگر افراد سر شناس هزاره کار های قابل لمس را انجام داده اند. دریغا که جنگ تحمیل شده فرصت تطبیق پلانهای مترقی و به خصوص برنامه ها در راه تساوی حقوق ملیتها را نداد و نتیجه این است که روز های تلخ را تجربه میکنیم.
جانعلی

>>>   سقوط چرخبال ، چنان داغ بر دل پر کینه تیم فاشیستی گذاشته که همه خوبیها وحمایت های مردم هزاره را بالکل به فراموشی سپرده وچشم دیدن امثال فرمانده علی پور را ندارند.ما طرفدار احترام متقابل هستیم ودر غیر این صورت دربرابر ظالما مقاومت خواهیم کرد، انشاء‌الله وتعالی.
بسم الل

>>>   والله من پنجاه فیصد پشتون استم.
خیلیی قوم خود خواه و جا طلب ‌عقب مانده استیم.
افغانستان را در این دو صد سال به گوه برابر کرده ایم.

>>>   در پاسخ جانعلی
لطفا تاریخ را تحریف نکنید خیانت خلق و پرچم به هزاره ها بسیار عیان است امری که عیان است چه حاجت به بیان است در کابینه این دو حزب وطن فروش غیر از کشتمند سر سپرده دیگر چه کسی یا کسانی حضور داشت؟ مناطق هزاره جات با یک جهاد انقلابی که از سیطره کمونیست های از خدا بی خبر آزاد شد طی سالیان متمادی در محرومیت مضاعف یک زندگی بخور و نمیر تجربه کردند.

>>>   قوم پرستی وافراطگری قومی هیچ بویی از اسلام نبرده است.قول قران کریم که میفرماید ای کسانی که ایمان اورده اید ما شما را از تیره ها وقبایل مختلف افریدیم تا بهتر شناخته شوید همانا بهترین شماکسانی هستند که تقوای الهی پیشه کنند.بارها گفته ام وباز هم میگویم راه خروج از مشکلات وبدبختی های کشور ما ایجاد وحدت وهمدلی دربین مردم است.هر کس در هرجایی تفرقه ایجاد کندمردانی چون شهید بزرگوار ما احمدشاه مسعود و شهید عبدالعلی مزاری در راه وحدت وهمدلی برای عظمت وسربلندی وطن جان خودرا دادند وهستند مردان دیگری که راه آنان را دنبال کند.سیاست غلط ضد مردمی ارگ افغانستان که مجری پروگرام تفرقه قومیتی وضد مصالح ملی است هرگز موفق نخواهد شد.امریکا وعربستان تا کنون هیچ سودی از سیستهای سرکوبگرانه قومیتی خود در افغانستان بدست نیاورده بلکه روز بروز بر وحدت و همدلی مردم افزوده خواهد شد.در حقیقت سیاستهای غلط امریکا ومزدوران داخلی آنها مردم رامتحدتر وبیدارتر خواهد کرد.افرادی چون عبدالغنی علیپور برمیخیزند و اجازه نخواهند داد تا افغانستان صحنه تقابل قومیتها گردد.قبلا هم در اینجا گفتم اگر روزی افغانستان امریکا ومزدوران داخلی انرا بخواهد بیرون کند سپاه فاطمیون و سایر ازادمردان سایر قومیتها بشمول تاجیک وازبک وهزاره وحتا خود پشتونها در این عزم ملی سهیم خواهند بود.روزی خواهد رسید که شیرمردان فاطمیون به تک تک مردم افغانستان عزت وابرو خواهند بخشید.//
داکتر عبدالرب اچکزیMD

>>>   این به اصطلاح بانویی که اعلام کرده که زن کسی شود که علی پور را به قتل برساند ،به احتمال زیاد او از ‌‌‌‌پس مانده های زنان جهاد نکاح است که به اقرار خودشان روزانه با سی داعشی وحشی رابطه جنسی از نوع جهادی اش بر قرار می کرده و معمولا به این جهاد مقدس عادت کرده وبهره هایی هم برده، وطبعا زادو ولد های زیادی هم برای بقای نسل داعیشیهای وحشی به یاد گاری گذاشته است.اما درمورد فرمانده علی پور،این آرزویش را باخود به دوزخ خواهد برد .
انشاء‌الله وتعالی.
عبد المنعم قره باغی.

>>>   علیپور هم چند صبای دیگه میکشن ازاین بزرگ تر که ژنرال رازق بود راکشتن او که پشتو بود از خودشان بود ای که بماند شما مردم مسول مردن علیپور هستین


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است