حمله بهسود، روی دیگر سکه جمهوریت
 
تاریخ انتشار:   ۱۹:۵۸    ۱۴۰۰/۱/۶ کد خبر: 166690 منبع: پرینت

حمله اخیر نیروهای امنیتی به دستور دولت مرکزی بر ولسوالی امن و آرام بهسود به منظور دستگیری یا کشتن عبدالغنی علیپور و نیروهای شبه نظامی زیر فرمان او یکبار دیگر گسل‌های خفته جنگ‌های قومی در افغانستان را به حرکت درآورد. کنش‌ها و واکنش‌های هردو طرف قومی بود. در این میان، بدترین رویداد شاید این بود که نیروهای مسلح ملی برای تحقق یک هدف نامشروع صرفا قومی به کار گرفته شدند و در این زمینه، حتی حیاتی‌ترین منافع ملی و مصالح عمومی هم نادیده گرفته و تعلیق شد.

علیپور نماینده برگزیده جامعه هزاره و شیعه افغانستان نبود؛ اما تمام ارکان اجرایی و امنیتی دولت به گونه‌ای علیه او بسیج شدند که هیچ برداشت دیگری جز کینه‌های انباشته قومی و نفرت‌های پنهانی تباری نمی‌توانست آن را توجیه کند.
علیپور حتی اگر امنیت دولت و هستی نظام را تهدید کرده باشد -که قطعا نکرده- برخورد با او با تمام قوا در زمان و مکان مناسبی صورت نگرفت و هیچ فوریت مشروع امنیتی برای برخوردی این‌گونه خشن و خونین با او و نیروهایش وجود نداشت.

این برخورد در زمان نامناسبی صورت گرفت؛ زیرا در شرایط کنونی که دولت بر لبه پرتگاه قرار گرفته و همه نیروهای سیاسی داخلی و خارجی بسیج شده‌اند تا به حیات و هستی آن به مثابه تنها مانع در مسیر پروژه جاری صلح، پایان دهند، نیاز به ایجاد اجماع و همگرایی قوی و فراگیر ملی برای حمایت حد اکثری از بقای نظام و حمایت همه‌جانبه از نیروهای مسلح وجود دارد.

این حمایت حتی مورد نیاز شدید و آنی اشرف‌غنی؛ رییس جمهوری نیز هست؛ کسی که به باور بسیاری از طرف‌ها باید بزرگ‌ترین قربانی صلح باشد و برای تحقق این هدف، از قدرت کناره‌گیری کند.

بر این اساس، در زمان کنونی، استفاده از نیروهای امنیتی ملی علیه یک فرمانده مورد حمایت مردم که علیه طالبان می‌جنگید، خردمندانه نبود و اگر از منافع کوتاه‌مدت چند عنصر قوم‌گرا و متعصب مسلط بر پست‌های کلیدی حکومت بگذریم، رویداد بهسود، کاملا قابل مدیریت مدبرانه و پیش‌گیری بود تا به این ترتیب، به یک نیاز بزرگ‌تر رسیدگی می‌شد و آن ایجاد بسیج ملی در حمایت از نظام، قانون اساسی، نیروهای مسلح و حتی شخص رییس جمهوری است؛ چیزی که پس از رویداد بهسود به شدت با خطر رو به رو شده و چه بسا فروپاشیده و هزاره‌ها و شیعیان از این پس، خود را بخشی از نظام و حامی چشم و گوش بسته‌ آن نمی‌دانند.

حمله بهسود در عین حال، در مکان نامناسبی صورت گرفت. بهسود یک منطقه امن است و در آن هیچ تحرکی علیه نظام صورت نمی‌گیرد. این امنیت، ناشی از دو عنصر مهم است؛ یکی حضور نیروهای ضد طالبانی به رهبری عبدالغنی علیپور، و دوم تعهد واقعی و صادقانه مردم بهسود و سراسر مناطق مرکزی به نظام و حمایت بی‌درنگ و خدشه‌ناپذیر آنان از اصل جمهوریت به مثابه تنها مسیر مطمئنی که به تحقق آمال و اهداف و تأمین حقوق مشروع اقوام و اقلیت‌های تباری و مذهبی در قدرت سیاسی منجر می‌شد.

مردم بهسود و سراسر مناطق مرکزی همواره در آزمون‌گاه‌های خطیر در ۲۰ سال گذشته نشان داده‌اند که از اصل نظام، قانون اساسی و نیروهای پاسبان آن یعنی قوای مسلح ملی به طور همه‌جانبه حمایت می‌‌کنند و لحظه‌ای در این حمایت خود، تردید و تزلزل راه نداده‌اند.

بنابراین انتظار می‌رفت که دولت بر اساس ارزیابی‌ هیأت دولتی و گزارش رسمی وزارت امور داخله، فرمانده پیشین پولیس میدان وردک را به جرم کشتار عمدی مردم غیر مسلح بهسود، محاکمه و مجازات می‌کرد؛ نه این‌که وزیر داخله را به دلیل رویداد بهسود –به اعتراف صریح حمدالله محب- برکنار کرده و فرمانده مجرم و جنایتکار پولیس میدان‌وردک را به ولایتی دیگر منتقل و منصوب کند.

حتی اگر این اقدامات صورت گرفته‌بود، لشکرکشی دوباره به بهسود از زمین و هوا، هیچ توجیهی نداشت و اگر صورت نمی‌گرفت شاید هزاره‌ها و شیعیان، همچنان از نظام حمایت می‌‌کردند، مدافع پایدار جمهوریت باقی می‌ماندند و حتی اگر مجبور به انتخاب میان غنی و طالبان می‌شدند، به آسانی جانب غنی را می‌گرفتند؛ رییس جمهوری نامحبوبی که هیچ پایگاه مردمی حتی در میان قوم پشتون ندارد.

نکته آخر این‌‌که حمله بهسود، از روی دیگر سکه جمهوریت، پرده برداشت و نشان داد که قدرت سیاسی در افغانستان به سادگی می‌تواند در خدمت منافع کوتاه‌مدت قومی یک فرد قرار بگیرد تا با حذف علیپور، راه برای حضور آزادانه کوچی‌های مهاجم و مسلح در منطقه فراهم شود و جالب است که در نظام مدعی جمهوریت، این هدف از سوی عالی‌‌ترین رکن اجرایی دولت، حمایت می‌شود و برای تحقق این نفع قومی، نیروهای مسلح ملی هم به سادگی به خدمت گرفته می‌شوند؛ نیروهایی که در جنگ با طالبان و داعش در حالت «دفاع فعال» قرار دارند و روزانه ده‌ها قربانی می‌دهند؛ اما حق حمله ندارند.

مهدی نوری


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
بهسود
جمهوریت
نظرات بینندگان:

>>>   جای بسیار تأسف است که قدمه های پائینی حکومت مانند والی ، ولسوال ، قوماندانان امنیتی نتواستند با نیرو های خیزش مردم زبان مشترک پیدا کنند ، این نیرو ها دشمن حکومت نیستند و بخوبی میتوانند فعالیت های شان با حکومت هماهنگ ککند . ولی درین کشور همه کار را باید رئیس جمهور کند . شرم است به والی و ولسوال و قوماندانان امنیتی بی ابتکار که چنین وضعیت بد و ناهنجار را به بار آوردند .

>>>   مانند عبدالرحمان خان لشکر کشی ونسل کشی هزاره هارا شروع کرد وکارهای نا تمام اورا میخواهد تکمیل کند اگر تاجالتواریخ تالیف امیر عبدالرمان خان را مطالعه کنید که به قلم خود نوشته اند که 60% مردم هزاره را کشته ومتباقی را فرار داده بود اعتراف خودشان است قتل عام ونسل کشی امروز به آن دوران میماند.
بااحترام عبید الله.

>>>   امرالله صالح شخصیت بااستعداد ولایق است اما دربعضی موارد خیلی ساده لوحانه فکر میکند ممکن برای حفظ مقام باشد.قضیه بهسود که توسط فاشیستان وماجراجویان به اینجا کشیده شد منشاء دیرینه هم دارد چون ظالمان وفاشیستان به نام کوچی چند مرتبه بالای بهسود لشکر کشی کردند والحمدالله کامیاب نشدند اما قومندان امنیه فدایی فاشیست وماجراجو همان لشکر کشی کوچی ها را به شکل دیگری عملی کرد وچندین نفر ازمردم مومن بهسود به شهادت رسیدند.
روح شهدای ملت مومن وزحمت کش بهسود شاد باشد.
غرڅنئ له شمالی وزیرستان څخه

>>>   جابجایی کوچی‌ها و پشتون هایی صوبه سرحد در داخل مملکت ما پلان چندین ساله چرکستان بوده و است تا بتوانند جای را برای پنجابی ها کلان کنند. و منظور از جور کردن ملیشه هایی وهابی هم بخشی از همین پلان است. بنأ خالی کردن مناطق مرکزی چند امتیاز دارد
اول: اسکان دادن چرکستانی ها،
دوم: به اصطلاح خودشان تضعیف تشیع و نفوذ ایران (پلان صهیونیزم و وهابیسم مفسد)
و سوم: یخ شدن دل امریکایی ها بخاطر شکست هایی شان در سوریه و عراق.
آتش خاوری

>>>   غنی این قربانی را بخاطر برادران و مخالفان سیاسی خود براه انداخته است و خود را در نزد آنان مهربان جلوه میدهد . این را نمیداند که برادران و مخالفان سیاسی ا
این قربانی را بسیار اندک میشمارد و ناگفته نباید گذاشت که آنها میخواهد که برادر بزرگش با پاهای خودش مانند پرویز مشرف به سوی دادگاه رفته و چوکی را برای مخالفان سیاسی دودسته پیشکش نماید و جبران خساره انواع تخطی دوره ریاست جمهوری تقلبی اش را باید سنگین بپردازد ملیون ها انسان در دوره ریاست غنی به خاک خون کشیده شده که همه و همه دلالت به مدیریت ناسالم و قتل های مرموز و پلان شده دوره وی میباشد . بنآ برادران سیاسی اش میخواهد سرنوشت نجیب را شامل حال غنی سازند و خود را به جهان ثابت نمایند که میتوانند قانون را به وجه احسن تطبیق نماید قطع نظر از اینکه این را نشان دهن که همیشه انتقال قدرت اینان از همین راها بوده و ریاست شان هم شبیح یکدیگر شان است .

>>>   چه کنیم که: داود دیوانه با یک حرکت دیوانگی که در مقابل بریژنیف کرد خود، خانواده خود و ملت را به تباهی داد. نجیب هم که از همین قوم فاشیست بود به واسطه تبدیل نکردن جمه اسک از مزار، خود و کشور را به خاک ذلت نشاند. این دیوانه متفکر هم تحت نام تخلیه کابل از نیروی مسلح،کابل را می خواهد به طالب تسلیم قوم فاشیست خود دهد.
سهیل

>>>   هیچ روی دیگری ندارد کوشش نکن که حقیقت را پنهان کنی نوسنده علی پور برای مردم امروز مانند طالب است بین او و طالب و داعش هبچ فرقی وجود ندارد از قاتل پشبانی نکن که گنهکار میشوی .

>>>   تنها راه علیپور شدن همه مردم است دولت را خبیث ها اداره می کنند


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است