| حاکمیتی متمرکز در دست یک اقلیت قومی که خود را مالک مطلق کشور میپندارد و دیگران را رعایایی که باید در برابر این هیولای قومی سر تعظیم فرود آورند و بیعت کنند | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۲:۵۸ ۱۴۰۴/۱۱/۵ | کد خبر: 178770 | منبع: |
پرینت
|
|
چند ماه پیش، نماینده یکی از رهبران کشور که دوست چندین ساله و صمیمی من نیز بود، تماس گرفت. گفت پیامی مهم دارم و باید حضوری صحبت کنیم. پذیرفتم. هماهنگ کردیم و در جایی مناسب نشستیم. پس از نوشیدن یک پیاله چای؛ رو به من کرد و رشته ی سخن اش را اینگونه آغاز کرد: «دکتر گرامی، من را فلانی رهبر فرستاده. از نوشتههای علمی و روشنگری های شما بسیار خوشش میآید و به شما ارادت خاص دارد و نوشته های شما را همیشه می خواند و از شما تمجید می کند. من را فرستادند که پیام شان را خدمت شما وسیله شوم و بعد تلفنی زنگ می زنم همراه شان صحبت کنید. گفت: می گویند هرچه بخواهید، در خدمت تان هستند؛ تنها یک خواهش دارد.» پرسیدم: «خواهش شان چیست؟» گفت: «در نوشتههای تان زیاد تاجیک، تاجیک نکنید. ما مجبوریم با افغان ها بسازیم و راه دیگری نداریم.»
با شنیدن حرف هایش واقعا اعصابم بهم خورد. گفتم اگر حرمت و پاس چند ساله دوستی ما نبود؛ با همین پیاله چای در دهنت میکوبیدم که تمام عمر در خاطره ات جاودان می ماند.
شرم بر او رهبر معاملهگر و بیجرأتی که به جای پوزشخواهی از جامعه ای تاجیک، هنوز شرم و حیا نمی کند میخواهد ما حتی نام قوم خود را نیز در گفتمان ها و نوشتههایمان بر زبان نیاوریم. گفتم: «به رهبرت بگو هرچه نیازی دارد، من در خدمتش هستم؛ اما خواهشاً دیگر خود را افغان نگوید.» از همان روز تمام رابطهام را با آن دوست چندین ساله قطع کردم.
این یاد آوری را از آنرو نوشتم که نسل جوان و صاحب اندیشه تاجیک ماهیت واقعی برخی از رهبران خود را بهتر بشناسند و در عین حال اگر امروز احدی میآید و با صراحت حرف دلش را میزند، نباید موجب خشم ما شود؛ او برای بار دوم همان روایت راهبردی قوم خودش «افغان» را آشکارا بیان کرد؛ روایتی که سالهاست در میدان سیاست افغانستان عملی شده است.
احدی این دیدگاه را نخستینبار در سال ۱۹۹۵ در مقالهای با عنوان «زوال پشتونها» مطرح کرده بود. همان زمان هشدار داده بود که سایر اقوام باید حاکمیت مطلق قوم افغان را بپذیرند؛ وگرنه جنگ ادامه خواهد یافت. این سخنان را در روزگاری گفته بود که طالبان تازه در اواخر ۱۹۹۴ قندهار را تصرف کرده بودند.
این اندیشه و این روایت، بازتاب همان طرح و ذهنیتی بود که در اتاقهای فکر انگلیس، پاکستان و عربستان سعودی شکل گرفته بود. در بیست سال حاکمیت جمهوریت نیز همین روایت در تمام ابعاد تطبیق شد؛ سهمیهبندی کانکور تنها نمونهای کوچک از آن بود.
هنگامی که در آخرین مرحله دیدند قدرت سیاسیشان از مسیر انتخابات؛ همانند دوران مجاهدان در معرض تهدید قرار گرفته؛ دوباره به فرمول پیشین بازگشتند و طالبان را که جز قومیت و الگوی حاکمیت عبدالرحمانی هیچ گونه اندیشهای دیگر نداشتند و ندارند، زیر نام اسلام سر کار آوردند.
خود آقای احدی نیز مسئولیت کمکهای مالی و آزادسازی دو میلیارد دالر از داراییهای بلوکه شده ای افغانستان در آمریکا را پس از فروپاشی جمهوریت بر عهده گرفت؛ پولی که زیر نام کمکهای بشردوستانه در اختیار طالبان قرار گرفت و همچنان قرار میگیرد.
اما مشکل اصلی حوزه مقاومت اینها نیستند؛ ریشه بحران اینجاست که سران بیبرنامه و بی اندیشه ما هنوز اصرار دارند که «ما افغانیم» و تلاش دارند جلو نسل جوان تاجیک را بگیرند که حتی خود را تاجیک نگویند. هنوز درک نکرده اند که «افغان» و «روایت افغان» یعنی چه و پیامد راهبردی آن چیست. هنوز نمیدانند که مشکل اصلی افغانستان، مشکل قومی است و تا این مشکل به شکل قومی حل نشود؛ هیچ راهحل بدیلی وجود نخواهد داشت.
روایت حاکم امروز نیز همین است: حاکمیتی صد در صد متمرکز در دست یک اقلیت قومی که خود را مالک مطلق کشور میپندارد و دیگران را رعایای مدرن که باید بیچون و چرا در برابر این هیولای قومی سر تعظیم فرود آورند و بیعت کنند.
برای پایان دادن به این ستم هدفمند تاریخی و قومی، نخستین گام این است که به هر قیمت و هزینهای که می شود؛ باید نام این کشور تغییر کند؛ حتی اگر نیازمند سالها مبارزه باشد. برخی بیماریها درمانپذیر نیستند؛ باید از ریشه برکنده شوند.
و آها یاد مان نرود: ما تاجیک ایم!
جلالی
>>> وای به حالشمامردم یکی داکتر شپیدث ویکی رهبر، مردم بیچاره افغانستان را بهاین مسخرافات تان بیچاره و درماندهکردید ،شرم کنیدهرروز بنام قوم و زبانو تعصبات زبانی افغانستان رابه قهقرا سوق داده اید ،هر روز در صحفات اجتماعی خواهر و مادران یکدیکر راتوهین و تحقیر میکنند ،سبب اش همین شماظالمان و خدانترسان هستید،شرم کنیدبس است بهمردم کم سواد و بیسواد راه نیک را نشان دهید نهراه بد و ...
عبدالله ریحان
>>> اقای جلالی سلام!ً
شما در هر نوشتار تان از قوم پشتون مینالید و امروز کدام رهبر مجهول را نشانه ګرفته اید. لطف کنید تعریف هویت را به شکل که شما میدانید توضیح کنید! اګر هدف تان اینست که هر قوم یک قسمت جغرافیه افغانستان را قبضه کند و هویتسرانی کند! نتیجه حکومت ربانی را دیدید! که هیچ قومی با قومی دیګری نساخت، بلکی به نابودی یک و دیګر به جنګ های طاقتفرسا دست زدند، که تنها در کابل از ۸۰ هزار زیاتر انسان ها به قتل رسیدند! آیا قومګرایی شما زمینه جنګ های بینالقومی را به وجود نمیآورد؟ لطفا از یاوه ګویی بګذرید و به واقعیت اجتماع وقف کنید! در صد سال اخیر پشتون ها یک مبارزه طولانی بخاطر تاثیرات ایران به پیش بردند و از سو دیګر از ۱۹۴۷ با پاکستان پنجه نرم میکند! بعد از ۱۹۷۸ کمونیستهای پرچمی کوشیدند تحت حمایت عام و تام روسها هویت افغان را خدشه کنند، اما نتوانستند. بعد از ۲۰۰۱ تمام ناتو با امریکایی ها در تفاهم با الیانس شمال (جمعیت، شورای نظار، جنبش، وحدت …) در ۲۰ کوشیدند هویت افغانی را به دیموکراسی غرب تبدیل کنند، اما نتوانستند! رهبر تان بر حق است، که تمام اقوام افغانستان تحت هویت افغان متحد شوند، به ۴۰ میلیون انسان فضای صلح، صفا، عزت او میمنت به ارمغان بیاورند! شما آقای جلالی و یکتعداد همفکران تان باید از شوآف و خودنمایی دست بردارید! مردم افغانستان را بګذارید که زندګی برادرانه خودر پیش ګیرند و به رشد اجتماعی، علمی و فضای صلح با هم همدست و متحد باشند! موفق باشید.
دوکتور لمر
>>> مشکل شما تاجکان بیشتر در وجود خودتان است، تا اینک منسوب به پشتون ها شود !
شما تاجکان ها پشتون ها را ملامت می سازید، که یک حکومت اقلیتی را بر مردم مسلط ساخته اند، درحالیکه ارقام ارائه شده توسط همسایگان همفکر با شما، پشتون ها را از 42 الي 48% نفوس افغانستان نشان می دهند، یعنی از 27% نفوس تاجکان 56 الي 77 % بيشتر مى باشد، اشتباه تكرارى 50 سال اخير شما اين است، كه همیشه از حقوق تاجك ها صحبت نموده و خواهان دولتى بنام خراسان برای آنها استيد، واز حقوق ساير اقلیت ها مثل تركتباران، هزاره ها و .. كه اقلن 30 الي 35 % بقیه نفوس کشور را تشکیل می دهند،، اصلن حرفی نه می زنید، مسله ایکه در دهه 70 باعث دولت تاجکان شما با این اقلیت ها شد
نام خراسان ساخته و پرداخته شما نبوده، بلکه اعراب بعد از اشغال ایران، بخش های شرقی ایران، افغانستان، جنوب ترکمنستان، بخش های از ازبکستان و تاجکستان را بنام خراسان نام گزاشتند.
درین خطه به استثنای دوره تاجکتباران سامانی، و حکومت های محلی طاهریان، صفاریان، بيشترين حكمراني را تركتباران غزنوى، سلجوقى، خوارزمشاهان، تيموريان، صفويان، شيبانيانو پشتون ها را نمودند، همین اقوام بیشترین خدمت را برای رشد و پیشرفت زبان فارسی را انجام دادند، چنانچه رهبران بعد از احمد شاه بابا بهترین مشوقان این زبان بودند!
ولی حکومت تاجکتبار استاد ربانی کدام خدمت قابل قدري برای زبان فارسی دلخواه خود انجام ندارند!
شما ارزو نمودید اید، که ا لن نام کشور به خراسان مبدل گردد، و بعدن سایر اقدامات صورت گیرد!
جناب عالی!
اینکار از عهده شما ساخته نیست و توان و قدرت تطبیق آنرا ندارید، اگر می داشتید ، در دوران حکومت تاجکتبار ربانی چرا نام افغانستان تبدیل نه شد، واضح است که توان و جرعت آنرا نداشتید و حالا هم ندارید !
>>> 👬👫👈تا زمانی که مردم فرهنگی غیرافغان (هزاره ازبک تاجیک ترکمن ایماق تاتارها فارسیزبان)، در هویت ناتباری [افغانیت و در هویت جعل پشتونی-افغان] خود شأن را خاموش و بی خاصیت بگیرند و با شناسه افغان بباشند پس معلوم است که این مردم رعیت گردنخم می باشند و با بودن در قلاده افغان در مانند هر خر و ناخر اطاعت پذیر و محروم می باشند و بس
>>> در جامعه ای که از دانش و انسانیت خبری نیست فوم گرایی حکمفرمایی مینماید. این اشخاص تنها سواد دارند ولی بی دانش اند. اینها دشمن اصلی کشور را فراموش کرده به جان همدیگر در در گیر شده اند.
>>> فاشیزم قومی هیچگاه راه حل دایمی منازعات داخلی یک کشور نیست.
برتری قومی بر اساس اکثریت و اقلیت در حالیکه هیچ سرشماری معیاری وجود ندارد راه را برای دست و گریبان شدن اقوام با همدیگر هموار میکند و این قاعده بازی تا سطح ولایات و ولسوالی ها کشانده میشود به گونه ایکه در هر ولسوالی قوم دارای اکثریت خود را مستحق مدیریت ولسوالی میداند و این امر جنگ خانه به خانه را باعث میشود.
من از جناب احدی میپرسم که توصیه جناب ایشان به پشتون های پاکستان چییت ، در حالیکه پنجابی ها اکثریت قومی را در پاکستان تشکیل میدهند؟؟
و یک سوال دیگر اینکه اکثریت پشتون ها در پاکستان زندگی میکنند و به اساس دیدگاه جناب احدی آیا لازم نیست که اقلیت پشتون ساکن افغانستان به اکثریت پشتون های ساکن پاکستان بپیندند و بک پشتونستان خالص را ایجاد کنند البته در صورتیکه پشتون های پاکستان حاضر به این پیوستن باشند؟؟
>>> جناب دکتور لمر!!@
بیایید این پیمایش را از سمت دیگر آغاز کنیم.
حاکمیت را بسپاریم به کوچکترین اقلیت قومی در افغانستان ، شاید گجر ها یا عرب ها یا شیخ محمدی ها یا هر اقلیت دیگر که کمترین تعداد نفوس را دارند و آنگاه باقی تمام اقوام دیگر تحت زعامت یک رییس جمهور و یک دولت تشکیل شده از کوچکنرین اقلیت سر بر خط فرمان بگذاریم و در کنار هم هموطنانه زندگی کنیم ، نظر جناب عالی مثبت است یا منفی؟؟؟
هر چند نظرات مردم افغانستان در قضایای این کشور حد اقل در ۲۵۰ سال اخیر هیچگاه در نظر گرفته نشده.
>>> گفتههای آقای احدی "افغان ملتی" تصادفی نیست، پیشزمینه تعریف شدهی سده و راهبرد در چشمانداز دارد!
ناسیونالیسم" افغانی"دکترین" رسمی "پشتونیسم" است که به وسیلهی اتاق فکر فاشیسم قومی از محمود طرزی آغاز شد و در حکومتهای نادر و ظاهر تقویت یافت و در حکومتهای داود، ترکی، طالبان اول، کرزی و احمدزی و اکنون طالبان به گونه پیوست، نظامند و هدفمند پیگیری میشود.
این دکترین نقش ویرانگر را در روند ملتسازی، شکلگیری ناسیونالیسم افغانستان شمول، رشد و توسعه اقتصادی، رفاه و ثبات، استقلال سیاسی و اقتصادی کشور داشته است. مهمتر از همه نقش ویرانگر را در شکلدهی ذهتیت و جهتدهی تفکر نسل جوان افغان/پشتون بازی کرده وآن ها را از درک حقایق تاریخی و دید واقعیت امروزر ناتوان و دچار سردرگمی کرده است.
آنچه در این میان مایهی شرمساری بیشتر است، توجیهگر افغانیست ها ، خودفروخته ها، پیشمرگه ها و آرمانگرا های تاجیک است که بسان دود پیش از آتش خودنمایی کردند و میکنند!
وظیفه آکاهان و روشنگران تاجیک پیش از همه بیدار کردن و سرزنش
گروه نابکار خودی می باشد!
دستگیر رضایی
>>> به آقای ګمنام سلام،
من درین مورد که یک کسی از قوم ګوجر و یا جوګی ویا یا کدام قوم دیګر باشد، میتواند رئیس دولت افغانستان باشد، به شرطیکه مراحل قانونی را طی کنند، سنش از ۴۰ بالا، دارای تحصیلات عالی در بخش اداره، منجمنت و مسایل اجتماعی، در تیمش اشخاص فنی و مسلکی داشته باشند، هېچ نوع مشکل نیست. هر کدام این اشخاص باید به قانون اساسی مملکت وفادار بمانند، در قانون اساسی زبان ملی یعنی پشتو در چندین دوره یاد شده، باید در بخش سخنوری و نوشتار سواد کامل داشته باشد، به ارزش های ملی پابند باشد، به نظر من از اهل هنود باشد یا شیعه و یا سنی باشد فرقی ندارد، اما مذهب و دین که در قانون اساسی تصویب و تثبیت باشد از آن سرکشی نکند، اما در اماکن شخصی خود همان ګفته مردم: عیسی به دین خود و موسی به دین خود! اما مشکل اساسی اینست که امیر حبیب الله، ربانی و دو حکومت دستنشانده روس ها و امریکایی ها با پشتیبانی وارسا و ناتو نتوانستند این مملکت را اداره کند و شرمسار از افغانستان خارج شدند! خیانت بزرک ربانی بخشیدن غرامت جنګ با روس ها بود، طیاره های آریانا را کشتمند و ربانی با شکل کبال فروختند، مراکز ديبلوماتیک را چورو چپاول کردند! به امید اینکه شما هم یک روز رئیس جمهور شوید.
افغان ها بعد از ظلم و ستم فارس و مداخله فرهنګی و مذهبی وادار شدند این جغرافیه را به نام افغانستان ازآن خود کنند و این مسیر برګشت ناپذیر است، با آنکه پشتون ها بین خود مشکلات دارند، اما در مسله افغانستان در مقابل تجاوز و ملکالطوایفی متحد هستند و با هم یکجا قد علم میکنند. به فکر من یکتعداد باید از جوان ها بخاطر شرلتانیزم سیاسی استفاده سو نکنند، که به خیر مردم و مملکت نیست. باز هم برابتان توفیق تمنا میکنم! وسلام