| فارسی زبان مادری امام ابوحنیفه بود؛ و او پیشوای مذهب حنفی است؛ امامي که صدها میلیون مسلمان جهان پیرو اویند. امام ابو حنیفه فتوا داد میتوان نماز را با زبان فارسی برپا داشت | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۰:۰۹ ۱۴۰۵/۶/۳ | کد خبر: 200775 | منبع: |
پرینت
|
|
یکي از معیارها برای یافتن پاسخ روشن به این پرسش، برخورد این گروه با زبان فارسیاست؛ چون فارسی زبان مادری امام ابوحنیفه بود؛ و او پیشوای مذهب حنفی است؛ امامي که صدها میلیون مسلمان جهان پیرو اویند. امام ابو حنیفه هموست که فتوا داد میتوان نماز را با زبان فارسی برپا داشت.
و علاوه و بالاتر از آن، فارسی زبان مادری اکثریت ساکنان افغانستان است.
فارسی زبان بینالاقوامی اکثریت قریب به اتفاق مردم افغانستان است.
فارسی زبان دوم جهان اسلام است؛ چون نخستین زباني است که قرآن به آن برگردان و تفسیر شده است؛ زبانيست که تمام آسیای مقدم و آسیای میانه و آسیای شرقی تا برما و اندونیزیا و فلیپین، با این زبان با اسلام آشنا شدهاند.
فارسی زبان شش امام حدیث، یعنی صاحبان صحاح سته: بخاری، نیشاپوری، سیستانی، ترمذی، قزوینی و نسایی است.
فارسی زبان اول عرفان اسلامی است؛ زبان بایزید بسطامی؛ زبان ابوالحسن خرقانی؛ زبان خواجه عبدالله انصاری هروی؛ زبان علی هجویری غزنوی؛ زبان سنایی غزنوی؛ زبان شمس تبریزی؛ زبان مولانا جلالالدین محمد بلخی-رومی؛ زبان عبدالرحمن جامی هروی.
فارسی زبان مشاهیر بزرگي چون بوعلی سینا بلخی، ابوریحان بیرونی، زبان ابوبکر رازی، زبان محمد بن موسی خوارزمی است.
فارسی زبان مفسرین عظیمي چون محمد بن جریر طبری؛ ابوالفتح رازی؛ ابوالفضل رشیدالدین میبدی(صاحب تفسیر عرفانی کشفالاسرارِ به فارسی) است.
فارسی زبان فقهای بزرگي چون برهانالدین علی بن ابیبکر مرغینانی مولف «الهدایه»؛ زبان ابوبکر محمد بن ابراهیم بخاری؛ زبان ابواللیث نصر بن محمد سمرقندی؛ زبان شمس الائمه محمد بن احمد سرخسی؛ زبان نجمالدین ابوحفص نسفی( آنکه کتاب «عقاید نسفیه»اش را آخوند درویزه به زبان پشتو ترجمه کرده است).
بالاخره: فارسی زبان «امام افغانان»، آخوند درویزهی ننگرهاری است.
آیا دشمنی با این زبان، شاهد روشن برای دروغگویی و تظاهر گروه طالبان، در مسلمانی و حنفیّت نیست؟
طالبان نه تنها وارث دشمنیها و تعصبات زباني حکومتهای افغانی پیش از خود با زبان فارسی هستند؛ بلکه عملاً گامهای فراتر از آنان برداشتهاند. اینان زبان اداره را برگردانیدهاند؛ اینان زبان لوایح را تغییر دادهاند؛ اینان نام محلات و مواضع تاریخی را در شهر کابل و جاها دیگر تغییر دادهاند[اخیراً دیدارهی(ویدیو) دیدم که رویدادهای را در بارهی کوچهی خرابات گزارش میداد. پشت سر گزارشگر، روی لوحهای که در دهن کوچه نهاده شده بود، عبارت پشتوی «د خرابات کوڅه» خودنمایی میکرد].
گروه طالبان مانند اسلاف خود اصرار بر دری خواندن نام زباني دارند که، نام گویشورانش در حدیث پیامبر آمدهاست(لو کان الدین عندالثریا، لذهب به رجل من فارس)؛ در حالي که در دورهی اسلامی، دری صفتي از صفات زبان فارسی بوده. این سیاست برای آن وضع شده بود که: رابطهی جمعیت عظیم پارسی/ فارسی زبان و فارسیدان کشور را، از تاریخ و فرهنگشان جدا سازند؛ و آنان را از مزایای همزبانی با پارسیزبانان سایر کشورها محروم سازند.
یکي از شگردهای محروم سازی از مزایای همزبانی، مانع شدن از بکارگیری واژهها و اصطلاحات سرّه فارسی، به بهانهی خارجی بودن آنهاست. مثال مشهور و تاریخی این رویکرد، ممانعت از بکارگیری واژههای «دانشگاه» و «دانشکده» است. با آن که بارها نشان داده شد که برابرهای مذکور، در آثار قدمای زبان فارسی وجود دارد؛ از آن جمله این جانب عکس صفحات کتاب آییناکبری(تألیف ابوالفضل علّامی- وزیر جلالالدین محمد اکبر) را نشان دادم، که در آنها واژههای دانشگاه و دانشکده بکار رفتهاست. ولي از جهالت و تعصب دست برنداشتند.
اخیراً وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان، به فرمان رهبر غایبشان، جمعي را موظف ساخته تا لایحهی «یکسانسازی روش املای زبانهای پشتو و دری» را آماده سازند. اما از همان ابتدای کار، در سرنام این «جمع»، واژهی انگلیسی «ورکشاپ»(Workshop) را گذاشته اند: «ورکشاپ پنج روزهی اصلاح و یکسان سازی روش املای زبانهای پشتو و دری». یعنی به قول حضرت سعدی:
خشت اول چون نهد معمار کج/ تا ثریا میرود دیوار کج
در حالي که- کم از کم- از هزار سال به این طرف در نثر و نظم فارسی واژهی«کارگاه» به معنی محل کار و تولید کالاهای مادی یا معنوی، کاربرد دارد.
به طور مثال:
در نثر، از تاریخ بخارا: « وبخارا را کارگاهي بودهاست میان حصار و شهرستان، نزدیک مسجد جامع؛ و در وی بساط و شادروانها بافتندی».
در نظم، دو نمونه از منوچهری، شاعر دربار محمود و مسعود غزنوی:
صد کارگاه ششتر کردهست باغِ لاش
صد کارگاه تبت کردهست دشتِ طی
یا:
چنان کارگاه سمرقند شد/ زمین از درِ بلخ تا خاوران
در و بام و دیوار آن کارگاه/ چنان زنگیانِ کاغذ گران
طالبان به عمد از حقیقت وجود این برابرها چشم میپوشند؛ چون بیگمان در آن جمع کساني هستند که به این امر واقفان، و این موارد را به آنان تذکر دادهاند. ولي از آنجایي که این معادل در زبان پشتو وجود ندارد؛ لاجرم زبان فارسی را باید از پیشرَوِی باز دارند.
باري، در دورهی جمهوریت، در همین وزارت اطلاعات و فرهنگ، سخن بر سرِ نام همین وزارت بود. «اطلاعات و کلتور» گزینهی بود که اکثریت یک «کارگاه»- از جمله یکي از مقامات تلویزیون شمشاد- بر تأیید و تصویب آن پا میفشردند؛ تا نکند که «اطلاعات و فرهنگ» تصویب شود. در یک جلسه که اکثریت با آنان بود، موقتاً مقرر گشت که نام وزارت «اطلاعات و کلتور» باشد. آن مقام تلویزیون مذکور، از خوشی اینکه «اطلاعات و فرهنگ» تأیید و تصویب نشد، در بیرون صحن وزارت، اتن به راه انداخت!
اگر تعصب را کنار بگذارند، باید بنویسند: «کارگاه پنج روزهی اصلاح و یکسان سازی املای زبانهای فارسی و پشتو».
محی الدین مهدی
>>> آقای مهدی نکنه که نظرتو این است تمام فیرو امام ابوحنیفه زبان فارسی صحبت کند اگر واقعا به امام ابو حنیفه احترام و پیرو او استی به برادران به وطن داران و هم زبان تاجیکت و کشور تاجیکستان در درجه اول به امام رحمان پیشوای ملت تاجیکستان بگوید این قدر پای کوبی و رقص فحشاء ی نکند اول از خدا شرم کنید دوم از پیامبر شان از محمد ( ص ) حیا کند دوما از امام ابو حنیفه شرما حیا کند تو چی میگوی مذهب امام امام ابو حنیفه که زبانش پارسی است ما باقی که اسلام روا و ناروا را ایله کردی به زبان ش چسپیدی الحمدالله حال در افغانستان دولت آمده است اگر لازم بشه به تمام علمائ دنیا حاضر است درس فقهی بدهد جنابعل نه نه ده قیصه اسلام است ی نه ده قیصه امام ابو حنیفه استی تو و امثال شما پیرو غربی پرست استی فقط نظر ت است که در افغانستان دوباره جنگ قومی و زبانی شود شما مفت خورا تکیه بر صندلی قدرت بزنید نه ده فکر ملت افغانستان استی نه ده فکر مسلمانی ملت افغانستان استی نه حتی ده فکر قوم تاجیک استی با چی زبانی به شما غرب پرست بکوبم که شما حتی یک نظر حق نداری ابراز کنید تو و امثال تو حال 70 سال عمر بی برکت کردی اگر شما در فکر ما ملت و مسلمانی ما ملت بودین حال افغانستان گل گلذار بود شما به حامین نادان کاریتان هم افغانستان و هم ملت افغانستان را دربدر کردین شما خلقی و پرچمی نباید از مسلمانی ملت افغانستان حرف بزنید شما جاسوس های استخبارات کشورهای غربی استی حال که در افغانستان یک دانه کفش ندارید چسپیدی به زبان به امام ابو حنیفه شما هم هویت تان هم مسلمانی تان هم قوم تان هم تمام ملت افغانستان به این روز ها انداختین به زبان ساده ما ملت هیچ فرهنگ به غیر فرهنگ خود ملت افغانستان نمی خواهیم و بس
یک مهاجر افغانستانی
>>> زبان یک وسیله افهام و تفهیم است.
در جهان حدود شش هزار زبان که با لهجه های مختلف با هم حرف میزنند ،وجود دارد.
در عصر و زمان حاضر با پیشرفت علم و تکنالوزی وسایل ارتباط دسته جمعی و اخبار و اطلاعات و نشرات چاپی رادیو و تلویزیون و انترنت و شبکه های اجتماعی در جهان گسترده است،هر سال یک تعداد زبان هایی که بین مردم کمتر با آن حرف زده میشود،از بین میرود.
یک تعداد زبان های دیگر نیز تحت تأثیر زبان هایی قرار میگیرند که مردم های زیاد تر با آن زبان تکلم میکنند و یا از نگاه علمی و تخنیکی در جهان زیاد تر مورد استفاده قرار میگیرند.مثل زبان های انگلیسی و فرانسوی و جرمنی د هسپانوی و غیره.
یک تعداد لغات ها و یا وازه های تخنیکی هستند که در غرب اختراع شدند و نام گزاری شدند و در دیگر کشور ها نتوانستند واژه یا لغات معادل آن را بسازند، در نتیجه به شکل اصلی آن باقی مانده است.
مثلاً در فارسی توانستند معادل واژه بایسکل را جور کنند و نام اش را گذاشتند دو چرخه. اما در لسان دری به همان شکل بایسکل باقی مانده است.
اما در فارسی ایرانی،در عوض آن که موتور سایکل را نامگذاری کنند که دوچرخه بی که توسط یک یک موتور به حرکت می آید، نام اصلی خودش را یعنی موتور سایکل باقی گذاشتند. در دری نیز موتر سایکل میگویند.
اما هستند لغات های تخنیکی که معادل آن پیدا نشده است و در تمام زبان ها به شکل اصلی آن مانده اند. مثل رادیو،تلویزیون،تیلفون،انترنت، موتور، واحد های اندازه گیری مانند متر و سانتی متر و کیلومتر و کیلو گرام و ملی گرام، کیلو وات و ولت و امپیز و سایر واحد های اندازه گیری و غیره.
ناگفته نماند که تفاوت لهجه ها و لغات ها تنها بین فارسی و دری وجود ندارد،بلکه بین دری و تاجکی و دروازی و شغنانی و در ایران نیز بین فارسی و کردی و بلوچی و غیره زبان ها وجود دارد.
با بمیان آمدن دین اسلام زبان فارسی تحت تأثیر زبان عربی قرار گرفت. با گسترش اسلام در نیم قاره هند ،زبان فارسی که تحت تأثیر زبان عربی قرار گرفته بود،وارد زبان هندی شد و در نتیجه زبان هندی نیز تغیر کرد و لغات های عربی و فارسی شامل آن شد.
در دوران استعمار انگلیس در هند،لغات های انگلیسی نیز شامل زبان هندی یا اردو شد که در نتیجه لغات های اصیل زبان هندی حالا کمتر در آن دیده میشود.
زبان فارسی فعلی در ایران نیز از زبان و لهجه قدیم فارسی که در ایران بود، تغیر نموده است. زیرا در زمان رضا شاه پهلوی، زبان فارسی عربی زدایی شد و لغات های عربی جایگزین لغات های جدید ساخته شده توسط کمیسیون شد و لهجه فارسی نیز تحت تأثیر لهجه فرانسوی که روابط ایران با فرانسه در آن دوران خوب بود،گردید. حالا در خود ایران نیز گویش فارسی در داخل شهر ها تا شهرستان ها یا قریه جات فرق میکند.
در افغانستان نیز تفاوت بین گویش شهری ربان دری و قریه جات وجود دارد.
گویش زبان دری امروزی نیز تا زمان های قدیم فرق میکند.
زبان دری قدیم در زبان اردو با هندی زیاد دیده میشود که امروز در افغانستان مورد استفاده قرار نمی گیرد. هرچند این لغات های قدیم با تلفظ اشتباه شامل زبان هندی شده است،اما فهمیده میشود که اصل آن زبان دری قدیم است.
مثلاً در هندی میگویند: کها چلی که اصل دری آن کجا جهی است که امروزه استفاده نمیشود و در عوض میگویند: کجا میری. که در فارسی ایرانی میگویند کجا میرید که اصل فعلی آن کجا میروید است.
یا در هندی میگویند کیا بات هی که اصل آن چی ها بحث است که دری است. اما در زمان فعلی استفاده نمیشود و میگویند که چی گپ است. در فارسی ایرانی میگویند که چه خبری.
به همین شکل تغاوت ها در گفتار و لغات ها و وازه های قدیم فارسی و دری و تاجکی و لهجه های قدیم فارسی و دری وتاجکی و سایر زبان های شاخه فارسی و دری مانند کردی،دروازی و شغنانی و سایر زبان ها مانند هزاره گی وجوددارد.
جالب اینجاست که قبل از انقلاب ثور،هزاره های افغانستان کاملاً زبان و لهجه های هزارگی خودرا داشتند.اما بعد از مهاجرت به ایران،تحت تأثیر زبان فارسی ایرانی قرار گرفتند و دعوی بر سر دانشگاه و پوهنتون داشتند. اما حالا میگویند که ما را تیر از نام دانشگاه،بکذارید پوهنتون باشد. اما باقی ربان فارسی را تغیر ندهید.
مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است