| تشیع افغانستان میداند که کوچکترین لغزش میتواند کشور را به میدان رقابت ایران، پاکستان، عربستان، امارات، هند، روسیه، امریکا و دیگر قدرتها تبدیل کند | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۹:۳۹ ۱۴۰۵/۶/۱۶ | کد خبر: 200856 | منبع: |
پرینت
|
|
هموطنان عزیز!
افغانستان بار دیگر در برابر یک ازمون تاریخی ایستاده است. ازمونیکه اگر ملت انرا جدی نگیرد، دیگران سرنوشت افغانستان را پشت درهای بسته خواهند نوشت!
امروز مساله فقط اختلاف میان قندهار و حقانی، طالبان و اپوزیسیون یا کابل و اسلاماباد نیست.
جنگ اوکراین، بحران خاورمیانه، رویارویی ایران و اسراییل، تنش پاکستان و طالبان و رقابت روسیه، چین، هند، امریکا و کشورهای عربی، افغانستان را دوباره به قلب یک بازی بزرگ ژیوپولیتیک کشانده است.
در چنین شرایطی، فشار فزاینده بر ظرفیتهای مذهبی و اجتماعی شیعیان، محدود سازی مراکز علمی و مذهبی و بسته شدن حوزه بزگ خاتمالنبیین، زنگ خطر بسیار جدی است.
ممکن است طالبان این اقدامات را مساله اداری، امنیتی یا داخلی بداند.
اما در فضای ملتهب منطقه، هر فشار مذهبی میتواند به شکاف ژیوپولیتیک تبدیل شود و هر شکاف راه را برای دخالت خارجی و جنگ نیابتی باز کند.
مردم شریف افغانستان باید بدانند:
جامعه تشیع تاکنون خویشتنداری کرده است ، نه از ضعف، بلکه از مسوولیت!
تشیع افغانستان میداند که کوچکترین لغزش میتواند کشور را به میدان رقابت ایران، پاکستان، عربستان، امارات، هند، روسیه، امریکا و دیگر قدرتها تبدیل کند.
به همین دلیل با وجود فشارها، راه ثبات و عقلانیت را برگزیده است.
اما طالبان باید بفهمد:
خویشتنداری را با ناتوانی اشتباه نگیرید!
هیچ جامعه ای نمیتواند تا ابد در برابر حذف تدریجی حقوق مذهبی، سیاسی و اجتماعی خود سکوت کند.
اگر خطوط قرمز جامعه شیعه شکسته شود، پیامد ان فقط یک اعتراض مذهبی نخواهد بود ، ممکن است زنجیرهای از واکنشهای سیاسی و ژیوپولیتیک اغاز شود که کنترل ان از دست همه خارج گردد.
اما هشدار ما فقط به طالبان نیست.
به اپوزیسیون نیز هشدار میدهیم:
افغانستان دیگر ظرفیت جنگ نیابتی تازه را ندارد.
هر نیرویی که خیال کند با پول، سلاح، استخبارات و حمایت خارجی میتواند از مسیر جنگ به قدرت برسد، باید بداند که افغانستان این تجربه را بارها ازموده و هر بار ملت قربانی و صاحبان قدرت پیروز شده است.
نه طالبان حق دارد افغانستان را ملکیت یک جریان بداند.
نه اپوزیسیون حق دارد افغانستان را سکوی بازگشت خود تصور کند.
و نه قدرتهای خارجی حق دارند مردم افغانستان را ابزار رقابت خود بسازند.
ملت افغانستان باید خود با بصیرت سیاسی از این بازی کثیف وتکراری بیرون بیاید، اما نه با انزوا، بلکه با سازمان یافتگی سیاسی.
راه نجات کشور تشکیل یک اجماع ملی واقعی است.
اجماعی که در ان شیعه و سنی، همه اقوام، زنان و مردان، جوانان، علما، دانشگاهیان، جامعه مدنی، مهاجران و نخبگان داخل و خارج کشور سهم واقعی داشته باشند.
نه یک نشست نمایشی دیگر!
نه ایتلاف چند چهره برای تقسیم قدرت!
نه بازتولید تنظیمها و مافیاهای گذشته!
بلکه یک پیمان ملی برای نجات افغانستان.
این اجماع باید به یک منشور ملی برسد.
منشوری بر چهار اصل:
حاکمیت ملی؛ حکومت فراگیر؛ برابری حقوق شهروندی؛ و سیاست خارجی مستقل و متوازن.
پس از ان، یک نهاد ملی فراگیر و مورد اعتماد مردم باید ماموریت پیدا کند گفتگوی ملی، اصلاح ساختار قدرت و گذار به یک نظام مشروع و پاسخگو را سازماندهی کند.
این نهاد نباید ابزار یک قوم، مذهب، طالبان، اپوزیسیون یا قدرت خارجی باشد.
هموطنان گرامی!
امروز افغانستان به یک انتخاب روشن نیاز دارد:
یا ملت صاحب سیاست میشود ، یا سیاست بازان بار دیگر ملت را قربانی منافع خود در جنگ های نیابتی میکنند.
ما نمیخواهیم قندهار را به میدان جنگ با کابل تبدیل کنند.
نمیخواهیم شیعه و سنی، هزاره و پشتون، تاجیک و ازبیک را دشمن یکدیگر بسازند.
نمیخواهیم افغانستان بار دیگر میدان جنگ ایران و عربستان، هند و پاکستان، روسیه و غرب یا هر قدرت دیگری شود.
افغانستان به دشمن جدید نیاز ندارد بلکه به اراده ملی جدید با حضور مردم در صحنه علیه هر گونه تبعیض و تعصب نیاز دارد تا اینکه:
طالبان باید بفهمد که حکومتکردن با حذف ممکن نیست.
اپوزیسیون باید بفهمد که نجات افغانستان با جنگ نیابتی ممکن نیست.
قدرتهای خارجی باید بفهمند که افغانستان ازمایشگاه رقابت انان نیست.
و ملت باید درک کند:
سکوت سیاسی، بیطرفی نیست، اگر ملت سازمان نیابد، دیگران به نام ملت تصمیم خواهند گرفت.
امروز باید از همه جریانهای سیاسی، مذهبی، قومی و اجتماعی یک سوال تاریخی پرسید:
ایا افغانستان را میخواهید یا قدرت افغانستان را؟
اگر افغانستان را میخواهید بر سر افغانستان توافق کنیم.
بر سر عدالت، برابری، حکومت فراگیر و عدم استفاده از قوم و مذهب بعنوان ابزار قدرت.
و بر سر یک اصل بزرگتر:
هیچ قدرت خارجی نباید از اختلافات داخلی افغانستان برای جنگ نیابتی خود استفاده کند.
هموطن درد مندم !
افغانستان در استانه یک پیچ تاریخی قرار دارد.
اگر امروز عقلانیت جامعه بر تعصب پیروز شود، میتوانیم کشور را از جنگ بزرگ بعدی و اعمال محدودیت های ظالمانه نجات دهیم.
اما اگر انحصار قدرت، حذف مذهبی، قومگرایی و وابستگی خارجی ادامه یابد، اتش افغانستان دوباره روشن خواهد شد و اینبار ممکنست هیچ قدرتی قادر به خاموشکردنش نباشد.
پس مردم افغانستان و جامعه شیعه نیز باید بداند که حفظ ثبات افغانستان مسولیت تاریخی ماست.
اما حفظ ثبات به معنای پذیرش حذف و تحقیر نیست.
سکوت برای صلح است.
خویشتنداری برای ثبات است.
اما سکوت، چک سفید امضا نیست!
اگر خطوط قرمز حقوق و کرامت شهروندی شکسته شود، ملت حق دارد از راههای مسالمتامیز، مدنی و سیاسی برای دفاع از حقوق خود استفاده کند.
و اگر همه گروهها به جای تکیه بر قدرتهای خارجی، حول یک اجماع ملی واقعی گرد ایند، هیچ قدرتی نخواهد توانست افغانستان را به میدان جنگ نیابتی خود تبدیل کند.
هموطنم!
این لحظه، لحظه تماشا نیست.
ملت باید پیش از انکه دیگران جنگ خود را در خانه ما اغاز کنند، بازی ملی خود را اغاز کند.
نه برای انتقام بلکه برای عدالت.
نه برای جنگ بلکه برای نجات.
نه برای تصاحب افغانستان بلکه برای ساختن افغانستان.
این سرزمین دیگر نباید میدان بازی دیگران باشد.
بلاخره مردم افغانستان باید صاحب سرنوشت خویش شود!
سید باقرشاه (احمدی)
>>> لالام جان وقت گذاشتم به دقت خواندم تنها ترس از ایجاد یک نیروی ضد طالب قوی آن هم با یک حامی قدرتمند در سطر سطر اش هویدا بود همه میدانیم منسجم تمرین قطعه کنونی فاطمیون است که در صورت لزوم میتواند تا صدها هزار گسترش یافته اهل سنت ناراضی را هم به کار بگیرد آن هم صدها هزار این که نباید کشور میدان جنگ نیابتی شود چون سرنوشت کشور پشت درهای بسته تعیین میشود برای من تا مفهوم است یعنی به همین سرطان طالب بسوز و راضی باش یا این طرح خیالی و توهمی من را بپذیر همه میدانیم بیست سال پنجاه کشور در این خاک اردوی کامل ساختند دولت مدرن ساختن اما یک چیز همه را خراب کرد پایه بر دولت ملت نبود بر آب بود الان اگر سعادت تاجیک پشتو هزاره و قص علی در این است که سرنوشتشان پشت در بسته تعیین شود بگذار بشود از بوی باد که این روزها میاید این است که طالب هوای اهل سعود کرده و روزگاری نو در پیش است
روی است
>>> طالبان باید بفهمند که اگر هزاره ها یک بار دیگر ،مثل دوران عبدالرحمن خان که هزاره ها در مقابل اش قد علم کردند و دولت عبدالرحمن خان را از بین بردند،حالا در مقابل طالبان قد علم کنند،دولت طالبان نیز به سرنوشت دولت عبدالرحمن تبدیل خواهند شد.
بنأ این سکوت ما را نادیده نگیرند.
>>> سلام و احترام و احترامات از صمیم قلب آقای احمدی اگر مخلصانه برای این ملت و این کشور قلم بزنید و رهنمای کنید ملت افغانستان را مثل این نبشته تان یکمی باز هم از این هم مخلصانه برای این ملت و این کشور بزنید اون کم فکر کن سواد مثل من بهتر می فهمد اگر برای قوم برای زبان افغانستان را به گام مرگ بربادی نفرستیم این حرف ها مفت که طالب حقوق یک قوم را نمیخواهد بدهد یا ندهد مگر میتواند هیچ وقت نمی تواند درست است کم کسری باشد ولی این تور رهنمای ها این تور قلم زدن ها این تور سیاست مدارای این تور دلسوزی وطن و ملت کار هر کس نیست نبیشته های ....که همه اش قوم و زبانی قلم میزند این ها فقط منافع شخصی خود شان میبیند این ها نه به خاطر قوم قلم زده نه به خاطر زبان نه به خاطر تمام ملت نه به خاطر کشور این ها فقط وفقط منافع شخصی شان اگر این بزرگان مثل امثال تو قلم و زبان برای خیرخواهی آبادانی کل ملت افغانستان بزند دیگه چی نمیشه میماند دولت طالب چون یک دولت واحد است و ما ملت واحد مگر میتواند خاسته ها مرا اجرا نکند مگر توانش دارد در مقابل ملت واحد ایستاد شود به شرط که شما مرا ملت بدانید ما را یک ملت جور کنید نه قوم نه تایفه جور نکنید ما را یک ملت افغانستان جور کنید این خو طالب اگر هرکی باشد ما ملت افغانستان میتوانیم حق ملت ازش بگیریم باز مخصوصا ملت افغانستان شما برای ملت جور کردن کار کنید اگر ما ملت جور شدیم هم شما سر قدرت هم ما ملت در آسایش
سیل بین جمهوریت و امارت اسلامی افغانستان
>>> طالبان با شما به اجماع نمی رسد. حتی اگر تک تک مردم افغانستان از بین بروند باز هم طالب تغییر مسیر نمی دهد. روزی خودتان هم خواهید فهمید که راهی به جز جنگ و مقاومت وجود ندارد، امیدوارم آن روز دیر نشده باشد و موجودیت تان نابود نشده باشد.
مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است