تاریخ انتشار: ۱۱:۱۴ ۱۳۹۲/۴/۱۱ | کد خبر: 53979 | منبع: |
پرینت
![]() |
دفتر سیاسی طالبان، به تاریخ 28 جوزاى سال 1392 هجرى شمسی، در دوحه پایتخت قطر گشایش یافت. در مراسم گشایش این دفتر، در پهلوی مقامات قطری، شمار زیادی از نمایندگان طالبان شرکت کرده بودند.
مولوی شهاب الدین دلاور، قاری دین محمد شریف، شیرمحمد عباس استانکزی، سهیل شاهین، مولوی جان محمد مدنی، شیخ سید رسول ننگرهاری، حاجی زاهد احمدزی و مولوی نیک محمد.
زندگینامه اعضای معرفی شده برای دفتر قطر :
اول: سید محمد طیب آغا
سید محمد طیب آغا، رییس دفتر سیاسی قطر می باشد، وی حدود چهل سال قبل در خانواده ی مشهور عالم دین مولوی صاحب زاده، در منطقه جلاهور ولسوالی ارغنداب ولایت قندهار به دنیا آمده است. موصوف تعلیمات عصری خود را در کویته و تعلیمات دينى را در مدرسه به اکمال رسانده است. به علاوه ی زبان های ملی به زبان هاى انگلیسی، عربی، اردو و بلوچی نیز می تواند صحبت کند. در مسایل افهام و تفهیم و دیپلماسی مهارت خاص دارد. به علاوه ی اینکه پدرش عالم بزرگ منطقه بود، مجاهد فعال علیه قشون سرخ شوری نيز بود.
طیب آغا در زمان حکومت طالبان، نخست در دفتر روابط خارجی قندهار به کار خود آغاز کرد که قبل از تصرف کابل، حیثیت وزارت امور خارجه را داشت. بعداً در اسلام آباد به حیث دیپلمات در سفارت مقرر گردید و بعد از آنجا به حیث رییس دفتر ملامحمد عمر تعيين شد و تا سقوط حکومت طالبان، به حیث سکرتر و یا معاون اول به کار خود ادامه داد.
اسم وی زمانى ملا شد که در مارچ سال 2010، به میانجيگری آلمانی ها، با آمریکا در مورد یک سلسله مسایل مذاکرات ابتدایی را انجام داد. موصوف در حال حاضر، ریاست دفتر سیاسی طالبان را در دوحه به عهده دارد اما در روز گشایش این دفتر حضور نداشت.
دوم: مولوی شهاب الدین دلاور
مولوی شهاب الدین دلاور، عضو شورای رهبری دفتر سیاسی می باشد، پسر مولوی سید اکبر که عالم مشهور دین و وکیل پارلمان در دوران حکومت ظاهر شاه بود، می باشد. در زمان حکومت طالبان، وظایف مختلف را انجام داده است. در قضا و دیپلماسی تجربه ی کافی دارد، در کونسلگری پیشاور وظیفه اجرا کرده و به حیث سفیر در اسلام آباد و عربستان سعودی نیز وظیفه اجرا نموده و بعداً ریاست محکمه ی تميیز را در قندهار به دوش داشت، که بعد از دادگاه عالی بلندترین ارگان قضایی در کشور بود.
سوم: مولوی جان محمد مدنی
مولوی جان محمد مدنی، عضو دیگر شورای رهبری دفتر سیاسی طالبان در قطر می باشد. موصوف در ولسوالی پنجوایی قندهار به دنیا آمده است، عالم دینی است، تعلمیات خود را در مدینه ی منوره به پایان رسانده و در زمان حکومت طالبان، وظایف مختلف را انجام داده است.
در ابتداى حکومت طالبان، یکى از نویسندگان مجلۀ عربی، البدر بود. موصوف، رياست دفتر ارتباط خارجه در قندهار را به عهده داشت و بعداً به حیث سفیر در امارت متحده عربی تعیين گردید. به زبان عربی تسلط کامل دارد. مدنی در سال های اخیر به حیث مسوول مجله (الصمود) باقی مانده است.
چهارم: شیرمحمد عباس ستانکزی
شیرمحمد عباس ستانکزی، در ولسوالی برکی برک ولایت لوگر به دنیا آمده است. در سال های دهه ی هفتاد، در آکادمی نظامی دهرادون هندوستان، تعلیمات نظامی ديده و در هنگام جهاد با قشون سرخ شوروی، در صفوف گروه های مولوی محمد نبی و اتحاد، جهاد کرده است. در زمان حکومت طالبان، به حیث معین وزارت امور خارجه و معین وزارت صحت عامه، وظایفى را انجام داده است. وی نیز به زبان انگلیسى تسلط کامل دارد.
پنجم: قاری دین محمد حنیف
قاری دین محمد حنیف، در ولسوالی یفتل ولایت بدخشان به دنیا آمده است. تعلیمات بیشتر دینی خود را در پیشاور خوانده و در زمان حکومت طالبان، به حیث وزیر پلان و تحصیلات عالی وظیفه اجرا کرده است. همچنین در مذاکرات طالبان با ایتلاف شمال که در ترکمنستان برگزار می شد نیز سهم فعال داشت. وى به زبان عربی تسلط کامل دارد.
موصوف، سال گذشته در دانشگاه دوشیشا در شهر کیوتو مقيم جاپان، به یک کنفرانس علمی در مورد افغانستان سخنرانی مفصل ایراد کرد. وی نخستین فرد است که به حیث نماینده ی طالبان در رسانه ها نمایان شد و موقف طالبان را براى اشتراک کنندگان بیان کرد.
ششم: مولوی نیک محمد
مولوی نیک محمد، درولسوالی ناوه ی ولایت هلمند به دنیا آمده است. وی در زمان حکومت طالبان، معین وزارت تجارت بوده و بعداً به حیث رییس معارف ولایت قندهار وظیفه اجرا کرده است.
موصوف، اخيراً به حیث رییس کمیسيون معارف باقی مانده و اسم وی در سال 2011، زمانی در رسانه ها برملا شد، که در راس یک هیات سه نفری طالبان، در یک کنفرانس بین المللی در تهران شرکت کرده بود.
هفتم: حاجی محمد زاهد احمدزی
حاجی محمد زاهد احمدزی نیز باشنده ی ولایت لوگر می باشد و در زمان حکومت طالبان، به حیث دیپلمات در سفارت پاکستان وظیفه انجام داده است. در زمان جهاد، در گروه مولوى محمدنبی محمدی بود. وی اخيراً در امارات متحده ی عربی زندگی می کرد و مصروف فعالیت های تجارتى بود.
هشتم: محمد سهيل شاهين
سهيل شاهين، باشنده منطقه ی توتاخيل پکتيا است و تحصيلات خود را در پوهنتون بين المللى اسلام آباد انجام داده است. موصوف، به زبان انگلیسی تسلط کامل دارد و يک نويسنده ی خوب است و آثار بسیارى را نوشته است. وى همچنان در زمان حاکميت طالبان، مسوول مدير جريده ی انگليسى زبان کابل تايمز بود و بعداً منحيث ديپلمات مهم و درجه دوم، در سفارت افغانستان در اسلام آباد، ايفاى وظيفه می کرد. شاهين بعد از سقوط رژيم طالبان، به نوشته هاى خود به زبان انگليسى ادامه داد و در زمان جهاد عليه شوروى سابق نيز سهم قلمى و فرهنگى داشت و مصروف کار در کميته فرهنگى حزب حرکت انقلاب اسلامى به رهبرى مولوى محمدنبى محمدى بوده و تا کنون مصاحبه هاى انگليسى در مورد طالبان را، در رسانه هاى بين المللى تنظيم مى نمايد و نوشته هايى به زبان پشتو نيز دارد.
نهم: داکتر محمدنعيم وردک
محمدنعيم وردک، در ولسوالى چک ميدان وردک متولد و از مدرسه ی شهادت اين ولسوالى، فارغ گرديده است. موصوف سند ليسانس خود در بخش زبان عربى و دين شناسى را در پیشاور دريافت کرده و بعداً دوره هاى ماسترى و داکتری را در دانشگاه اسلام آباد سپرى نموده است. موصوف همچنان دوره ی حديث را در مدرسه ی حقانيه به پايان رسانده و با زبان هاى عربى و انگليسى تسلط کامل دارد.
وى در نشست شانتيلى فرانسه که در دسامبر سال گذشته برگزار شده بود، همراه با مولوى شهاب الدين دلاور نماينده ی طالبان شرکت داشت.
دهم: حافظ عزيزالرحمن
حافظ عزيزالرحمن، در ولسوالى دامان قندهار متولد گرديده، پدر آن ها در منطقه ی خود يک مدرسه ی بزرگ به نام هجرت نيز داشت. در زمان حاکميت طالبان، يک ديپلمات بلندرتبه در امارات متحدهی عربى و بعد از مدنى، مسوول سفارت بود. بعد از سقوط طالبان، به قطر رفت و از برکت سکونت درازمدت در محيط عربى روابط خوب دارد.
کد(14)
>>> والا خوب همه شان به زبان باداران غیر مستقیم خود خوب بلدیت دارند و همچنان با بادارن مستقیم (پاکستان) خود همیشه در تماس بوده اند، خدا میداند سر چند نفر بیگناه را بریده این و چند انتحاری را تربیه و تنظیم کرده اند، دولت امریکا شعاری داشت که میگفت ما هیچ وقت به تروریست ها مذاکره نمی کنیم و زمانیکه اولین بار طالبان در میز مذاکره با امریکا نشست 100 فیصد یقین پیدا کردم که این ها همه مزدور انگلیس یهود و امریکا میباشند، البته قبل از آن 99.99 فیصد یقین داشتم که نوکر یهود و انگلیس هستند. اینها همچنان نوکر عرب بوده و همه میدانند که عرب نیز نوکر امریکا میباشد.... طالبان زاده امریکا و انگلیس است و حتمآ برای اینها در حکومت افغانستان سهم میدهند، لیکن امریکا و کرزی باید بداند که این مفکرده سهم دهی به طالبان را از سر خود بیرون کنند وگر نه نه امریکا خواهد ماند نه کرزی و نه هم طالب...
وسلام امیری از کاه پل
>>> هر چه خوانده و یا نخوانده باشند هر داکتر و ماستری هم باشند یا نباشند مهم این است که دستانشان چی که از نوک پا تا فرق سرشان در خون بیگناهان مخصوصا اطفال و زنان بی گناه و معصوم و فقیر و ویرانی کشور غرق استند. اینها اندیشه شان کشتار و تخریب دیکتاتوری است که نه از نظر اسلام و نه از قوانین قبول شده بین بین المللی قابل قبول است. اجازه بدهید این موضوع را نیز روشن کنم که هموطنان این تصور را از اذهان شان دور کنند که گویا منجی اسلام و صاحبان اسلام همین طالبان و طرفداران آنهاست! خیر این بکلی برعکس است. در شرایط امروزی این گروه و طرفدارانشان یکسره در مقابل اسلام قرار دارند. من خیلی است آیات قرآنکریم را میدانم که اعمال طالبان و طرفدارانشان را محکوم کرده و آنها جاهلان و کوران و نا بینایان خطاب میکند. از آنجمله این آیه شریفه کافی است که میگوید لااکرا فی دین! یعنی تو حق نداری کسی را بزور بدین خود بیاوری . از نظر طالبان هرکس که مثل خودشان فکر نمی کنند یا باید مطیع باشند یا هم نابود شوند. از شیعه و سنی گرفته تا امریکایی و اروپایی و غیره ولی جایز است که قاچاق مواد مخدر کنی و حتی فحشا و منکرات هم قبول است اگر در پاکستان باشی!
رحمت الله کابل
>>> خلاصه همه دست پرورده پاكستان اند.
>>> همگی شان .. ملی است و همیشه به نفع پاکستان کار کرده و در زمان امارت شان دستور خویش را از پاکستان میگرفتند پس در نتیجه گفته میتوانیم که اینها خ.. ملی بوده و غلامی اجنبی ها را همیشه به زوق شوف انجام میدهد.
حقجوی کابل
>>> این نوع اشخاص ها یکه نام شان باسوانح بسیار عالی در صفحه کمپوتر به نشر رسیده خوب ماستر صاحب .و دکتور صاحب .وفلان وفلان .صاحب..که اینها کسانی هستند که بخاطر ازبین بردن ازعان مردم ودا رایهای مردم وبخون کشاندن مردم وویران کردن تمام ابادیهای عاملمنفعه مردم این کشور درکشور مانندی پاکستان دوکتورا گرفته اند.
که بتواند خد مت خوبی به شیخهای عربی اسرایل پرستان ودیگر رژ یم سازمان یا فته استخبارات پاکستان ..کسا نکه دراین شبکه صا دیقانه وبیطرف کار میکنند در دنیا کامیاب .ودر اخیرت از جمله صالیحن حشر شوند..بااحترام .
امن الله . ورسجی.
>>> شیرمحمد عباس hستانکزی برادر قاتل استاد ربانی است.
>>> تقریبا اکثر اینها درپاکستان درس خوانده اند. در مدارس پاکستان در کنار دیگر مضامین یک مضمون بنام (قتل و انتحاری) تدریس میگردد و تمام اینها در همان مضمون علاقه مندی خاص داشتند.
ن. از کابل
>>> حرف مهم زندگینامه شان فراموش شده که هر یک غلام سرسپرده ای اس ای میباشند و منحیث یک ابزار برای کشتار هموطنان و خرابی وطن کمر همت بسته اند .
دورراندیش
>>> الحق امريكا براي يافتن چنين .. كه نام مسلماني را هم يدك بكشند زحمات زيادي كشيده و پولهاي بي حسابي خرج نموده و بايد انصاف داد كه وهابي ها و سعودي ها هم در پروراندن چنين .. خيلي خوب كار نموده اند .
.. همگي شان با اربابشان كه ..باشد محشور بفرمايد .انشاالله.
عبدالحي از تهران
>>> آیا واقعاً اشخاص تحصیل کرده و .. هستند؟ واقعاً .. هستند؟ من خو در مورد اینها شک دارم.
منیک شعری اینجا مینویسم خداکند اینها و همه رهبرانشان بخوانند:
لطفا این طنز را کاملا اینجا بگذارید تا همه بخوانند !!!!
خدا گر پرده بردارد ز روی کار آدمها
چه شادیها خورد بر هم، چه بازیها شود رسوا
یکی خندد ز آبادی ، یکی گرید ز بربادی
یکی از جان کند شادی، یکی از دل کند غوغا
چه کاذب ها شود صادق، چه صادق ها شود کاذب
چه عابد ها شود فاسق، چه فاسق ها شود ملا
چه زشتی ها شود رنگین چه تلخی ها شود شیرین
چه بالا ها رود پائین، چه سفلی ها شود علیا
عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمی دارد
وگرنه بر زمین افتد ز جیب محتسب مینا
شبی در کنج تنهائی میان گیریه خوابم برد
به بزم قدسیان رفتم ولی در عالم رؤیا
درخشان محفلی دیدم چو بزم اختران روشن
محمد(ص) همچو خورشیدی نشسته اندران بالا
روان انبیاء با او، علی شیر خدا با او
تمام اولیاء با او همه پاک و همه والا
ز خود رفتم در آن محفل تپیدم چون تن بسمل
کَشیدم ناله ای از دل زدم فریاد واویلا
که ای فخر رسل احمد برون شد رنج ما از حد
دلم دیگر به تنگ آمد ز بازی های این دنیا
زند غم بردلم نشتر ندارم صبر تا محشر
بگو با عادل داور بگو با خالق یکتا
چسان بینم که نمرودی بسوزاند خلیلی را
چسان بینم که فرعونی بپوشاند ید بیضا
چسان بینم که نا مردی چراغ انجمن باشد
چسان بینم جوانمردی بماند بیکس و تنها
چسان بینم بد اندیشی کند تقلید درویشان
چسان بینم که ابلیسی بپوشد خرقه ی تقوا
چسان بینم که شهبازی بدام عنکبوت افتد
چسان بینم که خفاشی کند خورشید را اغوا
چسان بینم که ناپاکی فریبد پاکبازان را
چسان بینم که انسانی بخواند خوک را مولا
غریب و خانه ویرانم فدایت این تن و جانم
مبادا نقد ایمانم رود از کف در ین سودا
چه شد تاثیر قرآنی چه شد رسم مسلمانی
کجا شد سوره ی یاسین کجا شد آیه ی طه؟
به شکوه چون لبم واشد حکیم غزنه پیدا شد
بگفتا بسته کن دیگر دهان از شکوه ی بیجا
عروس حضرت قرآن نقاب آنگه بر اندازد
که دارالملک ایمان را مجرد بیند از غوغا
به این آلوده دامانی به این آشفته سامانی
مزن لاف مسلمانی مکن بیهوده این دعوا
مسلمان مال مسلم را به کام شعله نسپارد
مسلمان خون مسلم را نریزد در شب یلدا
سفر در کشور جان کن که بینی جلوه ی معنا
برو خود را مسلمان کن پس فکر قرآن کن
خیال از اوج پایان شد فرو افتادم از بالا
سنایی رفت و پنهان شد مرا رویا پریشان شد
زابر دیده ام باران، فروبارید بی پروا
نه محفل بود، نی یاران نه غمخوار گنهکاران
گشودم گنج حافظ را که یابم گوهر یکتا
اطاقم نیمه روشن بود کتانی چند با من بود
که در تفسیر احوالم بگفت آن شاعر دانا
یقینم شد که حالم را لسان الغیب میداند
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
الا یا ایها الساقی ادرکا ساً و ناولها
کجا دانند حال ما سبکساران ساحلها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
که ما در گوشهء غربت ازو دوریم منزلها
بگفتا حافظ اکنون کمی از حال میهن گوی
به توفان مانده کشتی ها به آتش رفته حاصلها
بگفتا خامه خون گرید گر آن احوال بنویسم
فتاده هر طرف سرها شکسته هر طرف دلها
ز تیغ نامسلمانان ز سنگِ نا جوانمردان
بگفتم چون کند مردم، بگفتا خود نمیدانی؟
جرس فریاد می دارد که بر بندید محملها
>>> تمام این های که زندگی نامه شان ذکر شد ... همه دروغ گو و فریب کار هستند و از همه بدبختر مزدور و غلام امریکا اند.
شیوای شرق
>>> همه ایشان در پاکستان تحت توجه خاص آی اس آی تربیه یافته اند. پس از هر جهت ببینید ریشه مشکلات افغانستان پاکستان است و دولت مردان ما خموش و خموش برادر خطاب کرده روان هستند. خدایا خودت برحال این ملت مظلوم رحم بکن.
>>> شما يك بار متوجه شويد كه همه اي شان در مدارس پاكستان درس خوانده اند و در پاكستان زنده گي كرده اند درهمانجا بزرگ شده اند اينها همه غلامان حلقه بگوش چركستان هستند كه از كشور ما هيچ نميدانند نه قدر وطن ميدانند ونه قدر مردم اين سرزمين اينها فقط به پاكستان ومنافعش مي انديشند وبس. اينها درسرزمين غلام وغلامي درس خوانده وبزرگ شده اند نه قدر آزادي ميدانند و نه لذت آنرا چشيده اند اينها مانند مرغاني هستند كه پر وبال شان از طرف آي اس آي كنده شده كه هميشه بايد غلام باشند كه هستند.
>>> همه شان .. کار قرن استند اما یکی شان.. که از یفتل بدخشان رفته و در خشره کاری های ملاعمر خود را مصروف ساخته است.
راز محمد سرشار
>>> چه فرق می کند اینها نظر به ګفته شما هموطنان، غلامان پاکستان اند و جرم شان این است که با زبان انګلیس بلدیت دارند و در افغانستان هر وزیر و وکیل بادارش معلوم است که جرمنی است ، انګلستان است... است و یا امریکا!!!!!
آن وزیر که بدون بادار است در این وطن مهربانی کنید که کی است؟ پس نتیجه ګیری میشود که بادار همه همان آمریکایی ها است ، پس به اساس فورمول هندسه همه یکسان اند ، اما اینقدر فرق وجود دارد که قرار ادعای شما دوستان آنها غلامی شان را پنهان می کنند و در برابر آمریکایی ها می جنګند می کشند و کشته می شوند ، اما غلامان وطن اعم از وزیر ، وکیل و والی به صراحت برای همه ملت معلوم شده است که وابستګی اش با کدام کشور است.
>>> و لعنة الله علی الکافرین
مدیحه
>>> فهمیده نتوانستم ! همه افراد شامل لیست مربوط ملت... است...درهر صورت خطری متوجه همه ملتهاست .
فاریابی
>>> واقعاً طالبان در هر زمینه پیشرفت کرده اند ودر هر زمینه نخبههایی دارند که دارند به دنیا می فهمانند صلاحیت ادارهی کشور خودرا دارند.
برخی از کسانیکه نظر میدهند بدون اینکه بدانند آیا به نفع خود یا به ضرر خود هست می نویسند؛ مثلاً برخی ها نوشتهاند که دانش آموختگی اینها در فلان کشور بوده یا فلان کشور ....
آخه کدام افغان است که تحصیلات خود را درداخل افغانستان به اتمام رسانده؟
چه عیبی دارد افغانیکه در پاکستان مهاجر است در آنجا تحصیل کند؟
یا همین ایران ما حدود دو ملیون مهاجر در اینجا تا بحال هستند آیا بی سواد بمانند؟
کمی تعقل نمایید، فکر کنید وتعصب کور کورانه را کنار بگذارید اگه می خواهید افغانستان تان آباد گردد.
کاری ندارم ولی وقتی بیوگرافی اینها را خواندم به این نتیجه رسیدم طالبان تعصب ندارند اگه می داشتند فقط به پشتو زبانها اکتفا می کردند واز بدخشانی ها کار نمی گرفتند که طبق اطلاع قاصر من در بدخشان تاجیک هستند اگه اشتباه نکنم، واز استانهای دیگه مختلف در این زمینه کار گرفته اند.
باید اقوام وفرق ومذاهب دیگه اگه می خواهند واقعاً در کنار هم زندگی کنند بایستی اختلاف سلایق را کنار بذارند تا شاید دوباره افغانستانی ایده آل داشته باشند.
صادقی از منطقه نوزده تهران
>>> یک تاجک و نه پشتون! نه هزاره ونه ازبک. این نشان دهنده آنست که طالبان غیر از خود دیگران را نمیخواهند!!!!!!!
کابلی
>>> والله اینها که همه تحصیلات عالی دارند. کاش در اداره ی... کرزی هم از این قسم انسانها وجود میداشت۔
>>> اینها همه نوکران ا اس ای است.
>>> تشکر از برادرمحترمی که شعر مناسبی را درین مورد به نمایش مانده اند !
واقعاً شعر. موصوف بجا و مناسب بوده که دیگر جز تآیید نظر برادرم گزینه بهتر به چشم نمی خورد.
زنده باد!دین اسلام عزیز
زنده باد!مردم متدین و غیور افغانستان و جهان. زنده باد!حقیقت گویان.
>>> برادر محترم این طنز نیست بلکه بیان عریان واقعیت های جاری افغانستان است. واقعا" درست نوشتین.
بااحترام کریم شمالی
>>> برادرن اسلام من درباره تحصل این نماینده گان طالبان شک ندارم واقعا خوب دانسته وتحصیل با لای دارند که حتی از وکلا و بعضی وزرا کرزی کرده باسواد هستند: اما این ها فریب خورده کشور پاکستان وهمچنان امریکا لعین هستند: که امریکا دمبور میزند پا کستان تبله طالبان رقص میکنند و کشور... اینهارا تشویق میکند و تماشاه میکند: این تا هنوز لزت وطن خود را نخورده اند مصروف رقص کردن هستند تا وقتکه با خبر می شوند:
وسیمی ولایت بدخشان
>>> زندگینا مه بچه بازی در قطر زندگینامه ادمکشی زندگینامه
انتحاری زند گینامه انفجاری زندگینامه خوردن خون یتمان
زندگینامه فروش دختران برای بچه با زان جهلستان زندگینامه
ضد تمام ملت افغانستان زندگینامه ضد اسلام وتمام مسلمانان
زند گینامه نوکری با وهابی سلفی جنگهوی نوکری بااسرایل
زندگینامه شیطنت شراب ومشروب خوردن زندگینامه حلال
کردن پسران برای طالیبان فرسنده طالیب بچه باز
مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است