تجربیاتی از جنرالان و نظامیان وطندوست....
در جنگ ها در سطح ملی کابینه جنگی تشکیل میشود، افراد ملکی و نظامی یکجا میشوند و تمام موثرین، رهبران کنار هم می آیند و کابینه جنگی را سمت سو میدهند و راه حل نشان میدهند 
تاریخ انتشار:   ۱۱:۱۴    ۱۴۰۰/۳/۱۹ کد خبر: 167331 منبع: پرینت

بنام خداوند بزرگ و به یاد ملت مسلمان و خدا پرست افغانستان،
نوشته ذیل را که میخوانید معنی آنرا ندارد که من تمام آنرا از ذهن و فکر خود نوشته باشم. از مدتی بدینسو با یک تعداد جنرالان و نظامیان وطندوست و با تجربه مشوره های داشتم که بعد از مشوره با آنها این نوشته را ترتیب کرده ام...
حالا دین ایمانی و وجدانی خود میدانم تا یکبار دیگر به مسوولین که گوش هایشان کمتر شنوایی دارد بگویم که هنوز هم فرصت اندکی وجود دارد.
میخواهم در ابتدا به زمامداران ما اشاره ی داشته باشم که بحث و مدیریت جنگ یک بحث خیلی عملی و یک بحث خیلی علمی، کلان و سرنوشت ساز است.
متاسفانه آقای اشرف غنی این بحث را خیلی خورد و بی ارزش ساخته است که گویا همه متخصصین جنگ باشد.
متاسفانه آقای غنی خود را سر قومندان اعلی میداند ولی هرگز از قومندانی آگاهی ندارد. ما در حالت جنگ قرار داریم اما حالت و پالیسی ما خیلی آرام و سکوت است گویا اینکه در کشور خیر و خیرت باشد.

همیشه در جنگ ها در سطح ملی کابینه جنگی تشکیل میشود افراد ملکی و نظامی یکجا میشوند و تمام موثرین، رهبران استراتژیک هم کنار هم می آیند و کابینه جنگی را سمت سو میدهند و کابینه جنگ هم به آنها فکر و مفکوره میدهد و راه حل نشان میدهد.

رهبران باید بدانند که در حال حاضر جنگ محلی است و این جنگ باید در چهار قدم مدیریت شود. اول در محل که محل هم سه قدمه دارد که محله اول ولسوالی است قدمه ولایت است و قدمه بین ولایت ها است بعداً کابینه سیاسی و کابینه نظامی زیر نام آن سوق و اداره ملی به میان میاید که اینجا مطلق نظامیان، استخباراتی ها و کنار شان اشخاص جامعه شناس، روانشناس نظامی، اقتصادانان که از نظر نظامی آنرا بررسی کند و کسانیکه متخصص جنگ های روانی هستند در این کابینه بنشینند، و کسانیکه متخصص بسیج روحانیون هستند باید بنشینند و همین جنگ را پلان گذاری و سمت و سو بدهند.

اگر این تنظیم ها به میان بیایید بطور مثال در هرات که باید رییس آن تنظیمه یک نظامی باشد که در هر بخش حلقه و یا متخصصین داشته باشد مثلاً در بخش اقتصاد، بخش روابط عامه بخش بسیج روحانیون بخش جوانان و بخش خانم ها بخش جامعه مدنی و همزمان نظامیان باشند که پلان گذاری کنند همچنان در ولایات این تنظیمه مکلف است تا پلان گذاری کنند که در کدام و لایت و ولسوالی تهدید است و باید بدانند که کدام ولسوالی را بلاک کنیم و کدام ولسوالی را تصفیه نماییم بعداً باید پول در اختیار این تنظیمه قرار داده شود و تمام بودجه انکشافی در همان جا باشد و وزرا تنها پلان گذار باشد بس.

حالا اگر میخواهید که شما یک ولسوالی را تصفیه کنید اگر افراد موثر آن ولسوالی که ضد طالب است جمع نشوند و کسانیکه متخصص هستند و کسانیکه میخواهند جنگ را رهبری کنند کنار هم جمع نشوند و پول کافی در اختیار آنها قرار نداشته باشد نمیتوانند ولسوالی را تصفیه نمایند.
به همین ترتیب ولسوالی های که تهدیدات بلند دارند و در همان ولسوالی دولت نیروی ضد طالب دارد تمام آنها را کنار هم بخواهند و بر ضد مخالفین استعمال نمایند در این صورت ما برنده میدان میشویم.

قانون ارزیابی تهدیدات این است و پلان گذاری استراتژی این است که تهدید را باید طبقه بندی میکنید و همان تهدید که بالقوه برای خودت است همان را درجه اول میسازید و دیگر تهدیدات که غیر فعال است و یا بعد فعال میشود او را هیچ میگویید و حتی کوشش میکنید که او را به نفع خود بسازید.
حالا شماید بدانید که راه صلح از میدان جنگ میگذرد به یاد داشته باشید که اگر طالب میدان جنگ را بگیرد بعد با شما صلح نمیکند و بعد از ۱۱ سپتامبر بالای شهر ها حمله میکنند حالا باید به این منظور تمام شعار همه کس بسوی جبهه و همه چیز در اختیار جبهه باید باشد.
باید بانک ها باز شود تمام پول های که وجود دارد باید به ولسوالی ها، ولایات و به تنظیمه ها انتقال داده شود تا برنده جنگ شویم بعد از آن پول پیدا کردن آسان است.

اگر در ظرف شش ماه تمام این نکات درنظر گرفته شود و جلو طالبان را بگیرد مطمعناً که جنگ به نفع دولت تمام میشود و بعد از آن دولت میتواند اراده خود را قویتر بسازد و میتواند دمکراسی و جمهوریت اینگونه تضمین شود.
من اکیداً میگویم و باور من این است که اگر طالب هدف گرفته شود و هر کس که ضد طالب است و در همان جبهه چهار قدمه شامل شود که قدمه، ولایت زون، ولسوالی و در سطح ملی تقسیم شود و اعتماد صورت بگیرد پول در اختیار قرار داده شود صد چند نیروی طالب در جامعه و نظام نیرو وجود دارد هم اردوی ملی ما آسیب نمی بیند هم مورال ملی تنظیم میشود و هم جامعه جهانی سیل بین هم به نفع ما فعال میشود.

فقط این همه بزرگواری نیاز دارد قفل های که در دهن دولت زده شده است این قفل ها شکستانده شود و تمام کسانیکه نمیخواهد و از طالب میترسند تمام آنها باید کنار دولت جمع شوند دولت باید قوی شود در غیر آن این سر و صدا ها دردی را دوا نمیکند.
باید تلاش شود که مردم را بسیج بسازیم و برنده جنگ شویم چون قوه اصلی مردم است.

یک جنرال کدام معیار را داشته باشد، جنرال کسی است که باید دانشکده جنگ را خوانده باشد یا اکادمی خوانده باشد و یا از ضابتی شروع کرده باشد و میدان را طی کرده باشد نه اینکه جناب رییس جمهور فرمان میدهد و خیاط هم برایش دریشی جور میکند. این شخص جنرال شده نمیتواند.
یک جنرال باید علم و دانش داشته باشد چون در حال حاضر جنگ علم روان است تنها در بخش روابط عامه یک مدیر جنگ باید چقدر بفهمد که در جنگ های روانی باید چقدر بداند. چقدر در تربیه، انگیزه دهی و تربیه عسکر خود فهم داشته باشد.
چقدر استعمال قوا و پلان گذاری را باید بفهمد.

این همه آسان نیست باید درکی از جامعه خود داشته باشد باید از فرهنگ جامعه خود بداند و باید از قوانین کشور خود فهم کامل داشته باشد. نه مانند اینکه یک شخص در یک شب سترجنرال میشود خیاط هم برایش دریشی آماده میکند پس آن شخص خیلی به سادگی سترجنرال میشود اما باور من این است که خود شخص نه بلکه دریشی آن سترجنرال میشود، به باور من کلاه آن شخص ستر جنرال شده است نه خود شخص و مفکوره آن...

احمد سعیدی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
جنرالان متخصص
احمد سعیدی
نظرات بینندگان:

>>>   ازخوانش مقاله این طورحس کردم که علی رغم فرزندان شجاع آماده به سربازی وفداکاری ها،میدان دردست عروسک های خیمه ی شب بازی امپریالیسماست که ارگ وبدنه ی نظام فسادرا می چرخاند ودستورهمین است که جنرال هاوشخصیت های مای ملی ووطن دوست آزادیخواه وسازمان های مردم نهاد بوسیله ارگ تارومار شود.
ارگ که مستقل نیست.ما که صاحب خانه خودواختیاردار جنگ وصلح خودنیستیم.

>>>   این جمهوریت سه نفره موضف است تا دولت را برای طالبان به شکل تدریجی واگذار کند شما هم از کی توقع دارید این جمهوریت با امارت هیچ فرقی ندارد

>>>   رئیس جمهور ما یک داکتر را لوی درستیز ویک فردبی مسلک را بحیث وزیرداخله تعیین میکندنتیجه اش کشتار بی رحمانه پولیس ها محاصره اردوی ملی سقوط السوالی ها وناکامی های بیبشمار همه روزه برای حکومت ناکام ماست
اگر هرکس میتواند دربخش تنظامی کار کند پس برای تاکادمی نظامی مارشال فهیم چجی ضرورت چون فاکولته طب موجود است از فارغان پوهنزی طب قوماندانان فرقه ها قول اردو ها وکندک ها تعیین گردند
در دو دوره ریاست جمهوری متفکر کابینه اش تکمیل نشد !

>>>   غنی طالبان را در افغانستان جابجا میکند و مناطق ازبکان، تاجیکان و هزاره ها را به طالبان تخلیه میکند شما از غنی طالب توقع نداشته باشید او بدتر از طالب است و طالب بدون غنی نابود است

>>>   تا غنی دیوانه در ارگ حاکم است کشور روی آرامی را نمیبیند.
پاکستان دشمن ماست و طالب چماق دست پاکستان، اما ارگی ها و نوکر های پاکستان راه صاف کن دشمن هستند.
شیطان بزرگ را چندین نایب در منطقه است که طالب و داعش و القاعده تنها سه نایب اند و متباقی چوچه و بچه هایش همه در دامان این سه نایب رشد میکنند.

>>>   سعیدی صاحب ان دورانها و زمانها که قوای مسلح افغانستان پر از جنرالان با تجربه به سطح ارکان حرب بود گذشت.
جمهوری دموکراتیک افغانستان در طول تاریخ نظامی کشور بیشترین صاحبمنصبان را اراسته با فنون حربی تقدیم جامعه کرد . شهادت و دلیری جنرالان حماسه افرین قوای مسلح جمهوری دموکراتیک افغانستان در جنگ جلال اباد ۱۹۸۷-۱۹۹۱ مصداق این حقیقت میباشد.جنرالان پاکستانی کتابها در مورد شکست جنگ جلال اباد نوشته اند و دفاع از ولایت ننگرهار و شکست تروریستان جهادی داخلی و خارجی برای انها زنگ خطر بود . به همین خاطر انها مصمم گردیدند که با سقوط نظام سیکیولر نجیب الله اولین اقدام باید نابودی قوای مسلح افغانستان باشد و رهبران تنظیمها این وظیفه را به خوبی و شایستگی برای باداران پاکستانی شان انجام دادند. البته حزب وحدت نیز در این جنایت دست کم از تنظیمهای پشاوری نداشت.
من همیشه برای باز دید دوستان عسکری به اکادمی تخنیک در جوار پوهنتون کابل میرفتم ...اکادمی تخنیک با صنف های مجهز با وسایل و صنوف درسی و خانه های رهایشی ان که توسط جمهوری سوسیالیتی چکوسلواکیا اماده گردیده بود برایم خیلی دلچسپ بود...همه ویران شد ..تباه و برباد شد.
سعیدی صاحب شما درست فرموده اید . در انهنگام ستر درستیز متشکل از وزیران سه وزارت نظامی بود که رهبر حزب و دولت در راس ان بود.تمام تصامیم در مشوره با هم صورت میگرفت. چرا در جنگ جلال اباد دولت پیروز شد برای انکه دوکتور نجیب الله منحیث سرقوماندان اعلی هر نیم ساعت از جبهه جنگ گزارش میخواست و هدایات لازم را صادر میکرد ...
نجیب الله اگر خادیست بود به ضم دوستان هر کی بود یک قوماندان ورزیده و استراتیجیست ماهر بود ..این را من نه بلکه امریکاییان در گزارشات شان به پنتاگون اقرار کرده اند...
حالا سرقوماندان اعلی غنی خان با پیراهن و تنبان پاکستانی و کرتی و بوت غربی به تن میباشد نه خودش و نه اطرافیانش از علم جنگ و فنون نظامی اگاهی دارند به همین خاطر ولسوالی ها یکی بعد دگر سقوط میکند. شاید در ذهن دوستان سوال خلق شود که اگر قوای مسلح افغانستان در وقت نجیب و شخص نجیب الله این قدر ماهران جنگ بودند چرا سقوط کردند ... جواب روشن است زیرا نجیب الله در برابر چهل و سه کشور سوگند خورده به شمول هفت تنظیم تبهکار جهادی و سی و پنج هزار تروریست عرب و افریقایی میجنگید در حالیکه از بیست سال بدینسو در پشت و پناه جمهوری اسلامی افغانستان ناتو با تمام قوت موجود بود ولی باز هم در هر قدم شکست نصیب قوای مسلح گردیده و هر روز سربازان اسیر و کشته میشوند .
روح تمام سربازان و افسران قوای مسلح دوران کارمل و نجیب و انعده سربازان و افسرانی که در این بیست سال اخیر جام شهادت نوشیده اند شاد..
احترام
عبدالحلیم دگروال متقاعد

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت خود را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است