بازی افغانستان به کجا ختم می شود؟
شعار صلح و کمیسیون و شورای صلح همه به منظور هموار کردن فرش سرخ زیر پای طالبان بوده. این پروسه به طالبان انگیزه و مشروعیت سیاسی بخشید و رهایی زندانیان باعث تقویت سنگر های شان شد 
تاریخ انتشار:   ۱۶:۰۷    ۱۴۰۰/۴/۱۵ کد خبر: 167579 منبع: پرینت

تحولات نظامی هفته های اخیر پیشبینی ها در مورد اینده سیاسی افغانستان را خیلی پیچیده و مبهم ساخته طوری که هرکس در جستجوی یافتن پاسخ این سوال است که این کشتی معیوب و زخمی به کدام ساحل لنگر خواهد انداخت و سرنوشت سواری ها چه خواهد شد و نا خدائی آینده این کشتی جه کسی خواهد بود و ده ها سوال بی جواب دیگر...

واقعیت این است که گفتن واقعیت سپردن نقد جان بکام مرگ است به همین دلیل پیدا کردن راه حل هم همه را گیج و کلافه کرده است‌.انچه میدانم و میتوانم دریغ نمیکنم.
چند واقعیت را باید بطور واضح و روشن با هموطنان و همشهریان خود شریک سازم.

طالبان با آنکه وسیله و ابزار استعمار اند اما بزعم خود شان وارثین خلافت و امامت و نبوت اند و باید حکومت مطلقه و آمرانه ای خود را داشته باشند. با این رویکرد فکری به این نتیجه میرسیم که بنیانگزاران شورای صلح و مراحل مختلف این پروژه اهداف غیر واقعی داشتند. چون شعار صلح و کمیسیون و شورای صلح همه به منظور هموار کردن فرش سرخ زیر پای طالبان بوده. این پروسه در سطح داخلی به طالبان انگیزه و مورال و در سطح خارجی مشروعیت سیاسی بخشید و رهایی زندانیان باعث تقویت سنگر های شان شد. پروژه صلح از اول تا آخر بخاطر اعاده اقتدار طالبان بوده اما هیچ سیاستمداری این ترفند را نفهمید.

فکتور دیگر دفاع از نظام است.
مردم افغانستان زیر چتر نظام و یا حکومت کنونی برهبری آقای اشرف غنی آماده حمایت و دفاع از حکومت نیستند. دولت فعلی افغانستان نسبت ضعف های فراوان که دارد در نزد مردم افغانستان وجاهت و حتی مشروعیت خود را از دست داده قابل حمایت نیست. به همین دلیل بسیاری از ولسوالی ها بدون جنگ و درگیری به طالبان تسلیم شدند و امروز بیش از یکصد ولسوالی به کنترول طالبان در آمده است که نمایانگر خستگی و سر خوردگی و دلسردی مردم از حکومت است.

درامه خیزش های مردمی.
خیزش های مردمی به هیچ صورت به معنی دفاع از حکومت نیست بلکه اظهار نفرت علیه طالبان است. افراشتن سلاح در بین جاده ها و چهار سرکی ها به هیچ صورت به معنی حمایت مردم از نظام نیست بلکه بخاطر مخالفت با طالبان و برخی ها با گرفتن پاکت های پولی است که طور عاجل و اپراتنیفی از خزانه دولت بی حساب و کتاب کشیده شده به افراد مشخص داده میشود که خیلی کم دوام است.

نمایش هایی چون دفاع زنان از نظام خیلی هم به معنی حمایت و دلبستگی زنان به حکو مت نیست. در کشوری که زنان حق ادای شهادت در محکمه را ندارند و یا حضور و مشارکت شان در تشکیل نیروهای امنیتی خیلی نمادین و اندک است. چطور میتوانند در سنگر جنگ و کار زار با طالبان بروند؟ طالبان که تانک ها را زنده از سربازان آموزش دیده میگیرند و سنگر ها را آتش میزنند و خشونت شان لرزه بر وجود هر انسان می اندازد، بر زنان بیشتر از پیش حمله میکنند.

فرجام این بازی ها چه خواهد بود؟
اگر رهبری حکومت افغانستان تعویض نشود احتمال حفظ همین نظام با همین سیما و شمایل خیلی ضعیف است. تازه طالبان در مرحله کنونی مناطق و سنگر های عقب مقاومت احتمالی را اول به تصرف خود در میآورند که از دور اول متفاوت است. لذا با کاهش حمایت های نظامی و لوژستیکی آمریکا احتمال فروپاشی نیروهای امنیتی بعید به نظر نمیرسد و وضعیت به سرعت در حال تغییر است.

طالبان و دیگران: این واقعیت را باید پذیرفت که دیدگاه طالبان نسبت به گذشته تغییر نکرده اینکه میگویند ما طالبان گذشته نیستیم. با اقوام و مذاهب و کشور های خارجی رفتار متمدنانه داریم همه غیر واقعی است. هدف اساسی طالبان سقوط نظام است بعد بحساب همه میرسند. اینها به هیچ صورت فقه جعفری را برسمیت نمیشناسند. به هیچ صورت اهل تشیع را در رده های بلند دولتی نمی پذیرند. به ارزش های حقوق بشری توجه ندارند فقظ به نوبت همه را زیر پا میکنند. درست مانند دور اول در قدم نخست با حزب اسلامی جنگیدند. بعدا با جمعیت و حزب وحدت در ان وقت با جنرال دوستم رابطه حسنه داشتند بعد از تصرف کابل به سراغ جنبش و یا جنرال دوستم رفتند. یعنی برای برداشتن موانع اولویت بندی کرده اند. اینها دشمنان خود را به نوبت میزنند.

نتیجه. اگر طالبان همه افغانستان را تصرف کنند چه اتفاق می افتد؟
طالبان چهره قابل قبول برای جامعه جهانی نیستند. از اینها اسناد و تصاویری وجود دارد که زنان را سنگسار و مردان را دست جمعی تیر باران و آبادی ها را آتش زده اند. اینگونه موجوداتی در جهان مدرن معاصر قابل پذیرش نیست. البته در داخل هم با داشتن روحیه نژاد پرستانه و برتری جویانه ای که دارند خشم برخی مردم را بر می انگیزند. در مناطقی که پایگاه قومی ضعیف دارند مردم دوباره علیه طالب قیام میکنند و جنگ قومی شدت میگیرد. دوباره جنگ ها از یک سمت آغاز میشود، افغانستان برای همیش میدان جنگ های قومی، مذهبی و در نهایت استعماری خواهد بود. در این سرزمین خبری از خوشی و سعادت نیست. آنچه نصیب نسل های بعدی میشود جنگ و خشونت و تنفر قومی و مذهبی است و بس.

احمد سعیدی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
شورای صلح
طالبان
نظرات بینندگان:

>>>   جناب سعیدی صاحب اصلاحزب ویاگروهی که واقعا طالب باشدوبرای آینده افغانستان کاربکندوجودندارد ورنه هرحزب وگروه سیاسی ازخوداساسنامه دارد خط مشی دارد رهبران سیاسی شناخته شده دارد شماببینید تابحال کسی رهبراین گروه راندیده حتی یک نوار سخنرانی دینی ویاسیاسی ازین هاوجودندارد خودملت بایدفکرکندکه این هاارکجاهستند حرف حساب
احمد

>>>   واقعا آخر و عاقبت چه خواهد شد
مگر زور است مردم نمی خواهند شما را
به زور که نمی شود بخواهید حکومت کنید
خب بروید در مناطق خودتان در جنوب آنجا حکومت کنید ما باید کی را ببینیم که نخواهیم طالبان را؟
باید کشور تجزیه شود چاره ای نیست

>>>   هیچ چیز نمی شود چون همه در انتظار بهشت اند و به این دنیا فکر نمی کنند.
آتش خاوری

>>>   بازی افغانستان به نابودی من و تو ختم می‌شود

>>>   بازی افغانستان به تجزیه پاکستان و گسست سیاسی در امریکا می انجامد.

>>>   تحلیل آقای سعیدی, کاملا درست و واقعبینانه است و کسانیکه با فلسفه ی وجودی و هدف از خلق کردن طوالب در سال ۱۹۹۴ آگاه بوده اند, از همان سال های اول کنه مطلب را و خواست پاکستان و عرب و انگلیس و امریکا و وسیله ساختن کمپنی یونیکال میدانسته اند و میدانند. از اول هم قرار نبوده که آن جریان پختونستان سازی فغانستان اینهمه مدت - ۲۷ سال - طول بکشد.

خائنین جریان بن, فغانستان را دو دستی به گروهی فاشیست که درواقع لابی ها و یا دلالان توالب در امریکا بودند از قبیل خلیلزاد و کرزی و غنی و احدی او داسی نور, تحویل دادند. کرزی و غنی و خلیلزاد و احدی, اینبار با همکاری و مشاوره ی پاکستانی ها راه حل هموار سازی مملکت را برای اشغال بی دردسر از طریق شمال طرح ریزی کردند و با کمک اتمر بصفت وزیر معارف, صد ها مدرسه در شمال تاسیس کردند و از جانبی هم افتی بنام حزب تحریر براه انداختند و با استخدام ملا های مشکوک و وهابی, زمینه ی فکری پذیرش لشکر مزدور را فراهم ساختند.

طالب یک جنبش اوغانی است با لباس نوعی از مذهب و هدف آن پختونستان سازی مطلق خراسان و محو پل ارتباطی زبان و در واقع گهواره زبان و مدنیت پارسی بین ایران و آسیای میان. امریکا و انگلیس و عرب و پاکستان, مجدانه متفق اند که این فرهنگ و ریشه ی سرسخت بیگانه ستیز و مقاومتگر را در شمال و صفحات مرکزی نابود بسازند. مساله ی اصلی, مساله ی شلاق و سنگسار توالب نیست, مساله ی اصلی اوغان سازی سرزمین خراسان است و درین راه نیروهای سیاه و سرخ و زرد و ابلق از طالب گرفته تا اخوانی و از غرب برگشته و فغان ملتی و سیافی زیر یک چتر تا دم مرگ باهم اند.

مردم باید اول تعریف درستی از دشمن که در وجود غنی بیمار خلاصه شده, داشته باشند و جنبش طالبی را یک جنبش مزدور اوغانی به منظور محو غیر اوغان ها بشناسند و فهمانده شوند که این جنگ, جنگ بقا یا فنا است و بس. این مرحله ی خطرناک, نیازمند طرد دلالانی از قبیل عبدالله و قانونی و سایر معامله گران روسیاه است و یک ایجاد یک جبهه ی ضد برتری جویی و سلطه و طرز فکر قبیلوی با شعار یا خراسان برای همه و یا هم حکومت طالبی پختونی , برای کوچی ها و قبیله گرایان در شرق و جنوب شرق و نظام فدرالی برای بقیه.

شاید بیان این مطلب, کمی سختگیرانه جلوه کند اما بزودی همه با این واقعیت تلخ روبرو خواهند شد و آنوقت شاید دیر شده باشد.

شمس فروغ

>>>   دوات غنی یک افتزاّ است امید. کلیم این خایینین برداشته شود وبزودی یک حکومت که حامی مردم شریف افغانستان باشد روی کار یابد ، طالبان انقدر غرق در مستی اند که اصلاً چشمان شان پرده گرفته و. با خیال باز به عساکر افغانستان حمله میکنند و. قتل وکشتار را براه انداخته اند و امید از سر خر خود پایین آیند و خواهان استفا غنی گردند وبا دولت مردمی افغانستان تشکیل دولت بدهند .
عبدالله ریحان

>>>   بر اوغان (پشتون) اعتماد نکنید.
سخن از جمهوریت است و هدف ادامه استبداد اوغان،
سخن از انتخابات ملت است و هدف تقلبات تنظیم شده اوغان،
سخن از صلح است و هدف تسلیمی قدرت کامل به اوغان،
سخن از وحدت ملی است و هدف حفظ منافع اوغان،
خلاصه اینکه تمام غیر اوغان ها باید با هم سخت متحد شوید، متحدانه علیه آنها بایستید، و متحدانه راه تانرا از این‌ها جدا کنید.

>>>   خلیلزاد هم فقط یک اوغان دیگر است و غیر از اوغانولی یا همان پشتونولی به چیزی دیگری پابند نیست، باوجودیکه حال رسماً زنخیر غلامی امریکا را چنان بر گردان انداخته که نماینده رسمی امریکا در کشور آبایی خود شده، این خاین پست۰
در شرایط فعلی تمام غیر اوغان ها یا غیر پشتون های کشور ما از هر قومی غیر اوغان که هستند باید شدیدا با هم متحد شوند چون بزرگترین دشمن همه شما همین تمامیت خواهی اوغان ها یا پشتون ها و انحصار قدرت توسط اوغان ها است نه هیچ چیزی دیگری بشمول داعش وغیره۰
اوزبیک هزاره تاجیک ترکمن پشه ئی بلوچ ایماق سادات و غیره تمام قوم های غیر اوغان با هم متحد باشید و بر ضد تمامیت خواهی و انحصار گرائی اوغان با هم یکجا ایستاد باشید، در غیر آن هویتتان را از دست میدهید تاریخ تان را از دست میدهید و اولاد اولاد تان مجبوراً غلام اوغان میشوند و ناگذیراً تسلیم تقلب و جعل کاری های اوغان خواهند شد۰

>>>   بازی افغانستان بطور موقت ختم میشود و غنی حمدزی افغانستان را به طالبان تسلیم کرد. این شروع یک دور دیگر است و بازی اصلی بعد از تسلیم تمام اقوام غیرپشتون افغانستان توسط کرزی و غنی به طالبان آغاز میشود که شاید سالها طول بکشد تا یک مقاومت تاریخی از درون جامعه شکل بگیرد که صد فیصد شکل میگیرد.
بیست سال است که امریکا و پاکستان طالبان را حفظ کردند تا امروز بقدرت بیاورند. کرزی و غنی احمدزی از روز اول اشغال افغانستان توسط امریکا با طالبان ارتباط مستقیم داشتند و در سرکوب اقوام غیرپشتون همنظر و همکار بودند. تمام ولسوالیها توسط دولت غنی به طالبان تسلیم شده است و در همین روزهای تسلیم شهرها توسط فاشیستان غنی احمدزی شروع میشود کابل را در را غنی و کرزی در اخر تسلیم میکنند. حالا کوشش میشود برای طالبان مشروعیت بدهند و کشورهای همسایه را در خواب کنند. این مقاومتها و جارو جنجالها همه دروغ است. هدف در اول این بود که سربازان را در شمال در مقابل طالبان به جنگ ساختگی بیندازند و در میان جنگ همه عساکر غیرپشتون را قتل عام کنند که مثال آن پسر جنرال ظاهر عظیمی با دوستانش بود. مردم شمال هشویار بودند و از پلان غنی، کرزی و رهبران طالب آگاه شدند و بدون مقاومت مراکز ولسوالیها را ترک کردند. علت شروع تسلیمی از شمال پلان شده بود چون از مقاومت مردمی میترسیدند. حرفهای مفت خیزش مردمی دروغ بود با این تبلیغات مردم را آرام کردند تا در برابر طالب قیام نکنند و منتظر دستور ملاغنی طالب باشند که بعد از تسلیم تمام افغانستان به طالب به این مردم بیچاره منتظر سلاح توزیع خواهد کرد. قیامهای واقعی مردم بعدها شروع میشود و این مقاومت این دفعه از عمق جامعه و توسط جوانان در طی سالیان آینده شکل میگیرد چون طالب مردم را دوباره از زندگی بیزار میکند و شلاق و توهین طالب جنبشهای بزرگی را شکل میدهد. غنی از طالب خطرناکتر، فاشیستر و وطنفروشتر بود. این کرزی و غنی بودند که طالب را از مرگ به زندگی و قدرت آوردند اما مرگ واقعی طالب تازه شروع شده زیرا در منطقه ما سرمایه گذاریهای بزرگ چین و روسیه و ایران، و کشروهای آسیای میانه و غیر در راه است طالب بغیر جنگ چیزی نمیداند و باید خود به خود در آنیده سقوط کند قیامهای مردم شاید ضرور نباشد اما قیامهای آگاهانه و منظم و برنامه ریزی شده مردم خود به خود شکل میگیرد و رهبران واقعی مردم از بین مردم سربلند میکنند این واقعیت تاریخ افغانستان است. هرگز به آن شک نکیند که حقیقت است.

>>>   "بازی افغانستان به کجا ختم می شود؟"
هیچ گروهی جنگ را رام کرده نتوانست این جنگ همه را رام کرد تا برانداختن حکومت های ترکمنستان قزاقستان اوزبیکستان و آذربايجان از اين موقع فعلاً ایران و پاکستان سود ببرند دیده شود تا چه وقت!
ع ا ه

>>>   جنگ شمال از نگاه ماهیت جنگ و اصول امنیتی تهدید واقعی و حتمی برای حوزه امنیتی روسیه است چون کشورهای آسیای میانه خط دفاعی و امنیتی روسیه میباشند. روسها خود بخواب زده اند و به طالب این مار آستین اعتماد کرده اند طالب روسها در آینده نزدیک نیش میزنند و پل عبوری داعش و تروریستان افارطیون مختلف به آسای میانه و چین و حتی هند میشوند. طالب نیروی افراطی است که با افراط سلفی و اسلام افراطی مجهز است و این برای آسیای میانه بدتر از زهر است و برای چین بدتر از تریاک است. از بین طالبان حرکت نهایت خطرناک داعش و اسامی خطرناک تر از داعش رشد میکند و توسط امریکا، سعودی، پاکستان و ترکیه حمایت ایدئولوژیک و مالی و تسلیحاتی میشود و صد دفعه خطرناک تر از دوره مجاهدین افغانستان برای روسیه است و این دفعه دامن چین و هند را نیز مگیرد. روسها و چینایی ها و هندیها چند سال بعد عمق خطر را درک میکنند آن وقت که کارد به استخوان آنها برسد و جلوگیری در آن وقت هزار دفعه مشکل تر از امروز است.

>>>   یا فدرالی یا تجزیه، ختم داستان.


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است