بیاد علامه شهید سید اسماعیل بلخی
 
تاریخ انتشار:   ۰۹:۲۰    ۱۴۰۰/۴/۲۵ کد خبر: 167685 منبع: پرینت

حاجتی نیست به پرسش که چه نام است این‌جا
جهل را مسند و بر فقر مقام است این‌جا
علم و فضل و هنر و سعی و تفکر ممنوع
آن‌چه در شرع حلال است؛ حرام است این‌جا
ریش زاهد، قلم منشی و فُرم افسر
حلقۀ حزب جوانان، همه دام است این‌جا
میِ آزادی و وحدت نرسد از چه به ما؟
مستبد شیخ صفت دشمن جام است این‌جا
ما به سرمنزل مقصود چسان راه بریم؟
راهزن رهبر و خس‌دُزد امام است این‌جا
فکر مجموع در این قافله جز حیرت نیست
زان‌که اندر کف یک فرد زمام است این‌جا
مگر از صحنۀ بُستان طبیعت دوریم؟
پخته شد میوۀ هر کشور و خام است این‌جا
ما از این مدرسه ناکام روانیم چرا؟
کام‌جویان همه در جُستن کام است این‌جا
برده‌گان سرخوش و آزاد به هرجا؛ امّا ـ
ملتی بر در یک شخص غلام است این‌جا
دیگران را به فلک سِبقت و دانش به دوام
رفتن ما به عقب هم به دوام است این‌جا
بلخیا! نِکبت و اِدبار، ز سستی پیداست
چارۀ این همه یک‌بار قیام است این‌جا

علامه سید اسماعیل بلخی
۱۳۳۶/۱۲/۲۸ محبس دهمزنگ کابل


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
بلخی
کابل
نظرات بینندگان:

>>>   شعر علامه بلخی در حقیقت بیانگر رنج و الام انسان جامعه طبقاتی است. شعر علامه بلخی معنی افکار مارکسیستی با بیان دگر میباشد. زمانیکه نکات اساسی دلایل عقب ماندگی و بدبختی جامعه از طریقی بر ملا میگردد و خلق ها برای مبارزه و تامین ابتدایی ترین حقوق شان اماده میگردند ...
روح شان شاد.
ذاکر حسین

>>>   (چاره این همه یکباره قیام است اینجا).
قیام هفت ثور صورت گرفت،نیم مردم بندی شدند،نیم مردم کشته شدند و نیم مردم زخمی شدتد و نیم مردم مهاجر پاکستان و ایران شدتد.
قیام مجاهدین در مقابل قیام هفت ثور صورت گرفت،نیم مردم کشته شدتد و نیم مردم زخمی شدتد و نیم مردم مهاجر پاکستان و ایران و کشور های اروپایی شدند.
قیام طالبان در مقابل مجاهدین صورت گرفت،باز نیم مردم کشته و زخمی و آواره شدتد.
قیام امریکا و ناتو و چهل کشور دیگر در مقابل طالبان صورت گرفت،باز صد ها هزار کشته و آواره و زخمی.
حالا باز قیام طالبان در مقابل دولت،باعث هزاران کشته و آواره و زخمی.
مه میگم الهی بلخی،همراه ای قیام ات در آتش دوزخ بسوزی که مردم را به قیام دعوت کرده،در بدر کردی.

>>>   روحش شاد و راهش پر رهرو باد

>>>   پرسید زان میانه یکی کودک یتیم ، کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست؟؟؟
گفت:بر قطرهٔ سرشک یتیمان نظاره کن
تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست!!!

>>>   صدای رسا او تا هنوز هم در گوشم زمزمه میکند و با آنکه طفل بودم و تازه الفبا را یا د گرفته بودم، میدانستم چه میگوید زیرا او برای همه و عام فهم گپ میزد. ترکیب آنچه در مورد شخصیت او از پدرم شنیده بودم و درک ارمان های او از زبان خودش چراغی شد که هیچگاه در مشکلات خم به ابرو نیاورم و همیشه تعین کننده مسیر راه ام خودم باشم. فرزندان من همه در خارج بدنیا آمده اند مگر از تمام کار نامه هایی اوباخبر اند. زنده گی به این قهرمان شهید مجال نداد تا انقلاب واقعی مردمی را رهبری کند. آنانیکه با ظاهر بچه نادر ویسکی مینوشیدند و به او جفا کردند با تاسف حالا در خارج خود را سردمداران راه او میگیرند.
آتش خاوری

>>>   علامه سید اسماعیل بلخی بیشک یکی از شخصیتهای بر جسته و مبارز بود. او رنج مردم را بخاطر بیعدالتی های اجتماعی بخوبی درک کرده بود و در احقاق حقوق محرومین تا اخرین رمق حیات رزمید.احترام عمیق به کارهای قلمی ایشان دارم ...
اما اندیشه های سید ریشه عمیق طبقاتی نداشت. زیاده تر کارکرد های ایشان در حوزه های علوم دینی به خصوص در ایران و عراق و از طریق ان صدای اعتراضات خویشرا به گوش حاکمان جبار افغانستان ایران و عراق میرسانید. یکی از طرحریزیهای موصوف تغییر نظام برای بهبود وضع اشفته ای اجتماعی بود.زمان به ما نشان داد که تغییر نظام شاهی به جمهوریت و بعد از ان پیروزی قیام نظامیان مربوط حزب دموکراتیک افغانستان برهبری حفیظ الله امین نیز معضلات فراوان برای کشور بار اورد ...
بجا است که طرز دید رهبران و شخصیتهای سیاسی در کشور را در مورد چگونگی تغییر نظام اجتماعی عمیقا مورد ارزیابی قرار دهیم.
عبدالوکیل یکی از رهبران سابق ح.د. خ. ا در کتاب از پادشاهی مطلقه تا سقوط جمهوری دموکراتیک افغانستان مینویسد که:{{ زمانی از ببرک کارمل پرسیدم که برای رسیدن به قدرت سیاسی راه های کوتاه تر نیز وجود دارد و در نتیجه صحبت عبدالوکیل مینویسد که پوست کنده به رفیق کارمل گفتم که ما در اردو نیز نفوذ داریم و میتوانیم از این طریق به نظام داود خان پایان بخشیم.}}
کارمل با شنیدن این حرف سخت به فکر افتاد و برای اقای وکیل تشریحات لازم را داد و به او حالی ساخت که حزب برای رسیدن به قدرت سیاسی سالها کار و پیکار ضرورت دارد..او مدعی بود که هنوز شرایط عینی و ذهنی در کشور برای تحقق چنین تحول اماده نیست. او چنین مشوره را به دادو خان در منزلش قبل از کودتای ۲۶ سرطان ۱۳۵۲ نیز داده بود ولی موصوف اعتنایی به چنین مشوره ها نداشت.
هدف اساسی رهبر حزب کار دوامدار پیگیر سیاسی در بین توده ها و اقشار مختلف بود نه دستیابی صریح به قدرت.به همین خاطر او از طریق تظاهرات و استفاده تریبون پارلمان دوره ظاهر شاه مشکلات عظیم مردم را به گوش حکومت میرسانید. اکثرا صحبت های او را وکلای شاه پرست اخلال میکردند و حتی در یکی از جلسات پارلمانی بر وی حمله فیزیکی نموده و موصوف زخمهای شدید برداشت ...
تحلیل این موضوع ما را متوجه ان میسازد که شخص کارمل نه به تغییر نظام بلکه به یک انقلاب واقعا مردمی و اجتماعی باور داشت و برای تحقق چنین هدف او سالها مبارزه را اصل پیروزی در این راستا میدانست.
قیام افسران حزب در ثور ۱۳۵۷ به رهبری شخص حفیظ الله امین تمام امیدهای حزب را نقش بر اب کرد.گرچه ببرک کارمل سعی کرد تا زخم های وارد شده را مرهم بگذارد و طور نسبی قدمهای اساسی در راه حقوق ملیتها و حقوق زنان و صنعتی ساختن کشور با شرکت مردم و تجار ملی برداشته شد ولی هزینه های سنگین جنگ های نیابتی علیه دولت وقت هم خسارات بیشمار جانی و هم مالی را به کشور وارد ساخت و در نتیجه کشور به مرکز تروریزم جهانی مبدل شد.
انچه گفته امد اینکه تغییرات اساسی باید از درون جامعه برخیزد نه به خواست و تمایل یک عده.بدبختانه انچه در افغانستان طی چهل سال حکومت ظاهر شاه در اثر خیرات کشور های خارجی بنا یافته بود هم ویران شد.
اگر حزب ارشاد سید هم در گرفتن قدرت سیاسی در افغانستان موفق میشد شاید نظام اسلامی افغانستان شبیه نظام اسلامی در ایران و نظام اسلامی کنونی در افغانستان میبود و این نظام ها با زور و چماق اسلام و تعصبات مذهبی حکومت میکنند پس مردم باز هم از رنج و ستم ملی نجات نمی یافتند ... تغییرات عمیق اجتماعی بدون تغییرات کیفی بنیادی اقتصادی عقیم است برای پیشرفت یک کشور با در نظرداشت ارداه نیک سیاسی تصامیم و پلانهای علما تنظیم شده ای اقتصادی نیز نیازمند میباشد.البته که برای گذار از حالات قبلی به حالات جدید وتغییرات کیفی و بنیادی حمایت مردم و بسیج توده ها در راه تعمیم چنین برنامه ها شرط اساسی پیروز ی میباشد ...
زرگر


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است