خیانت پاکستان و ایران و چین و روسیه و امارات...!
 
تاریخ انتشار:   ۰۸:۵۴    ۱۴۰۰/۶/۲۰ کد خبر: 168314 منبع: پرینت

سلطه طالبان بر افغانستان، نتیجه تبانی مثلث آمریکا، اشرف غنی و طالبان در دوحه قطر بود. آنها در قطر، دو توافق‌نامه امضا کردند که یکی آشکار بود و دیگری پنهان.

روزنامه جمهوری اسلامی چاپ تهران نوشت: توافق‌نامه آشکار همان بود که از آزادی زندانیان طالبان و بعضی تعهدهای متقابل میان این گروه و دولت کابل سخن به میان آورد و البته نوعی مقدمه‌چینی برای اجرای توافق پنهان بود. توافق پنهان این بود که اشرف غنی تمام نیروهای مسلح را از مقاومت در برابر طالبان منع کند و کل افغانستان را تسلیم این گروه نماید.
آمریکا هم نیروهای نظامی خود را از افغانستان خارج کند و این هر سه ضلع مثلث بگونه‌ای عمل کنند که گویی طالبان با تکیه بر قدرت خود بر کشور مسلط شده، اشرف غنی فرار کرده و آمریکا هم ناچار به فرار از افغانستان شده است.
پاکستان و ایران نیز از این توافق باخبر بودند کمااینکه چین، روسیه و چند کشور عربی نیز در جریان قرار داشتند.

خطای استراتژیک این چند کشور این بود که در برابر این توافق که خیانت بزرگی به ملت افغانستان است موضعگیری نکردند و خطای بزرگتر اینکه در تبلیغات رسمی خود، خروج آمریکا از افغانستان را یک شکست برای آمریکا و پایان اشغال 20 ساله افغانستان توسط این کشور جلوه دادند در حالی که در چارچوب توافق پنهان قطر، افغانستان با اجازه آمریکا به اشغال گروه تروریستی طالبان درآمد تا اهداف آمریکا به صورت غیرمستقیم در این کشور دنبال شود.

از پاکستان، چین، روسیه و کشورهای عربی ارتکاب چنین خطایی دور از انتظار نبود. آنها به منافع مادی خود می‌اندیشند و در قوانین اساسی خود التزامی نسبت به رعایت حقوق ملت‌های مظلوم ندارند. ولی جمهوری اسلامی ایران که طبق اصل 154 قانون اساسی و براساس مبانی اعتقادی باید حقوق ملت‌های مظلوم را بر منافع و مصالح دولت‌ها ترجیح دهد، نمی‌بایست مرتکب چنین خطای بزرگ استراتژیک در مورد ملت افغانستان می‌شد.

حال که گروه تروریستی طالبان با تشکیل دولت نامشروع مورد نظر خود و با جنگ علیه مردم معترض پنجشیر، چهره واقعی خود را نشان داده، ایران نباید به راه اشتباه خود ادامه دهد. این سیاست، مردم افغانستان را از جمهوری اسلامی ایران ناامید می‌کند و ما حق نداریم این ملت همسایه، هم‌دین، هم‌فرهنگ و هم‌زبان را از خودمان ناامید کنیم.


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
پاکستان ایران
چین روسیه
نظرات بینندگان:

>>>   دولت جمهوری اسلامی ایران باید بداند که امارت اسلامی یعنی امارت صغودی بزرگ ترین دشمنی دولت جمهوری اسلامی ایران است برایی ایران آقبتی خوبی نخواهد داشت

>>>   ما از همه غار ها گزیده شدیم، چه عربی، روسی، امریکایی و اروپایی (مولی کراسی)، چرکستانی، ایرانی، چینی و....... پس راه نجات اینست که همه غار هارا پر کنیم و روی آن کانکریت بریزیم. روی این کانکریت ستون فولادی بنام ملت آزاده و متکی بخود بسازیم تا حداقل اگر خود زیر چرخه آسیاب له شدیم حداقل فرزندان مان نشود.
آتش خاوری

>>>   من با اینکه نقدهای زیادی به سیاست های خارجی ایران در قبال افغانستان دارم و با توجه به اینکه با جدیت دنبال میکنم انچه برداشت من است اینکه نظام کلی ایرلن قصد ضربه زدن و اسیب زدن به افغانستان رو نداشت اما اطلاعات ایران ضعیف عمل کرد و ایران درشناخت ماهیت طالبان و عمق رابطه ایشان با پاکستان دچار اشتباه شد بنظر میاد ایران پذیرفته بود بهرحال طالبان غالب خواهد شد پس بهتره ما هم بپذیریم و طالبان رو جذب جمهوری اسلامی کنیم و با وعده به رسمیت شناخته شدن توسط روس و ایران انها را وادار کنیم دولتی همه شمول تشکیل دهند هم از جنگ دوباره در افغانستان جلوگیری میشود هم امنیت ایران تامین میشود و هم پروژه های اقتصادی ایران چین افغانستان مشترکا اجرا میشود
اما انچه ایران در فهمش دچار اشتباه شد این بود که طالبان نه یک گروه اسلامگراست نه ملی گرا بلکه یک گروه ساخته شده توسط استخبارات پاکستان است که حتی حرف پاکستان ارجحیت دارد به کلام الله و طالب اعتقاداتش برپایه انچه است که پاکستان اموزش دیده درحدی که رییس ای اس ای رسما وارد کابل میشود
با بی شرمی هموطن و هم دین و مذهب طالب رو به خاک و خون میکشد با وقاحت تمام اعضای یک گروه تروریستی به نام شبکه حقانی رو به عنوان کابینه دولت تایین میکندو مغرورانه از کشور خارج میشود
اینجا ایران فهمید از ای اس ای رو دست خورده چرا چون شبکه حقانی هرکدام یک کامیون پرونده تروریستی در ایران دارند و حالا حساب کن این افراد تمام مهره های خودرا در دولت خواهد چید و عملا به مرور طالبان حذف و شبکه حقانی جایگزین خواهد شد ویا خیلی کمرنگ میشود هیچ کس فکر نمیکرد که ملا برادرکه موضعی نرم تر دارد در چنین جایگاهی به سمت یک معاون بنشیند
با حمله پهبادی بر پنجشیر و تایین کابینه توسط استخبارات پاکستان هیچ شک و شبهه ای نماند که طالب در این شطرنج عملا هیچ کاره و فقط چوب سوخت بوده و هست و بحث ملی گرایی و اسلام اوری فقط شعاری عوام فریب برای برادران پشتون ما بود اما این اشتباه بزرگ از ایران بعید بود حالا ایران تصمیم گرفته طاالبان یا همان شبکه حقانی رو به رسمیت نشناسه و روس هم بهمراه ایران یک موضع گرفتند شمخانی به مجلس فرا خوانده شد تا پاسخگوی این اشتباه محسباتی باشد حالا طالب در جایگاهی در افغانستان نیست که بتواند حتی از مواضع خودش حمایت کند و سر موجودیت خودش هم بزودی به مشکل بخورد چه رسد به این که حافظ منافع ایران و روس باشد اگر طالبان موفق نشوند که دولتی بهتر بسازند و اعضای شبکه حقانی رو حذف یا کمرنگ کنند ایران و روس برای حفظ امنیت مرزهای خود مجبور به حمایت از مسعود خواهند شد یا فاطمیون رو در پوششی به افغانستان خواهند فرستاد
باید دید طالبان چه برنامه ای دارد زورش به ای اس ای و شبکه حقانی میرسد یا نه بهرحال ایران و روس به هیچ وجه شبکه حقانی که به شدت ضد شیعه و ضد فارس هست رو در همسایگی نخواهند پذیرفت چون هم خطر تروریست برای ایران و هم برای تاجیکستان و ازبکستان که مستعمره روس هستند بشدت افزایش خواهد یافت
بازی ساده بود ایران و روسیه سختش کردن و دنبال حل فلان معما بودند

>>>   در ادامه و با کمک نکردن غرب به مسعود معلوم و واضح شد که این پروژه از پیش تعیین شده شده بود
و دروغ هایی مثل اینکه مسعود مزدور غرب است و بااسراعیل حشر نشر دارد از پایه دروغ بود حالا سلاح های امریکایی و یک کشور در اخنیار شبکه حقانی

>>>   درخصوص سیاست جمهوری اسلامی ایران همانگونه که گفته شد اجرای اصل 154 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است و دفاع از ملتهای مظلوم وعقب نگهداشته شده است وتا این لحظه ایران همیشه درکنار ملتهای مظلومی چون فلسطین وبوسنیا هرزگوین سوریه لبنان یمن عراق بوده وهست وگرنه قدرتهای جهانی واستکبار وصهیونیزم جهانی انها را بلعیده بودند اجرای این قانون هم کدام ارتباطی با دولتهایی که پس از ارتحال امام خمینی رحمت الله علیه توسط مردم انتخاب شدند.
هرچند دولتهایی که ایجاد شدند بدلیل رفتارهای جناحی وباندی وگاها همراهی با غرب وعربگرایی نسبت به همسایگان کم توجهی کردند وامید خود را به اروپا وامریکا بسته کرده بودند. البته در انتخابات جدید وامدن پرزیدنت رئیسی این قطار خارج شده به ریل اصلی برگشته است موضوعی که برایم بسیار دردناک است ما در افغانستان افراد نخبه ووطنپرست وتحصیلکرده ومجاهد کم نداریم .مجاهدینی داریم که علیه ارتش سرخ بپا خاستند ومردانه جنگیدند،اساتید پوهنتون که فکر و دلشان با افغانستان است سوالم این است این بیست سال کجا بودند ؟؟کجا رفتند؟؟؟من میگویم بخشی از اینها مست دالر وقصر لاکچری وزن بازی شدند ومردم و وطن را فراموش کردند وبخواب خرگوشی رفتند بخشی از اینها شیفته ومحو جهان غرب شدند ،اصالت خود فراموش کردند ودریشی ونکتایی پوشیدند وخود رامصروف تئوری های غرب وروزمرگی کردند.
سیاستمداران ما به سیاست بازی افتادند وسرگرم چوکی وجمع اوری دالر شدند.در این میان عربستان ترکیه امارات وقطر به بهانه کمک به مردم واعمار وانکشاف اهداف شوم سیاسی خودرا دنبال کردن.اوباما اشرف غنی احمدزی رابعنوان دومین مغز متعفن جهان معرفی کرد واو هم با رولاغنی باسیاست خلافکارانه وتعدادی نماینده خودفروخته این مشکلات را برای کشور آفریدند.الان هم بگویم احمد مسعود دارد اشتباه بزرگی میکند وخواسته یا ناخواسته پازل آمریکا وقدرتهای جهانی را تکمیل میکند قصد امریکا وانگلیس وصهیونیستها تجزیه افغانستان است ایران این را خوب ودرست فهمیده .چرا ایران دارد کنار اسم عربستان وامارات که دستشان در مرفق درخون ملت مظلوم است می اورید؟ایران تا اینجا همیشه غمخوار ودوست خوبی برای افغانستان بوده وتا توانسته کمک ویاری کرده انهم باتحرینهای ظالمانه امریکای جنایتکار هرچند سیاستبازان خائنی چون غنی وشاه حسین مرتضوی درحق ایران نامردی کردند.
پیامبر گرامی صللوات الله علیه واله الاطهار میفرمایند:الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم یعنی مملکت یا کشور ممکن است با کفر برجا بماند ولی باظلم نه.اگر طالبان بخواهند انسانیت را کنار بگذارند وبه مردم ظلم کنند قطعا نابود میشوند .پس باید بمردم کشور ثابت کنند که خوی تکفیری وسلفی واذیت وازار ندارند بیایند همه مردم باهر قومیتی را در سرنوشت کشور اشتراک بدهند .حقوق زنان وکودکان را رعایت کنند وبرای اعمار وانکشاف کشور بکوشند وبه مردم خدمت کنند.حکومتی در افغانستان خوبست که همه مردم در سرنوشت خویش اشتراک داشته باشند وگرنه تک روی ودیکتاتوری جواب نمیدهد ونابودشان میکند//
داکتر عبدالرب اچکزیMD

>>>   حکومت ایران به طور ذاتی با طالبان اختلاف داره با چین و پاکستان و امارات و قطر و ...فرق داره چون حکومت ایران شیعه است و طالبان دشمن شیعیانه ولی ایران نمیتونه تو افغانستان دخالت کنه چون نه دولت افغانستان و نه ارتش افغانستان هیچکدام از ایران نخواستن و ورود ایران به افغانستان یعنی تجاوز ایران در تحریم به خاک کشوری دیگه اونم کشوری که آمریکا براش حکومت طالبان و با رضایت رئیس جمهورش (غنی ) و ارتشش خواسته اما بحث ملتها جداست مردم ایران همگی از سلطه طالبان ناراحتند حتی ترکها و کردهای ایران که افغانها رو شهرهاشون راه نمیدادن و همیشه مسخره شون میکنن تو شهرهای دیگه ناراحتن حساب فارس و لر و گیلک و مازنی و ...که این حالت نژادپرستانه رو نداشتن نسبت به افغانها که جداست ایران قادر به دخالت در افغانستان نیست دخالتش در افغانستان درافتادنش با آمریکا و پاکستان و چین و قطر و ترکیه و ...است که از این بین پاکستان در شرق و ترکیه در غرب ایران هر دو با ایران هم دشمند هم در می افتن از داخل هم بخاطر تحریم حکومت ایران دچار تزلزل هست از طرفی رهبر اهل سنت ایران مولوی عبدالحمید خودش طالبانی و جنایتکاره و اگر حکومت ایران کاری کنه علیه طالبان بلوچهای ایران که مورد حمایت پاکستان و عربستانن جنایاتشون و شروع میکنن

>>>   با درود به برادران و خواهرانم در افغانستان
مشکلی که اجازه نمیده بیشتر تحلیل ها بر واقعیت منطبق بشن این هس که نویسنده مسائل سطح کلان را با سطح خرد ترکیب میکند در حالی که ظاهرا سیاست مداران کلان به تمایز میان اینها آگاه هستند.
در سطح کلان، آمریکا از اواسط دوره ترامپ آغازگر جنگ نرم برای مانع از پیشروی اقتصاد چین شد. از آن زمان تاکنون رفتار امریکا نشان از یک سفر از غرب اسیا و اسیای میانه به سوی شرق اسیا ( چین دارد). امریکا تلاش کرده اس منافعش را در منطقه حفظ کرده هزینه هایش را کم کند و بر چین تمرکز کند. در همین راستا بجای عراق و سوریه، در اردن بفکر ایجاد پایگاه نظامی هست. بجای برجام با ایران بفکر برجام موشکی بود تا منافع رژیم اشغالگر و ثبات بازار نفت بهم نخورد. در یمن انصارالله را به رسمیت شناخت تا زمینه مذاکره برای پایان جنگ فراهم اید. در افغانشتان هم با طالب به مذاکره نشست تا به او رسمیت دهد و بعد حکومتی نیمه غنی نیمه طالب بر سد کار بیاید که از نظر اقتصادی به کمک های غرب وابسته بماند.
اینها نشان از رفتار کسی هست که دارد آماده سفر میشود و میخوااد دستاوردهایش را یکجا کند تا خیالش اسوده باشد. از سوی دیگر تحرک تایوان و ارسال ناو امریکایی و انگلیسی به آبهای ژاپن نیز نشان از باز کردن جای پای امریکا در شرق اسیاست.
در افغانستان اوضاع از دست امریکا خارج شد. برجام هم از سوی ایران با فرسایش روبرو شد. انصارالله یمن نیز علیرغم محاصره چند ساله با شرایط امریکا و هربستان موافقت نکرد. چین برای مقابله با امریکا نیاز دارد تا کشورهای اروپایی بیشتری را از نظر اقتصادی به خود وابسته کند پس پروژه جاده ابریشم جنگ نرم امریکا و چین است که از افغانستان میگذرد و به چابهار میرسد. چین تمام قد در حمایت از افغانشتان امن است تا بتواند طرح خود را پیاده کند. ایران نیز تمام قد در همین اندیشه هست. رفتار چین این روزها بسیار اشکار داد میزند که چه بی تاب هست تا طالبان را هر روز بیشتر به خود جذب کند. جاده ابریشم زمینه ساز جهش اقتصادی در ایران و افغانستان خواهد بود. از طرفی ایران منفعت دیگری نیز دارد که مالی نیست و آن جلوگیری از گسترش تفکر طالبان در مرزهای فقیر و سنی مذهب خود است. پس میکوشد تا با طالبان همکاری و همدلی داشته باشد ولی در عین حال بر حکومت همه شمول پافشاری میکند تا طالب در میان اقوام حل شود.

برخلاف اینها، برای امریکا یک افغانستان امن یعنی پایان سلطه دلار بر بازارهای مالی بخشی از آسیا. ولی به زبان سیاست به بهانه مفاهیم فریینده چون دموکراسی و آزادی فردی غربی مردم را به جنگ داخلی تحریک میکنند. قطعا نگارنده از سیاست طالب در قبال اقوام و حقوق زنان دفاع نمیکند ولی میگوید حرفهای فریبنده امریکایی ها هم از سر صداقت و نوع دوستی نیست. امروز اتفاقات افغانستان بیشتر معلول حوادث کلان است تا علت حوادث کلان. هنر چین و ایران و روس در همین است که طالب را به سمت جبهه ضدامریکایی در منطقه کا خود این سه کشور هستند جذب کنند تا طالب زمینه ساز افغانستان امن، جاده ابریشگ زمینه ساز رونق اقتصادی ایران و افغانستان و گسترش اقتصاد جین در اروپا و اسیا، و در پایان شکست امریکا در بطن یک جنگ نرم اقتصادی هست. تا امروز هم این سه کشور بسیار هوشمندانه بازی کرده اند هم طالب بسیار هوشمندانه به کنش اینها پاسخ میدهد. امروز ابتکار عمل در دست امریکا نیست. امریکا یک حمله روانی به چین کرده است (آغاز سفر از غرب اسیا به شرق اسیا) و این سه کشور دارند به ان ضدحمله پاسخ میدهند. چگونه؟ با تبدیل تهدید به فرصت. اگر طالب میتوانست زمینه برای ناامنی این سه کشور فراهم اورد، امروز اینها هز جایگاه استراتژیک افغانستان استفاده کرده و با رونق اقتصادی افغانستان در بستر جاده ابریشم، زمینه ساز شکست اقتصادی سنگینی به سلطه دلار به بازارهای مالی خواهند بود. همچنین با وابسته کردن هرچه بیشتر اقتصادهای اروپایی به چین، همبستگی ادوپا و امریکا برای رویارویی با منافع چین کم میشود. بنابراین تا قبل از تصرف کابل، شرایط افغانستان معلول حوادث کلان بود که علت ان تصمیمات امریکا در جنگ با چین بود. ولی پس از پیشنهاد چین به طالب و پذیرش آن، هم چنین پیشنهاد طالب که به بندر چابهار نیاز داریم، و اعلام رضایت ایران و همچین اتحاد راهبردی ایران و روس و چین در مبارزه با امریکا، افغانسنان زین پس علت حوادث خواهد بود و امریکا و اقتصاد امریکا و همبستگی اروپا و امریکا معلول خواهند بود. اینگونه تهدید به فرصو تبدیل شده است. در واقع سیاست های کشورهای منطقه برای نخستین بار کاملا در راستای منافع کلان مردم افغانستان است جرا که این رویداد دو نیاز طبیعی مردم را فراهم میکند یکی امنیت دیگری سنگ بنای اقتصاد.

شوربختانه در این میان طالب به عنوان جنبشی ضدامریکایی که حکومت دست نشانده امریکا را سرنگون کرده است، یک متحد ایده آل برای ایران و روس جین به عنوان محور ضدامریکایی در منطقه هست ولی اعتراف صریح به پذیرش این جنبش برای این سه کشور پیامد دارد چون به معنی پذیرش طالبان به عنوان هر چه که هست ترجمه خواهد شد. در حالی که تا اینجا تنها طالب به عنوان بازیگری در مناسبات کلان جهانی برای اینها بازیکری ایده ال بود یعنی سیاست خارجی طالب و رویکرد طالب به پروژه جاده ابریشم که پدیده برون مرزی و منطقه ای به حساب میاد. طالب به عنوان یک بازیگر منطقه ای و طالب به عنوان حاکم یک کشور دو مقوله جداست. هر سه این کشور با طالب به عنوان بازیگر منطقه ای بسیار موافق هستند و براستی بهترین گزینه برای تکمیل پازل جنگ نرم جبهه شرق و غرب است. ولی طالب به عنوان حاکم بر مردم افغانستان یک مساله داخلی هست که هیج یک از این سه کشور با آن موافق نبودند و در زمان جنگ با اردوی ملی، هر سه این کشور از گسترش تفکر طالب در مرزهای خود یا هم پیمانان خود نگرانی بسیار داشتند.
برای هر سه کشور اولویت بندی مشخصی هست که نحوه رفتار او را با طالب مشخص میکند.
برای چین حقوق مساوی زن و مرد یا دموکراسی یا خلافت در افغانستان اهمیت ندارد. در اندیشه های بزرگتری میسوزد که جنگ نرم با ابرقدرت زمین است. پس بی هیچ قید و شرطی طالب را پذیرفت مگر امنیت افغانستان. پیش از انکه حکومت مرکزی اعلام شود چین پیشنهاد سرمایه گذاری داد و یک کمک کوچک 31 میلیون دلاری هم برای دلگرمی طالبان بر عهده گرفت.به محض معرفی کابینه باز هم هرگز چین نپرسید سهم اقوام دیگر کجاست؟ حقوق زن چیست و پرسش هایی از این دست. در عوض، ب سرعت حکومت را برسمیت شناخت. امروز هم چین از امریکا گلایه کرده است که باید حدود 9.5 میلیارد دلار دارایی های بلوک هشده دولت پیشین افغانستان را آزاد کند. در عوض طالب نیز چراغ سبز نشان داد و گام نخست را با امنیت اجباری در همه مناطق افغانستان پاسخ گفت. این امنیت اجباری مقدمه ای برای یک افغانستان امن هست ولی چون هنوز طالب نتوانسته رضایت مردم را در مورد نوع حکومت و جایگاه اقوام و... بدست آورد پس نمود آن در میان مردم تلاشی برای سرکوب اعتراض های مدنی خواهد بود همانطور که تاکنون نیز چنین بوده است.

رفتار ایران در قبال طالب مانند چین عجولانه نیست. چون اولا از بحث جاده ابریشم و اراده طالب و چین اطمینان یافته است پس میکوشد تا امتیازات بیشتری از طالب بگیرد. ایران برای مرزهای خودش از یکسو و توقعات فرهنگی تاریخی مذهبی نیاز دارد تا پشتیبانی روانی از بخشی از جامعه غیرپشتون افغانستان بکند پس سراسر گفته هایش تمرکز بر حکومت همه شمول است چرا که بخوبی میداند که طالبی که در اقوام حل بشود اندیشه های رادیکال کمرنگ میشود . همچنین پدیده امنیت افغانستان بر پایه زور حکومت مرکزی ممکن نیس و باید چیزی باشد که از دل مردم در سراسر جغرافیای ناهموار کشور بجوشد.

در واقع ایران فردا را به درستی دیده است. اولا اقتصاد به عنوان ابزار پوسیده جنگ امریکا، تنها جنگ افزار امریکا با طالب است. پس امریکا کمک های مالی جهانی به افغانستان و همچنین دارایی بلوکه شده کشور در امریکا را چون کارتی میبینید تا با آن منافع خود در کشور را تامین کند. از نظر امریکا، کشور مستقل معنا ندارد پس هر کشوری یا دشمن هست یا سرسپرده. بنابراین طالب اگر بخواهد منافع امریکا را تامین کند جاده ابریشم نباید راه اندازی شود تا طالبان از نظر اقتصادی در کوتاه مدت به رنج نیفتد. ولی با این شیوه تنها ماهی به مردم افغانستان میرسد نه ماهیگیری. یعنی ممکن است کشور از نظر اقتصادی به فروپاشی نرسد ولی سنگ بنای اقتصادی درون زا و زاینده هرگز گذاشته نمیشود. سیستم حکومتی ارگ بر همین پایه استوار بود. اگر طالب بخواهد از موقعیت استراتژیک افغانستان استفاده کرده تا اقتصادی درون زا را پی ریزی کند، با توجه ب نبود سرمایه هایی مانند نفت و دوری از دریا، نیازمند این است تا جنبه ترانزیتی افغانستان و همسایگی با غول اقتصادی چین و دسترسی به آب های آزاد از طریق ایران را پیگیری کند که همان جاده ابریشم جدید است. در اینجا قاعدتا تحریم های مالی و فشارهای اقتصادی غرب بیشتر میشود و البته چنین می نماید که چین قصد دارد تا مانع از آن شود.

از طرفی اگر اقتصاد افغانستان وابسته ب غرب شود دیگر نیاز چندانی به افکار و نگرانی همسایه ها نیست و طالب میتواند حکومت را بازیچه قوم گرایی کند. ولی در یک کشور ترانزیتی نیاز به تخصص های بسیاری هست و مسایل کلانی پیش خواهد امد که هرگز با ریش سپیدان و رهبران جهادی و اندیشه های قبیله گرایی حل نخواهد شد. و لزوما حکومت فراتر از قوم و قبیله و تفکرات مدرسه های دینی خواهد بود. این چیزی نیست که کسی بتواند جلوی آن را بگیرد. بایدی هس که به ارامی رخ خواهد داد.

طالب به کدام سو میرود؟ طالب در روزگار بسیار حساسی قرار گرفته است. طالب اختیار چندانی ندارد. اگر اقتصاد را فروگذارد با شورش و احتمالا سرنگونی روبرو میشود. اگر بخواهد به اقتصاد و گرسنگی و بیکاری چیره شود نیاز است تا یا به دامان امریکا فروغلتد یا چین. اگر اولی باشد بر هویت خود پای نهاده است. و یک اشرف غنی دیگر خواهیم داشت که البته آزاای های روزگار غنی را نیز از بین برده است. چهره مذهبی خشنی را در درون افغانستان حفظ میکند ولی در سیاست خارجی دنباله رو غنی هست. این چارچوب نیز پایدار نخواهد بود چرا که برای مردم چنین خواهد بود که یک غنی رفت و غنی دیگر امد ولی ازادی های مدنی را نابود کرد. پس رضایت عمومی روز بروز کاهش می یابد و نافرمانی مدنی ب مرور ب زیان حکومت مرکزی خواهد بود. مردم با حذف کنسرت با خوانندگان زن چندان مشکلی نخواهند داشت ولی با دیوار کشیدن میان دانشگاه و حذف زن از حکومت کم کم ب مخالفت بر میخیزند.
طالب راهی ندارد مگر اینکه به مردم بیندیشد و برای اقتصاد چاره جویی بنیادی بکند ک در این راستا چین ساده ترین گزینه هست. با رویکردهای کنونی طالب و امریکا، طالب لحظه ب لحظه بیشتر در این مسیر قرار میگیرد. این مسیر در آغاز راه هویت وجودی طالب به عنوان یک گروه مذهبی خشک اندیش را حفظ میکند ولی پس از زمانی نیازهای واقعی جامعه حکومت را از سطح قوم و قبیله بدر خواهد کرد. دلیل این امر آن است که اگر جاده ابریشم راه اندازی شود زمینه برای بهره برداری از ثروتهای پنهان کشور نیز فراهم شده که بسود مردم خواهد بود. با افزایش رفاه نسبی و ایجاد اشتغال و نیاز به تخصص های دانشگاهی، اندیشه هایی که در بستر فقر رشد میکنند به حاشیه میروند و بیشتر اندیشه های طالب برامده از محیط های فقیر و دانش نیاموخته هستند. بهرروی در هر سه حالت طالب در مردم حل خواهد شد گرچه تا انروز رنج فراوان بزایند. ایران بدرستی این اینده را پیش بینی کرده است و همین امروز از طالب میخواهد ک سهم اقوام و حقوق مدنی مردم را رعایت کند . برای خواننده هوشمند اشکار است که چرا ایران توانایی این پیشینی را دارد و به بازی چرخ گردون نیز مینگرد.

در مقابل ایران و چین، روسیه از جاده ابریشم سود چندانی نمیبرد گرچه بی بهره نیز نخواهد بود و دشمنی بزرگ را تضعیف میکند. پس روسیه مجاز است بدون دفاع پنهانی پذیرش طالب را مشروط به خواسته های دیگری کند.
پس سیاست چین در قبال طالب: دفاع صد در صدی از طالب به عنوان یک بازیگر منطقه ای بدون توجه ب طالب به عنوان یک حاکم بر مردم افغانستان ( چون مسایل داخلی مانند حقوق مدنی و جایگاه اقوام برای چین بی اهمیت است).
سیاست ایران در قبال طالب: دفاع صد در صدی از طالب به عنوان یک بازیگر منطقه ای و تلاش بسیار برای رشد سیاسی تفکرات قبیله ای و مدرسه ای طالب ( تاکید ویژه بر سهم اقوام در حکومت و واکنش بسیار شدید در قبال حمله و بمباران پنجشیر).

دیدگاه روس در قبال طالب: دفاع رضایتمندانه از طالب به عنوان بازیگر منطقه ای ( چون جاده ابریشم ب تضعیف امریکا میانجامد) و تلاش برای رشد طالب به عنوان حاکم بر مردم افغانستان. چون دست کم از چچن تا کشورهای هم پیمان روس در اسیای میانه از اندیشه های طالیان نگرانند.
پایان داستان را مردم افغانستان خواهند نوشت و نگارنده به پایان رنج و درد مردم نجیب و وارثان فرهنگ باستانی بسیار امیدوار است. آن هم در کوتاه مدت. امیدوارم کمبودها یا خطا را بر نوشته ببخشایید.
برادری از ایران

>>>   احمد مسعود نماد مقاومت ملی است.

>>>   حاشیه های مهم
پیروزی طالبان در افغانستان
رسیدن طالبان به کابل و اعلام حکومت، علاوه بر کارزاری که در خود این کشور و بویژه از سوی زنان علیه اندیشه های عقب مانده مذهبی جریان یافته، نتایج دیگری هم دارد که نباید فراموش شود.

1- طالبان 20 سال پنهان بود و با انفجار و ترور و کشتار مردم، مدعی مبارزه با اشغالگران خارجی بود. حالا از خیمه پاکستان و از پشت پرده بیرون آمده و در کابل علنی شده و مردم با چهره کسانی آشنا شده اند و آنها را دیده اند که عامل جنایتکارانه ترین اقدامات تروریستی دراین کشور بوده اند و زنان و کودکان و مردم عادی را کشته بودند. آنها که تاکنون به آسانی آدم می کشتند، حالا از پشت پرده بیرون آمده و تازه فهمیده اند حکومت کردن بر مردم چقدر دشوار تر از کشتن مردم است.

2- در شهرهای افغانستان و بویژه در کابل، مزارشریف، قندرهار، هرات و ... مردم منتظر نمانده اند تا طالبان دولتش را تشکیل بدهد. آنها با شناختی که از طالبان داشتند مقاوم تر از ارتش آن کشور در مقابل طالبان سینه سپر کرده اند. اگر این مقاومت منجر به یک فشار جهانی برای برگزاری یک انتخابات آزاد در افغانستان بشود، آنگاه هم طالبان و هم حامیان آنها خواهند فهمید چقدر در میان مردم پایگاه دارند. بی شک این حمایت حتی با محاسبه شهرهای کوچک و روستاها (اگر پای صندوق های رای بروند) چند درصدی از رای دهندگان را بیشتر همراه نخواهد داشت.

3- پاکستان که تاکنون حمایت از طالبان را رسما به ریش نمی گرفت، حالا و بویژه با بمباران مواضع احمد مسعود در پنجشیر و کشتن سخنگوی جبهه پنجشیر با شلیک موشکی از پهپاد دیگر نمی تواند منکر حمایت از طالبان شود. شعارهای مردم در کابل و شهرهای دیگر علیه پاکستان، جبهه تازه ای را دراین کشور باز کرده است. اگر تا حالا امریکائی ها اشغالگر بودند حالا پاکستان سمبل اشغال افغانستان است.
افشای حضور هزاران خارجی در صفوف طالبان که بسیاری از آنها از جمهوری های آسیائی و هم مرز با افغانستان هستند، این جمهوری ها را عملا تبدیل به پشت جبهه مقاومت مردم افغانستان علیه طالبان کرده و مناسبات احتمالی چین و روسیه با طالبان را نیز دشوار خواهد کرد.

4- باقی ماندن پیشرفته ترین سلاح های امریکائی در افغانستان و تسلط طالبان بر آنها را هم مردم افغانستان و هم کشورهای همسایه بدرستی یک توطئه از پیش تنظیم شده میدانند. بموجب این توطئه امریکا می خواهد طالبان را پرقدرت ترین ارتش ایدئولوژیک اسلامی از نوع سنی آن کند. برای تبدیل دمپائی به پاها و تفنگ بدستان طالبان به ارتشی که بتواند در لباس های جنگی امریکائی فرو برود و پشت مدرن ترین هلیکوپترها و هواپیمای نظامی و تانک های پیشرفته امریکائی بنشیند، باید آموزش ببیند و این آموزش نیز جز از طریق مشاوران نظامی امریکا ممکن نیست. حتی ارتش پاکستان نیز قادر به این وظیفه نیست. بنابراین بخشی از آن هزار امریکائی که کاخ سفید جنجال راه انداخته که در کابل گیر کرده اند، همان مشاوران نظامی هستند که سازمان یافته در کابل مانده اند تا طالبان را آموزش بدهند. تیغی که قرار است اینگونه تیز شود، گردن ایران را در درجه اول و سپس برخی جمهوری های همسایه افغانستان را نشانه گرفته است و این آن چیزی است که در ابتدای پیروزی طالبان برای غلبه به دولت افغانستان امثال روزنامه کیهان و بیت رهبری و شورای فرماندهان سپاه روی آن حساب نکرده بودند، اما پس از یک هفته فهمیدند شادی از تلقی شکست امریکا در افغانستان زودهنگام و عجولانه بوده و در این سیاست تجدید نظری منطقی کرده اند. تظاهرات بخشی از سنی های خراسان به سود طالبان نیز زنگ خطر را به صدا در آورد. همچنان که تبریک رهبر اهل سنت و امام جمعه زاهدان به طالبان.

5- شواهد، حتی بر اساس برخی گفته های بایدن و پیش از او، توسط ترامپ نشان میدهد که در امریکا برای مقابله با قدرت اقتصادی چین و قدرت نظامی روسیه، استراتژی نوینی تنظیم شده که ابتدا ترامپ را مسئول اجرای آن کردند اما به این دلیل که او ماجراجو و خودسر و غیر قابل کنترل بود، برکنارش کردند و سکان را دادند دست بایدن. بموجب این استراتژی بر عکس آن جنجالی که بر سر محاصره نظامی چین جریان دارد و مطبوعات خود امریکا به آن دامن می زند، یک رقابت اقتصادی و درحقیقت جنگ اقتصادی با چین در راه است. امریکا می خواهد به تقلید از چین، با قدرت اقتصادی نفوذ جهانی خود را حفظ کند و به همین دلیل بساط قوای نظامی خود را از چهار گوشه جهان جمع می کند و روی قدرت اقتصادی متمرکز می شود. بویژه که تکنولوژی های نوین، اساسا بسیاری از شیوه ها و تکنیک ها و اشکال جنگی و سلاح های جنگی را زیر و رو کرده و در آینده بیش از اکنون زیر و روی خواهد کرد. رقابتی که در فضا از جانب روسیه و چین و امریکا تشدید شده با همین پیش بینی است. امریکا فعلا با سرعت می خواهد بخش هائی از بودجه نظامی خود را صرف زیرساخت هائی کند که چند ده سال است آنها را به امان خدا رها کرده بود. ریزش ساختمانها، پل ها و خرابی ریل ها و خروج قطارها از خط و دهها نمونه دیگر نشان از ویرانی زیر ساخت ها و انبوه شدن نارضائی های عمومی است.

6- بازگردیم به ایران و شوک حاصل از حکومت طالبان در حاکمیت ایران و واکنش های مردم ایران در برابر حکومت طالبان و همسوئی و همدردی آنها با مردم افغانستان. این واکنش ها، در عین حال که همدردی با مردم افغانستان است، .... از دو سو برای تنظیم مناسبات با طالبان تحت فشار قرار گرفته است. از یکسو آینده ارتش منظم و جنگ دیده و مسلح به سلاح های مدرن امریکائی در افغانستان که ایدئولوژی اسلام سنی دارد و در مقابله است با ایدئولوژی اسلام شیعه. تقابل این دو اسلام در حکومت را مقایسه کنید با .... از سوی دیگر، ناظر خاموش جنبش ضد طالبان در ایران است که بهانه اش حکومت طالبان در افغانستان است اما زیر بنای این بهانه، مقابله با اندیشه ها و روش های طالبانی در جمهوری اسلامی است.

7- افغانستان در قلب جاده ابریشم قرارگرفته است. این کشور دومین منبع استخراج "لیتیوم" است که آینده حرکت هر موتور و هر نوع گوشی همراه را یاری میکند. امریکا برای تصاحب این ماده در بولیوی علیه "مورالس" کودتا کرد اما بیش از یکسال نتوانست دولت آن کودتا را حفظ کند. چین قرار دادی 3 میلیارد دلاری با دولت اشرف غنی برای استخراج لیتیوم بسته و طبیعی است که اکنون نگران آن سرمایه گذاری و آینده حضور در افغانستان است. پاکستان وسیع ترین مناسبات اقتصادی را با چین برقرار کرده، با امریکا زاویه پیدا کرده و اعجاب انگیز ترین پل ها و جاده ها را چین در چارچوب جاده ابریشم در پاکستان ساخته است. بدین ترتیب یک حکومت مرکزی پرقدرت و خاتمه جنگ داخلی به سود چین و پاکستان است و این درحالی است که حتی در همین چند هفته مشخص شده که روی طالبان و دولت انحصاری آن نمی توان حساب کرد. دولت ائتلافی و نوعی نظام فدراتیو شاید بهترین گزینه برای کشوری چند مذهبی و چند قومیتی باشد که بر سر آن همگی به تفاهم برسند. دراینجا امریکا که 20 سال در افغانستان حضور داشته، هزینه سنگینی را متحمل شده و تلفات وسیعی هم داده، علیرغم عقب نشینی نظامی تفاهم شده با طالبان و حتی پاکستان، حالا سهم خود را می خواهد و حاضر نیست افغانستان را تحویل چین، کشوری که برای جنگ اقتصادی با آن آماده می شود بدهد. خطر حکومت طالبان برای ایران و جمهوری های آسیائی روسیه از همین جا بر می خیزد و این مجموعه یعنی افغانستان صلح را نخواهد دید، مگر اجماعی جهانی بر سر منابع لیتیوم، منابع گاز کشف شده افغانستان توسط چینی ها، دفع خطر در مرزهای چین و ... حاصل شود. ایران اگر دیر بجنبد، سهم خود را در چنین اجماع از دست خواهد داد. زمان زمان دیپلماسی درعین داشتن قدرت نظامی است. آیا دیپلماسی آشفته و سپاه آلوده به تجارت و سرکوب داخلی و بیت رهبری که همچنان در رقابت با اصلاحات و تغییرات و غرق رویای اتمی شدن تا پیش از درگذشت رهبر جمهوری اسلامی است، حریف این موقعیت خواهد شد؟

8- در همین چند هفته، حضور بسیاری از اندیشمندان جوان و روزنامه نگاران و تحلیلگران جوان افغانستان در تلویزیون های فارسی زبان پیوندی میان این نسل افغانستان با نسل جوان ایران را آشکار شد که حیرت آور است. آنها اغلب از مهاجرین ایران بوده اند که پس از تحصیلات اولیه از ایران امریکا و اروپا کوچ کرده و ادامه تحصیل داده اند. فارسی را چنان حرف می زنند که اگر ته لهجه آنها نباشد، نمی تواند تشخیص داد افغانستانی هستند یا ایرانی! حتی از به روز ترین ضرب المثل های ایرانی ها و تازه ترین اصلاحات فارسی استفاده می کنند. زن و مرد و دختر و پسر. تسلط آنها در امور سیاسی جهان و کشورشان واقعا ستودنی است. این پیوند لذت بخش را ما در شعارها و اشکال تظاهرات زنان در کابل و چند شهر افغانستان در روزهای اخیر شاهد بودیم. حتی در شعارهای شبانه مردم در کابل که جنبش شب های جنبش سبز و شعارهای دو شورش اعتراضی دیماه 96 و آبان 98 را تداعی می کرد.

بر این حاشیه ها همچنان می توان افزود که در آینده چنین خواهیم کرد. بنابراین، از تمام پنجره های باز باید تحولات کنونی افغانستان را دید و اگر پنجره ای بسته است، آن را هم باید گشود و بیرون را دید!

>>>   روزنامه لومنیته L’Humanité نشریه حزب کمونیست فرانسه با نشر عکس بسیار محرمانه ای از جلسات سال ۲۰۲۰ مایک پمپئو و سران طالبان در دوحه قطر نشان می دهد که ژنرال کریس دوناهو همراه با وزیر خارجه وقت ایالات متحده در جلسه ای با حضور طالبان حضور دارد و این نظامی آخرین فردی است که در روز ۳۱ آگوست فرودگاه کابل را ترک کرد و تصویر سمبولیک سوار شدن وی در هواپیما بعنوان آخرین نظامی آمریکا در خبرگزاری ها نشر گردید.

منابع روزنامه مذکور مدارکی را در اختیار آن قرارداده اند که نشان می دهد پس از آزادی ملا برادر از زندان آمریکا در نشست های صلحی که به مدیریت زلمای خلیل زاد در دوحه برگزار شده است؛ بر سر ترک اشرف غنی از افغانستان و تسلط فوری این گروه تروریستی بر افغانستان با آمریکا مذاکره و توافق شده است و طالبان متعهد شده اند تا هرگز در قبال این خدمت ایالات متحده تهدیدی واقعی را به منافع و اتباع این کشور در داخل و خارج از آمریکا متوجه ننمایند و پس از تثبیت حکومت امارت اسلامی جمیع نیروی خود را متمرکز بر نا امن کردن ایران بعنوان دشمن مشترک طالبان و آمریکا نمایند.

در این توافق تجهیز تسلیحاتی طالبان از سوی ژنرال مذکور به نمایندگی از پنتاگون با موافقت ترامپ مورد تعهد آمریکا قرار گرفته و به طور کلی پروژه ترک افغانستان برنامه ای از پیش تعیین شده بوده است.

روزنامه لومنیته ادامه می دهد که طرفین پیش بینی عدم توفیق طالبان در پیروزی بر ولایت پنج شیر را هرگز نمی کردند و از آنجا که آمریکا متعهد به تسلیم صد درصد افغانستان به قوای طالبان طی توافق خود با آنها شده بود پس از رد درخواست احمد مسعود مبنی بر کمک تسلیحاتی به جبهه پنج شیر؛ جو بایدن اجازه می دهد تا پاکستان از طریق نیروی هوایی و حمایت لوجستیکی، طالبان را در غلبه بر پنج شیر یاری نماید

>>>   علت کمک نکردن غرب به مسعود به خاطر وجود شهروندان آمریکایی در افغانستان است
طالبان آنها رو گروگان گرفته تا پنجشیر را فتح کند
قطعا مسعود مهره فرانسه و موساد اسراییل برای ایران است
ملت ایران فعلا درگیر هموطنان خود در زابل که گرفتار طوفان شن ناشی از خشک شدن دریاچه هیرمند که توسط افغانها آب به روی ایران بسته شده است
اندک کمک به افغانستان تحت هر نامی خیانت به مردم سیستان است

>>>   نظر دهنده سوم بیسواد
ایران بیست و هفت سال طالبان را در همسایگی خود دارد منابع اطلاعاتی ایران تازه با طالبان آشنا نشدند بیسواد.جوری میاد نظر میده که انگار از اطلاعات سپاه پاسداران بیشتر میدونه
اون موقع که هنوز که هیچکس حدس نمیزد که داعشی در سوریه به وجود بیاید سپاه آن را فهمید بعد تو داری راجب طالبان به سپاه پاسداران درس میگی؟اونوقت که به ایران فرار کرده بودی سپاه داشت به احمدشاه مسعود اینها کمک میکرد
ایران اگر کوچکترین کمک نظامی به افغانستان بکند
دقیقا همان چیزیست که آمریکا میخواهد

>>>   هشدار هشدار هشدار و ملینونها اخظار به چین. پاکستان بعد از چهل دو سال مزدوری امریکا که سالانه ملیاردها دلار کمک امریکا را میگرفت با مولای خود چه کرد و چین را پاکستان هنوز نیامده به افغانستان در مدت یک ماه بدنام کرد. این همسایه محترمی که طی هزاران سال چشم طمع به همسایه های خود نداشت اما این نطفه حرامی پاکستان و این دست نشانده و نفطه حرامی انگلیس این کشور بزرگ چین را در اذهان مردم بدنام میسازد.
اخطار و اخطار به چین این نقشه مشترک امریکا و پاکستان است

>>>   نظر دهنده سوم
نوشتی:حالا سلاح آمریکا و شبکه حقانی
که مثلا یک اخطار زیرپوستی برای ایران دادی؟
از این اخطارها که میخواهند طرف رو بطور غیرمستقیم به یک کاری تحریک کنند
تو تمام کلماتت آرزوی این رو داری که ایران با طالبان وارد جنگ شود و اینکار رو هم خیلی ناشیانه میکنی
ولی اگر ایران به پنحشیر کمک کند اولین ضربه آن را قوم تو یعنی هزاره ها خواهند دید.چون طالبان برای تلافی یک انتقام مثل حادثه مزار شریف خواهد گرفت.حالا اگر دوست داری مشکلی نیست فقط چندین هزار از شیعیان افغانستان قتل عام میشوند

>>>   نمیدونستی پنجشیر تا خرخره پر سلاح بود
برو ببین چقدر غنیمت گرفتن طالبان
قصد امریکا و نوکراش تجزیه طلبی بوده

>>>   طالبان و افراطی گرایی اسلامی در افغانستان در درجه اول یک تهدید برای ایران و جمهوری های اسیای میانه و روسیه و چین است امریکا هم همین را میخواهد که برای همه اینها که دشمن خود میداند دردسر درست کند انها مدت ها قبل با طالبان به توافق رسیدند که احتمالا بعدها جزئیات این توافق رسانمه ای میشود

>>>   نظر دهنده دوم
فرمودی بازی آسان ولی ایران سختش کرد
یک نکته فراموش کردی .طالبان در افغانستان و بر هموطنان تو حاکم است فرمودی که ایران از بودن شبکه حقانی غافلگیر شد باید خیلی ساده باشی نهادهای اطلاعاتی ایران سناریوهای مختلف رو حدس نزده باشند.ایران از بودن حقانی در دولت طالبان شوکه نشد.ایران زمانی شوکه شد که در مقاومت برابر طالبان به کمک جبهه شمال آمد و در براندازی طالبان و به وجود آمدن حکومت جدید مشارکت کرد
شوکه شد از دشمنی عجیب دولت و ملت افغانستان و ندادن حقابه ایران اون زمان ایران شوکه شد


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است