اکنون که... چه باید کرد؟!
درخت جنگ‌ و خشونت، میوه صلح و امنیت و حکومت ملّی نمی‌دهد. جنگ، جنگ‌ می‌آورد و این دور باطل دایماً تکرار می‌شود و میوه‌ای جز خشونت، کشتار، ویرانی و دشمنی بیش‌تر ندارد 
تاریخ انتشار:   ۰۹:۱۲    ۱۴۰۰/۷/۴ کد خبر: 168493 منبع: پرینت

اکنون که امریکا و ناتو در یک طرح پیچیده و خطرناک افغانستان را معامله کرده و خود فرار ذلّت‌بار کرده‌اند؛
اکنون که دولت‌مردان و رهبران سیاسی با کوله‌بارهایی از دالر و طلا گریخته‌اند و در سواحل آرام ترکیه و اروپا، بدبختی‌های مردم افغانستان را تماشا می‌کنند؛
اکنون که قانون "الحق لمن غلب" بر کرسی نشسته و حکومت زور سلطة خود را بر کشور گسترانده ‌است؛
اکنون که ملاها خود را پشت خدا و دین پنهان کرده و به نام خدا و دین اراده، اختیار و آزادی را از شهروندان گرفته‌اند؛
اکنون که استبداد حاکم، صداهای اعتراض زنان، مردان، رسانه‌ها، نویسندگان و فرهنگیان را در گلو خفه می‌کند؛
اکنون که .... چه باید کرد؟

سخنم با کسانی‌ است که استبداد مذهبی را برنمی‌تابند و قصد مبارزة با آن را دارند.
مبارزه؟ بلی؛ خداوند، انسان را برای مبارزه‌ و تلاش آفریده است؛ امّا مبارزه‌ای که چراغی را روشن کند؛ آگاهی و بیداری‌بخش باشد؛ کشور را در باتلاق جنگ‌های دیگری غرق نکند؛ صلح و ثبات دایمی بیاورد و...

از دو نوع مبارزه می‌توان سخن گفت:
1. مبارزه نظامی
در وضعیت کنونی، بسیاری‌ها طرف‌دار این نوع مبارزه هستند؛ راهی که احمد مسعود، علی‌پور و پنجشیریان در پیش گرفته‌اند و ممکن است در آینده در مناطق دیگری هم تکثیر شود.
تاریخ معاصر افغانستان ثابت کرده است که درخت جنگ‌ و خشونت، میوة صلح و امنیت و حکومت ملّی نمی‌دهد. جنگ، جنگ‌ می‌آورد و این دور باطل دایماً تکرار می‌شود و میوه‌ای جز خشونت، کشتار، ویرانی و دشمنی بیش‌تر ندارد.
مردم افغانستان از سال 1357 خورشیدی؛ یعنی نیم قرن به این‌طرف روزی را بدون جنگ ندیده‌اند. از جنگ خسته و بیزار‌اند و از مبارزه مسلّحانه حمایت گسترده نمی‌کنند.

مقاومت مسلّحانة کنونی در برابر امارت طالبانی را نمی‌توان با مقاومت 20 سال پیش مقایسه کرد؛ وضعیت سیاسی و نظامی جهان به خصوص کشورهای منطقه اکنون چیز دیگری است؛ چنان‌که فعلاً قهرمانی چون احمدشاه مسعود در میدان نیست؛ او یک نابغة نظامی بود که سال‌ها با ارتش سرخ جنگیده بود و از جانب کشورهای ایران، هندوستان، روسیه، تاجیکستان، ازبکستان و برخی کشورهای غربی حمایت همه‌جانبه می‌شد. آن زمان تاجیک‌ها، هزاه‌ها و ازبک‌ها در کنار هم بودند و رهبران آن‌ها نیز اندک اعتباری در نزد مردم خود داشتند.

چنان‌که طالبان کنونی، طالبان 20 سال پیش نیستند. آن‌ها تجربة 20 سال جنگ با امریکا را دارند، امکانات جنگی و حامیان منطقه‌ای کسب کرده‌اند و از غرور و روحیة بالایی برخوردار می‌باشند.
بنابراین پندار من این است که با جنگ نمی‌توان به جنگ‌های طولانی و دور باطل خشونت در افغانستان پایان داد و حکومت فراگیر ملّی ایجاد کرد.

2. مبارزه سیاسی و فرهنگی؛
ناکامی دموکراسی و حکومت‌های مدرن امان‌الله خان، دهة چهل ظاهر خان و 20 سال گذشته ثابت می‌کند که زمینه‌های فکری و روانی این نوع حکومت‌ها هنوز در افغانستان ایجاد نشده و جامعه به آگاهی سیاسی و فکری لازم نرسیده است. بنابراین آگاهی سیاسی و بیداری فکری ضرورت نخست مردم می‌باشد. مهم‌تر از آن مردم نیاز به اندکی دوری از جنگ و تأمّل پیرامون حوادث 20 سال اخیر دارند که خود عامل بیداری خواهد شد.

تردید ندارم که راه‌حل نهایی معضل نیم‌قرنة افغانستان آگاهی و بیداری مردم است. بدون آگاهی و بیداری مردم، جنگ تنها چهره عوض می‌کند و نیروها جابجا می‌شوند؛ گروه‌های جهادی سوار بر قدرت می‌شوند، طالبان با آن‌ها جهاد می‌کنند و به قدرت می‌رسند. این‌بار جهادی‌ها مجاهد می‌شوند و جنگ را از سر می‌گیرند و ... تنها آگاهی و بیداری سیاسی و فرهنگی مردم می‌تواند به این دور باطل مهر پایان دهد و صلح و ثبات دایمی را به ارمغان بیاورد.

نقطة ضعف و آسیب‌پذیری طالبان نرم‌افزاری است و نه نظامی. مبارزة سیاسی و فرهنگی‌‌ای که بتواند:
1. مردم افغانستان را آگاه و بیدار کند/ حتّی خود طالبان را؛
2. امارت را از درون ویران کند/ گذشت زمان در این‌کار کمک می‌کند؛
3. ماهیت واقعی امارت را به جهان معرفی کند/ با گذشت زمان معرفی خواهد شد؛
4. امارت را در سازمان‌های بین‌المللی و کشورهای جهان منزوی کند و...

در پایان لازم است اشاره کنم که مبارزه سیاسی و فرهنگی می‌تواند در حاشیة خود مبارزه نظامی را نیز داشته باشد و خود را محافظت و یاری کند.
مبارزه سیاسی و فرهنگی مبارزه اصیل است؛ هرکسی هم توان آن را ندارد./ زمان‌بر است و لازمة آن بردباری است؛ امّا اگر به ثمر بنشیند، میوة آن آگاهی و بیداری مردم است؛ مردم آگاه، بر سرنوشت خود حاکم می‌شوند؛ حکومت مردم‌سالار، عادلانه و ملّی و صلح و ثبات دایمی میوة درخت آگاهی و بیداری است.

سید اسحاق شجاعی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
صلح امنیت
جنگ خشونت
نظرات بینندگان:

>>>   با این مقاله مخالفم همه مخالفان طالبان باید با طللبان بجنگند و به احمد مسعود بپیوندند بعد از پیروزی آمریکا و ناتو که فرار کردند سه کشور ... پاکستان ، قطر و ترکیه (تازه به دوران رسیده های استعمار)هم فرار میکنند و افغانستان آزاد میشود
طالبان توان و مقبولیت جهانی برای اداره افغانستان را ندارد و در صورت تداوم حکومت طالبان که اجازه تحصیل دختران را نمیدهد عقب ماندگی افغانستان تداوم میابد چرا پاکستان و قطر و ترکیه برای دختران خودشان بیسوادی نمیخواهند ولی برای دختران افغانستان بیسوادی میخواهند

>>>   دموکراسی و آزادی فکری در افغانستان در طی یک قرن گذشته از زمان امان الله خان گرفته تا دهه دموکراسی ظاهر شاه و تا انقلاب ثور و تا بیست سال گذشته دموکراسی غربی،نه با تشکیل احزاب و داوطلبانه و نه هم با زور سلاح و جنگ در افغانستان پیروز شد.
چون نظر به گفته خودت،زمینه آن در کشوری که نود فیصد مردم آن بی سواد بودند،مهیا نبود.
حالا که قوای خارجی بیرون شده اند و افغانستان مانده است و دولت طالبان و نود فیصد مردم بیسواد افغانستان در شهر ها و قریه جات افغانستان،تو با کدام وسیله برای آرادی فکری و دموکراسی در مقابل طالبان مبارزه میکنی؟
تا زمانی که همسایه های افغانستان بشمول پاکستان و ایران در آوردن دموکراسی در افغانستان به شما کمک نکند و دموکراسی را از قریه جات افغانستان شروع نکنید و مردم را با سواد نسازید و کشور های عربی ساختن مدارس دینی و تمویل آن را در افغانستان و پاکستان قطع نکنند و از همه مهمتر قدرت های بین المللی مشترکاً بدون در نظر داشت اختلافات شان در زمینه پیاده کردن دموکراسی به افغانستان کمک نکنند،آوردن دموکراسی در افغانستان خواب است و خیال.
چند نفر خانم هایی که فعلاً در افغانستان بخاطر حقوق زن تظاهرات میکنند،فردا که فقر و بیکاری و بیسوادی و خانه نشستن رن ها را در افغانستان دیدند،با پوشیدن چادری های کهنه در صف نانوایی ها،برای گرفتن دو دوانه نان زیر دست و پا خواهند شد و شلاق خداهتد خورد و دموکراسی و حقوق زن را فراموش خواهند کزد و در فکر یک لقمه نان خواهند شد.
حالا این تظاهرات شان،از شکم سیری شان است.
زیرا:
زمانی که قوای شوروی به افغانستان آمد،رییس جمهور وقت امریکا در بیانیه تلویزیونی اش گفت که کشور مسلمان افغانستان توسط شوروی اشغال شده است و جهاد برای مردم مسلمان افغانستان فرض است.
او هیچوقت نگفته بود که دموکراسی در افغانستان در خطر است و مردم افغانستان برای تأمین دموکراسی در افغانستان مبارزه کنند.
از همان زمان بنیاددگرایی دینی در افغانستان شروع شد و مردم بی سوادتر شدند و فقیر تر شدند و سبب پیروزی حکومت دینی مجاهدین شد و بعداً زمینه آمدن طالبان فراهم شد و حادثه یازدهم سپتامبر شد و آمدن قوای امریکا و ناتو به افغانستان و ادامه جهاد طالبان و آمدن دولت طالبان.
حالا یا خود امریکا دولت افغانستان را به طالبان بخاطر منافع استراتیژیک خویش تحویل داده است و یا زور شان بخاطر تطبیق دموکراسی در افغانستان ،مثل امان الله خان و ظاهرشاه و داود خان و خلقی ها و پرچمی ها نرسید و افغانستان را ترک کردند.
حالا تو با کدام پشتوانه میتوانی آزادی و دموکراسی را در افغانستان پیاده کنی؟
با همین چهار خانم وزارت زنان افغانستان که وزارت شان به وزارت امر بالنعروف و نهی عن المنکر تبدیل شده است و طالبان خودشان را چادری پوشانده است و بیرق های خود را در دست شان داده است تا به طرفداری از دولت طالبان در جاده ها تظاهرات کنند؟

>>>   راه سوم:
تجزیه افغانستان که بالاخره از ظلم و ستم ۳۰۰ ساله پشتونهای تمامیت خواه خلاص بشیم.
عبدالله کریمی از غور

>>>   ما از همان روز اولی که پای عرب ها به این سرزمین رسید چیزی بهتری از جنایات امروز نداشتیم. پس "آزموده را آزموده خطا است" امید به چه باید کرد رسیده باشی. از نوشتار ات معلوم است که خودت هم هنوز طلسم شکن نشده یی!
آتش خاوری

>>>   نوشته تان پر غلط است
۱،طالبان گروهی مستقل نیست تا در طول زمان و مطالبات مردم بشود تغییری ایجاد کرد مبنی بر با سواد شدن مردم و اگاه شدن ایشان حامیان طالبان به هیچ وجه مردمی باسواد و اگاهی در کنار خود نخواهند پذیرفت این اگاهی منافات با خواسته ها و منافعشان دارد اگر میخواهید جامعه ای را فلج کنید زنان را خانه نشین کنید زن بی عزت و اعتماد بنفس و بی سواد نمیتواند فرزندانی اگاه تحویل جامعه بدهد دشمنان ما را خودرا کاملا اگاهانه میروند
۲،وقتی زن در اشپز خانه باشد مرد در به در به دنبال لقمه نانی تا اطفالش از گرسنگی نمیرند و رسانه ها خاموش یا بهتر بگیم خفه باشند این اگاهی از چه راهی بر مردم عرضه میشود
۳،انزوای طالبان اثری در حکومت ایشان ندارد خرج چند زن و چند اطفال ایشان از همان گمرکات و حمایت های حامیانشان تامین میشود این انزوا یعنی نابودی مردم فقیر و بیچاره و پشتون ها با گرفتن زمین ها و دارایب های فارس ها به زور تفنگ قوم خود را از این فقر بیرون خواهند کشید
۴،اگر امروز عزمی نشود و مردم این خبیثان مجنون قدرت را نابود نکند مانند سرطان ریشه میدواند و تمام افغانستان را مبتلا به بیماری تروریسم خواهد کرد برای مردی که اطفالش گرسنه است توقع پایبند بودن به اصول اخلافی و انسانی احمقانه و خنده دار است
بلاخره طالبان امروز تا ۵سال وقت داریم نابودشان کنیم ورگرنه طالبان و حامیانشان قطعا و حتما افغانستان را دوباره توسط همین طالبان که تبدیل به چند دسته میشوند دوباره وارد جنگی ۵۰ساله خواهند کرد
مردم من میدانم حرف های امثال من نه اثر دارد و نه جایگاه نه درمانی ست و نه دارویی و نه حتی کدام گپ جدید اما نکفتنش هم درد است در سینه امثال من
راست موضوع فقط این است نه برای متطقه و نه برای کشورهای فرا منطقه افغانستان اباد وازاد با قدرت و دولت مقتدر صرفه ندارد این توافق شرق و غرب است و هرکدام بخاطر منافع منطقه ای و فرا منطقه ای
طالبان را به کرسی قدرت نشاندن و دیر یا زود هم به
رسمیت میشناسند و خودشان دوباره جنگی را پایه گذاری خواهند کرد منفعت غرب در پرورش تروریست در
افغانستان و صادر کردن انها به همسایگان است تا بی مشغله به دنبال پیشرفت های علمی و اقتصادی نباشند و هزینه های هنگفت هم میکنند
منطقه هم دولت مقتدر که اب را به بروی پاکستان ببندد و بروی ایران ببندد و مانع پروژه های ریز ودرشت انها شوند را هم بر نمیتابند افغانستان نه جنگ قومی است نه جنگ زبان است نه جنگ ملیت جنگ جهانی است در پوشش های مختلف و اگر صادق باشم مقصر اصلی رهبران کشور هستند و بخصوص مجاهدین که چنان بعد از جنگ شوروی مردم را از اعتمادشان پشیمان کردند که حالا به هیچ رهبری نمیتوانند اعتماد کنند و همه را به چشم همان مجاهدین میبینند
مقصر بعدی خوده ما ملت هستیم که همیشه منتظریم منجی بپاخیزد و دست خداییش اش همه را نابود کند مردم قصه ای قرانی برایتان تعریف میکنم قوم بنی اسراعیل وقتی قرار شد وارد شهری شوند و ان کافران را بیرون کنند و شهرشان را بسازند به موسی گفتند خودت با خدایت بروید و کافران را از شهر ما بیرون کنید بعد مارا به شهر ببرید خداوند انها را مجازات کرد
و چهل سال در بیابان سرگردان ماندند
حالا ماهم به همین سرنوشت دچار شدیم عبرت هم نمیگیریم انها که در خارج از کشور هستند منتظرن مردم از داخل کشور را نجات دهند و این ها خوش حال و خندان به کشور برگردند و احساس غرور ملی کنند انها که در داخل هستند فقر امانشان را بریده و شکم گرسنه چند طفل جایی نمیگذاردکه به جهاد فکر کرد
نظر شخصی من این است این عزم برای نابودی باید امروز این هفته یا حداکثر این ماه باشد ونقش مردم خارج نشین باید بیشتر از داخلی ها باشد چون دستشان
باز تر است از نان شبی که میخورند باید بزنند و انجمن ها تشکیل دهند در هر کشوری و هم هزینه و هم نیرو بفرستند اگر مردم داخل افغانستان ببینند هموطنانشان بفکر ازادی و ابادی کشور هستند انها هم اگیزه خواهند گرفت باید از یک جا شروع کرد و یکبار برای همیشه حکومت دست مردم باشد قشر جوان و تحصیلکرده فعلا برای رهبری این جنگ گزینه بهتری از احمد مسعود نیست هم سواد سیاسی دارد هم نظامی هم پرونده دزدی و خرابکاری ندارد هم جوان و خوش فکر است اما باید نهاد رهبری داشت و مثل سابق تکیه
بر فرد نباشد بلکه بر نظام جبهه تشکیل شده باشد
مردم قرار نیست از هیچ جا هیچ کمکی به شما بشود یا یکبار برای همیشه با نابودی افراط گری کشورتان را نجات میدهید یا دوباره وادار به جنگ خواهید شد جنگی که پروژه جهانیست یا خودتان کشورتان را پس میگیرید یا عین توپ فوتبال به بین این کشوز و اون کشور پاس کاری میشوید
اگر مرد میبودم بخدا قسم ۱۰طفل میداشتم همه را رها میکردم و بفکر هزاران اطفالی میشدم که قرار است فدایی قدرت طلبی جهانیان شوند همین که جایشان امن
بود لقمه نانی میرساند خدا برایشان اما بی تفاوتی امروز ما مرگ‌هزاران جوان و کودک را در اینده ای نزدیک رقم خواهد زد
من خسته ام از این همه بی تفاووتی خدا شمارا غیرت
بدهد مارا فرزندان باغیرت

>>>   این مطلب قطعا درست است که ما با آگاهی دهی به مردم جهل و سلطه طالبان را از بین ببریم و افغانستان را به ساحل آرامش برسانم لازم است که تمام اقوام روشنفکران عالمان دینی اساتید دانشگاه رسانه ها احساس مسئولیت نمایند و در راستای آگاهی دهی به مردم تلاش نمایند.
مهدی حسینی

>>>   محترم شجاعی!!
مبارزه طبقاتی را فراموش کرده اید ، خیر . گناه تان نیست.. شما یان همیشه نکته اصل را در راه تامین دموکراسی فراموش کرده اید. معنی لغوی دموکراسی یعنی حکومت مردم در خدمت مردم ، کی ها شامل مفهوم کلی «مردم » میگردند، طبقه ای پایین جامعه ، روشنفکران وطنپرست و دلسوز ، روحانیون وطنپرست، تجار و سرمایداران ملی ، مفهوم واقعی دموکراسی در تمثیل حق تساوی ملیتها میباشد، دموکراسی واقعی به معنی تامین معیشتی ، تامین خدمات رایگان صحی و تحصیلات ابتدایی و عالی رایگان.، محو کامل بیسوادی و دگر ابعاد گسترده آن.
شاه امان الله از میان طبقه اشراف جامعه برخاسته بود، عشق وی به پیشرفت ، او را در راه تطبیق نهضتش تا سرحد جنون کشاند،در این جای شک نیست که امان الله خان بدون درک شرایط عینی و ذهنی دست به اقدامات رادیکال زد که هنوز جامعه برای هضم آن کاملا آماده نبود همچنان خود کامه گی شاه در اخذ تصامیم و نداشتن یک اداره سالم مبری از فساد در سطح بلند ، می‌تواند در سقوط شاه نقش جدی داشته باشد، نکته اصلی دگر توجه شاه زیاده تر به مسایل روبنایی جامعه بود و کمتر توجه به زیربنا همه میدانیم که روبنا و زیربنا دو روی یک سکه اند.. هنوز زنجیر های ضخیم مناسبات فیودالی حلقوم توده های دهقان را میفشرد امان الله خان نمیتوانست همچو یک انقلابی توده یی فکر کند اما فاکت دوم و خیلی ها مهم یعنی استعمار و مخالفت آن با نهضت امانی از بیم آنکه اندیشه انقلاب در هندوستان برای آزادی اوج نگیرد ، تحمل شاه و ریفورم های وی برای انگلیس قابل تحمل نبود، اینجاست که بسیاری از دوستان برای منحرف ساختن افکار عمومی دست به تحلیل قضایا به شکل معکوس آن میزنند این دوستان گاهی ملت را ملامت میکنند و گاهی دین اسلام را، در حقیقت جنایات استعمار انگلیس را در حق خلق افغانستان ماست مالی میکنند ، این یک خیانت بزرگ در حق مردم ترقی پرور افغانستان اعم از پشتون و تاجیک و سایر ملیتها میباشد. اسناد موثق وجود دارد که برادران هزاره ،برادران پشتون از جنوب زیورات زن‌های شانرا فروخته و طور اعانه برای شاه در راه انکشاف معارف دو دسته تقدیم نمودند.
نکته ای دگر در نوشته تان ، موضوع بیداری مردم است..
جناب!!
بیداری مردم در زیر سلطه طالب تاریک اندیش خواب خرگوش است .برای آگاهی و بیداری شعور سیاسی جامعه ، پلانها ی سالم و گسترده سیاسی و اجتماعی ضرورت است .
جای تاسف است که شما سرنوشت اکثریت مطلق مردم را به ترحم مشتی از فارغین مدارس مذهبی بنام طالب که طی سی سال جز انتحار و انفجار چیزی دگر نیاموخته اند ، میسپارید ، این خیانت به ملت است.
زن در ادیان دگر به درجه نبوت رسیده است ، در حالیکه طالب خلاف اندیشه اسلام واقعی ، زن را موجود دست دوم حساب می‌کند و اگر فشار جامعه بین المللی نباشد ، حتی دختران خرد سال را به مدارس نمیگذارند.طالبان زیر تاثیر ملایان دیوبندی میباشند آنها با افراطیون جهان روابط تنگاتنگ دارند. هر حرکت طالب باید با شک و تردید نگریسته شود.
خطای بزرگ دگر شما این است که شما علل اصلی جنگ‌های چهل سال اخیر را تحلیل نکرده اید. علل حضور شوروی را در افغانستان ارزیابی نکرده اید، شما میدانید که هیچ جنگی در درون یک کشور بدون حمایت خارجیان دوام پیدا نمیکند. احمد شاه مسعود و دگر اخوانی ها از حمایت‌های گسترده مالی امریکا و کشور های غربی برخوردار بودند گذشته از آن مسعود از موقعیت خوب استرتیژبک برخوردار بود، مسعود مثل گلبدین و حفیظ الله امین ، رهبران
خود خواه ، ماجراجو بودند ، هر کدام شان در تزیید مشکلات و بربادی افغانستان مسوول استند.
جناب شما در برابر طالبان که افغانستان را عملا به صوبه پنجم پاکستان تبدیل کرده اند حس همدردی دارید، به پندار اینجانب ، نمیتوان به تحلیل ها و نظرات افرادی چون شما که مردم را به مدارا و تسلیم شدن و سر خم کردن در برابر تاریک اندیشانی که حتی خود شان نمیدانند که اسلام یعنی چه ،باور کرد، افغانستان با داشتن قلم بداستانی که به مشکل می‌توان آنها را روشنفکر خطاب کرد ، یکبار دگر در خواب غفلت خواهد رفت.
حنظله


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است