آلمان مداخله ناکام در افغانستان را بررسی می کند
 
تاریخ انتشار:   ۰۸:۰۱    ۱۴۰۰/۷/۱۲ کد خبر: 168574 منبع: پرینت

سیاستمداران دفاعی بسیاری احزاب و فراکسیون‌های آلمان انتقاد شدیدی به نحوه برنامه‌ریزی وزیر دفاع آلمان برای بررسی عملیات شکست خورده ارتش در افغانستان وارد و اعلام کردند که در نشست طراحی شده شده برای این منظور شرکت نخواهند کرد.

هفته نامه "اشپیگل"، در گزارشی نوشت: "آنگرت کرامپ کارن بائر"، وزیر دفاع آلمان در راستای اجرای برنامه های خود برای جبران عملیات شکست خورده در افغانستان در برابر شکست تازه ای قرار دارد. سیاستمداران دفاعی بسیاری از فراکسیون ها در پارلمان آلمان اعلام کرده اند که در نشست برنامه ریزی شده از طرف وزارت دفاع آلمان برای پرداختن به این مسئله شرکت نخواهند کرد. بسیاری از این سیاستمداران تاریخ برگزاری چنین نشستی را مناسب نمی دانند.

"توبیاس لیندنر"، از سیاستمداران دفاعی حزب سبز آلمان در این باره گفته است: مسلما باید روی عملیات افغانستان مفصلا کار شده و درس هایی برای آینده گرفته شود، اما این که این روند به چه شکلی باید انجام شود مساله ای است که پارلمان آینده آلمان باید درباره آن تصمیم بگیرد.
وی افزود: این امر مستلزم یک فرآیند واقعی کار و نه یک مراسم منحصر به فرد بین دو دوره انتخاباتی است.

"ماری آگنس استراک-زیمرمن" از سیاستمداران دفاعی حزب لیبرال دموکرات هم از یک اقدام آزاردهنده غیر قابل قبول برای پارلمان ( از طرف وزارت دفاع) سخن گفته است.
وی همچنین گفت: پارلمان جدید آلمان هنوز تشکیل نشده است و پارلمان در ترکیب قدیمی خود دیگر صلاحیتی برای چنین ارزیابی مهمی که وزیر دفاع دنبال آن است را ندارد.

در این گزارش آمده است که مناسبات اخیرا متشنج "کارن بائر" با سیاستمداران دفاعی بر سر مسئله افغانستان حالا با این جریانات تشدید می شود. برخی سیاستمداران حزب سوسیال دموکرات و اتحادیه احزاب متحد مسیحی هم گفته اند که نمی خواهند در این نشست با محوریت شفاف سازی درباره مسئله افغانستان که قرار است روز چهارشنبه برگزار شود شرکت کنند.

با روی کار آمدن طالبان در افغانستان فشارها بر دولت آلمان به دلیل تحولات و هرج و مرج‌های اخیر در این کشور افزایش پیدا کرده و اپوزیسیون در آلمان دولت را به فریبکاری و بی مسوولیتی متهم می‌کنند.

کد (9)


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
آلمان
مداخله ناکام
نظرات بینندگان:

>>>   Shir Hazhir
اکثر مخالفت ها نا آگاهانه و از سر همان عادت زشت ما است که نه خود قادر به انجام کاری هستیم و نه دوست داریم کسی دیگر کاری انجام دهد.
تنها مواردی که به نظرم قابل یاد آوری اند. یکی افراط در مخفی نگهداشتن هویت راوی است که خواننده را دچار سردر گمی می کند که این شخص چرا در ارگ حضور داشته و چطور شامل آن حلقه محدود فراریان شده است. همینکه نام شخص ذکر نشده کافی بود شاید بهتر بود یک اشاره غیر مستقیم به وظیفه اش می‌شد.
دو دیگر عدم دقت در ویرایش یکی دو جا روایت را مسخره کرده. مانند اختلاف در ساعات گرسنگی و انتظار و سخن گفتن از هوای سرد شب و آفتاب داغ نیم روز در یک زمان.

>>>   Khawaja Qamaruddin Sediqi
باید مورد نقد قرار می گرفت، چون این یک حادثه کوچک نبود، حدود سه سال عمر یک کشور را به این امید که صلح دائمی را در این کشور برقرار میکنند برباد دادند و در نهایت همه را فرو ریختند و کشور را در عمق بحران سوق دادند، هرچند در این تحول یک نظام خود کامه و غرق در فساد نابو شد اما می شد با روی کار اوردن یک حکومت انتقالی قابل قبول برای تمام اقوام و طرف های دخیل داخلی و خارجی از رفتن افغانستان در عمق بحران جلوگیری کرد، باید مردم بدانند که کی ها در حق شان خیانت کردند، تا به اصل ماجرا پی نبریم نمی توانیم مسیر آینده را درست مدیریت کنیم.

>>>   در پارلمان جدید آلمان در دولت آینده آلمان احزابی که دولت تشکیل خواهند کرد.بشمول سوسیال دموکرات ها و دموکرات های مسیحی و سبز ها و لیبرال دموکرات ها،احزابی هستند که در طی بیست سال گذشته دو دولت های آلمان سهیم بودند و همیش در تمدید مدحودیت قوای آلمان در افغانستان در پروگرام ایساف،از طریق پارلمان رای مثبت دادند و هر سال این مأموریت را برای یک سال،سالانه تمدید کردند.
یگانه حزبی که مخالف موجودیت قوای آلمان در افغانستان بود،حزب چپ آلمان بود که هر سال از تمدید این مأموریت در افغانستان انتقاد میکرد.
حالا که این مأموریت به شکست مواجه شده است و انتقادی که حزب چپ آلمان از آن میکرد،به واقعیت تبدیل شد،در عوض این که این حزب در انتخابات پیش رو، بخاطر واقعیت گرایی خود،رای بیشتر میگرفت،رای کمتر بدست آورد و از تشکیل دولت اعتلافی آینده نیز بیرون رانده شد.
پس به کدام اساس ما به شفافیت این انتخابات باور داشته باشیم و در انتخابات سهم میگرفتیم؟
حالا این مأموریت شکست خورده مورد بررسی قرار میگیرد تا از نتایج آن برای مأموریت های آینده استفاده شود.
آخر چرا؟
چرا ما تحت نام مبارزه با تروریزم و یا مبارزه با ویروس ایبولا و انواع و اقسام بهانه های دیگر،زمینه مداخله نظامی خویش را در دیگر کشور ها فراهم کنیم و دموکراسی را صادر کنیم؟
آیا دموکراسی باید با زور صادر شود؟
آیا باید در دیگر کشور های اپوزیسیون های دموکرات تشکیل شوند و آنها با تمویل و تجهیز به جاده ها برآیند و ما ار آنها پشتیبانی نظامی کنیم و سربازان را به جنگ بفرستیم و جنگ داخلی را در کشور ها براه بیاندازیم؟
مثلی که دولت شوروی وقت تحت نام راه رشد غیر سرمایه داری.در کشور هایی که هنوز سرمایه داری و طبقه کارگر را ندیده بودند،انقلابات ملی و دموکراتیک براه انداخت و به مقاومت مردم و جنگ های داخلی منجر شد که یک نمونه اش افغانستان بود که بالاخره منجر به از هم پاشیدن خود شوروی شد.
پس در امر دیگر کشور ها مداخله نکنید و بگذارید کشور ها را خودشان راه بیرون رفت از مشکلات شان را دریافت کنند،البتت کمک های بشردوستانه و انسان دوستانه ازین امر مستثنی است.
چنانچه خود جو بایدن بعد از خروج قوای امریکا از افغانستان،خودش بیان داشت:
"منبعد مداخله نظامی در دیگر کشور ها،آخرین گزینه خواهد بود و ما نباید خود را پلیس بین المللی قلم داد کنیم و باید از گزینه های دیگر غرض همزیستی مسالمت آمیز با همه کشور ها استفاده کنیم."


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است