مشتِ خالی؛ مقاومت در فضا
 
تاریخ انتشار:   ۱۲:۲۴    ۱۴۰۰/۷/۲۱ کد خبر: 168656 منبع: پرینت

اندکی به لایفِ جعفریان با داکتر عبد اللطیف پدرام گوش سپردم و به پرسش های جعفریان دقیق شدم، واقعا پرسش های مطروحه، ملال آور، خسته کن و خارج از واقعیت‌های کشور بود.
جعفریان در بخشِ بزرگنمایی، توصیف های بی محاسبه و غلو هیچ گاه کم نداشته است و بتدریج این روایت مقلوب، او را در چشمِ مخاطب منفور می کند. زیرا جعفریان جز پنجشیر، با سایر جغرافیا، گویی آشنا نیست و جز "شورای نظار" با هیچ نهادی انگار سازگار نمی باشد.

با دریغ مقاومت پنجشیر نیز به خاطر تک تازی ها و انحصارگرایی ها به شکست مواجه شد و مشتِ خالی مقاومتی به نامِ "جبهه مقاومت ملی" به شکل فاجعه آمیز باز شد. احمد مسعود در سخنرانی هایش زیاد حرف می زد؛ اما در عمل هیچ کاری نتوانست. او حتی پنجشیر را تقسیم کرده بود، در حالیکه توقع مردم از او دفاع از تخار، بغلان و بدخشان بود. مانور سیاسی او به سنگر بندی خلاصه شد و به زودترین فرصت ممکن مقاومت ملی به تاریخ پیوست.

حالا نمایشِ این مقاومت در ادبیات ریگستانی منعکس می گردد. او از کوه ها ویدیو منتشر می کند، تمام خاطرات و نشانه ها را منعکس می کند و سپس از راه گمی دشمن حرف می زند. گاهی هیزم جمع می کند و با نمایش مسخره در پی فریب مردم است. یگانه حامی این جبهه جعفریان است. او با تمام توان و با ۴۶ کیلو وزن، خودش را به آب و آتش می زند؛ اما تا هنوز جز واکنش منفی، هیچ حاصلی برای احمدِ مسعود نداشته است.

علاوه بر این جعفریان یک چهره‌ی مشکوک است که با ایده های ناسیونالیستی در پی بزرگنمایی یک بخشی از مردم کشور است. منطق جعفریان برتری جویی نژادی است و بهره کشی سیاسی از زبان نیز در سخنان او مشهود است. افزون بر جعفریان، بسیج شدن کورِ برخی از فرهنگیان و شاعران ایران نیز مقاومت پنجشیر را صدمه زد و در نتیجه این جبهه از درون متلاشی شد.

این مورد واضح است که در پنجشیر هیچ گاه پنجشیریان نجنگیدند، بلکه جنگ را نیروهای خارج از پنجشیر دوام دادند و در فرجام آنان نیز خسته شدند. فشرده اینکه: این جبهه در آغاز از لحاظ استخباراتی شکست خورد و با الاخره از لحاظ دیپلوماتیک و بسیج سایر نیروها نیز کاری نتوانست، ما در جبهه‌ی مقاومت پنجشیر نیتِ نیک وطن پرستی، حس وجود درد مشترک با سایر اقوام و دید واقعی را نداشتیم. درست است که تجهیزات وجود داشت؛ اما مقاومت در روان جمعی به شکست مواجه شده بود، با الاخره کاری شد، که نباید می شد. این درس به خوبی روشن گردید که با پوف و بلوف، هیچ ثمری حاصل نمی شود و با نوشتنِ شعر و شعار هیچ مقاومتی به نتیجه نمی رسد و مقاومت ملی به نام، هیچ گاه موجب شور و هیجان در سطح کشور نمی گردد.

این نکته را نیز از تجربه ها و چشم دیدهایم می نویسم که صداقت با سایر اقوام، خصوص با هزاره ها وجود نداشت، گویی همان بازی قدیمی سر کار بود و اعزام هیئت از بامیان به پنجشیر همچنان یک طرفه بود. مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز، ولی بدون شک، روزی، روزگاری در برگه های تاریخ، تمام‌ ماجراها ثبت خواهد گردید. در خصوص جناب آقای پدرام‌ نیز این امر را اضافه کنم که ایشان در خلق گفتمان و طرح مساله آدمِ موفقی ست؛ اما در عمل تا هنوز کاری نکرده است. شاید رسالت او فقط طرح مساله باشد، که این مورد نیز در خور ستایش است.

میثم صحرا


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
جعفریان
مسعود
نظرات بینندگان:

>>>   جعفریان با پدرام راجب علاقه اش به پنجشیر می گوید مورد نفرت نویسنده قرار می گیرد
رابطه جعفریان با احمدشاه مسعود عالی بود و برایش مستند هم ساخته است
ولی نویسنده بخاطر نگاه نژادی نفرت پیدا کرده از جعفریان

>>>   هرکس آبرو و عزت و ننگ و همت دارد باید علیه اشغال افغانستان توسط پاکستان و طالبان مبارزه کند فرقی ندارد که ملیاردها دلر سلاح امریکایی برایش تسلیم داده شده است و یا این سرافرازانه با مشت های خالی لیکن کوبنده مبارزه میکند مگر بیش از هفتاد درصد سلاحهای عراق را امریکاییها برای داعش تسلیم نکردند و ملت عراق داعش را شکست نداد. همین کار را امریکاییها در افغانستان کردند و هشتاد و چند ملیارد سلاح امریکایی را به طالب تسلیم کردند این بدانید که مردم علیه تروریستان طالب و داعش که کاملن باهم و شریک و همکار یکدیگر اند مبارزه میکنند. مشتهای خالی با تصرف تسلاحهای امریکایی پر میشود انشاالله

>>>   روس ها خلقی و پرچمی داشتند.
امریکایی ها مجاهدین و طالبان داشتند.
پاکستان طالبان و پنجشیر دارند.
هر وقتی که طالبان به گفت پاکستان نکرد.پاکستان پنجشیری ها را به جان طالبان میفرستد.
در استراتیژی اشغال این یکی از ضروریات مبهم است که در کشوری که شما اشغال میکنید،باید گروه اضافی در دست داشته باشید که اگر یک گروه بنا به دلایلی.چه خارجی باشد و چه داخلی،به گفت شما نمی کند،باید شما یک گروه جایگزین داشته باشید.
چرا کمپنی های موثر سازی در پشت موتر همیش یک تایر شتبنی جور میکنند؟
چون ضرورت است.اگر در راه تایر تان پنچر میشود،باید تایر شتبنی داشته باشید تا آن را تبدیل کنید.
یکی از دلایلی که پاکستان قبل از تسلط کابل توسط طالبان، اعضای شورای نظار ث جمعیت را به پاکستان غرض مشوره خواست.همین بود.
میدانید وزیر خارجه پاکستان ار آنها در کدام تعمیر استقبال کرد؟
در تعمیری که انگلیس ها از یعقوب خان در آنطرف خط دیورند و در پاکستان امروزی قرار دارد،از آنها پذیرایی کرد.

>>>   آقای میثم صحرا یا خانم میثم صحرا،
مقاومت تنها مال پنجشیر نیست و احمد مسعود نقطه مرکزی پرکار در دایره مقاومت است.
در مقاومت ملی افغانستان از همه مهم تر شعله ور نگهداشتن شعله مقاومت است نه بیرون راندن طالب از این دره یا آن دره.
مقاوپت ملی زنده است و در حال حاظر تمام تلاش برای سپری گردن زمستان پیشرو است و آنگاه به فرا رسیدن فصل بهار بهار مقاومت هم در همه نقاط کشور آغاز میشود و امیدوارم که خودت هم حد اقل امید ات را تا بهار آینده در خود زنده نگاهداری چون در غیر آن شاید دچار کسالت روحی شوی چون هضم نژام طالبی برای انسان های چیز فهم غیر ممکن است.

>>>   ممقاومت بگوید:
روز شهید چگونه تجلیل میشود>
موتر پیشکانی شارگشتک شـروشور دوسه نفر بیگناه رابا فیرهای هوائی کشتن
حالا همی گروه مردم آزار ومفسد از مقاومت حرف میزنند غ

>>>   حمایت شاعران ایران باعث متلاشی شدن جبهه پنجشیر شد؟؟؟؟؟
یعنی چند تا شعر مقاومت پنجشیر را نابود کرد
بخل و حسادت و تنگ نظری در این نوشته موج میزنه
نویسنده خود یک فاشیست نژاد پرست حسود است

>>>   به خدا قلم به دستان هزاره آبرو برای خودشان نگذاشتند و همه جا دارن مسخره می کنند اینها رو
بابا با صدای بلند بگو ایرانیها از تاجیکها حمایت کردند و ما نویسندگان هزاره داریم از حسودی میترکیم

>>>   این حوشته عمق فاجعه افغانستان را نشان میدهد
این کشور حقش هست هر اتفاقی بیافتند
چشم دیدن همدیگر رو ندارند
اگر یکی از بیرون از یک گروهی حمایت کنند آنچنان لجن پراکنی می کنند و زیر پایش رو خالی می کنند تا با مغز به زمین بخورد
اگر قومی یا گروهی موفقیتی چیزی داشته باشند شروع می کنند به نابودی اون
این کشور الکی عقب مونده ترین کشور دنیا نشده
اینها تازه تحصیل کردگان هستند
قومیت کشورشان را نابود کرده هنوز هم با شدت اینکار را انجام میدهند

>>>   هزاره ها با این کارها هیچ جا محبدبیت ندارند
هر روز بر علیه همه نفرت پراکنی می کنند

>>>   اوه اوه چقدر جالب شد
تا دیروز که هزاره ها به اسلام زاده و شریعتمداری و راءفی پور را فحاشی می کردند به خاطر طالبان
حالا جعفریان را توهین میکنند که از مقاومت در برابر طالبان حمایت می کند
معلوم نیست دنبال چی هستتد

>>>   حالا فهمدیدی چرا ایران هیچ کاری نمی کند
چون اینها خودشون نمی دونند چی می خواهند
مقامات ایران هم درست فهمیدن وقتشون را برای کسانیکه خودشون از بدبختی سایر هموطناشان خوشحال و از حمایت از سایر هموطنانشان عصبی می شوند تلف نمی کنند

>>>   در چشم مخاطب منفور نمی کند
در چشم هزاره هر کس به جز هزاره از کسی دیگر حمایت کند منفور است

>>>   نویسنده نمی تواند خوشحالی خود را از شکست مقاومت پنجشیر را پنهان کند

>>>   تمام نوشته در این خلاصه می شود
که جعفریان جز پنجشیر با سایر افغانستان که مشخصا مناطق هزاره مورد نظر است
یعنی چرا جعفریان از هزاره جات حمایت نکرد
به همین علت منفور است

>>>   ایران باید تمام دنیا رو رها کنه فقط بچسبه به ما هزاره ها
ایران نباید با عراق و فلسطین تاجیک و پشتون و حتی پاکستان و تاجیکستان رابطه داشته باشه
آخه ایران شوهر ماست الباقی هوو
چرا در ایران از حشد شعبی و عراق تعریف می شود؟
فقط ما هزاره ها ما باید از همه مهمتر باشیم
و گرنه دیوانه می شویم

>>>   جامعه هزاره به لطف نویسدگان و نخبگان خود هیچکس را برای خود بافی نگذاشتند
بقدری نسبت به همه نفرت پراکنی همراه با حسادت کردند که هیچ متحدی دیگر ندارند

>>>   نویسنده چقدر حسودی کرده است
بقیه نوشته بازی با کلمات است
اصل قضیه عصبانیت نویسنده از حمایت ایرانیها از احمد مسعود است
معلوم نیست در اوج حمایت مردم ایران در فضای محازی از احمد مسعود چه بر سر نویسنده گذشته
از شدت عصبانبت که چشم دیدن این حمایت را نداشته

>>>   عبدالطیف پدرام دوست واقعی ایران است
همیشه با احترام و دوستی راجب ایران حرف زده
ایشالا هر جا هست سلامت باشد و اگر هم خواستند به ایران بیایند قدمشان به روی چشم
برای ایرانیها آقای پدرام یک دوست خوب و حتی هموطن است
یک ایرانی دوستدار پدرام عزیز

>>>   اگر پرسشهای مطروحه ملال آور بود گوش نمیکردی
کی از تو خواسته به لایو آنها گوش بدی
این رابطه قلبی ایران و تاجیکهاست

>>>   حسادت و تنگ نظری هزاره تمامی ندارد
شما چه جور قوم نژادپرست و حسودی هستید
در ایران از احمدشاه مسعود تعریف میشه اینها دیوانه میشوند به روابط ایران و عراق و فلسطین حسادت می کنند به همه چیز تنگ نظری دارند
فکر میکنند ایران شوهر اینهاست بفیه هوو
جعفریان از هرکسی دوست داشته باشد حمایت میکند

>>>   تاجیکهای همزبان و هم نژاد سلام
به حرفهای این نویسنده توجه نکنید
کاملا مشخص است که می خواهد رابطه مردم ایران با شما همزبانان عزیز را بر هم بزند که می گوید جعفریان مشکوک و به دنبال بهره کشی سیاسی است
متاسفانه بعضیا چشم دیدن روابط ما با شما که برادران تاریخی هستیم نداریم
ماشالا به پدرام ماشالا به احمدشاه مسعود
شیر دره پنجشیر محبوب ایرانیان است

>>>   عجب مقاومت پنجشير بخاطر حمايت چندشاعر ايراني متلاشي شد و هيچ ربطي به عدم حمايت مردم افغانستان نداشت اينكه مردم افغانستان ترجيح دادن فرار كنند اما در كنار مسعود نجنگند ربطي به تنها ماندن مسعود نداشت

>>>   من در پیوند به این نوشته میخواهم چیزی را بنویسم که شاید تا کنون کسی یا ننوشته و یا اینکه کمتر نوشته!
مقاومت ها، ائتلافها و صف کشی ها نمیتوانند با شعار های میانتهی و مقطعی شکل بگیرند، امروز شعار میانتهی مقاومت از پنجشیر بلند شده، نه بعنوان دفاع از افغانستان بلکه به عنوان اینکه گویا این ولایت یک زمانی احمدشاه مسعود را داشته استه! این بدان معنی است که مقاومت غیر پنجشیر، مقاومت نیست!
فرض کنیم اگر احمد جان پسر احمدشاه مسعود نمیبود، آیا منحیث رهبر به اصطلاح مقاومت پذیرفته میشد؟ بگمانم که به هیچوجه نه! آیا احمد مسعود، خود بصورت آگاهانه راه مقاومت را در پیش گرفته است؟ نه! این میراث خود ساخته ای است که توسظ مشتی از مافیا بزور بر شانۀ این جوان گذاشته شده ورنه او باید ثمرۀ تحصیلاتش را در خدمت مردم افغانستان قرار بدهد.
او پسر احمدشاه مسعود است اما نه خود احمدشاه مسعود! در نخستین قدمه های آغاز شعارهای مقاومت دیده شد که نزدیکترین یاران و همسنگران پدرش به وی پشت نموده دست به معامله زدند، این جوان فعلاً در بلاتکلیفی عام و تام قراداشته محتاج خلاصگر است اما کسی نیست که اورا از این منجلاب نجات دهد، خداوند خیرش را پیش کند.
موضوع دیگر: جنگ افغانستان به یک سریال تبدیل شده است که بازیگران آن چندان فرقی از هم ندارند، همه دارای یک آیدیولوژی اند، همه الله اکبر گفته هم میکشند، هم کشته میشوند، هم چور میکنند و هم غارت، فقط نقش شان چون دانه های شطرنج است که توسط بازیگران خارجی استفاده میشوند.
حال اصل قضیه: آیا در گیر و دار افغانستان فقط همین تنظیم های جهادی اند که باید در همه موارد تصمیم گیر باشند؟ از تنظیم های هفت گانه و هشتگانۀ قبلی که اینک رهبران شان در غارها پنهان اند گرفته تاطالبان در قدرت، همه و همه در یک جای ریشه دارند و آن است اسلام! چیزی که آنان را متفاوت میسازد، شکل بازی همان شطرنج است که دانه های متفاوت دارد.
همه آن کسانی که علاقه مند پیگیری روند سیاسی افغانستان اند، آیا گاهی از خود پرسیده اند که: نقش نیروهای چپ دموکراتیک در انکشاف اوضاع افغانستان چه باید باشد؟ مگر موجودیت نیروهای چپ دموکراتیک در این کشور منتفی است؟ با صراحت باید بگویم که سرنوشت آیندۀ افغانستان بدست جنبش چپ دموکراتیک بوده و گره مشکلات افغانستان بدستان همین نیروها باز خواهد شد، نه طالبی درد مردم افغانستان را دوا خواهد کرد و نه کدام جهاد سالار دیگری؛ یار زنده صحبت باقی.

میهن زرغون

>>>   ایرانی
امثال تورا میگوییم دشمن ماهستید به تو چه که ماباهم چطور صحبت میکنیم ؟ هموطن خودمان هست دلمان میخواهد تحلیل میکنیم حکم نمیدهیم
انقدر هم بین شیعیان تفرقه ننداز به جایی نمیرسی باز داعش میاد باید قایم بشی تو سوراخ موشت دست به دامن همین هزاره ها میشی
۲۰تا پیام دادی فقط هزاره را میکوبی پس غلط میکنی از فاطمیون حرف میزنی که همه هزاره هستند
ایران هم تا ۲ماه پیش هوادار طالب بود حالا فهمیده چی شده
مردم ایران هم دلسوز هستند و به همین خاطر از مقاومت حمایت کردند دمشون گرم

>>>   خواهر گرامی زرغون جان
در شرایط فهلی مرد میدان به کار است که ایستاد شود و صدای مقاومت را در مقابل اشغال پاکستان بلند کند.
فرق نمیکند چپ است یا راست یا میانه مهم این است که از داخل افغانستان از یک نقطه صدا بلند کند و حد اقل یک نفر دیگر را با خود همراه کند .
خودت منتظر چی هستی؟؟؟؟؟
چرا صدای مقاومت بلند نمیکنی؟؟؟
آیا اشغال پاکستان برایت قابل قبول است؟؟؟؟؟


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است