مديريت بحران
چهل سال است كه بصورت مستقيم و ٦٠ سال است كه بصورت عير مستقيم، عامل خارجي با تباني با عامل داخلي براي ما بحران مي آفرينند و بعد با كمك عاملين داخلي وابسته آنرا مديريت مي كنند 
تاریخ انتشار:   ۱۸:۴۴    ۱۴۰۰/۸/۲۳ کد خبر: 168967 منبع: پرینت

چهل سال است كه بصورت مستقيم و ٦٠ سال است كه بصورت عير مستقيم، عامل خارجي با تباني با عامل داخلي براي ما بحران مي آفرينند و بعد با كمك عاملين داخلي وابسته آنرا مديريت مي كنند.
اين بحران ها گاه به گونه فقر مي آيد و گاه به گونه جنگ هاي خونين كه حتی شوق داخل شدن رينگ را عامل خارجي با دل و جان مي پذيرد.

دشواري و مشكل در كجا است؟
١- عامل خارجي خود را صاحب مي داند و حق بجانب و تا رسيدن به هدف ما را مانند پروژه كار مي گيرد و بعد رها مي كند تا ديگري چنين كند.
٢- عامل داخلي گنگس و گول است گاه با يك نام و گاه با يك نام ديگر با عامل خارجي به ميدان مي آيد، مي جنگند و ميميرند.
٣- ارزش ها در اين سرزمين از دير زماني است در حال مردن است؛ ارزش ها نيمه جان شده اند، گريز از ارزش ها براي پا برهنه هاي آهنين، در عقب خود كلمات چون خوب شد به فضل خدا نجات يافتيم، شكر كه بيرون شديم، خدا كمك كرد، همراه است.
٤- عامل خارجي فقر را بزرگترين عامل كشتن ارزش ها تشخيص كرده اند، چهل سال است كه رهبري كشور براي نجات مردم از گرسنگي ازسبب فقر دست بدامن عامل خارجي مي زند.
٥- عامل خارجي با برنامه ما را بدامن فقر پرتاپ مي كند و براي ياري كردن شرط هاي كه خودشان با برنامه ساخته اند پيشكش مي كنند.
٦- همه عاملين خارجي كه در ميدان ما بازيگران رقيب بودند، در اين راستا يكي اند و براي رسيدن به اهداف در برابر هم حرفي ندارند.
٧- ما در درازناي چهل سال، پروژه نه (٩) دسته از عاملين خارجي بوده ايم.
همه آمدند كشتند و سوختند و بردند و چه آسان رفتند و كسي نپرسيد به كدام گناهي حمام خون ساختن.
٨- همه اين ها بعد ها دلسوز ترين ها مي شوند و براي ما اشك تمساح مي ريزند.

حالا:
١- چهل سال نشان داد كه هيچ نيروي داخلي به تنهايي نمي تواند گام مستقل بگذارد، حتما به كام نهنگ مي رود.
٢-نيرو هاي داخلي غير متجانس اند، غير متجانس بودن برنامه ريزي شده از جانب عامل خارجي است.
٣- همه نيرو ها در عقب خود حمايه گر دارد و حمايه گر در نشست هاي خودشان از سنون هاي شان حمايه بيدريغ مي نمايند.
٤- كشور بصورت غير محسوس بين اين عاملين تقسيم شده اند و اين ساحات را آنان ساحه حياتي خود ناميده اند، هيچ عامل بر ساحه ديگري يورش نمي برد.

چه بايد كرد!؟
١- قبول كرد كه در چنين شرايط قرار داريم، غرور كاذب را يكسو گذاريم.
٢- از اينكه ما چنين بوديم و چنين كرديم با شهامت بيرون روي رويم.
٣- شامل بازي ميدان خود شويم.
٤- از جمع شدن خود آغاز و از پراگنده شدن به هر قيمت كه هست جلوگيري نماييم.
٥- با سياست كردن نيرو هاي عامل خارجي را براي رقابت سالم در درون كشور واداريم (٢٠٠٠-٢٠٠٧)

نتيجه:
فيصدي هاي عاملين خارجي را قيمت گذاري نماييم، تا سهم خود را تثبيت نماييم.
همسايه غربي ١٠ فيصد
همسايه شرقي ١٠ فيصد
همسايه شمال شرقي ١٠ فيصد
همسايه شمالي ١٠فيصد
كشور رادار سرخ و سفيد ١٠ فيصد
كشور اميتابچن ١٠ فيصد
كشور با كلمه مقدس شهادت ١٠ فيصد
كشور با رييس جمهور جيدو باز ١٠ فيصد
كشور قطر ١٠ فيصد
كشور پا برهنگان آهنين ١٠ فيصد
اين فيصدي ها مي تواند كم و زياد گردد ولي هيچ گاهي بيرون از صد نمي شود.

حالا افغانستان:
در اين صورت مي توانيم براي اولين بار ١٠ فيصد در ميدان خود بازي كنيم.

ضرورت:
اگر سياست معقول انجام دهيم مي توانيم بدون حذف كردن يكي از اين ها فيصدي بيشتر بازي را بدست آربم.

متوجه باشيد براي بيرون رفت از مشكل با همه بودن معادله اصلي و مركزي را مي سازد.
سياست حذف ما را خونين مي كند و سهم درصدي را كاهش مي دهد.

سید مسعود


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
مدیریت بحران
افغانستان
نظرات بینندگان:

>>>   عامل وضعیت افغانستان خود مردمش است که همیش بین خود درنده و فتنه گر و تن پرور بود و پیش خارجی بی ایمان و غرب پرست و غرب زده همیش فاسدان حیله گران فخر فروشان سعودی پرستان و امریکا پرستان در راس حکومت بود و افراد عالم دانشمند مسلمان بی ارزش و زیر دست بر شرف دولت ملتی لعنت که خود را مسلمان گفت فخر میکرد نان گدایی در یک دستش بود فیلم های عیاشی آزادانه در دست دیگرش ...‌ حال شیشته پرسان کنید افغانستان را کی خراب کرد.....؟ جواب اینجاست زنان حوس باز مردان حوس باز خلاص.

>>>   و تمام این ها ریشه در فقر دارد اگر هر دولتی حتی طالبان خونخوار بر کرسی بنشیند و درامد مستقل دولتی داشته باشد نیاز به وابستگی به هیچ کشوری ندارد و میتوان در اینده حتی این هارا در جامعه حل کرد متاسفانه طالبان هم سرنوشت بهتری از دیگر حکومت های افغانستان ندارد چون وابسته است دیر یا زود از میدان بدر میشود کلا قدرت های منطقه اجازه بودن دولتی مقتدر در افغانستان را نمیدهند در این کشاکش همشان خواهان الحاق بخشی از این کشور به خاکشان هستند و این پروژه چندین ساله این هاست و بزودی علنی خواهند کرد و به دنبال قانونی شدنش هم خواهند رفت جهان غرب هم از این خاک سیاه بی ارزش سود خودرا برد و رفت
ولی صادق باشیم مقصر ما ملت هستیم کشور ما مثل بچه یتیمی شده هرکس از راه میرسد تو سری میزند و میرود و هیچ جا بازخواست نمیشود ما بجای مقابله با دشمن مشترک با خود چهل سال جنگیدیم چهل سال در خدمت بیگانگان یکدیگر را کشتیم
هر روز برای ما ارزشی تراشیدند و با ان خودرا به قدرت رساندند ما مردم سواد کم داریم و ادم فداکار کمتر تا وقتی اتحاد نکنیم و ریشه بی سوادی را نزنیم در کل افغانستان همچنان رهبرانی ساخته و پرداخته میکنند و عده ای بدنبالشان دامن کشان خواهند رفت
یگانه خدمتی که غرب به ما کرد اینترنت بود مردم کمی اگاه تر شدند کمی باسوادتر شدند مردم شمال دیگر اینبار خودرا قربانی اسماعیل خان وامثالهم نکردند مردم مزار به جنگ نیامدند امروز مردم افغانستان تفاوتی بین هیچ کدام از جنگسالاران قاعل نیستند اما جنوب کشور که امکانات دسترسی به اینترنت کمتر است هنوز چوب سوخت جنگها هستند

>>>   طوق تقصیر به گردن ما مردم این سرزمین است. هرکه آمد حتی یک یهودی
مسخ شده مانند اشرف غنی بی( ش رف )
لنگ خود را بالا کرد او را نعل طلایی بستیم .
م. زمین بوس کابل

>>>   دکترچنگیزپهلوان:
« در افغانستان روحیه ی تقدیرگرایی و نادیده گرفتن تجربه های تلخ سخت رواج است. بسیاری از فعالان نمی خواهند از گذشته ها پند بگیرند. تجربه ها انتقال داده نمی شود و کسی نیست که به جمع بندی علمی و بیطرفانه ی آنها بپردازد.»

>>>   اگر یک تحلیل واقعبینانه تاریخی از وضعیت سیاسی افغانستان داشته باشیم، قشنگ درمی‌یابیم که از دوصد و هفتاد و اندی سال به این سو، مرض مزمن «پرخوری قدرت» پشتون‌ها، باعث شده است تا موازنه‌ی قدرت به نفع هژمون قوم پشتون رقم خورده و اقوام دیگر از حلقه‌ی حاکمیت به دور پرت شوند. در نتیجه‌ی تک قومی شدن قدرت در طول این سالیان دراز، تراکم و تمرکز در ابزارهای سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی به نفع قوم غالب ایجاد شده است. ستم ملی بر مبنای ذهنیت انحصاری و طرد و نفی، باعث گردیده که در طول حاکمیت استبدادی شیونیست‌های قبیلوی، نشانه‌ی ولو ضعیف از مشارکت جمعی و وحدت ملی در تاریخ سیاه این کشور به چشم نخورد.

در اثر دوام حاکمیت‌های توتالیتر، استبدادی و انحصاری در افغانستان، بحران تضاد قومی بین حکام مستبد و تمامیت‌خواه و اقوام محروم کشور تشدید شده و در نهایت منجر به ایجاد فضای تاریک، مبهم و مغشوش بی‌اعتمادی ملی گردیده و هیچ‌گاه ساختار حاکمیت تک‌قومی به حاکمیت چند ملیتی تغییر شکل نداده است. به همین لحاظ در دولت‌های توتالیتر و انحصارطلب گذشته هیچ نشانی از ساختار‌های مشارکتی که نشاندهنده تبلور اراده جمعی باشد، به نظر نیامده و مردم در همچو نظام‌های توتالیتر همواره با فقدان توسعه سیاسی مواجه بوده‌اند. در طول این دوصد و هفتاد و اندی سال سیاه، نخبگان شیونیست‌ قوم غالب با تمام قوا تلاش ورزیده‌اند تا از مشارکت سیاسی نخبگان اقوام دیگر در بدنه حاکمیت، جلوگیری به عمل آورند.

هم اکنون در نظام ظاهرا امارت اسلامی اما در واقع حاکمیت استبدادی تکقومی، طالبان نیز حقوق اقوام غیرپشتون بیشتر از پیش قربانی همان پدیده شوم ستم‌ملی یا قومی (National Opression) می‌شوند. حاکمیت طالبان نیز به به رغم خواست جامعه جهانی همان برخورد انحصارگرایانه و روش‌های انحصاری و استبدادی سلاطین گذشته را اقتباس نموده و قدرت را به گونه‏‌ي توزيع کرده اند که تیم انحصارطلب، اقتدارگرا و تماميت‏خواه تحریک طالبان را در راس هرم قدرت و پست‌های کلیدی حاکمیت سیاسی گماشته اند و هيچ گاه حاکمیتی با قاعده وسیع ملی مبتنی بر قرائت انسانی از اسلام را که بر پایه مناسبات مردم‌سالاری، ارزش‌های حقوق بشری و حضور متناسب نمایندگان اقوام در حلقه قدرت سیاسی باشد را برنتافته اند. اما با آنهم انتظار دارند تا جامعه جهانی این حاکمیت توتالیتر و قرون وسطایی را به رسمیت بشناسند.!

عباس دلجو

>>>   تلاش پاکستان برای مهار طالبان و گسترش افراط گرایی در افغانستان
منابع امنیتی و اطلاعاتی به «فارین پالیسی» گفتند که سازمان اطلاعات ارتش پاکستان (آی‌اس‌آی) در تلاش است تا برای مهار قدرت طالبان و تقویت افراطگرایی در افغانستان اعضای ناراضی طالبان و سایر گروه‌های جهادی کوچک را زیر چتر یک گروه واحد متحد کند.
این نشریه آمریکایی افزود به اسنادی دست پیدا کرده که نشان می‌دهد آی‌اس‌آی گروهی را تحت عنوان «ائتلاف دعوت اسلامی» ایجاد کرده و تامین مالی می‌کند و هدف از ایجاد آن «بی‌ثبات کردن طالبان از طریق تقویت افراطگرایی در سراسر افغانستان است».
در ادامه این گزارش آمده است که «ائتلاف دعوت اسلامی» در پی حمایت ISI از گروهی تحت عنوان «کاروان ابو عبیده» ایجاد شد که پس از توافق آمریکا و طالبان در سال 2020 از شبکه حقانی جدا شده بود.
گزارش می‌افزاید که سازمان اطلاعات ارتش پاکستان به عنوان اهرم فشار بر طالبان جهت اطمینان از حفاظت منافع این کشور در افغانستان استفاده می‌کند.

>>>   کشور در اشغال آی اس آی پاکستان قرار دارد. در کابل شبکه دهشت افکن حقانی و باند تبهکار طالب فرمان می رانند. اداره طالبان فاقد مشروعیت ملی و بین المللی است. کشور در آستانه فاجعه انسانی قرار دارد. 18میلیون گرسنه و ۳ میلیون آواره داخلی داریم. اگر کدام تغییری به میان نیاید انتظار می رود تا پایان زمستان این رقم تا 30میلیون بالا برود.
شماره آوارگان خارجی به شش میلیون می رسد.
رژیم طالبان تک تباری، تک زبانی، تک جنسیتی، تک اندیش و تک مذهبی است.
باید فشار داخلی و خارجی بر این گروه افزایش یابد تا حاضر به تن دادن به اصلاحات عمیق بنیادی شوند.
در غیر آن کشور سر از بهار پیش رو یعنی سر از اواخر فبروری و اوایل ماه مارچ 2022 وارد گود جنگ فرسایشی خانمانسوز گسترده دیگری خواهد شد.

Aziz Arianfar

>>>   تقصیر از فرهنگ یا مردم ما و شما نیست. ما مردمی ساده و یکرنگ بودیم. هر کی اومد تحویل گرفتیم و احترام گذاشتیم. اون غربی هایی که در این سیصد سال گرگ در لباس میش بودن مقصرن. گناه از ما نیست. از شیطان صفتی دیگران هست. متاسفانه در برابر این دغل بازان ما هم باید یاد بگیریم و این اسیب بزرگی به فرهنگ ماست.
به زمین بوس کابل

>>>   مشکل افغانستان.. مدیریت بحران یا بحران مدیریت؟!


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است