در باب خود نقدی تاجیک‌ها
 
تاریخ انتشار:   ۱۱:۴۲    ۱۴۰۰/۸/۲۴ کد خبر: 168978 منبع: پرینت

اگر یکی از وجوه مشترک کسانی‌که در بیست سال اخیر از ادرس تاجیک‌ها به کرسی‌هایی در حکومت گماشته شدند انگشت بگذاریم؛ این است که همه دچار یک نوع غرور می‌شدند. غروری که باعث فاصله عمیق بین انان و مردم شان می‌شد. به‌نحوی که شما به سختی می‌توانستید انان را در دفتر کار شان یا حتی در خانه شان ملاقات کنید. اگر می‌توانستید، انان را ملاقات کنید، نگاه تحقیرامیزی به شما می‌داشتند، حرف تان را نمی‌شنیدند. بخصوص وقتی بحث مشکلات مردم و دغدغه‌های قومی و زبانی و فرهنگی مردم در بین بود، حکومتی‌های تاجیک هیچ حاضر به بحث و تبادل نظر نبودند چه رسد به این‌که کاری انجام دهند. این غرور حتا برای کسانی پیش می‌امد که مثلن در سطح یک امر حوزه پولیس، یک ولسوال، یک ریس عادی و بی‌صلاحیت و... قرار داشت. البته‌که وزرا و وکلا بماند سرجایشان!

من بارها در باره چرایی این موضوع فکر می‌کردم. یک دلیلی که با ملاحظه بعضی از موارد عینی پیدا می‌کردم این بود که از همان ابتدای کار، کسانی برای احراز پستی در حکومت از میان تاجیک‌ها گزیش می‌داشت که چنین ویژه‌گی‌ای در وجود او تشخیص داده می‌شد. یعنی کوشش می‌شد که یک تاجیک مغرور، جاهل، کم‌ظرف، بی‌مایه، بی‌شخصیت، مردم‌ناشناس، گستاخ، بی‌شعور و احمق در یک پست دولتی گماشته شود. در واقع اجرای همان طرح مخکش! اما در بعضی موارد دیگر این دلیل زیاد کارارایی نداشت. یعنی در بعضی موارد ذهنم به این طرف کشانده می‌شد که مشکل را نه در برنامه توطیه‌امیز دیگران بلکه در خصایل ذاتی و تربیت اجتماعی- فرهنگی تاجیک‌ها باید جستجو کرد. نباید همیشه فرافگنی کرد. باید سر در گریبان خود کرد.

به هر صورت، این یک مشکل جدی است. متفکرین تاجیک باید روی این موضوع فکر کنند. بخصوص وقتی بحث مشارکت تاجیک‌ها در حکومت در میان است، این موضوع از اهمیت زیادی برخوردار است. اگر تمام کرسی‌های بلند و پایین دولتی به تاجیک‌ها داده شود، وقتی همچو افراد مغرور و جاهل و بی‌معنا ان را تصاحب کنند، هیچ سودی به مردم تاجیک ندارد. ما نیاز به تربیت یک نسل پرمغز و متواضع داریم که با اندک باده قدرت بیش از حد مست و مدهوش نشود.

نورالله وليزاده


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
تاجیک ها
مست
نظرات بینندگان:

>>>   بیدون تبعیض تمام جهلای اقوام کشور مان یکرنگ هستند. هیچ فرق ندارند زیراجاهل و کم ضرفیت ونیمچه باسواد درراس قدرت وچوکی های بلند رسیدند هیچگاه افراد آگاه اقوام وباتربیه اقوام چنین کاری که باعث ایجاد فاصله بین دولت شود.به آن اقدام نمی کردند.بدبختانه ما تنها فقر اقتصادی نداریم بلکه دردیگرساحات حیاتی نیز فقیر هستیم .تاما عیب های خودرا شناسایی نموده درپی اصلاح آن اقدام نکنیم این مشکل حل شدنی نیست.

>>>   يك چيز بايد اضافه شود كه پنجشيرى ها سر قافله اين ناديدگى و غرور كاذب بودند! كه حالا بايد به جراى شان برسند!

>>>   درین چای شک نیست که چوکی و مقام بعضی افراد را مغرور میسازد.
اما ناگفته نباید گذاشت که چوکی و مقام در حالی که یک امتیاز است،در عین حال یک مکلفیت نیز است.
زمانی که یک شخص به مقام و متزلت میرسد،همه مردم چاپلوس مثل مور و ملخ نزد او میشتابند تا با اجرای کارهای خود و یا مقرر شدن خود و افراد شان در پوست های دیگر ازین فرد کمک بگیرند.
اگر شخص مذکور با دادن رشوه به این مقام رسیده باشد،معلومدار اول کار کسانی را انجام میدهد که رشوه میدهند ،تا پول تاجایی چوکی خود را که پرداخته است ،بدست بیاورد.
و اگر هم از روی لیاقت و تحصیل و دانش و تعهد و پاکی و تخصص و غیره مشخصات این چوکی را بدست آورده است،او باید کار کند،نه این که مور و ملخ زیادی را که میخواهند از مقام او سؤ استفاده کنند و کار های غیر قانونی خویش را بالای او اجرأ کنند و یگان بیخبر برای اجرای کار خود به او پیشنهاد رشوت کند و در نتیجه او را عصبانی کند.
بهرصورت دوران حکومت شاهی و جمهوری قلابی داودخان و کمونست ها که فکر میکنم کمترین رشوت را میخوردند و یا هم هیچ نمیخوردند و اگر هم میخوردند،یگان بوتل ودکا و کنیاک بود،دوران مجاهدین که دزدی و چور و چپاول اموال دولتی شروع شد و دوره اول طالبان که به جنگ و کش و گیر بالای ریش و موی و نماز خواندن مردم گذشت و دوران کرزی که اعلان کرد اگر دزدی میکنید و یا رشوت میگیرید،در خاک خود سرمایه گزاری کنید و پول را بیگانه نکنید و دوران اشرف غنی که کمک های خارجی کم شد و تیم دولت ساز به ریاست اشرف غنی،شروع به دولت جمع کردن برای خود کرد و به دیگران حق نداد و در نتیجه دشمنی آنان با اشرف غنی،دولت اشرف غنی را پراندند و حالا دوباره طالبان به قدرت رسیدند.
حالا طالبان دو گروه هستند:
یک گروهی که به اصل اسلام و عاری از رشوت و پول و پیسه و تجمل و تجمل بازی و زندگی با شکوه،معتقد هستند و هیچ حرفی از آنها شنیده نمیشود،مثل ملا هیبت الله و ملا حسن آخوند.
گروه دیگری که آبادی ها و تجملات و ساخت و ساز ها،بشمول داخل ارگ،پیش چشمان شان را گرفته است و میخواهند که خود را متمدن بگیرند و با تجمل و آرگاه و بارگاه زندگی کنند.مثل ملا برادر و وزیر خارجه طالبان و بعضی افراد دیگر که در صحن ارگ ریاست جمهوری،دعوت بزرگی را برای دیپلومات های خارجی تشکیل داده بودند و نکتایی دار ها خدمت گزاران شان بودند و پیش پیش پای شان میدویدند و اینها با پیراهن و تنبان هایشان و واسکت هایشان و قدیفه هایشان در سر شانه و چپلک هایشان در پاهایشان،برای آنها پوز میدادند و بالای خود افتخار میکردند که به چنین مقامی رسیدند.
حالا منتظر مینشینیم که ببینیم کدام این گروه موفق به رهبری جامعه میشود و سرنوشت این جامعه به کجا خواهد کشید؟

>>>   یکی از بی شعورترین اقوام افغانستان همین ناجیک های خود فروخته و جاعل بود . تاجیک ها در افغانستان قوم بی مسوولیت ، بدون آینده نگری و بدون درک درست از شرایط عینی کشور است .
آن ها در طول بیست سال ، یکی از مهمترین و بهترین شانس هایی را از دست دادند که در آن سال ها با پول های باد آورده می توانستند به نغع قوم تاجیک و بلند بردن سطح دانش و آگاهی و آبادانی کشور استفاده مزید بکنند که نکردند . پنجشیری ها جز لنده غری و دزدی و اختطاف کاری دیگری برای قوم تاجک نکردند . حالا که عرصه برای همه شان به تنگ آمده ، جز خفت ، شرمساری ، بی آبرویی چیزی برای نمانده است . من خودم تاجک فارسی زبان هستم اما تمامی درد و اندوه ما از بی مسوولیتی ، دزدی و سهمگیری در مافیایی قدرت و مواد مخدرد در مقامات بلند پایه تاجکان در حکومت غنی است .

>>>   سلام به نویسنده مطلب و همکاران افغان پیپیر:
در نوشته هایتان همیشه از کلمه بعضی و یا اکثرا را بنویسید بد نیست. شما اگر با همه روسای غیر پشتون بشمول تاجیک ها آشنایی می داشتید از فعالیت ها و توجه شان به مردم آگاه می شدین.

>>>   من یکی کاملا با شما هم نظر هستم، اولین و اساسی ترین ضربه درد ناک که به بدنه خلق تاجیک وارد شد و تا کنون متاثر از اثرات آن هستند اینست که مرحوم آمر مسعود فریب مشوره ناجوانمردانه مشاورین وابسته به سازمانهای خارجی مثل عبدالله عبدالله ، قانونی ، سیاف و یک تعداد دیگر را خورد و با دو طایفه بد بخت تر از تاجیک یعنی هزاره و ازبیک وارد جنگ شد در نتیجه همان شعر معروف مصداق عمل پیدا کرد
دو نفر دزد خری دزدیدند. سر تقسیم با هم جنگیدند
آن دو بودند چو گرم زد و خورد
دزد دیگر خر شانرا زد و برد

>>>   تاجک ها اگر از کار با دولت ها کناره گیری کنند هیچ حکومتی توان کار را نخواهد داشت.
فهم و دانش تاجک ها سکان دولت ها را در دست دارد اما این بار باید راس قدرت را تصاحب کند تا کارش نتیجه بدهد.


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است