روایت فرار از زبان نزدیکترین فرد به عبدالله
 
تاریخ انتشار:   ۱۴:۴۹    ۱۴۰۰/۸/۳۰ کد خبر: 169039 منبع: پرینت

سراسیمگی در شهر حکم فرما است، هر کس به هر طرف تلفن به گوش در حرکت و دوش است، هیچ کس هیچ چیز نمی داند.
حوالی ساعت ۱۲:۳۰ روز یکشنبه ۲۴ اسد، همراه با فضل احمد معنوی و نورالرحمن اخلاقی وزیران کابینه سابق، به مشکل به منزل داکتر صاحب عبدالله رسیدیم، اندکی بعد با داکتر صاحب دیدیم. از وضعیت نگران بود، مصرانه می کوشید تا با وزرای سکتور امنیتی و شورای امنیت تماس بر قرار کند، ولی موفق نمی شد. فهمیدم بطور جدی نگران وضعیت است. هر لحظه راپور های درست و نادرست از انکشافات جدید می رسید. تلاش برای تامین ارتباط با بخش های امنیتی ادامه داشت.

حوالی ساعت ۲:۰۰ زنگ تلفن جناب حامد کرزی آمد، بعد از احوال پرسی خبر از فرار غنی داد. در عالم بی باوری باور کردیم. بعد از قطع تلفن همه جا را سکوت فرا گرفت. دقایق بعد داکتر صاحب گفت سفر به دوحه نشد، چون روی لست سفر هیات به دوحه کار داشتند و در ادامه گفت من اینجا می مانم، و تاکید کرد هزار بار مردن اینجا بهتر از فرار کردن است.

تلاش های ناموفق برای تامین ارتباط با وزرای بخشهای امنیتی ادامه داشت. متاسفانه به اصطلاح (از سنگ صدا برامد اما از بخش های امنیتی پاسخی دریافت نشد).
دقایق بعد داکتر عبدالله تصمیم گرفت با امرلله صالح صحبت کند. تماس وصل شد، پس از احوال پرسی داکتر صاحب عبدالله به امرالله صالح گفت اشرف غنی فرار کرد. چون صدا شنیده می شد، دقیق به یاد دارم در پاسخ گفت: "جناب داکتر صاحب مه پنجشیر هستم خبر ندارم" دو باره داکتر عبدالله با تاکید گفت خواستم خبرت کنم نفر (یعنی اشرف غنی) فرار کرده، مسوولیت متوجه خودت است، باز به تکرار جواب داد:"جناب داکتر صاحب مه پنجشیر هستم خبر ندارم"، سپس خدا حافظی شد.
این نوع پاسخ سوالات زیادی را خلق می کند!

داکتر صاحب عبدالله به من وظیفه سپرد تا با حنیف اتمر در تماس شوم و از تصمیم ماندن شان در کابل در منزل خودش خبر دهم، تیلفون وصل نشد، پیام صوتی گذاشتم، اندکی بعد تماس گرفت، موضوعی را که در پیام گفته بودم دوباره تکرار کردم و آقای اتمر گفت تماس می گیرم که از تماس بعدی خبری نشد.
همه مستقیم و غیر مستقیم می گفتیم اینجا خطرناک است، بودن درست نیست، داکتر صاحب با قاطعیت رد میکرد، گفت تصمیمم بودن در کنار مردم بیچار ای است که سالها در حق شان جفا شده، اینجا را ترک نخواهم کرد، شهادت هزار مرتبه بهتر از فرار است.
«وَ ما تَشاؤُنَ إِلاَّ أَنْ یَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمین‏»، (و شما اراده نمی کنید، مگر این که خداوند-پروردگار جهانیان-اراده کند و بخواهد)
بعد گفت زندگی و مرگ یک لحظه است، علم خان آزادی شهید شد، چه افتخاری بزرگ تر از این می باشد. (شب قبل شایع شده بود گویا علم خان آزادی در سقوط مزار به شهادت رسید است) ایشان الحمدلله حیات هستند و خداوند حفظ شان کند.

در اوج بحران و نا امیدی به مردمش امید بخشید خبر حضور داکتر صاحب بطور گسترده پخش شد از هر گوشه و کنار مردم تماس می گرفت تا اطمینان حاصل کنند و بدانند واقعا داکتر عبدالله فرار نکرده و در کنار مردمش است)
لحظات دشوار بود بعد به آرامی بر خاست و به آهستگی گفت بروم یکبار با فامیل صحبت کنم، از سیمایش معلوم بود که با اعتماد به نفس قهرمانه و حساب شده گام بر می دارد و خطر را با تمام وجود حس می کند. البته هدف صحبت وداع با خانواده بود، بدون شک این وداع جرات و شهامت می طلبد، با این روحیه و عمل صالح معطوف با ایمان و وفای به عهد در کنار مردمش ماند…

عبدالقهار عابد


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
روایت فرار
عبدالله
نظرات بینندگان:

>>>   ایکاش جرئت اقدام را قبل از فوت وقت میداشتند.

>>>   عبدالله غافلگير شد! راه فرار را گم كرده بود! اون از خاطر مردم نه ايستاد، در حق مردم خو همين خاين جفا كرده بود! روزى حساب مى رسد! اگر طالبان حق خود را بخشيدن حق مردم را نمى توانند ببخشند!

>>>   بلی عابد چنان دور خود میگردد وماست مالی میکند که به زعم خودش از شروع حاکمیت دزدان شر وفساد تاموج کنونی حاکمان گروه ظلمت وتاریکی خاک به چشم ملت بپاشد وولیعدخود ( عبداله لشمک ) راحامی وناجی ملت قلمدادنماید
عابدجان درست است وظعیت اقتصادی همه شما چی دبل های تان ویا سنگل های تان ( خوب نیست) درست باید همه قبول کنند کور خواندی. همین شهزادهً قران خورت ویا همهً شما به شمول قهرمان های تان زنده ها همواری ومرده های تان تپه های کشور را مگر غصب نکرده اید میدانی مصرف تنهاپودر وموچینک اربابت کفایت میکند تا صد هافامیل از پول خودشان شکم سیر کنند سادوهای چون تو وچوبکی بنام مجیب الرحمن نمی توانید با صافی های دست داشتهً تان سیه روی های تان را پاک کنید این تحقق وعدهً خدا است که حساب از شمادزدان سر گردنه پس می گیرد
دوراندیش

>>>   چه مردم ..... عبد الله هم از شهادت حرف می زند.

>>>   خیانت های عبدالله در طول تاریخ به همه آشکار است . نخستین خیانت او به احمد شاه مسعود بود و آمرین خیانت او به مردم افغانستان که تمام این خیانت کردن ها را به خاطر منفعت خود ، پول ، سرمایه و قدرت ترجیح داد

>>>   اینکه جای شک نیست که داکتر عبدالله واقعن مردانگی کرد فرار نکرد.

>>>   انگلیس ها به مراتب خوبتر از امریکایی ها بودند.
آنها شاه شجاع را با فامیل اش به هندوستان انتقال دادند و در همانجا تا آخر عمر بود و در همانجا مرد و دفن شد.
اما امریکایی ها داکتر عبدالله را به هندوستان نزد فامیل اش انتقال ندادند و حالا داکتر عبدالله بیچاره پیش طالبان هرچه عذر و زاری میکند که اجازه بدهند برای او که یک مرتبه پیش فامیل اش برود،اما طالبان اجازه نمی دهند.
آنها میگویند که تنها تو فامیل داری؟
آیا صد ها هزار افغانی که در بمبارد خارجی ها در افغانستان کشته شدند و در جنگ در جبهات جنگ برضد قوای خارجی و لشکر اجیر شما جنگیدند و شهید شدند،فامیل نداشتند؟

>>>   امید خایینین از هر قماشی که باشد باید جواب بدهند که در طول بیست سال طلای که پول مانند دریا به افغانستان جاری بود وتنها اوباشان عبدالله عبدالله و مارشال فهیم و. دارودسته بدماش شان همه را چوروچپاول کردند و از کرزی و دارودسته اش و غنی و دارودسته اش سوال شود. که این همه دالر ها در کدام راه به مصرف رسانیدند ،این اشخاص و. افراد و. دارودسته های شان همه میلونر ها شدند اما مردم بیچاره افغانستان به غذای شب و روز خود دست و. گیریبان اند .
عبدالله ریحان

>>>   در کنار مردمش خیلی حرف خنده آور و احمقانه است، مردم را همین دولتی ها به تباهی کشید همه دست آورد های انقلاب را همین به اصطلاح وندی های حکومتی که کمک های خارجی را بین خود تقسیم می کردند ومردم در بیابان های مسیر آوارگی خارج نابود و در دریاهای مسیر ترکیه ویونان غرغ می شدند واین ها شب با شکم سیر مست و بی خبر سر به بالین می گذاشتن اینها مست غارت و چپاول بودند که حکومت بی خبر سقوط کرد.

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت خود را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است