تنگنای بحران حکومت طالبان در سیمای اقتصاد
عدم محاسبه سیاسی و موضع گیری غرور آمیز در سیاست، تبعات غیر قابل جبران را برای حاکمیت سیاسی طالبان ایجاد می کند که قربانی اصلی آن مردم این سرزمین خواهند بود 
تاریخ انتشار:   ۱۶:۳۸    ۱۴۰۰/۹/۲۳ کد خبر: 169257 منبع: پرینت

تنگنای بحران سیاست خارجی حکومت طالبان در سیمای اقتصاد ملی؛
برخلاف تعریف سنتی سیاست خارجی در قرن ١٩ و اواخر قرن ٢٠ سیاست خارجی دیگر آیینه ای سیاست داخلی در حوزه بین المللی و در روابط مجزا با سایر کشورها نیست تا بازیگران سیاسی برمبنی گرایش های ذهنی تک محورانه یا تلاش در اعمال قواعد جزم گرایانه انتزاعی, روابط سیاسی و دیپلوماتیک با دولت ها و نهادهای بین المللی را تعریف کنند, بلکه سیاست خارجی در چارچوب قواعد حاکم جهان امروز, عبارت از تعامل معقول و چندپهلوی دولت ها, مبتنی بر مجموعه ضوابط و عواملی تاثیرگذاری است که مسیر بازیگران سیاسی را در یک کانتکس جهانی شده, میان کشورها و نهادهای بین المللی تعریف و بازتعریف می کند.

در میان این همه قواعد در حال دوران,دیگر کشورهای دنیا دارای استقلال مطلق نیستند و هیچ دولت ای مخصوصا جهان سومی توان مهار فکتورهای تاثیرگذار مثل سیاست دالر, تاثیرپذیری رسانه های آزاد, بحران محیط زیست, بحران آب و تغییرات اقلیم تا مهاجرت های گروهی را به تنهایی نخواهند داشت حتی کوچک ترین تغییر در سیاست های نهاد های اقتصادی برتون و در (بانک جهانی, صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی) می تواند تعداد کشورهای جهان سومی را تا ورطه بحران و شکست نزدیک کند.
در این میان کشورهای بیشترین سود را خواهند برد که دستگاه های تصمیم ساز سیاست خارجی شان هنر تعامل با سیاست های جهانی را بر مبنای فنون حاکم دیپلوماسی و منافع ملی مسیر دهند.

در اغلب این موارد, رقابت برای تعین این جایگاه, حکومت ها را قبل از همه ملزم بر تعریف مشروعیت سیاسی و منافع ملی در حوزه ای سیاست داخلی می سازد تا برپایه آن پندارهای معقول و با پشتوانه باورملی تصمیم سازی های دولت را یکدست و بهینه سازی کند. نکته که فقدان آن سیاست خارجی افغانستان را طی بیست سال پسین شدیدا امنیتی ساخته و جزیره های متعدد قدرت در کنار و یا از میان حکومت های مرکزی, کانال های (استخباراتی - سیاسی) با کشوهای رقیب بر سر افغانستان را برخلاف حکومت های مرکزی این کشور باز گذاشته اند.

بعد از فرار غیر مسوولانه رییس جمهور غنی و تیم فاسد اش, طالبان تا به حال نتوانستد در هردو حوزه (تعریف ساختار سیاسی قابل اقناع ملی و کنترول فکتورهای خارجی بر سیاست داخلی) از تجربه های ناکام نظام قبلی استفاده کنند.
ادامه رویکرد جزم گرایانه در میانه رده های تصمیم ساز طالبان بر سر تشکیل حکومت همه شمول ملی, مجموعه میکانیسم های شایسته سالاری در ارایه خدمت به مردم را دور زده است درحالیکه اتکای تصمیم طالبان برپایه تنها دال های شناور تقوا و تعهد, فکتورهای اعمال دپلوماسی کارا و مبتنی بر تخصص و مسلک را از سایر دال های حکومتداری خوب حذف کرده است.

ناگفته نماند که منظور از تشکیل حکومت همه شمول نزد افغان ها به هیچ عنوان جابجای رهبران فاسد و مهره های سوخته نظام قبلی نیست و در حالیکه به همان میزان که ساختار غیرمسلکی موجود در پست های تخنیکی دو گروپ حاکم در میان طالبان چالش برانگیز بوده, وجود تکنوکرات های مسلکی فاسد و غیرمتعهد به افغانستان نیز چالش های پی در پی را در چارچوب ارایه خدمت به مردم از مجرای جمهوریت سه نفره اشرف غنی ایجاد کرده بود.
با این وجود عدم بازبینی کابل در سیاست کادری اش از یکطرف و ادامه تنش سیاسی جهان در عدم رسمیت پذیری امارت اسلامی طالبان از جانب دیگر می تواند احتمال چالش های ذیل را در ابزار فشار اقتصادی علیه مردم ایجاد کند:

1- جهان ظاهرا نگران سقوط نظام اقتصادی افغانستان است در حالیکه این نظام عملا در حال فروپاشی است و مبادله ١٢٥ افغانیگی هر یک دالر نشانه های بدی از انفلاسیون دونده در افغانستان است که عدم مهار فوری آن می تواند طالبان را یکبار دیگر در همان جایگاه دور قبلی حکومتداری شان از نظر سیاسی - اقتصادی قرار دهد. یعنی یک خریطه پول معادل یک سیر آرد و فاجعه اقتصادی بزرگ. بدون تردید پاسخ اینکه ما مسوولیت نفقه شما را نداریم و شما رزق را از خدا بخواهید زیبنده ای مدعی یک حکومت اسلامی نخواهد بود, حتی در زمان پیامبر اسلام و خلفای راشدین هم مسوولیت پذیری در برابر اقتصاد مردم وجود داشت و بدون شک خداوند رزق و نفقه ای مردم را از آسمان فرو نخواهد ریخت.

2- ادامه تنش در سیاست پولی و عدم توانمندی در کنترول آن از جانب رهبری امارت و ریاست بانک مرکزی, بانک ها در افغانستان را به ورطه ای ورشکست مواجه خواهد ساخت. نکته که تبلور آن در حوزه اعتبار اقتصاد سیاسی بین الملل مانع اکثریت مطلق معاملات اقتصادی دنیا با افغانستان خواهد شد.

3- پاکستان همچنان بازیگر برتر در حوزه اقتصاد و سیاست افغانستان خواهد بود. پنجاب بر اهداف بزرگ انحصار مارکیت آسیای مرکزی از مجرای ترانزیت بی مصرف افغانستان رسیده است. همزمان اسلام آباد تلاش خواهد کرد تا شاهد فعال شدن سرعت مجاری قاچاق سرمایه های ملی (تجهیزات مدرن نظامی تا بسته های دالر و ابزارهای اقتصادی) این کشور به پاکستان باشد.

4- در میان همه چالش های ذکر شده, نقطه قابل نگرانی برای طالبان چالش های مهار سربازگیری خلافت اسلامی داعش از میان جوانان بیکار و گرسنه ای این سرزمین است. نرخ روز افزون بیکاری, فقر و گرسنگی و عدم ارایه خدمات قابل اقناع برای مردم تمهیدات جذب تعداد انبوه از جوانان در حرکت های خلاف نظام حاکم را تقویت خواهد کرد. در حالیکه برای مطرح ساختن پروژه داعش در افغانستان برخی کشورهای بزرگ منطقه و دنیا در چارچوب یک رقابت غیرمستقیم سلبی قبلا سرمایه گذاری و صف آرایی کرده اند و تلاش خواهند کرد تا بحران امنیتی در حال ایجاد را به نفع خود شان مدیریت کنند.

در نتیجه کابل هنوز کارت های بی شمار مهار اوضاع را در دست دارد و اگر برای ایجاد سیاست گذاری های حوزه داخلی و خارجی پر طلاطم این کشور, رده های تصمیم ساز امارت به این واقعیت پی برده باشند که جنگ آسان تر از سیاست در این سرزمین است و برای اجرای یک سیاست کارا هماهنگ شوند می توانند نگرانی ایجاد فاجعه بزرگ اقتصادی را از فرار گروهی مغز ها تا فروش فرزندان خانواده های گرسنه برای دریافت لقمه نان ای منتفی کنند. بدون تردید عدم محاسبه سیاسی و موضع گیری غرور آمیز در سیاست, تبعات غیر قابل جبران را برای حاکمیت سیاسی طالبان می تواند ایجاد کند که قربانی اصلی آن فقیرترین مردم این سرزمین خواهد بود.

محمدنصیر "فیاض"


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
حکومت طالبان
سیمای اقتصاد
نظرات بینندگان:

>>>   آیا تولید سلاح یک بخش اقتصاد جهانی را تشکیل میدهد یا نه؟
بودجه نظامی مجموع کشور ها شاید از مرز دو تریلیون دلار بالاتر باشد.
پس فردش سلاح نیز یک بخش اقتصاد جهانی است.
کشور هایی که سلاح میخرند،معلومدار همراه آن ماست مایه نمی کنند،بلکه این سلاح ها باید استفاده شود.
این سلاح ها باید در جاهایی استفاده شود که جنگ باشد.
جنگ در کجا اتفاق می افتد؟
در جایی که مردم اش شجاع و با غیرت باشند و در مقابل امپراطوری ها جنگیده باشند و آنها را شکست داده باشند.
پس درین عرصه از افغانستان کرده،کدام کشور دیگر پیش تاز است؟
معلومدار هیچ کشور.
همین حالا طالبان چون جنگ نیست،دق آوردند.مجاهدین سابق که به خارج گریختند،جنگ نیست ،دق آوردند.
اینها برای دولت داری ساخته نشدند،بلکه برای جنگ ساخته شدند.
بنأ حالا این یک حالت موقتی است و انشأ الله تعالی این حالت تغیر میکند و باز جنگ شروع میشود وباز خیل سلاح و مهمات به افغانستان سرازیر میشود و کشور افغانستان منحیث یک عضو جامعه جهانی،دوباره باعث رونق فروش سلاح در جهان میشود و وظیفه ایمانی و وجدانی خود را درین رمینه انجام میدهد.
دولت دموکرات ها تا قیامت در امریکا قدرت را در دست ندارند.یک روزی باز جمهوری خواه ها به قدرت میرسند و یک انفجار کوچک در کدام گوشه امریکا،باز باعث لشکر کشی امریکا به افغانستان میشود و باز نام افغانستان سر زبان ها میشود.

>>>   طالبان رفتنی است وبا رفتن این سیاه دلان که غلام بیگانه استند به یاری خدای مهربان و اتحاد و وحدت وهمدلی مردم این کشور را آباد خاهیم کرد.

>>>   این گدودی زاده بربریت عرب قرن هاست که ادامه دارد و ما هم به خواب بهشت خیالی!!!!
آتش خاوری

>>>   تحلیل بسیار عالی
طالبان باید در قدم اول تعریف نظام اسلامی یا حکومت اسلامی را بدانند.
نظام اسلامی به نوعی از حکومت و نظام گفته میشود که روح قوانین حاکم در جامعه اسلام باشد و افراد مجری نظام باید از این روح حاکم در اجرای امورات تبعیت کنند.
آنچه طالب تشکیل داده حکومت ملایی است که با تاسف هیچ دو ملایی در یک امر واحد نظر واحد ندارند.
طالب در پهلوی ۲۰ سال جنگ و کشتار و خشونت باید پایه های فکری نظام مکرد نظر خکد را نیز پی ریزی میکرد که نه کرد و حال لسیار دیر شده.
نتیجه
طالب بر اثر فشار عملکرد های منفی خود از پا می افتد و با سپری شدن زمستان یا حتی در مناطق برف خیز در خود زمستان شاهد سقوط ولسوالی ها و حتی ولایات به نفع جبهه مقاومت خواهیم بود.
و جبهه مقاومت اگر در فکر حکومت کردن در آینده است باید از همین حالا کار سیاست گذاری و حکومت سازی را همزمان با مقاومت مسلحانه آغاز کند.

>>>   کمکهای پولی که جامعه جهانی به افغانستان روان میکند به دست مستمندان و مستحقین نمیرسد بلکه بدست افراد طالبان تروریست میرسد و آنهاهم پولها را به آتش میکشند و میگویند که پولهای کمک شده خارجی حرام است طالبان میگویند که ما به کمک جامعه جهانی نیاز نداریم آنها میگویند که فقط میخواهند از طرف جامعه جهانی به رسمیت شناخته شوند به فکر مردم اسیر و گروگان گرفته شده افغانستان نیستند ولی اگر این گرو تروریستی از طرف جامعه جهانی به رسمیت شناخته شود در خارج از افغانستان هم طرفداران زیادی پیدا خواهد کرد حتی فراریهای حکومت اشرفغنی هم طرفداری طالبان را خواهد کرد چون پشتونها فقط حکومت میخواهند در فکر مردم افغانستان نیستند آنها فقط میخواهند افغانستان را به سوبه ای پنجم پاکستان تبدیل کنند در خواهشا" جامعه جهانی در موقع کمک طالبان را و افراد و خانواده های تروریستان را باید از مردم مستحق افغانستان جدا کنید و هیچ کمکی باید به طالبان داده نشود تا باعث قوت گرفتن تروریستان در افغانستان و جهان نشود.
محرم علی

>>>   اگاهی:
بیاییدطوریکه به دین خوداحترام به دین وباورهای پیروان سایرادیان (تعدادادیان موجوددرروی زمین۲۴۰۰) وعقیده انهاییکه داشتن دین رانشان عقب ماندگی وعدم رشدفکری میدانند احترام داشته باشیم.وقتی من وتوبالای هندویی که باادرارگاودست ورویش رامیشویدمیخندیم اوهم وقتی میبیند تعدادزیادی درمراسم حج یک دیوارکانکریتی راباسنگچل تیرباران میکنند،یک مردوچهازن،میراث دخترنیم پسر،حق طلاق مخصوص مردان،درمحاکم شهادت دوزن معادل یک مردو... طبعن میخندد.
عاقل

>>>   فیاض عالیقدر!
اگراینها رابرای طالبان نوشتی خوببخشی گپ مادرکلانم یادم امدکه میگفت.زیرگوش .. یاسین خواندن.جالب است بدانم کجاتشریف دارید.
بیدار

>>>   نصیر حان کحاستی دوستت دارم ودلم برایت تنگ است. نوشته ات را تکرار تکرار خواندم خوشحالم که صحت داری .
اصف از کابل غمگین.

>>>   محمد ادریس خراسانی
در سرزمین مان دیگر جایی برای هم پذیری باقی نمانده است
و نمی شود یک طرفه داد از هم‌پذیری زد و خاموش بودن هم جُرم دیگری که نسل های آینده به شما نفرین خواهند گفت، هرگز ملت واحدی شده نمی توانیم بگذارید وطنداران پشتون ما هرنوع حکومتی می خواهند داشته باشند ولی دریک جغرافیای جدیدی که هرنوع اسمی به کشور شان می گذارند و با هرنوع حکومت داری می کنند اختیار شان دل شان شاهی مطلقه می خواهند یا استبدادی و یا از طریق لویه جرگه به یکدیگر شان مشروعیت می بخشند، کشور ما نیاز به تجزیه دارد تا هر دو طرف سرنوشت خویش به دست خویش بسازند، تاجیک ها می توانند با هزاره ها، هزاره ها می تواند با ازبیک ها، سنی با شیعه در یک سرزمین تازه تاسیس کنار هم جور بیایند و با دانش و فرهنگ عالی سرزمین خوبی داشته باشند.
اینطرف کشور نو پای دیگر با فرهنگ افغانی و اسلامی همسایه‌گی خویش داشته باشیم، قابل یاد آوری است که نسخه قومی را کشور های جهان زیاد استفاده نموده اند و تاریخ نیز شاهد است که قدرت ها فقط دنبال اهداف خود هستند و سربازگیری از توده های جاهل فقط برای تداوم جنگ نیابتی شان.
و همان جمله زیبا را تحقق بخشیم وقتی وطندار خوب شده نتوانستیم بیایید که همسایه خوب برای یک‌دیگر خویش گردیم.

>>>   Saboor Raheel
هشدار!
هر کسی که ایجاد، احیا وموجودیت پارلمان نماینده مردم و تفکیک قوای ثلاثه را در روشنی قانون اساسی که حقوق دولت و شهروندان را تضمین و تعیین کند، نادیده بگیرد و بر طبل نام موهوم "حکومت همه‌شمول" بکوبد و آن را باور کند، یا نادان است و یا خائن و همکار طالب- استبداد قومی!
حامد کرزی یک خائن شناخته‌شده و آزموده‌شده است. هیچ توجیهی نمی‌تواند دامن آلوده‌به‌خون او را تطهیر کند. غنی، کرزی و عبدالله با اعوان و انصارشان از عوامل اصلی این وضعیت و خائنین درجه اول اند. کدام عقل سلیم می‌تواند پروسه‌یی را که این‌ها دخیل باشند، باور کند؟ حکومت همه‌شمول یک عنوان مداری‌مآبانه است. حکومت همه شمول را قانون معین می‌کند و قانونی می‌تواند حکومت همه شمول بسازد که حد اقل دارای سه رکن از هم مجزای مقننه، قضائیه و اجرائیه داشته باشد و هریک ازین قوا به طریقه انتخابی و مطابق قانون برگزیده شوند.
تلاش حامد کرزی یا هرکس دیگری که مبتنی برین اصول نباشد، چیزی جز تداوم و تحکیم استبداد نخواهد بود.


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است