پاره‌ای از تناقض‌گویی‌هایی حمدالله محب
 
تاریخ انتشار:   ۱۲:۲۷    ۱۴۰۰/۱۰/۱۰ کد خبر: 169387 منبع: پرینت

پاره‌ای از چرندها و تناقض‌گویی‌هایی محب در گفتگویش با صدای آمریکا.
نکاتی که تا کنون کسی به آن‌ها توجه نکرده است.
۱- در پاسخ پرسش گوینده در باره‌ی فرار آن‌ها(غنی، او، فضلی و...) از کشور:
اگر به غنی مشوره‌ی ترک کابل(فرار از کشور) را نمی‌دادیم، بی‌عزت می‌شد؛ چنان‌که دکتر نجیب بی‌عزت شد.
اگر به این پاسخ او دقت کنیم، روشن می‌شود که محب، ماندن و کشته‌شدن برای میهن را بی‌عزتی و فرار از میهن و مسؤولیت را عزت‌مندی می‌داند.

۲- آقای غنی هنوز رییس‌جمهوری افغانستان است و من رییس شورای امنیت وی.
گوینده‌: اگر این گونه است پس آقای صالح نیز هنوز معاون ایشان اند؟
محب: سکوت.

دیده می‌شود که در حلقه‌ی تنگ سیاسی و تصمیم‌گیری غنی، محب و فضلی هیچ بیگانه و غیر خودی‌یی(غیر پشتونی) جا ندارد. این حلقه چنان تنگ و بسته بوده که محب حتی در عالم رویا و به گونه‌ی فرضی هم نمی‌تواند صالح را شریک آن حلقه و تصمیم‌گیری کند/ بداند. محب در برابر پرسش گوینده‌ی صدای آمریکا با سکوت‌اش حتی از پذیرش موقف و نام صالح ابا می‌ورزد.

۳- محب در ادامه‌ی این پرسش و پاسخ به گونه‌ی مضحکانه و فضیحت‌بار می‌افزاید: جمهوریت سقوط کرده است، رییس‌جمهوری‌اش نه. غنی هنوز استعفا نداده است. گوینده کنایه‌آمیز می‌گوید: پس شما هم هنوز مشاور شورای امنیت‌ ملی‌اش استید و سقوط نکردید.

۴- او در جایی در برابر این پرسش گوینده که «شما صلاحیت عام و تام سکتورهای امنیتی را به عهده داشتید، پس چرا دستور مقاومت و جنگ ندادید»، این گونه خنده‌دار پاسخ می‌دهد: «این‌ها درست نیست؛ بر ما #اتهام_می‌کدن.» اتهام‌کردن را تازه در ساختار زبان پارسی می‌شنویم و این بدعت زبانی بر ما مبارک باد!

۵- در جای دیگر وقتی گوینده می‌پرسد: آیا بهتر نبود برای نگه‌داری نظام و ساختارهای آن آقای غنی پیش از سقوط استعفا می‌داد تا قدرت به گونه‌ی مسالمت‌آمیز به یک ساختار سیاسی دیگر منتقل می‌شد، می‌گوید:
اگر رییس‌جمهوری این کار را می‌کرد، این مشروعیت‌دادن به طالبان بود. ما نخواستیم به آنان مشروعیت بدهیم. این خام‌پسر سیاسی یادش رفته است و نمی‌داند که نظام شما کجا مشروعیت داشت. نظامی که با تقلب انتخاباتی و با توسل به زور بیگانگان تصاحب و شکل‌گرفته باشد، آیا مشروع است؟

۶- او در بخش دیگر سخنانش می‌گوید: داکتر عبدالله در برگشت از دوحه به صراحت گفتند که تالبان مایل به صلح نیستند و به صلح باور ندارند. در همین‌جا است که گوینده می‌پرسد:
پس معنا و پیام سخن طالبان این است که می‌خواهند از راه زور قدرت را بگیرند، پس شما چرا نجنگیدید و کشور را ترک کردید. این در حالی‌ست که داکتر عبدالله با وجودی که پیامد وضعیت را می‌دانست، هنوز در کابل است.
محب باز هم در برابر این پرسش پاسخی ندارد و با درنگی به حاشیه می‌رود.

۷- وقتی گوینده از واپسین‌تماس‌های بیرونی وی در آن وضعیت دشوار می‌پرسد، او می‌گوید: انس حقانی با من تماس گرفت و پیام تسلیمی قدرت داشت و وقتی من می‌خواستم در مورد استدلال کنم، تماس را قطع کرد و پس از آن با معاون خلیل‌زاد تماس گرفتم و جریان را گفتم.
از این اظهار نظر محب به این نتیجه می‌رسیم که او تا چه اندازه ذلیل شده بوده که هم تماس را انس حقانی قطع کرده هم به جای سخن‌زدن با همتای آمریکایی‌اش با معاون خلیل‌زاد سخن گفته است.
این سخن او به این معنا است که رییس شورای امنیت آمریکا، وزیر خارجه‌ی آن کشور و حتا خلیل‌زاد در دست‌رس این آقا نبوده اند تا او آنان را در جریان وضعیت وخیم پسین بگذارد و وی ناگزیر شده با معاون خلیلزاد تماس بگیرد.

۸- گوینده: گفته می‌شود که شما واپسین تصمیم را برای خروج رییس‌جمهوری گرفتید و وی را به زور وادار به این کار کردید، ورنه گفته‌هایی وجود دارد که انگار ایشان قصد خروج از کشور را نداشته اند.
محب: این تصمیم از سه سال می‌آید و یک‌دفعه‌ای گرفته نشده است. خوب اگر به جای من یک کسی دیگر را در این تصمیم می‌انداختند، چه می‌کرد. ما خواستیم مصالحت‌آمیز قضیه را حل کنیم. در تصمیم‌انداختن و مصالحت‌آمیز به جای مسالمت‌آمیز نیز از بدعت‌های زبانی دیگر محب در گفتگو بود.

۹- گوینده در بخش دیگری از این گفتگو گفت: گفته می‌شود که دولت قطر فعالیت سیاسی آقای غنی را محدود و حتی ممنوع ساخته است و این در حالی‌است که آقای غنی اظهار داشته است که به زودی در باره‌‌ی تحولات پسین ابراز نظر خواهد کرد و شما نیز می‌گویید که ایشان هنوز به حیث رییس‌جمهوری کشور فعالیت سیاسی دارند و با ما در تماس و گفتگو هستند.
محب: فعالیت رییس‌جهموری از سوی ابوظبی محدود نشده. آن‌ها قوانین خاصی در این زمینه دارند و سیاسیان در آن کشور نمی‌توانند فعالیت سیاسی کنند.

۱۰- محب، جان رییس‌جمهوری را باارزش‌تر از جان مردم، نظام و جان و جوهر ارزش‌ها می‌داند و انگار اگر ایشان کشور را ترک نمی‌کردند، از سوی عمال استخبارات پاکستان دست‌گیر، بی‌آب و سپس اعدام می‌شدند. آنان به گمان خودشان یک رییس‌جمهوری ملی، رسالت‌مند و میهن‌دوست را از بی‌آبرویی و کشته‌شدن نجات داده اند.

باور بامیک


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
حمدالله محب
تناقض گویی
نظرات بینندگان:

>>>   ....بر عنی دزد وفراری محب یک انسان بی معنی و،،،،، وفضلی هم بی معنی تر و ،،،،،،
مسعود

>>>   اشتباه از انسان عادی سرمیزند و بعدا متوجه میشود ولی دیوانه زنجیری که دیگر خودش در کل اشتباه است
حکمرانی هفت ساله ی یک دیوانه مطلق بر ملت ما دلیل بی خبری ، غفلت ودر کل نااگاهی خود ما است
ما باید قبل از ایننکه یک دیوانه را محاکمه کنیم باید خود را مورد بازپرس جدی قرار دهیم
....بر غنی دیوانه
داود

>>>   کسانی که دست هایشان به خون مردم افغانستان الوده است ایا در گفتارشان صداقت دارند ؟ 22 سال پیش با کمک قوای اشغالگر، رژیم تندرو طالبان را ساقط کردند و همین طور دست به کشتار گستردهی زدند. دولت جمهوریت را با کمک مالی و تسلیحاتی امریکا پایه گذاری کردند حتی قانون اساسی کشورمان بر مبنای قانون غرب نوشته شده بود. پس اقای محب از مشروعیت سخن نگوید . کثافط کاری محب و غنی و صالح به حدی ترسناک است که قلم توان نوشتن ندارد ، همین مادر فروشان غربی که امروز بر علیه غنی و رژیم ساقط شده اش مینویسد تا دیروز به دست بوسی غنی می رفتند و در کنفرانس های داخلی و خارجی می گفتند تنها راحل نجات افغانستان جمهوریت است . این ها کسانی هستند که به خاطره دالر حیثیت ابرو وطن و مردم خود را فروختند ،
حبیب الله یوسف زی

>>>   این بی ننگ ها و بی جاغور ها همانقدر غیرت هم ندارند که به عمر ننگین شان خاتمه دهند. شما فاشیسم را هم مردار کردید زیرا هیتلر همانقدر ننگ و عزت نفس داشت که خود کله جنایتکارش را با مرمی پاشان ساخت!!!
آتش خاوری


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است