اعتبار عاریتی پول، پایدار نیست
 
تاریخ انتشار:   ۱۳:۱۰    ۱۴۰۰/۱۰/۱۵ کد خبر: 169427 منبع: پرینت

در گذشته مهر شاه بر طلا فقط ارزش موجود طلا را تأیید می‌کرد. چون طلا واجد ارزش ذاتی‌ است که در لحظه‌ی کوتاه هستانش‌اش در زیر فشار و گرمای باورنکردنی انجامین دم‌های یک ستاره‌ی در حال انفجار (مرگ) کسب کرده است. اما وقتی پول کاغذی به میدان آمد، اعتبار خود را از دولت می‌گرفت. چون دولت ضمانت می‌کرد که به اندازه‌ی اسکناس‌های منتشر شده‌، طلا در اختیار دارد.

دالر امریکا نیز در آغاز بر همین مبنا اعتبار یافت. اما حالا آشکار است که میزان طلای جهان در قیاس با حجم عظیم اسکناس‌های موجود، بسیار محدود و چشم پوشیدنی است.
پس این کاغذها حالا اعتبار خود را از کجا می‌گیرند؛ از نظام اقتصادی با ثبات؟ از مجموع تولید ناخالص داخلی؟ از سیاست پولی کارآمد؟ از تجارت بین‌المللی؟ از قدرت بین‌المللی دولت؟ از کجا؟

همه‌ی این‌ها و نیز صدها عامل اقتصادی دیگر تنها سازند‌ه‌ی بخشی از این اعتبار است. چرا که هیچ کدام از این‌ها مبنای بنیادی اعتبار دولت نیست. اعتبار دولت از ثبات جامع و پایدار منشا می‌گیرد؛ ثبات از مشروعیت سیاسی مورد قبول عام مردم یک سرزمین و مشروعیت پایدار از فرهنگ سیاسی عادلانه، قانون‌محور و رها از افکار بدوی.

اعتبار امروز دالر از ساخت عقلانی و پذیرفته‌‌شده‌ی دولت امریکا، اقتدار مرکزی ناشی از مناسبات ربطی و اراده‌ی مردم ایالت‌ها؛ و نیز پیش‌تازی آن کشور در تولید علم و اطلاعات جدید و ابتنای بخش مهم قدرت ملی بر اقتصاد دانش‌بنیاد، سرچشمه می‌گیرد.
همه‌ی این‌ها در فضایی شکل می‌گیرد که در آن هیچ محدودیتی برای اندیشیدن وجود ندارد و انسان برسرنوشت خویش حکومت می‌کند. (با این‌حال هیچ کشور ایده‌آلی از این لحاظ تا هنوز وجود ندارد)

اعتبار پول افغانستان در بیست سال گذشته نیز یک اعتبار عاریتی و وارداتی بود، نه محصول سیاست‌های پولی دولت عاریتی وقت و قدرت اقتصاد بومی.
به تعبیر دیگر این حمایت اقتصادی جهان بود که ثبات نسبی پول افغانستان را برقرار نگه می‌داشت.
اعتبار بنیادی برای پول افغانی از مجرای مشروعیت فرهنگی و سیاسی ناشی از توافق و رضایت همه‌ی شهروندان حاصل می‌شود. مشروعیتی که ساخت عقلانی دولت و عدالت سیاسی پایدار را ضمانت کند.

در چنین فضایی اقتصاد دانش و دانش‌های‌کاربردی، اقتصاد زاینده و سرمایه‌های عظیم داخلی و بیرونی می‌تواند نفس بکشد و ثبات سیاسی، ثبات اقتصادی را ضمانت نماید.
ازاین‌رو رسمیت‌پذیری داخلی آشکارا بر رسمیت‌بخشی خارجی تقدم دارد.
حالا که طلا به اندازه‌ی کافی نیست، دولت‌‌ها خود باید همچون طلا (از لحاظ عدالت و کارایی) باشند تا کاغذهای‌شان ارزش‌مند شود و رونق اقتصادی، حیات ملی را تداوم بخشد.
در غیر آن فاجعه انسانی و فروپاشی جامعه‌ی سیاسی پرهیزناپذیر است.

عزیزالله آریافر


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
اعتبار
پول
نظرات بینندگان:

>>>   در همه حال پاکستانی ها ارزش افغانی را در سطح بالا تر از کلدار پاکستانی نگاه میدارند تا سیل صادرات شان به افغانستان توقف نکند.
ارزش پول افغانی را درازی ریش ملا هبت تعین میکند که تا حال بلست نشده.

>>>   فهم اقتصادی طالب در سطح یک شاگرد مکتب است.

>>>   عدالت جهانی چنین است که یک تابلو پیکاسو که در سه دقیقه رسم کرده است و نه سرش معلوم است و نه ته اش، در حراجی چهل تا پنجاه میلیون دلار بفروش میرسد.
یک قالین افغانی که چندین خانم ازبک و ترکمن،شب و روز چندین ماه میبافند و بخاطری که طفل های شیرخور شان گریان نکنند و مانع کارشان نشود،برایشان تریاک میدهند تا بیست و چهارساعت در گهواره خواب باشد،بعد از بافتن قالین، قیمت آن صد یا دو صد دلار است.
یعنی تابلو سه دقیقه یی پیکاسو، معادل دوصد هزار قالین افغانی است که شب و روز و ماه ها،ده ها هزار خانم ازبک و ترکمن آن را بافتند.
عدالت جهانی چنین است که در جریان جنگ افغانستان،اگر کدام غیر نظامی در هلمند و قندهار توسط فیر قوای امریکایی کشته میشد،پنج هزار افغانی په معادل صد دلار میشد،برای خانواده مقتول،غرامت می پرداختند.
اگر یک امریکایی در کدام کشور کشته شود،میلیون ها دلار غرامت میگیرند.
در دنیای امروزی زور قانون است.
پنج عضو دایمی ملل متحد،بالای یکصد و نود وشش مملکت دنیا امضا کردند که شما نه حق تولید سلاح هستوی دارید و نه حق دادن تخنیک آن به دیگر کشور ها.
اگر پرسان کنی که خی خودتان چرا دارید، جواب میدهند که ما بخاطر امنیت خود داریم.
عدالت جهانی این است که بنام این که صدام حسین سلاح هستوی دارد، اسناد و تصاویر جعلی را در ملل متحد ارایه کردند و بالای عراق حمله کردند و صد ها هزار نفر کشته و زخمی شد و داعش بمیان اًمد و چندین کشوًر دیگر زبر جنگ قرار گرفت. در آخر هم معلوم شد که عراق سلاح هستوی ندارد و هیچکس مجازات نشد.
نه کسانی که اسناد جعلی ارایه کردند و نه رییس جمهور امریکا و کشور امریکا.
اگر همین کار را یک مملکت دیگر میکرد،ملل متحد و امریکا به چندین محکمه بین المللی و شورای امنیت این مملکت را میخواست و تعزیرات اقتصادی میکرد و مقصرین را در لست سیاه قرار میداد و به محکمه بین المللی جرایم جنابی میفرستاد و غرامت جنگ را نیز از کشور موصوف میگرفت.
اما در مورد امریکا زور کی برایش میرسد تا قانون را بالایش تطبیق کند.
پس زور قانون است. وقتی که زور قانون شد،زورمند تمام امتیازات سیاسی و اقتصادی را برای خودش قرار میدهد و در اختیار خودش قرار دارد.
تمام امپراطوری ها در طول تاریخ چنین عمل کردند.

>>>   من نمیدانم که این 'عزیز' آقا چه گنجینه یی از دانش اقتصادی دارد، زیرا بیشتر نوشتار بالا ترجمه یاوه سرایی هایست که در رسانه های شیطان بزرگ برای فریب مردم خودش گفته و یا چاپ شده.
"اعتبار امروز دالر از ساخت عقلانی و پذیرفته‌‌شده‌ی دولت امریکا..." نه جانم این چرندیات شیطان بزرگ است!!! واین اعتبار به خاطر نفس ضعیف چکره های اروپایی است اگر آنها تنها از یورو برای معاملات بین المللی استفاده کنند ( که هیچ ردی از کشور هایی تامین کالا ی شان نمی شنوند) این کلبه پوشالی دالر آقا یک شبه فرو میریزد.
"همه‌ی این‌ها در فضایی شکل می‌گیرد که در آن هیچ محدودیتی برای اندیشیدن وجود ندارد و انسان برسرنوشت خویش حکومت می‌کند" بیشک از کشف نوبل ات. در خوابی یا که خبر نداری.
۱- یعنی جنگ های شیطان بزرگ به تایید همه مردم است ورنه اگر مردم نه بگویند قبول میشود؟؟؟؟
۲- حمایه تجاوزگران هم تایید همه امریکایی هاست؟؟؟!!!
۳- دیوار های کانکریتی که توسط کنگره در مقابل پیشرفت های ساینس و علوم آباد شده برایت نامریی اند، چون درین ساحات کارو بارت نیست
۴- همه زنان اختیار وجود خودشان را دارند و آزادانه میتواند در سقط طفل شان تصمیم بگیرند!!!!!؟؟؟؟؟
۵- و صد های دیگر.......
آتش‌خاوری


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است