ایران میزبان خوبی برای گفتگوهای افغانستان نیست
 
تاریخ انتشار:   ۱۳:۳۶    ۱۴۰۰/۱۰/۲۲ کد خبر: 169481 منبع: پرینت

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper.com) سردرگمی سیاسی ایران در امور افغانستان سبب شده است تا حرکت هایی نه چندان موفق در زمان حاضر و کاملا ناموفق در درازمدت از جانب مقام های سیاسی دولت ها در ایران سربزند که موجب هدررفتن فرصت، هزینه، نیروی متخصص و برنامه ریزی مدون می شود.

این مشخص است که آمریکا و چین اهداف غارتگرانه، روسیه و آسیای میانه اهداف سلطه جویانه، انگلیس و دیگر همپیمانان اهداف منافقانه، پاکستان اهداف استثمارگرانه و... دارند اما از ایران اسلامی انتظار می رود که در امور افغانستان جا پای اینها نگذاشته بیشتر به اهداف انساندوستانه و اسلامی بیندیشد که متاسفانه در بیشتر موارد تاکنون اینگونه نبوده است.
بگذریم...!

اما چرا ایران میزبان خوبی برای گفتگوهای افغانستان نیست؟
اول: واقعیت قضیه این است که در هرکجای دنیا میزبانی های سیاسی تحت نفوذ استخبارات آن کشورها است و ورود ارگانهای استخباراتی به بحث های سیاسی، بیطرفی آن کشورها را زیر سوال می برد. حالا چه این گفتگوها و مذاکرات در کشورهای قدرتمند و سلطه گر جهانی باشد یا کشورهای همسایه...!
در هرصورت زمانیکه پای جریان های استخباراتی به مذاکرات سیاسی باز شود، بسیاری از موارد باید از فیلترهای استخباراتی و اطلاعاتی بگذرد و اینجا است که علاوه بر بحث ها که افراد شرکت کننده در بحث ها نیز باید از فیلترهای استخباراتی عبور کنند.

دوم: زمانیکه گفتگوهای سیاسی در کشور دیگری غیر از کشور ما برگزار می شود، میزبانان آن کشور افراد مورد نظرشان در آن گفتگوها دعوت می کنند و به احتمال زیاد، از ورود افراد آگاه و واقع بین و صاحب نظر در آن مذاکرات جلوگیری بعمل می آید.

سوم: گفتگوها در کشور دیگری غیر از کشور ما، زمینه ساز معاملات پشت پرده با برخی افرادی می شود که بطور یقین از آن مذاکرات سوء استفاده کرده اهداف معامله گرانه و حتی قومی و سلیقه ای خود را پیگیری می کنند.

چهارم: همسایگان افغانستان به دلیل همجواری دارای منافع بیشتری از دیگر کشورهای در افغانستان هستند (حالا اینکه تا کنون از این منافع استفاده کرده اند یا خیر بحث دیگری است) و این سبب طمع روزافزون آنان جهت سوء استفاده از اولویت های منفعت طلبانه در کشور ما خواهد شد.

پنجم: سیاست آمریکا و بسیاری از کشورهای غربی و عربی و روسیه و آسیای میانه و چین و مهمتر از همه پاکستان در امور افغانستان تا اندازه زیادی به تشخیص رسیده است اما سیاست ایران در قبال افغانستان نه در زمینه نظامی، نه در زمینه سیاسی، نه در زمینه فرهنگی و مهاجر پذیری، نه در زمینه اقتصاد و تجارت و نه در زمینه های دیگر همجواری به تعریف مشخصی نرسیده همواره در حال تغییر بوده است.

حالا اگر دیگر کشورها تصمیم به میزبانی گفتگوهای سیاسی افغانستان بگیرند مشخص است که اول به منافع شان می اندیشند و بعدا اگر زمانی و فرصتی و موقعیتی بود شاید به منافع افغانستان نیز نیم نگاهی داشته باشند اما ایران که همواره تعریف مشخصی در دراز مدت از افغانستان نداشته است، ورود به گفتگوهای افغانستان جز خودکشی سیاسی معنی دیگری دارد؟

کد (4)


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
ایران
گفتگوهای افغانستان
نظرات بینندگان:

>>>   .....اقای نامحترم چشم ....شما دید که در دوحه بین ارگ و طالب گفتگوی نافرجامی بود. حالا ایران دارد بین بازیگرانی که از نگاه مردم نقش مهمی دارند گفتگویی را به جریان می اندازد. بسود کیست؟ مردم بدبخت. اگر این گفتگو به نتیجه برسد کدام کشور بی ابرو میشود؟ پاکستان یا هر کشوری مثل امریکا که بدنبال جنگ در هفغانستان است. تو بگو از کدام این کشورها بابت این .... مواجب میگیری؟ حتما بابد همیشه جنگ باشد؟ پاکستان کشور خوبی برای مذاکراه است؟ ترکیه جطور؟ قطر چه؟ عربستان یا انگلیس خوب است؟ ....ا که اینگونه بی شرمانه و کینه توزانه و بی هیچ منطقی شروع به نوشتن میکنید. سود ایران از ارامش در افغانستان همین است که امنیت مرز شرقی حفظ میشود و در این وضع اقتصادی مهاجران کمتر میشوند. چرا دستپاچه شدی و چن پیام دادی که ایران برای میزبانی خوب نیس؟....

>>>   بلی ایران سیاستش در برابر افغانستان همیشه متغییر و نسنجیده و کوته بینانه بوده است.

>>>   چند نکته با رهبری جبهه مقاومت:
۱-مذاکرات صلحی که بین هیات جبهه مقاومت و تالبان در تهران صورت گرفت، با وجود انتقادهایی که نسبت به چگونگی برگزاری آن وجود داشت، به گفته اعضای هیات مقاومت، به نفع مقاومت تمام شده و هیات مقاومت در موقعیت برتر قرار داشته است. در واقع توضیحات اعضای هیات موجب فراهم شدن قناعت نسبی منتقدین شده است. اما از توضیحات اعضای هیات چنان برمی‌آید که برتری هیات مذاکره مقاومت، در برتری شخصیتی اعضای هیات مقاومت، جسارت شان در طرح مسایل و اشراف شان به مسایل و دانایی آنان بوده است نه الزامن در داشتن یک برنامه خوب و واضح و مدون.
۲- باید گفت که در انتخاب اعضای هیات هوشمندی و درایت خوب رهبری به نمایش گذاشته شده است. شخصیت‌های برگزیده شده، به دقت برگزیده شده‌اند. مردم به اینها اعتماد دارند زیرا که از جمله چهره‌های معامله‌گر و بی‌ثبات تجربه شده نیستند.
۳-در باره برنامه صلح هنوز ملاحظات جدی زیادی وجود دارد. آنچه از جانب هیات مقاومت در مذاکره اخیر مطرح شده بیشتر کلیات موضوعات یا موضوعات کلی‌ای است که در تعاملات سیاسی گذشته مورد استفاده قرار گرفته و تازگی و تفاوت آنچنانی ندارد که بتواند مطالبات تکوین یافته اجتماعی-سیاسی مردمان ساکن در حوزه مقاومت را به سادگی و صراحت بازتاب دهد و قدرت خلق روایت جدید و بسیج عناصر سیاسی و فکری را داشته باشد. هرچند بحث غیرمتمرکز شدن ساختار قدرت از جانب هیات جبهه مطرح شده اما این مقوله و مطالبه هنوز در همان هاله‌های ابهام قرار دارد و دقیقن روشن نیست که از این داعیه چه خواست مشخص و دقیق و روشن و عملیاتی منظور است. اندکی وضاحت در این زمینه چنین است که گویا منظور از نظام غیرمتمرکز، انتخابی شدن والی‌ها باشد که این یک طرح ناقص و نارسا است و افاده کننده معنای واقعی غیرمتمرکزسازی قدرت نیست. واضح‌ترین مفهوم قدرت غیرمتمرکز همان ساختار فدرال است که باید به صراحت تمام مطرح شود.
۴-جبهه مقاومت باید افزون بر داشتن طرحی در مورد ساختار قدرت و چگونگی تشکیل حکومت در یک ساختار مشارکتی، اولویت‌بندی‌ها و برنامه‌های دیگری نیز داشته باشد که بیشتر بازتاب دهنده اهداف و راهبردهای یک جبهه نیرومند نظامی و سیاسی باشد. نباید با پیش کشیدن چند خواست مشخص سیاسی کهنه و پیچیدن و چسپیدن به آن، چنان وانمود شود که جبهه در حد یک "محفل انتظار" سیاسی با چند خواسته محدود تقلیل جایگاه یافته است. شبیه محافل سیاسی فاقد دورنما و راهبردی که حلقات سیاسی منتسب به جریان مقاومت در بیست سال اخیر داشتند و فقط در نزدیکی‌های انتخابات با چند شعار مبهم و کلی تکراری برای تجدید معاملات وارد میدان می‌شدند.
۵-اولویت‌بندی جبهه به این شکل می‌تواند باشد که ابتدا تمام تمرکز جبهه به آمادگی‌ها به جبهات جنگ باشد. در قدم دوم اگر فکری در جهت صلح صورت می‌گیرد، اولین خواسته باید بیرون شدن تالبان از اراضی مقاومت باشد. تا زمانی‌که دشمن به این خواست تن نداده، از هرگونه گفت‌وگو اجتناب شود. البته هرگاه دشمن به این خواست تن داد، طرح مشخص و مدون و توافق شده قبلی وجود داشته باشد که هیات صلح مبتنی برآن وارد مذاکره شود. طرحی که براساس آن بتوان پیش‌رفت سیاسی را نیز اندازه گرفت. این درحالی‌است که در مذاکره اخیر ما شاهد این اولویت‌بندی و برنامه‌ریزی نبوده‌ایم که این می‌تواند یک نقطه ضعف تلقی شود.
۶-فراموش نشود که داشتن و طرح برنامه مدون و پخته و هوشمند تنها برای مغلوب کردن دشمن در بعد سیاسی نیست بلکه بازتابی از عقلانیت سیاسی و اراده و طرز تفکر سیاسی جبهه نیز است که مورد توجه کشورهای حامی و مخالف نیز می‌باشد و بنحوی بالای تصامیم آنان در امر حمایت یا قطع حمایت از جبهه تاثیر دارد. نباید به متحدین بیرونی جبهه این پیام منفی ضمنی از جریان مذاکرات و خواسته‌ها و موضوعات مطروحه داده شود که گویا جبهه فاقد عقلانیت سیاسی پخته و ساخته است و به اصطلاح از خام‌اندیشی و کوتاه فکری رنج می‌برد.
رستم روشنگر

>>>   جالبه که اینجا خیلی ها فکر میکنند سیاست ایران در قبال طالیان و افغانستان سردرگمی هس. ایران داره گندی که امریکا زد رو جمع میکنه. مذاکره ای که بین غنی و طالب توی دوحه برگزار شد اصالت نداشت. این چیزی که ایران شروع کرده اصالت داره.امیدوارم بدون نیاز به جنگ به نتیحه برسه. فقط بگم سیاست عقلانی ایران توی غرب اسیا ثابت شده. سرگردون نیست

>>>   ایران وظیفه فرهنگی در افغانستان ندارد مهاجرپذیر هم نیست به کسی تابعیت نمی دهد
وسلام

>>>   حسادت نویسنده هزاره موج میزنه
کل حرفهای بی سر و ته این بود که جرا هزاره ها در مذاکرات نبودند.حسادت و حقارت که زیر پای همدیگر رو خالی می کنید و واقعا بدبخت هستید
ایران به امثال بیسوادی مثل تو با نوشته بی خاصیت که اگر به یک کارشناس سیاسی نشون بدی پاره میشه از خنده فکر میکنه انشا بچه دبستانی است اهمیتی نمیده سالهاست داری دست و پا میزنی
حتی یکبار خواستار قطع رهبطه ایران و پاکستان به خاطر قبیله خودش یعنی هزاره ها شده بود

>>>   نویسنده تو سیاست سردرگمی ایران را به سیاستهای موفق و پیچیده خودت ببخش کاش یک مقدار برای ایران کلاس سیاست بذاری تا از تجربه های موفق شما افغانها که باعث پیشرفت افغانستان شد یاد بگیریم راستی اگر می شود چند کتاب از صدها کتابی تا حالا دباره سیاست بین الملل نوشتی برای ما معرفی کن تا از سردرگمی در بیایم
همه در منطقه مقهور سیاستهای ایران هستند همه جا آمریکا و عربستان رو زمین گیر کرده است.
......

>>>   سیاست پخته ایران از نگاه هزاره
اخراج مهاجران عراقی از ایران
پایین برد سطح مناسبات ایران و عراق
عدم حمایت از حشد شعبی حزب الله لبنان
تکفیر سایر اقوام افغانستان چسبیدن فقط به هزاره بله فقط و فقط هزاره الباقی هووی هزاره هستند
قطع رابطه با پاکستان
دادان تابعیت ایران به هزاره
اینها از نظر هزاره سیاست پخته ایران است
.....
خخخخخخ

>>>   ایران مگه بیکار است که فقط کمک کند؟
آره فقط کمک کند سیل آوارگان چهل ساله نا تمام را بپذیرد و به فکر منافع خودش نباشد
نه بابا دیگه چی؟مگه خیریه هستیم متوهم

>>>   وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران در تمام این سالها افغانهایی که بر علیه ایران فعالیت کرده اند یا در رسانه به ایران توهین کرده اند در لیست سیاه خود جای داده است و حالا ارزشی برای امثال تو قاءل نیست. طالبان مذهب شیعه را در افغانستان به رسمیت نمی شناسد و ایران هم مشکلی با این قضیه ندارد
چندتا هزاره هم به عنوان معاون یا هر چی کافیست
طالبان و جبهه پنجشیر هم به زودی صلح می کنند و ایران طالبان را به رسمیت خواهد شناخت
در واقع هزاره ها به جز گروه کوچکی خودشان را از چشم ایران انداخته اند.و سالهاست فعالیتتان زیر نظر است ولی ایران در زمان مناسب ضربه اش را به کینه توزان وارد می کند

>>>   اگر مذاکرات داخل افغانستان باشد تضمین جان طرف جبهه مقاومت را چه کسی می کند؟ اینطور که خودشان را خلع سلاح می کنند و دستشان رو می شود ولی در خارج طالبان نمی داند که ایران می خواهد حمایت نسلیحاتی بکند یا نه
یا جبهه مقاومت در کجا نیرو دارد
در افغانستان ناگهان یک بمب یا انتحاری منفجر می کنند احمد مسعود کشته می شود میگن داعش بود
......

>>>   ما در تاریخ ایران یک برهه مهم به اسم هجوم افغانها به ایران دادیم که بعدها همین باعث جدایی دو کشور شد و در چهل سال اخیر مخصوصا چندماه اخیر باز با هجوم افغانها به ایران با وجود جدایی دو کشور از هم مواجه هستیم که اصلا افغانها ول کن ایران نیستند
حالا چرا مهم است؟
به خاطر وجود سنی مذهبها و مخصوصا پشتونها در ایران که خطر امنیت ملی و تمامیت ارضی ایران را یادآور می شود که به خاک ایران چشم داشته و هرات دیگری مثل کریمه اوکراین در آینده تجزیه میشود
پس ایران هر چه سریعتر طالبان به رسمیت بشناسد و در گام اول پشتونها رو شوت کند افغانستان

>>>   اهداف انساندوستانه و اسلامی بیندیشد که متاسفانه در بیشتر موارد تاکنون اینگونه نبوده است!!!!
نکنه پدر نویسنده است که برای چند صد هزار نفر که جدیدا به ایران آمده اند غذا می دهد؟کور هستی پزشکان ایرانی می روند برای ویزیت حتی دندانهایشان را معالجه می کنند؟کور هستی که ایرانیها برای پناهنده های جدید لباس و لوازم تحریر میبرند؟کور هستی که زمینه تحصیل کودکان جدید ورود را مهیا کرده؟کور هستی که تحریمها بیکاری فقر و کرونا در ایران نمیبنی؟.....

>>>   دولت ایران سایت روشن و مردمی در مورد افغانستان ندارد و 37 ملیون مردم مظلوم افغانستان را به یک گروهک مزدور و تروریست و افراطی و وحشی طالبان فروخته است و متأسفانه شمشیر خون آلود طالبان قاتل را .....تا در انظار پاک شود و از طالبان قاتل و جنایتکار تقدیر میکند و عملاً به مردم افغانستان پشت کرده است. این معنی میدهد که ایران به عروسک بی صلاحیت و مقلد پاکستان تبدیل شده و استعمار پاکستان را در افغانستان عمق استراتیژیک بیشتر میدهد و به مردم ملیاردی هند و آسیای میانه و منطقه پشت کرده است و بیلها چین را برای غارتگری در افغانستان تیز میکند و استعمار چین را جایگزین تجاوز، استعمار و سلطه امریکا میکند که از ریشه غلط و اشتباه است و بیش از همه ریشه فرهنگ و مدنیت ایران را تخریب میکند و تاریخ مسخ و تحریف میکند.

>>>   طالبان در عقد دایم پاکستان هستند اما همزمان با ده ها تن دیگر نیز ....کرده اند و حال همه با هم کام میجویند و طالب مانده و این همه طلبکار آزمند.

>>>   اعتماد به طالب مزدور پاکستان و سیاست خام دولت ایران بجز ندامت و خجالت برای مردم افغانستان ندارد و در پشت آن آی اس آی پاکستان و سی آی ای امریکا قرار دارند که دولت ایران به پاکستان و امریکا چراغ سبز نشان داده است در پشت همه این سیاستهای پوشالی حوادث آسیای میانه و قزاقستان است که طالبان به کمک مستقیم آی اس آی در دخالت مستقیم داشته اند و تروریستان آسیای میانه را بعد از آموزش به قزاقستان فرستاده اند به همه جهت امام علی رحمن در نشست امنیتی کشورها پیمان امنیت جمعی کمربند امنیتی را بدور افغانستان مطرح کرد تا جلو حملات طالبان گرفته شود. حمله به ترکمنستان نیز توسط طالبان صورت گرفته است. افغانستان مرکز تمام عملیات سازمانهای جاسوسی منطقه و جهان است طالب مواد سوخت این خرمن آتش اند و جنگها و تروریستان را و مواد مخدر مافیا را انجام میدهند و مزدور و اجیر اند. در رهبری آن آی اس آی و سی آی ای امریکا اند که از طرف موساد اسرائیل و انتجلنت سرویس انگلیس تغذیه فکری میشنود. پاکستان بحیث مزدور معاش و دالر میگیرد و....

>>>   کسانی که مردم افغانستان را حول محور رقابتهای .... حاشیه ایی جمع و در بیراهه ها مشغول می کنند، در اصل بر علیه صلح و ثبات افغانستان و به نفع طالبان ....تلاش و فعالیت کرده و می کنند. اتّحاد و مبارزه حول محور آرمان و اهداف ملی و مشترک مردم افغانستان تنها راه نجات کشور و مردم افغانستان از دست طالبان و توطئهً دیگر رقیبان وی برای رسیدن به صلح و ثبات داخلی هست ولا غیر. خدا قوّت بر قهرمانان دلیر افغانستان.

>>>   تا موقعی که در افغانستان اتحاد داخلی حول محور آرمان و اهداف ملی و مشترک بوجود نیامده است، افغانستان میدان رقابت و جنگ و کشاکشهای هیزم کشان فتنه خواهد ماند. تا موقعی که ما خودمان نتوانیم متحد شده و حاکمیت ملی را مستقر و کشور را به ثبات سیاسی رسانده و منافع ملی خودمان را تضمین و تاًمین کنیم، همچنان آلت دست و عمله و محتاج و تاًمین کنندهً منافع بیگانگان خواهیم ماند. درود بر مردم آگاه افغانستان

>>>   شرم و ننگ بر کسانی نظر و دید و قضاوت راهگشای دیگران را سانسور و حذف می کنند و با پوشاندن حقایق مردم را در جهل و تاریکی نگداشته و خودبخود بر ضد صلح و ثبات و منافع ملی فقط به طالبان و متحدینش کمک می رسانند. درود بر مردم مظلوم افغانستان

>>>   این متن جهت دار نیست؟
اول که می گوید سران فراری افغانستان انگار طرف دزد بوده فرار کرده. بعد هم میگوید ایران سردرگم است.
برادر شاید سردرگم را بتوانی به پاکستان بگویی ولی به ایران نگو. عقلانیت سیاسی سردرمداران ایران در غرب اسیا ثابت شده است.
اگر این نوشته راست بگوید که متقی با ولایتی دیدار داشته است پس یعنی مسائل کلان مطرح است. ولایتی با هر سیاستمدار خارجی دیدار نمی کند چون مشاور رهبری است و به مسائل کوچک سیاسی مانند حضور وزیر خارجه این کشور و آن کشور اهمیت نمی دهد.
درک سیاست ایران برای شما سخت است؟ تلاش کرده تا گفتگوی اصیل بین سران افغانستان به جریان بیندازد. امریکا با هزار هیاهو بین ارگ و طالب سرگفتگو را باز کرد و بی نتیجه بود. ایران به آرامی از روش خود اینکار را میکند. و خواهی دید که نتیجه بخش و بسود مردم افغانستان خواهد شد.

>>>   چند نکته با رهبری جبهه مقاومت:
۱-مذاکرات صلحی که بین هیات جبهه مقاومت و تالبان در تهران صورت گرفت، با وجود انتقادهایی که نسبت به چگونگی برگزاری آن وجود داشت، به گفته اعضای هیات مقاومت، به نفع مقاومت تمام شده و هیات مقاومت در موقعیت برتر قرار داشته است. در واقع توضیحات اعضای هیات موجب فراهم شدن قناعت نسبی منتقدین شده است. اما از توضیحات اعضای هیات چنان برمی‌آید که برتری هیات مذاکره مقاومت، در برتری شخصیتی اعضای هیات مقاومت، جسارت شان در طرح مسایل و اشراف شان به مسایل و دانایی آنان بوده است نه الزامن در داشتن یک برنامه خوب و واضح و مدون.
۲- باید گفت که در انتخاب اعضای هیات هوشمندی و درایت خوب رهبری به نمایش گذاشته شده است. شخصیت‌های برگزیده شده، به دقت برگزیده شده‌اند. مردم به اینها اعتماد دارند زیرا که از جمله چهره‌های معامله‌گر و بی‌ثبات تجربه شده نیستند.
۳-در باره برنامه صلح هنوز ملاحظات جدی زیادی وجود دارد. آنچه از جانب هیات مقاومت در مذاکره اخیر مطرح شده بیشتر کلیات موضوعات یا موضوعات کلی‌ای است که در تعاملات سیاسی گذشته مورد استفاده قرار گرفته و تازگی و تفاوت آنچنانی ندارد که بتواند مطالبات تکوین یافته اجتماعی-سیاسی مردمان ساکن در حوزه مقاومت را به سادگی و صراحت بازتاب دهد و قدرت خلق روایت جدید و بسیج عناصر سیاسی و فکری را داشته باشد. هرچند بحث غیرمتمرکز شدن ساختار قدرت از جانب هیات جبهه مطرح شده اما این مقوله و مطالبه هنوز در همان هاله‌های ابهام قرار دارد و دقیقن روشن نیست که از این داعیه چه خواست مشخص و دقیق و روشن و عملیاتی منظور است. اندکی وضاحت در این زمینه چنین است که گویا منظور از نظام غیرمتمرکز، انتخابی شدن والی‌ها باشد که این یک طرح ناقص و نارسا است و افاده کننده معنای واقعی غیرمتمرکزسازی قدرت نیست. واضح‌ترین مفهوم قدرت غیرمتمرکز همان ساختار فدرال است که باید به صراحت تمام مطرح شود.
۴-جبهه مقاومت باید افزون بر داشتن طرحی در مورد ساختار قدرت و چگونگی تشکیل حکومت در یک ساختار مشارکتی، اولویت‌بندی‌ها و برنامه‌های دیگری نیز داشته باشد که بیشتر بازتاب دهنده اهداف و راهبردهای یک جبهه نیرومند نظامی و سیاسی باشد. نباید با پیش کشیدن چند خواست مشخص سیاسی کهنه و پیچیدن و چسپیدن به آن، چنان وانمود شود که جبهه در حد یک "محفل انتظار" سیاسی با چند خواسته محدود تقلیل جایگاه یافته است. شبیه محافل سیاسی فاقد دورنما و راهبردی که حلقات سیاسی منتسب به جریان مقاومت در بیست سال اخیر داشتند و فقط در نزدیکی‌های انتخابات با چند شعار مبهم و کلی تکراری برای تجدید معاملات وارد میدان می‌شدند.
۵-اولویت‌بندی جبهه به این شکل می‌تواند باشد که ابتدا تمام تمرکز جبهه به آمادگی‌ها به جبهات جنگ باشد. در قدم دوم اگر فکری در جهت صلح صورت می‌گیرد، اولین خواسته باید بیرون شدن تالبان از اراضی مقاومت باشد. تا زمانی‌که دشمن به این خواست تن نداده، از هرگونه گفت‌وگو اجتناب شود. البته هرگاه دشمن به این خواست تن داد، طرح مشخص و مدون و توافق شده قبلی وجود داشته باشد که هیات صلح مبتنی برآن وارد مذاکره شود. طرحی که براساس آن بتوان پیش‌رفت سیاسی را نیز اندازه گرفت. این درحالی‌است که در مذاکره اخیر ما شاهد این اولویت‌بندی و برنامه‌ریزی نبوده‌ایم که این می‌تواند یک نقطه ضعف تلقی شود.
۶-فراموش نشود که داشتن و طرح برنامه مدون و پخته و هوشمند تنها برای مغلوب کردن دشمن در بعد سیاسی نیست بلکه بازتابی از عقلانیت سیاسی و اراده و طرز تفکر سیاسی جبهه نیز است که مورد توجه کشورهای حامی و مخالف نیز می‌باشد و بنحوی بالای تصامیم آنان در امر حمایت یا قطع حمایت از جبهه تاثیر دارد. نباید به متحدین بیرونی جبهه این پیام منفی ضمنی از جریان مذاکرات و خواسته‌ها و موضوعات مطروحه داده شود که گویا جبهه فاقد عقلانیت سیاسی پخته و ساخته است و به اصطلاح از خام‌اندیشی و کوتاه فکری رنج می‌برد.
رستم روشنگر

>>>   جالبه که اینجا خیلی ها فکر میکنند سیاست ایران در قبال طالیان و افغانستان سردرگمی هس. ایران داره گندی که امریکا زد رو جمع میکنه. مذاکره ای که بین غنی و طالب توی دوحه برگزار شد اصالت نداشت. این چیزی که ایران شروع کرده اصالت داره.امیدوارم بدون نیاز به جنگ به نتیحه برسه. فقط بگم سیاست عقلانی ایران توی غرب اسیا ثابت شده. سرگردون نیست

>>>   تو را به خدا هر چه می کنید و می گویید و می نویسید، به جای خود، اما خون نریزید. خون ریختن دیگر بس است.
هر که را می خواهید در این دنیا مقصر بدانید اما لوله تفنگ را از سر و قلب یکدیگر دور دارید. عربان در ۱۵۰۰ سال پیش وقتی از جنگ خسته می شدند ۴ ماه را حرام می کردند و جنگ افزار در غلاف بود. ای فرزندان علما و فقها و دانایان ، زشت است که از عرب بدوی دنبالتر باشید. پند مرا بپذیرید و هر چه می کنید بکنید اما زخمها را نگشایید و خون نریزید.تاوان بس و ستمکاری بس.

>>>   در تکمیله نظر دهنده اول : ....زاده را که بنام ( امارت ) که طالبان آن را زائده اند نیز همه به رخ طالبان می کشند و می گویند که تلاش ها و غرق ریزی های ما بود که شما به آن ذی حمل شده و آن را به دنیا آوردید پس ما باید در بزرگ کردنش نیز نقشی داشته باشیم و همزمان از شما پشتون ها نیز کام جوی مینمایم و اجرت این کام جوی را نیز به شما می پردازیم و شما مجبور هستید آن به آن دهید چرا که ادامه حیات تان بدون آن امکان ندارد

>>>   ایران هزاره ها را باز به گوشه ای پرتاب کرد
آخر هزاره گفت ما وکیل و وصی نمی خواهیم
ایران هم در جواب گفت من حوصله بچه بازی ها و قومگرایی های شما را ندارم
ولی مثله اینکه فشار زیادی به هزاره آمده است
نویسنده قبلا در مورد ایران یاوه گویی میکردی و ایران عزیز با زیرکی جواب دندان شکنی به بدخواهانش می دهد باشد تا نویسنده تمام دندانهایش نشکسته باشد
تاجیکها بسیار به ما نزدیک هستند و هم نژاد ما هستند
زنده باد احمد مسعود

>>>   ایران دنباله رو و عرسک دست پاکستان شده است و عاجزانه و بسیار ضعیف از اردو و آی اس ای و دولت پاکستان که مزدور امریکاست پیروی میکند.

>>>   میگویند ' آدم هوشیار از یک غار دوبار گزیده نمی شود' خلقی ها و شعله یی هایی درون ملیشه ها چندین بار روسیه و چین را 'چندک' گرفتند و اشرار و 'افغان ملتی' آنها هم توسط چرکستان آنقدر استعمال شدند که به پرزه های ناکارآمد تبدیل شده اند.
حال ایران هم با تکه های شاریده بنام 'محور معروف جهادى' میخواهد پیراهن واه واهی بدوزد!!!!!!
آتش خاوری

>>>   وقتی احمد شاه مسعود بخاطر دینی که اعراب انرا به سرزمین ابایی ما با زور شمشیر و شلاق اورد و بنام اسلام شهید مسعود خون هزاران سرباز و افسر قوای مسلح دولت سابق را ریخت و همین مسعود بخوبی میدانست که هر دالری که از پاکستان میگیرد هر پوند و دیناری که از اعراب و انگلیس یا از طریق پاکستانی هامیگیرد در اخر کار انرا باید برای بربادی وطنش صرف کند برای تخریب پل و پلچک صرف کند که چنین هم کرد. زمانی سران اجداد ما و شما که اکنون بسیاری بنام خراسان بزرگ و کوچک با ان افتخار نموده و تفرقه اندازی میکنند به اعراب که کاملا با فرهنگ اندوران ما با دین عقاید و زبان ما فرق داشتند یکی بعد دگر سر تسلیم فرود اوردند و مسلمان شدند..پس مخالفت مسعود خیل به چه معنی؟؟؟ طالبان خون شان DNA افغانی دارد عرب بیگانه نیستند انچه را اعراب یک و نیم هزار سال بنام اسلام بالای اجداد ما قبولاندند امروز طلبان انرا دو باره بر مردم تطبیق میکنند.مسعود خیل از کوه پایین شوند با طالب بدبخت معامله کنند و مبارزه را از درون اغاز کنند . اصلاح سازی طالب کار یک ماه و دوماه نه بلکه کار سالها میباشد...
یک نکته را بخاطر داشته باشید که اگر طالب علاقمندی به حکومت همه شمول داشته باشد میتوانند صد ها متخصص را در همه عرصه از داخل کشور در بین هزاره تاجیک و ازبیک و سایر اقوام تشخیص و مسوولیت بلند بدهند...در انصورت ضرورت ندارند که به افراد فرتوت چون تورن اسماعیل و یا بازماندگان مسعود مراجعه کنند باید طالبان بدون فوت وقت به مردم افغانستان اعم از تاجیک و پشتون و هزاره و غیره مراجعه کنند مردم را در قدرت شریک سازند نه یک گروه مافیایی فراری را...مردم از اینها خاطرات بدی دارند.
اگر حکومت فراگیر معنی شرکت حتی یکی از رذیلان جهادی و تکنوکراتهای غربی و امریکایی و اکادمیسینهای بی مقدار افغانی که زیاد تر شان در المان و انگلستان زندگی دارند و طی چهل سال دمار از روز گار مردم به نامهای مختلف یا از طریق میله تفنگ و یا از نوک قلم در اورده اند باشد در انصورت این حکومت فراگیر نه بلکه حکومت دزدان دوران صبغت الله مجددی استاد ربانی طالبان و دوره دردناک بیست ساله کاکا حامد کرزی و بابای فراری اشرف غنی و شرکای خاین انها میباشد. در انصورت همان اش و همان کاسه خواهد بود. همان رنج و همان درد مردم همچنان دوام خواهد یافت.
سینا

>>>   افغانستان در حوزه استراتژیک ایران نیست
فقط در افغانستان جنگ نباشد و سیل مهاجرین متوقف شود و داعش را در افغانستان شکست دهد.

>>>   بیست سال اتحاد و مبارزه با آمریکا با دخالت و نفوذ مخفی و آشکار جمهوری اسلامی ایران، فرصت و زمینه و میدان را به طالبان داد. ایران و شرکا و عواملش در جبهه شیعی و پاکستان در طرف و جبهه سنی، افغانستان مظلوم را میدان رقابتهای ..... خود کرده و همواره مردم افغانستان را قربانی جنگ و رقابتهای .... خود کرده و می کنند. اگر جمهوری اسلامی ایران متحداً با شرکای خود در افغانستان ایجاد نا امنی نکرده و بر علیه آمریکا جبهه بندی و به رقابتهای .... نمی پرداخت، طالبان ...هیچ شانسی و امکانی برای رشد و تقویت و گسترش هجوم و حملات خود در افغانستان نمی یافت.

>>>   در شرایط فعلی هر تحرکی بهتر از سکون است. دست کم امیدی هست که نتیجه برای مردم بهتر شود.

>>>   برادرانی که میگویند ایران با کمک به طالب موجب به قدرت رسیدن طالب شد. مغالطه نکنید لطفا. ایران چهارسال پیش برای مبارزه با داعش به طالب کمک کرد. چون داعش ساخته امریکا بود و غنی هم دست نشانده امریکا و هیچ اراده ای برای جنگ با داعش نداشت. پس ایران مجبور بود با طالب برعلیه داعش همکاری کند تا مرز شرقی امن بماند.
این مساله مربوط به جهار سال پیش است.
ترامپ از پارسال با طالب مذاکره کرد و امتیاز داد که روستاها را طالب بگیرد ولی شهرها را نه. مذاکرات طالب با ارگ بر سر سهم خواهی از قدرت به نتیحه نرسید و برنده در میدان جنگ مشخص شد. طالب در این یک سال و نیم در مذاکره با امریکا و سپس ارگ بود و پس از جدی شدن بحث خروج امریکا و مذاکرات نافرجام دوحه دست به کشورگشایی زد.
شما برگی از تاریخ چهارسال پیش ایران را می اورید و در کنار امروز طالب میگذارید و میگویید ایران به طالب در اشغال افغانستان کمک کرد. این یک مغالطه است. فکر پیشروی و اشغال روزی در طالب کاشته شد که امریکا مذاکره با او را شروع کرد و این فکر در زمان مذاکرت دوحه درختی تنومند شد.و با خروج امریکا به بار نشست. در این زمان نقش ایران چه بود؟ کدام کمک؟ برادران ایرانی ها دشمن شما نیستند. نه مردم نه سردمداران.

>>>   منابع از رهبری مقاومت می‌گویند که هیات جبهه مقاومت، به رهبری جناب امیر اسماعیل خان، دو جلسه با نمایندگان تالبان در تهران داشته‌اند.
در دیدار اولی، متقی و وزیر تجارت و اقتصاد تالبان در برابر استدلال‌های هیات جبهه مقاومت کم آورده، خشم‌گین و عصبانی شده‌اند. سپس با پا درمیانی ایرانی‌ها، هیات تالبان به جلسه دومی حاضر می‌شوند اما به نتایجی دست نمی‌یابند.
بعد از جلسه دوم، امیرخان متقی می‌خواسته که به سفارت افغانستان رفته و به اصطلاح سفارت را بگیرند و در آنجا عکس‌گیری نمایند که به اثر مخالفت نمایندگان جبهه مقاومت، ایرانی‌ها مانع این کار هیات تالبان شده و این امر موجب خشم بیشتر متقی و همراهانش شده و پس از آن، متقی تهران را به مقصد مشهد ترک کرده و از مشهد به کابل برگشته است.
گفتنی است که هیات تالبان به رهبری متقی، برنامه داشته که چند قرارداد تجارتی و اقتصادی با جانب ایران امضا کند، چندین ملاقات با مقام‌های ایرانی داشته و اعلامیه مشترک نشر کنند که بعد از خشم‌گین شدن و تنش به میان آمده، این کارها نیز ناتمام مانده و هیات تالبان با عجله به کابل برگشته است.
نکته قابل یادآوری دیگر این است که متقی و هیات همراهش در جواب به خواست‌های مطروحه هیات جبهه مقاومت، استدلالش این بوده که ما صلاحیت لازم نداریم.
منابع هم‌چنان می‌گویند که ایرانی‌ها زیاد بر تالبان فشار آورده تا به خواست‌های مشروع و معقول جبهه مقاومت گوش دهند و اگر به این خواست‌ها توجه نشود، عواقب ناگواری بدنبال خواهد داشت.
باید گفت که جناب احمد مسعود رهبر جبهه مقاومت ملی در دو جلسه‌ای که هیات تالبان و هیات مقاومت در تهران داشتند، حضور نداشته و روشن نیست که ادعای تالبان مبنی بر مذاکره با جناب مسعود بر چه مبنایی استوار است. این نکته‌ای است که رهبری جبهه باید در موردش وضاحت بدهد.
رستم روشنگر

>>>   طالبان، جبهه مقاومت را در تهران ضربه فنی کرد و از ادامه بازی، بازداشت
مرادی

>>>   این مذاکره در ایران اتمام حجت ازسوی بچه مسعود برای طالبان بود و نشانگر هوشمندی این جوان وطن دوست وبا غیرت است. کلگی مردم دنیا شاهد بودند که در دو مرحله این مذاکره با طالبان صورت گرفت اول بار در پنجشیر ودر اخیر مذاکره در ایران بناّ دیگر بهانه ای برای طالبان در لجبازی و ضدیت با مردم باقی نمی ماند.

>>>   طالب مغرور پیروزی کاذب خود است.
اول باید پوز طالب به خاک مالیده شود تا خودش درخواست مذاکره بدهد و به حقیقت جامعه تن دهد.
شاید اواخر تابستان آینده طالب به این مرحله برسد.

>>>   اعتماد به طالب مزدور پاکستان و سیاست خام دولت ایران بجز ندامت و خجالت برای مردم افغانستان ندارد و در پشت آن آی اس آی پاکستان و سی آی ای امریکا قرار دارند که دولت ایران به پاکستان و امریکا چراغ سبز نشان داده است در پشت همه این سیاستهای پوشالی حوادث آسیای میانه و قزاقستان است که طالبان به کمک مستقیم آی اس آی در دخالت مستقیم داشته اند و تروریستان آسیای میانه را بعد از آموزش به قزاقستان فرستاده اند به همه جهت امام علی رحمن در نشست امنیتی کشورها پیمان امنیت جمعی کمربند امنیتی را بدور افغانستان مطرح کرد تا جلو حملات طالبان گرفته شود. حمله به ترکمنستان نیز توسط طالبان صورت گرفته است. افغانستان مرکز تمام عملیان سازمانهای جاسوسی منطقه و جهان است طالب مواد سوخت این خرمن آتش اند و جنگها و تروریستان را و مواد مخدر مافیا را انجام میدهند و مزدور و اجیر اند. در رهبری آن آی اس آی و سی آی ای امریکا اند که از طرف موساد اسرائیل و انتجلنت سرویس انگلیس تغذیه فکری میشنود. پاکستان بحیث مزدور معاش و دالر میگیرد و ایران ..... دفاع میکند و هیج طرح و برنامه ندارد...

>>>   جدیدا عمال احمد مسعود از طرف ایرانیها نظر می دهند که تاجیکها را بر شیعیان ترجیح دادیم
لازم به ذکر است ایران به احمد مسعود هشدار داده مزدورانش را از مرزهای ایران که تلاش برای درگیر کردن طالبان با ایران هستند عقب براند
ملاقات به درخواست خود عمال احمد مسعود صورت گرفته است البته اینها اصرار داشتند افشا نشود
خیلی هم التماس به ایران کردند
ایران هیچوقت شیعیان افغانستان را بر کسی ترجیح نمی دهد. تاجیکها قدم از قدم برای ایران بر نداشته اند و ایران به مقامات تاجیک هم زوری ویزا داد. سپاه هم از مزدوران احمد مسعود در ایران شاکی است

>>>   قهرمان سازی به سبک هالیوود!
شگفت انگیزترین چیزی که این روزها شاهد استم یک اتفاق عجیب است! ناگهان کلگی مردم اقتصاد دان وسیاستمدار شده اند.هرنفری که توان خریدن مبایل را داشته در این گپ ها داخل می شود با سواد اندک و ادعاهای بزرگ!
کجا گفته اند و نوشته اند که در مبارزه با دشمن مذاکره جایگه ای ندارد؟ نمونه زنده آن مذاکره .... ایران با آمریکا و غرب است که دشمنان خونی هم بودند و اساسا شما میدانید که مذاکره بخشی از مبارزه است؟ در باره اهداف ایران در مذاکره اخیر میان مسعود وطالبان گپی نیست که هرکشوری برای خود سیاستی دارد، بناّ نمی توان گفت که ایران یا سیاست مداری با قوه زور بچه مسعود که برخلاف مدعیان بیسواد فیسبوکی نه سودای قهرمان سازی دارد و نه حاضر است به بهای نابودی کشور بر دشمنش پیروز شود به پای میز مذاکره کشیده است!
لطفا بیایید یک بار عقلانی فکر کنیم و به دور از احساسات کور واحمقانه به واقعیتها نگاه کنیم. احمد مسعود با کدام پشتوانه به جنگ بزرگترین ماشین جنگی که افرادش کشته شدن را هدف نهایی خود می داند برود؟ با پشتوانه غرب؟ ویا فریب کاران آمریکایی که خنجر از پشت بر مردم این کشور زدند و پس از غارت ملی فرار کردند؟
با مدد کدام مردم به مقابله با این دشمن برخیزد؟ با مردمی که نان برای سیر کردن خود وفامیلشان را ندارند؟ ویا آن فراری های ترسو وبزدل که در جایی آسوده نشسته و با شکم های سیر عاروق روشنفکرانه میزنند و شب وروز در اینترنت جولان میدهند و یاوه می بافند؟ باور کنید که وطن را این افکار قهرمان پروری کاذب و قهرمان پرستی دروغین بر باد داد.
ابراهیم

>>>   مسعود تا زنده بود معامله کرد.
فرزندش نیز چیز دیگری از او یاد نگرفت.

>>>   در ده سال اخیر ایران بخوبی فهمید که هزاره درک کرده که تاجیک‌های هم نژاد ایران بسیار مقدم بر هزاره در نزدی ایران بوده و هزاره فقط استعمال شده و حداقل در افغانستان چندان تن به استعمال نمی‌دهند و به همین خاطر تاجیک‌ها را ،که واقعاً با پشتونها دچار مشکل شده است، حمایت جدی کند و تا دستش از دخالت در افغانستان بیش از حد کوتاه نشود.

>>>   همیشه به ایران رسانه های غربی انتقاد می کنند که ملت ها می خواهند با هم صلح و آشتی و مذاکره کنند ایران نمی گذارد هی سلاح می فرستد و می گوید بجنگید. حالا ایران صدای شما را شنیده این بار می گوید نجنگید بیایید با هم دوست باشید و پس فردا نگویید ایران کشور ما را خراب کرد و ما را به جان هم انداخت و ما هیچ مشکلی با هم نداشتیم.

>>>   جالبه که اینجا خیلی ها فکر میکنند سیاست ایران در قبال طالیان و افغانستان سردرگمی هس. ایران داره گندی که امریکا زد رو جمع میکنه. مذاکره ای که بین غنی و طالب توی دوحه برگزار شد اصالت نداشت. این چیزی که ایران شروع کرده اصالت داره.امیدوارم بدون نیاز به جنگ به نتیحه برسه. فقط بگم سیاست عقلانی ایران توی غرب اسیا ثابت شده. سرگردون نیست

>>>   خطاب به نظر دهنده اول و دوم
از نظر دهنده اول تشکر میکنم امیدوارم افکار امثال شما در بین مردم افغانستان بیشتر شود
نظر دهنده دوم
بله سیاست ایران کوتاه بینانه است نباید گفتگوهای صلح را زمینه سازی کند باید به همه طرفها سلاح بدهد و بگوید بروید همدیگر را بکشید و کشورتان را نابود کنید.بعد بگید ایران در کشور ما صلح نمی خواهد
عجیبترین مردم دنیا هستید

>>>   سایت شبکه اطلاع رسانی بازهم کینه توزی خودش را نسبت به ایران نشان داد.
به نظر شما اگر این گفتگوها در آمریکا و یا در یکئکشور اروپایی باشد اشکالی ندارد ولی در ایران اشکال دارد.
آقا محترم شما در آلمان یا بقول شما جرمنی و در بن تحت کنترل غربی های ذاکره کردیدو نتیجه آن حکومت کرزی و غنی دزد و اشغال افغانستان بود. در آخرین مذاکره هم در قطر هم که کشور دور از افغانستان است مذاکره با صحنه گردانی اصلی تروریست بزرگ آمریکا انجام دادید و نتیجه آن همین وضعیتی است که حالا دارید.
آقای محترم شما در افغانستان هنوز یاد نگرفته اید تا با هم و در داخل کشور خودتان با هم مذاکره کنید و با زبان تفنگ با هم صحبت می کنیدو آنوقت انتظار دارید تا دیگران به شما رحم کنندو مرز های خودشان را باز نگه دارند تا بخشی از شما بر افغانستان حکومت کند. شما ها به خودتان رحم نمی کنید و می خواهید که دیگران به شما رحم کنند. همینکه ایرانن به دنبال نزدیک کردن دیدگاه گروه های مختلف برای صلح است باید خیلی هم قدر دان باشید.

>>>   نظر دهنده
فکر کردی مردم دنیا کور هستند؟اینجا میای راجب ایران و طالبان میگی ولی شما هزاره ها تمجع هزاران نفری برای حمایت از طالبان بر پا می کنید و علمای هزاره تند تند دارند با طالبان دیدار می کنند و تاکتیک قدیمی هزاره ها که کور خود بینای دیگزان هستند
خودتون با طالبان مزدور پاکستان که دستش به خون هزاره آغشته است جشن می گیرید و ویدیوهایش در اینترنت موجود است و بعد برای ما روضه میخوانی
خود هزاره با طالبان بده بستان دارد ولی مثل همیشه گستاخانه برای بقیه نصیحت میکند

>>>   محمود منجم زاده
جبهه مقاومت ملی افغانستان: دیدار با طالبان در تهران نتیجه‌ای نداد.
جبهه مقاومت ملی افغانستان در بیانیه‌ای ضمن تائید مذاکرات این جبهه با هیات طالبان در تهران اعلام کرد این دیدار نتیجه‌ای نداده است. این جبهه گفته است به مبارزه خود علیه طالبان ادامه می‌دهد.
جبهه مقاومت ملی افغانستان به رهبری احمد مسعود در بیانیه‌ای دیدار هیات این جبهه به ریاست امیر اسماعیل‌خان، والی پیشین هرات با هیات طالبان در تهران را تائید کرد اما گفت که این مذاکره نتیجه‌ای نداشته است.
جبهه مقاومت ملی افغانستان روز سه‌شنبه ۲۱ دی (۱۱ جنوری) در بیانیه خود خاطرنشان کرده است که مذاکره تهران بعد از تقاضاهای مکرر طالبان و جمهوری اسلامی ایران برای حل مشکل کشور از راه مصالحه و مذاکره پذیرفته شده و هیاتی را به تهران فرستاده است.
در این بیانیه همچنین آمده است جبهه مقاومت ملی بر اهداف خویش از جمله "تشکیل حکومت همه‌شمول" تاکید کرده و بر سر موضوعاتی چون "عدالت اجتماعی، نوع نظام، حقوق شهروندی، آزادی بیان، حقوق و نقش واقعی بانوان، انتخابات و حق تعین سرنوشت مردم افغانستان توسط خودشان" با نمایندگان طالبان صحبت کرده است.
در بیانیه جبهه مقاومت ملی آمده است: «نمایندگان طالبان بر ادامه وضع موجود تاکید کرده‌اند و حاضر به پذیرش اصول و ارزش‌های شهروندی، تقسیم عادلانه‌ی قدرت میان همه اقوام و اقشار جامعه، و تشکیل حکومت فراگیر برآمده از آراء و اراده مردم افغانستان نیستند و نشست و سفرشان دستاوردی نداشته است.
مولوی حبیب‌الله حسام، عضو ارشد جبهه مقاومت گفته است: «هیئت طالبان از جمهوری اسلامی ایران دست خالی و بدون هیچ دستاوردی و روح و روان ناخشنود به کابل برگشت . در بیانیه تاکید شده است که این جبهه "تا برآورده شدن خواست‌های مشروع و برحق" به مبارزه خود ادامه خواهد داد.
این نخستین دیدار نمایندگان طالبان و جبهه مقاومت بعد از تصرف افغانستان توسط گروه طالبان است که با میانجیگری ایران صورت می‌گیرد.
جبهه مقاومت بعد از تصرف کابل توسط طالبان در ولایت پنجشیر زیر رهبری احمد مسعود شکل گرفت. شماری از نظامیان و اعضای حکومت پیشین نیز عضویت این جبهه را دارند.
در پی قدرت‌گیری طالبان و سقوط کابل ده‌ها هزار شهروند افغانستان از کشور خارج شدند، هزاران نفر دیگر هم چنین قصدی دارند. بسیاری از مردم قادر به تامین ابتدایی‌ترین نیازمندی‌های خود نیز نیستند. برخی‌ها حتی برای تأمین نیاز‌های اولیه خود ناچار شده‌اند، دار و ندار خود را در بازارهای خیابانی کابل عرضه کنند.
(گفته میشود اگر مذاکرات تا اوایل سال نو خوشیدی به نتیجه نرسد احتمالا حملاتی از غرب و شما کشورعلیه طالبان صورت خواهد گرفت)

>>>   مردان بی غیرت و فراری و بزدل افغانستان از ترسشان فرار کرده یا در افغانستان در خانه پنهان شدند در حال کامنت گذاشتن که عاجزانه منتظرند تا یک کشور دیگر بیاید به جای بزدلان با طالبان بجنگد
ولی زنان شجاع و قهرمان افغانستان در کف خیابان هستند

>>>   ۱) نگاه من به یک حزب وابسته به یک آرمان است نه شخص. پس اینکه شما میگویید برای رد مسعود گزینه دیگری داری؟ نه متاسفانه من هیچ شخصی را دارای صلاحیت رهبری نمیدانم. نه اینجا نه هیچ کجا. آرمان برآمده از خردجمعی است و به شخص وابستگی ندارد. وقتی یک آرمان وجود داشته باشد اشخاصی مثل رهبران برای خدمت در راه آرمان زندگی میکنند. وقتی شخصی به عنوان رهبر هم معنی با آرمان پنداشته شود پس آرمان وابسته به خواسته ها و میل و شهوت قدرت اوست و چنین آرمانی دوامی ندارد. از نظر من بحث مقاومت و فراتر از آن آرمان فراقومیتی یک پدیده هست که بخشی از مردم شمال نیاز به آن را فریاد میزنند و نسل جوان و تحصیل کرده پشتون در دیگر کشورها نیز آن را محترم میشمارد.

این فرق دارد با روحیه سنتی قوم گرایی. در این ارمان اگر کسی مانند حبیب یوسف زی توانست طران طالب را به سوی این ارمان ببرد همانقدر محترم و شایسته ستایش است که کس دیگری چنین کند مانند احمد مسعود. آرمانی که به شخص وابسته باشد همیشه در معرض خطر است و توانایی فراگیر بودن ندارد. مثلا در افغانستان گروهی احمدشاه مسعود را بخاطر ایستادگی در مقابل روس و طالب قهرمان ملی مینامند و گروهی بخاطر اتفاقات محله افشار در کابل یک قاتل جنایتکار. همین تفرق دیدگاه در مورد فرزند ایشان نیز هست. گروهی او را بی تجربه میدانند که از قاتلین مردم افغانستان نیز درخواست کمک کرد و عده ای او را پرچم دار اصیل راه عدالت خواهی میدانند. دقیقا در ایران هم همین دیدگاه دوگانه درباره احمد مسعود است.

۲. در نگاه من خدمت و تسهیل ارمان است که وزن و ارزش هر ازادیخواهی را مشخص میکند. پس اگر مسعود پیش بینی کرد که غنی به بیراهه میرود و چنین نیز شد به ارزش مسعود افزوده نمی شود. تنها میتوان گفت او اگاه به مسایل زمانه هست. آنهم تنها در خصوص غنی. شما ببینید امریکا با دیگر دست نشانده های خود چه کرد؟ پشت محمدرضا پهلوی شاه ایران را خالی کرد. پشت صدام را خالی کرد. پشت سران نادان کشورهای عربی را اخیرا خالی کرده است. اگر کسی حدس بزند که امریکا پشت غنی نیز به عنوان دست نشانده دیگری خالی کند، کار بزرگی کرده است؟ تا جایی که میدانم در افریقا هم زمانی کسی گفت بزرگترین اشتباه من اعتماد به امریکا بود. این حرف میدانی از زبان سران چند کشور پس از شکستشان شنیده شده؟

۳. برای داشتن اساسنامه وجود انسانهای پخته نیاز است و نیاز به انسانهای پخته، زاینده انسان پخته است. روزگاری در اغاز زایش کمونیسم، مارکس در هر روزنامه که مقاله ای مینوشت آن روزنامه را توبیخ میکردند. در جهان ماشینی شده و استعمار کارگر این صدا شنیده شد. مارکس از نداری خود نان خور رفیقی بنام انگلس شد. ولی شرایط کارگر آنچنان سخت بود که هزاران تن نیاز آن را حس کردند که باید درباره کمونیست اندیشیده شود.

ببین برادر نیاز زمانه چگونه مردان راه را می سازد. افغانستان دویست سال است که از دست حکومت قومی که از قضا سران آن مزدور بیگانگان میشوند تا بتوانند به گرده ملت سوار شوند گرفتار است. از عبدالرحمن بگیر که مزدور انگلیس شد تا با کشتار و جنایت بر گرده بخش خراسان افغانستان نیز حاکم شود تا همین غنی که مزدور امریکا شد و واژه تحقیرامیز جنگ سالار را درست کرد تا قدرتهای محلی مانند همان اسماعیل خان را خلع سلاح کند. امروز هم که دوباره طالبان مزدور پاکستان شد. اگر تاجیک هم روزگاری قدرت را در دست داشته است چندان سهمی به پشتون نداده است. آیا کسانی که پرچم آرمان حکومتی فراقومی را بلند کنند نباید در این مدت زاده میشد؟ نباید امروز زاده شود؟ نشان چنین پرچمی چیست؟

تا جایی که من میبینم احمدمسعود تنها در برابر نفی طالب دارد خود را تعریف میکند نه اینکه پایانی بر این خط دویست ساله (دو صد ساله) باشد. در میان نسل نو، چنین پرچمی بلند می‌شود. همین جا شما ببینید زیر پستی در خصوص دیدار متقی با مسعود و اسماعیل خان. هزاره و تاجیک چگونه از هم کین خواهی میکنند؟ پشتون تنها اسلام وهابی را بهانه ای عوام فریبانه کرده است تا قدرت را در دست داشته باشد و پولهایی هم از عرعرستان و ان کشورهای جعلی بگیرد. پاکستان که اینگونه است و طالب هم همان راه را میرود.

بهرحال بنظر من شرایط و سختی های افغانستان زمینه آن را داشت که نسل نو از دهه ها قوم پرستی دلخسته شود و به همه چیز پشت پا زند و خود پرچمدار ارمانی فراقومی شود. وقتی مسعود سربلند میکند این ارمان به حاشیه می رود. ولی نیاز افغانستان مسعود یا این شخص و ان شخص نیست. فرد پرستی درد است و مانع درمان میشود. اگر مسعود رهبری میبود که صدایی فراتر از قوم داشته باشد که فراگیر باشد و طرفدارانی در هر قوم پیدا میکرد بله صد در صد من هم مانند شما بسیار او را می ستودم که از من بودن گذشت و به ما بودن اندیشید. هنوز این را ندیدم و به محض دیدن من نیز او را دوست خواهم داشت.

>>>   ایران اگر سیاست درستی در افغانستان می داشت افغانستان به دشمنش آمریکا سقوط نمی کرد این قدر بی دلیل از از سیاست های غلط ایران دفاع نکنید

>>>   رُخ پنهانِ مسعودِ پسر چیست؟
نشود ما در بَرْهوت بی‌خبری‌های زمان غرق شده شده و راه را اشتباه نرفته باشیم.
برای من مایه‌ی شگفتی است که چرا مسعودِ پسر روزه‌ی سکوتِ چندین ماهه را با یک لقمه‌ی نا شناخته و ناصواب شکست؟

ملت آرزو داشت و ‌قبل بر این همه منتظر بودیم تا اولین پیام‌ِ پسا سکوتِ بی‌لزوم و‌ طولانی شخصیتیْ به نام رهبرِ جوان و تابوشکنِ مقاومتِ‌دوم با انبوهِ امید‌‌های وارسته‌شدن از یوغ استبداد و اشغالِ وطن و ارایه‌ی برنامه‌های دوزنمایی بهاری و توضیح سطح اقتدارِ مقاومت و دست‌یابی رهبری به گزینه‌ها و گسترده شدن بساط مقاومت در مقیاس ملی و بین‌المللی را بازگو کنند. ملت به هیچ صورت انتظار معجزه آفرینی از مسعودِ پسر را نه دارد.

کما این‌‌که چشم‌داشت‌های امیدواری پس از ندا به جبهه دارند، نه تنها چشم‌داشتِ امید که آمادگی به جان‌بازی در کنارـ مقاومت‌گرانِ دلیر و سرافرازِ وطن. اما خبرِ غیرقابلِ انتظار مردم را در هاله‌یی از حیرت فروبرد و پندارها چنین شد که نه شود ما در برهوت بی‌خبری‌ها زمان غرق شده شده باشیم و راه را اشتباه نه‌رفته باشیم. ملت هرگز مخالفِ صلح و آشتی واقعی و مردمی با هیچ‌گروهی نیست. مشروط بر آن‌که آن‌گروه هم بازتابی از نیات نیک داشته باشد و معتقد باشد و اعمالی را به نمایش بگذارد که ملت بر صداقتِ گفتارِ شان قانع و بعد به اقداماتِ رهبر و رهبری شان لبیک بگویند. از طالب که چنین انتظاری نیست و هرگز هم به انتظارِ ملت وقعی نه‌می‌گذارد. چون طالب خود یک عسکر و یک اجیر برای اجرای یک حُکم است نه چیزی بیش‌تر و نه چیزی کم‌تر.

اما بُردِ طالب‌ِ اشغال‌گر و طالب‌های داخلی هم‌دست او داشتن اقتدار سیاسی و اجرایی در کشور و راندنِ سلطه‌ی بی‌داد و بی‌زحمی و استبداد و تک‌قومی‌‌گری پشتونیسم مدرنِ اقتدار‌گرایی است که ما تا حال سه نسل آن را در وجود کرزی، غنی و حالا طالبِ پشتون‌تبار و تمامیت‌خواه تجربه کردیم.
دوگانگی رفتار و گفتار و‌ کردار جبهه‌ی مقاومت در موضوع ملاقاتِ مقاماتِ ناشناخته‌ی رهبری مقاومت و زیردست‌های شناخته‌ شده‌ی طالب و ایران همه را در میانه‌ی شک و گمان‌ها قرار داه است.

جبهه چرا به این نوعی اقرار و‌ انکار و تغییر گفتار اصالتی را که به دست آورده از دست می‌دهد؟ ملاقات با متقی پنهان یا عیان با حضورِ مسعودِ پسر یا بی‌‌حضورِ مسعودِ پسر صورت‌ گرفته بود. کدام عقل در دنیای رسانه‌یی امروز باور دارد که یک‌چنان رخ‌دادِ‌ بزرگ سیاسی و سرنوشت‌ساز برای یک کشور و برای یک سیاست‌ پنهان بماند؟ لازمه‌ی تدبیر این بود که آقای میثم را رهنمودِ درست برای اقناع ملت می‌دادند نه هدایت انکاری که پسا مرگِ سهراب بود توییت کردن و حذف‌کردنِ دوباره‌ی آن. و لایه‌‌بندی‌های پینه‌دوزی پسا اشتباه مولودِ اشتباهاتِ جدیدتر شود و شد. به هرحال اشتباهات سیاسی کشنده‌تر از خودکشی‌های سیاسی است.

در خودکشی‌های سیاسی شخص خودش را حذف می‌کند اما در اشتباهاتِ سیاسی و تکرارِ آن‌ها توسط مرکزیتِ رهبری نهضتی، جنبشی، آرمانی و ملتی را تباه می‌کند. دیدید که خام‌پردازی‌های‌ جبهه در ایران چی پخته‌پزی‌های خوش‌مزه به خُوردِ گروهِ تروریستی، متحجر، اشغال‌گر، ویران‌گر و یک‌تباره ‌و مهره‌ی دستِ چندین دست‌گاهِ استخباراتی برونی داد بشمارید که متقی پسا ختم دیدار چی گفت؟

۱- به آقای اسماعیل‌ خان که سال‌های طولانی خودش را امیر می‌خواند (قوماندان اسماعیل خان) خطاب کرد،
۲- از مسعودِ‌ پسر تنها به نامِ (احمدِمسعود) یاد کرد. گویی با کدام ره‌رو صحبت کرده است. در حالی که مسعودِ‌ پسر یک داعیه‌ی بزرگِ آزادی‌خواهانه‌ی کشوری را رهبری ‌می‌کند و برخلافِ طالب جایگاه بین‌المللی هم دارد.
۳- (و سایر مهاجرین)، یعنی که حتی ایشان را در جمع خواص هم حساب نکرد.
۴- متقی پسا برگشت از تهران خودش را فاتح نشان داده و برای دو نفر فرمانِ عفو صادر کرد ‌و گفت:
(احمد مسعود و اسماعیل خان می‌توانند بدونِ تشویش به کشور برگردند.) بیایند که تیرباران شان‌کنند و در کمین‌گاه‌های خود خفه‌ بسازدِ شان.
۵- انکارِ متقی از ملاقات برنامه ریزی شده و جلوه دادنِ بی‌ اهمیت و حاشیه‌یی دیدار با احمد‌ و‌ دیگران در ایران.

او سفرِ خود به ایران را ملاقات با ایرانی‌ها گفت و BBC شیطانِ آتش‌‌بیارِ تنورِ خشونت چنین خبر نوشت:
(امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان می‌گویدکه گفتگوهای “مثبتی” با مقام‌های ایران در مورد مسایل سیاسی، تجارتی، و مسایل امنیتی داشته و “امیدوار است که “نتایج هم خوب باشد”. وزارت خارجه ایران در توضیح سفر وزیر خارجه طالبان به ایران گفته است که هدف از سفر حفظ “روابط اقتصادی و تجاری” با افغانستان است.

آقای متقی در نوار صوتی که طالبان منتشر کرده است، در مورد گفتگوهایش در تهران می‌گوید: “با جانب ایرانی در مورد مسایل تجاری، مواد نفتی و ترانزیت کالا که از راه ایران به افغانستان بیاید صحبت کردیم. وزیران و هیات‌های فنی ما با همتایان ایرانی خود نشست‌های جداگانه داشتند.”
وزیر خارجه طالبان گفت: “تلاش ما این است که با کشورهای منطقه به خصوص همسایه مناسبات خوب باشد و اختلافات وجود نداشته باشد و کشورها و حکومت‌ها به یکدیگر منفعت برسانند.”
آقای متقی افزوده که هدفش “اتصال” کشورهای جنوب آسیا با کشورهای آسیای مرکزی است. چنان که به گفته او “ایران هم می‌تواند از مسیر افغانستان با کشورهای آسیای میانه از جمله تاجیکستان و ازبکستان در مبادلات تجاری خود استفاده کند.”)

در یک گزارشِ جداگانه‌ بدونِ اشاره به چی‌گفتی مسعودِ‌ پسر باز هم به متقی اتوریته‌ی تبلیغاتی سیاسی بخشیده چنین نوشت:
(… امیر خان متقی هم در ویدیویی که تلویزیون ملی افغانستان منتشر کرده این دیدار را تایید می‌کند.
آقای متقی به خبرنگاران گفت: “با فرمانده اسماعیل خان و احمد مسعود هم در ایران دیدار کردیم. با افغان‌های دیگر نیز دیدار داشتیم و از آنها خواستیم که به کشورشان برگردند، هیچ کس به آنها کاری نخواهد داشت و مشکلی امنیتی برای آنها ایجاد نخواهیم کرد.”
همچنین یک منبع نزدیک به “جبهه مقاومت ملی افغانستان” در گفتگو با بی‌بی‌سی این دیدار را تایید کرد.)

این موارد از لحاظ سیاسی و ‌دپلوماتیک و داوری های بین‌الملی بسیار مهم اند. زیرا ادبیاتِ سیاسی و دپلوماتیک ‌و کاربردِ واژه‌ها و تنظیمِ بیانِ‌گفتاری و نوشتاری بازتابِ آن‌ها بسیار مهم و تعیین کننده و دلایلی برای موقعیت‌ها و موقف‌های جانبین نسبت به طرف‌های مذاکره اند. که مثلاً متقی باید با شمس‌الحق آریاینفر ملاقات می‌کرد. چون هر دو فارغِ خصوصیاتِ عقلانی اند چی رسد که آقای آرینفر عضو یک هیات مذاکره‌کننده‌ی سرنوشت‌ساز باشد.

ببینید که مشاورینِ خام‌اندیشِ سیاست و استخبارات چه‌گونه احمدِ‌مسعود را درگیر یک بازی‌خطرناکِ استخباراتی منطقه ‌و جهان به خصوص ایران،‌ عربستان و پاکستان و‌ روسیه ساختند که آگاهی انگلیس و آمریکا در آن برای وارد‌کردن ضربه بر پیکر هویتی و ساختاری و تازه جان‌‌گرفته‌ی مقاومت مضمر است. گروهی که حیاتِ سگ برای شان نسبت به انسان ارزش‌ناک است، آن هم انسانِ غیر از تبارِ قبیله ‌و پشتونِ‌ اقتدارگرا. سیاست راستی چال و فریب و تعریفِ‌ عامیانه نیست.

سیاست دنیای خِرَدورزی و خِرَداندیشی است و با هنر انجام می‌شود نه با قلدری منم و به‌کس چی؟ مقاومت میراث یا مُلک شخصی کسی نیست که هر‌چی خواست انجام دهد. رهبرِ جوان به مشاوران و هم‌کارانِ عاقل و‌ آگاه ضرورت دارد که از هر سوی کشور یا جهان باشند. مقاومت تنها مربوط به هرات و هراتی، شمال و شمالی، پنجشیر و‌ پنجشیری، مرکز و بامیانی و یا ازبیک و جوزجانی نیست. مقاومت صدای رسای ملت و‌ مردمی است که زیر چکمه‌های ستورانِ قبیله پامال شده روان اند.

من باور دارم که مسعودِ پسر هم هرگز به چنین اندیشه‌ی انحصارگرایانه و‌ تصمیم‌گیری‌های منتهی به سقوطِ حیثیتی ‌‌و سیاسی ‌و مردمی و نظامی جبهه راضی نیست. قلدرانِ دی‌روز نه‌باید اندیشه‌پرورِ تکرار در مضحکه‌های پیشین باشند و بگذارند پنجشیر هم‌چنان سنگر‌گاه و ‌نمادِ ملی و هویتی مردمانی باشد که در سرزمینِ ما زندگی دارند. روزی صدای رسای افغانستانِ شمالی از پهن‌دشت‌های شمالی‌بزرگ کوه‌پایه‌های رزم و بزمِ هندوکش و سراسر قلم‌روِ افغانستانِ جدید از پامیر یا بامِ‌دنیا تا آنه کرانه‌های کشور در هریوا و هریرود و کابل‌ستان ‌و زابل‌ستان بلند خواهد شد. امروز یا صد‌سال بعد.

اما با‌خردِ سیاسی، تعقلِ استخباراتی و جلوگیری از انجماد و انحصارِ محلی مقاومت. این مقاومت مربوطِ نسل جوان است که با خون و جانِ شان در راه آن ایستاده اند و حماسه‌ی ماه‌ های اخیر از مبارزاتِ خواهرانِ ما و جوانانِ ما در کابل و همه ساحاتِ کشور است.
مشورتی کوتاه در دو سطر به آقای مسعودِ پسر که باید مصممم باشد نه محصور مجبوری زیرِنام رهبر.
تشکیلاتِ سیاسی، استخباراتی و نظامی و دپلوماتیک ‌و تبلیغاتی جبهه را فعال و تفکیک اولویت‌ها را بدار.
فرصت اندک ‌و نیازها‌ بی‌شمار و‌ جدی اند. هر کی را می‌دانی کار آمد نیست دور بیانداز.

محمد عثمان نجیب

>>>   افغان های محترم شما نگران ایران نباشید، ما دچار سردرگمی سیاسی نیستیم. خیلی هم خوب میدونیم چیکار داریم می کنیم، شما یه فکری به حال خودتون کنید که هزار تا فرقه هستید هر کدومتونم یه ساز جدا میزنید

>>>   ایاایران میزبان خوبی برای 5ملیون تبعه افغانی است؟


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است