بی‌طرفی برای افغانستان
بهترین موضع برای افغانستان اصل بی‌طرفی بود. کسی‌که کرسی افغانستان را نمایندگی می‌کند این صلاحیت را ندارد تا بدون مشوره با متخصصین سیاست خارجی، چنین تصمیم سنگین را اتخاذ نماید 
تاریخ انتشار:   ۰۹:۲۹    ۱۴۰۰/۱۲/۱۳ کد خبر: 169843 منبع: پرینت

نماینده‌ی افغانستان در قطع‌نامه‌ی مجمع عمومی سازمان ملل برای اوکراین رای موافق داده است.
سه پرسش این‌جا مطرح می‌شود:

نخست، این رای بسیار سنگین است و از نام یک دولت-ملت در سطح جهانی محاسبه می‌شود. در بسیار موارد یک رای در چنین نشستی معنای بسیار کلانی دارد. آیا این رای بر بنیاد کدام واقعیت، تحلیل، آسیب‌شناسی و منافع منطقه‌ای افغانستان داده شده است؟

دوم، دولت‌های مانند هند و افریقای جنوبی که ممثل نهاد های غیر منسلک هستند رای ممتنع داده اند. از سوی دیگر دولت‌های ایران، پاکستان و تاجیکستان رای ممتنع داده اند که حساسیت وضعیت را در منطقه به وضوح آشکار می‌سازد. این‌جا رای افغانستان که بی‌طرفی را رعایت نکرده به چه معنا است؟

سوم، برخی‌ دولت‌ها به سان ازبیکستان، آذربایجان و مراکش پای‌شان را از معرکه برون کشیده اند. اما نمایندگی افغانستان از این‌ها نیز درس نگرفته است. آیا حتا این اصل را نمی‌دانسته است؟

بهترین موضع برای افغانستان اصل بی‌طرفی است. ۳۴ کشور از این رویکرد سود جستند و اصل بی طرفی را رعایت کردند. افغانستان باید این صل را درک می‌کرد. کسی‌که این کرسی را نمایندگی می‌کند این صلاحیت را ندارد تا بدون مشوره با متخصصین سیاست خارجی، روابط بین‌الملل، حقوق بین‌الملل، اقتصاد و جامعه‌شناسی چنین تصمیم سنگین را اتخاذ نماید.

داکتر ملک ستیز


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
بی طرفی
افغانستان اوکراین
نظرات بینندگان:

>>>   جنگ اوکراین در فاصله کمتر از یک هفته به شکل دور از انتظاری به مساله «نژادپرستی» پیوند خورده؛ یکی از تاریک‌ترین باورهای بشریت که سال‌هاست ریشه اختلافاتی عمیق بوده و زمینه تبعیض‌های گوناگون را در سطوح مختلف فراهم می‌کند.

در جریان این جنگ، ارتش و حکومت اوکراین متهم شده که در برخورد با آوارگان جنگی، به شکل سیستماتیک تبعیض قائل می‌شود. علاوه بر این، لحن و گفته‌های برخی سیاستمداران، تحلیل‌گران و گزارشگران نیز با موجی از انتقاد در شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شده است.

ضمن اینکه برخی کشورهای اروپایی متهم شده‌اند که در پذیرش پناهجویان از مناطق جنگ‌زده اوکراین، رفتاری به کلی متفاوت در مقایسه با آوارگان جنگ‌های سوریه، عراق و افغانستان نشان داده‌اند. و البته برخی سیاستمداران اروپایی نیز در تشریح دلایل این تفاوت، هیچ ابایی نداشتند که بگویند پناهجویان اوکراینی از نظر آنها «باهوش و تحصیلکرده» هستند و شباهتی به پناهجویانی ندارند که «اروپا همیشه با آنها سر و کار دارد.»

این دو بعد جنگ اوکراین، ارتباط مستقیمی به یکدیگر ندارند، اما در جریان بحث‌هایی که هر دو مساله دامن زده، اتهام نژادپرستی تکرار می‌شود؛ چه علیه سربازان اوکراینی که در مرز این کشور با کشورهای اروپایی بین «سفیدپوست‌ها» و دیگران تفاوت قائل می‌شوند و چه علیه سیاستمداران و رسانه‌هایی که گزاره‌های کلیدی گفتمان‌های نژادپرستانه و برتری‌جویانه را تکرار می‌کنند.

این مساله اگرچه هنوز با واکنش جدی سیاستمداران و حکومت‌های غربی یا مقام‌های اوکراینی روبه‌رو نشده، اما در طرف روبه‌رو، خشم قابل توجهی را برانگیخته است. از آن جمله اتحادیه آفریقا که گزارش‌ها درباره نحوه برخورد با آفریقایی‌ها در مرز اوکراین را «به شکل تکان‌دهنده‌ای نژادپرستانه و ناقض قوانین بین‌المللی» توصیف کرده است. یا انجمن روزنامه‌نگاران عرب و خاورمیانه که طرح دلایل نژادپرستانه را برای عادی جلوه دادن جنگ در خارج از اروپا در مقایسه با کشورهای اروپایی، محکوم کرده است.

>>>   روسیه از دولت طالبان پشتیبانی میکند و رای نماینده دولت مخلوع اشرف غنی را برسمیت نمی شناسد.
بنأ روسیه نماینده فعلی افغانستان در ملل متحد را ،نماینده مردم افغانستان نمیداند و به رای او اهمیت نمی دهد.
قسمی که ملل متحد خودش نیز به درخواست حنیف اتمر در مورد پشنهاد نماینده جدید برای کرسی ملل متحد،جواب رد داد و حنیف اتمر را منحیث وزیر خارجه برحال افغانستان نه،بلکه وزیر خارجه مخلوع شمرد.

>>>   جالب نیست؟
اسلام عزیز همیشه ماوشمارابه عدالت امرمیکند،وامااین عدالت اسلامی طوریست که:
-یک مردوچهارزن،بی زن ماندن سه نفردیگرمهم نیست.
-میراث پسر دوچند دختر.
-حق طلاق مخصوص مردان.
-شهادت یک مرددرمحاکم معادل دوزن.
-درمراسم نکاح ایجاب وقبول پسر باخودش،ازدخترباوکیلش که انهم باید مردباشد.
-وهژده مورددیگرکه خود شمابهترمیدانید.
واه واه ازی نوده پیوندکو که شفتالو بگیره.
عاقل

>>>   اقای ستیز.مراتب احتراماتم رابپذیرید.
افغانستان چیست که رای اوباشد.مردمی که افتخارش انفلاق است وانفجاروبرادرکشی وپنج ده جنگ.بارای مثبت ومنفی وممتنع افغانستان نه کدام کنج دنیاابادمیشودونه هم کج.هیچ تشویش واندیشه به خودراه ندهید.درسواحل زیبای بحردراروپا به اعصاب ارام بابرادرزاده ها وخانم صاحبه چکربزنید،بعدازین اهسته اهسته بخیرهواگرم میشود.
اسدپاداش

>>>   تصمیم فایق عاقلانه است.بخاطریکه فردااوراباخانم واولادهایش ازامریکااخراج نکنندبایدمطابق میل امریکارای میداد.کاملا درست.
بشیربشارت

>>>   ""این‌جا رای افغانستان که بی‌طرفی را رعایت نکرده به چه معنا است؟""= به معنای این است که نماینده افغانستان منافع کشور را فدای منافع شخصی خود در خود شیرینی برای غربی ها کرده است تا از عواید دنیوی ان بهره مند شود

>>>   بی طرفی از دیگران و وابستگی به امریکاو پاکستان این است شعار طالب که در اصل مزدور امریکاست.

>>>   آقای ملک ستیز! عدم انسلاک به معنی ی سکوت و بی تفاوتی در برابر تجاوز عریان نظامی و قتل غیرنظامیان نیست. عدم انسلاک (فعال) شیوه ای است که در حقیقت از اندیشه ی مقاومت مدنی ی مهاتما گاندهی ریشه گرفته است. این اندیشه بر اصول اخلاقی ی بشری در سطح جهان استوار است و خشونت را به هر شکلی و به هر بهانه ای که باشد محکوم می کند. آقای فایق، با محکوم کردن تجاوز نظامی ی روسیه بر اوکراین، در حقیقت امر، از اصل اخلاق بشری دفاع کرده است. انسان منحیث یگانه موجود اخلاقی ی عالم هستی، بدون شک، وظیفه دارد تا از این ممیزه ی خاص و علامه ی فارقه ی خود با سایر حیوانات، دفاع نماید و آن را در محاسبات غیرسیاسی و سیاسی ی خود در نظر بگیرد. آقای فایق مؤفق شده است تا از طریق صدور رأی مثبت به قظعنامه ی جهانی، از چهارچوب های تنگ منافع سیاسی/دیپلوماتیک قدمی فرا بگذارد و از اصل جهانشمول اخلاق بشری دفاع نماید. آقای فایق، مؤفق باشید.
داود یار

>>>   نورالله وليزاده
حمله روسیه به اوکراین ناکارآمدی سازوکارهای جهانی برای حفظ صلح و جلوگیری از جنگ را آشکارتر کرد. سازمان ملل دیگر ارزش و اهمیتی ندارد. باید یک سازمان جدید جهانی با سازوکارهای جدید و متفاوت شکل گیرد. این سازمان بیشتر به نفع امریکا و اروپا جهت‌گیری کرده و برای همین است که کشورهای قدرتمند دیگری نظیر روسیه خود را در چارچوب این سازمان نمی‌بیند و به اقداماتی متوصل می‌شود که می‌توان آن را اعتراض در برابر نظم جهانی گروگان گرفته شده از سوی غرب عنوان داد.
در واقع هر چند روسیه با حمله به اوکراین در هیآت یک عنصر زورگوی، قانون‌شکن و جنگجو ظاهر شده اما در اصل این امریکا و متحدین امریکا هستند که با تلاش در جهت کنترول نظم جهانی به نفع خویش، اسباب عصیان و نافرمانی کشورهایی نظیر روسیه را فراهم می‌کنند.
شاید تفاوت امریکا و روسیه در این است که امریکا در حمله به یک کشور مورد نظر، بهانه‌ای برای خود درست کرده و به اصطلاح تصمیم خود را به تصویب نهادهای بین‌المللی می‌رساند اما روسیه مستقیم حمله می‌کند و دنبال مصوبه نهادهای بین‌المللی نیست.
در واقع امریکا تجاوز خود را پوشش قانونی میدهد و پیش از حمله به یک کشور مقدمات حمله را خود درست می‌کند. مثلن وقتی به افغانستان حمله می‌کند، ابتدا یک گروهی بنام تالبان می‌سازد که کاملا در کنترول استخبارات امریکا است. این گروه کارهایی انجام می‌دهد که برای امریکا بهانه حمله را درست کند. این گروه به نقض گسترده حقوق‌بشر می‌پردازد، فعالیت‌های تروریستی انجام می‌دهد و علیه منافع کشورها عمل می‌کند. وقتی گروه دست‌ساخت امریکا این کارها را انجام داد، امریکا برای اسقاط گروه حاکم حمله می‌کند. سازمان ملل نیز زیر امر حمله امضا می‌کند. به این ترتیب امریکا نه تنها در حمله به افغانستان ناقض قوانین بین‌المللی و یک عضو نافرمان جامعه ملل نیست بلکه در هیآت یک نیرویی ظاهر می‌شود که مجری قوانین بین‌المللی است.

>>>   تا وقتی که ما از تاریخ و فرهنگ یک کشور از گذشتهٔ آن آگاهی درست نداشته باشیم، قضاوت ما در مورد حوادث و رخ‌دادهای امروز آن کشور ناقص و نادرست است.
بنابرین در عدم آگاهی از تاریخ و فرهنگ مشترک روسیه و اوکرایین داوری‌های یک جانبه ناقص و نادرست هستند.
برخی‌ از هموطنان ما متأسفانه در داوری‌های شان بسیار احساساتی و سلیقوی به رویدادهای خونبار اوکرایین نگاه می‌کنند. بهتر است قبل از قضاوتِ بی‌مطالعه و غیرآگاهانه، تاریخ مشترک این دو کشور را بیاموزند و رقابت غرب و روسیه را بر سر شبه جزیرهٔ کریمیه حد اقل در جریان سه قرن اخیر به کنکاش و مطالعه بگیرند، در خصوص مشترکات روس‌ها و اوکرایینی‌ها که در واقع یک خلق واحد گفته می‌شوند مطالعه نموده و بعد داوری نمایند.
در این جنگ از هیچ جناحی قهرمان تراشی نکنند.
دردمندانه قدرت‌های بزرگ پیوسته بگذشته با سرنوشت مردمان جهان بازی می‌کنند و ثبات و آرامی باشنده‌گان این کرهٔ سبز را در راه عملی نمودن اهداف توسعه طلبانهٔ شان با زورگویی به چالش کشیده اند.
ض، بهاری

>>>   بلاخره پوتین در تله غرب گیر افتاد!
بعد از شکست اتحاد جماهیر شوروی (بلوک شرق) روسیه کنونی طی 30 سال در خود فرو رفت و در سالیان اول شکست کاملا درمانده و زمین گیر شده بود، با بروی قدرت آمدن پوتین این کشور پهناور یکبار دیگر در مسیر رشد و ترقی سوق داده شد.
پوتین_ توانست وزنه سیاسی خویش را آنقدر افزایش دهد که رئیس جمهوران کشور ها مشتاق ملاقات و مصافحه با وی را بخود افتخار بدانند.
پوتین_ توانست اقتصاد روسیه را از حالت رکود به پویایی قابل ملاحظه برساند نفت،گاز،اسلحه...کشورش را با قیم مناسب در بهترین بازار های غرب و آسیاه... بفروش برساند.
پوتین_ توانست قدرت نظامی روسیه را معادل به توان نظامی تمام کشور های عضو اروپا و ناتو همسان کند.
غرب و آمریکا از این همه پیشرفت ها نهایت هراسان و نگران بود، در این طرف افکار پوتین را غرور کاذب و خود بزرگ بینی احاطه کرده و نامبرده در صدد احیائ بلاک شرق شد وی با آنکه در اوایل احتماِلآ قصد حمله بر اوکراین را نداشت صرف میخواست با تبلیغات و تمرینات نظامی اوکراین را تحت تاثیر قرار دهد لیکن غرب و آمریکا که منتظر همچون یک فرصت بودند با وعده های دروغین به اوکراین(زلنسکی) و اعلامیه های تحریک آمیز علیه روسیه، این دو کشور را به جنگ وا داشت، بباور من دامنه ی این جنگ به کشور های مجاور چون:فلند، لتوانیا، لهستان، استونی... حتی جاپان گسترش یافته و آهسته آهسته تقاضای عضویت در ناتو نیز از طرف کشور های منطقه افزایش می یابد که این خود چالش تازه را برای روسیه ایجاد میکند. به این ترتیب روسیه در گدال بد بختی و یک جنگ نا محاسبه شد فرو خواهد رفت، غرب و آمریکا با افروختن این جنگ نتایج آتی را توقع دارند: 1_ معرفی پوتین برای جهانیان منحیث یک رهبر جنگ طلب و ویرانگر. 2_ متلاشی سازی اقتصاد رو به رشد روسیه و محتاج نمودن مجدد این کشور به غرب3_ ضعیف جلوه دادن قدرت نظامی روسیه، چنانچه تا الحال این ضعف در مقابل نیرو های اوکراینی مشهود است...
با نظر داشت موارد فوق پوتین در یک دام پلانیزه غرب کاملآ گیر مانده و راه برگشت نهایت دشوار است.
نگارنده: نجیب الله نجیب . ۱۳ حوت ۱۴۰چ

>>>   امریکا اردوی افغانستان را پاشاند تا از آن برای دفاع از منافع امریکا یک اردوی امریکایی بسازد. ساخت این اردو را در امریکا بزودی شروع میکنند. طالب مزدور اصلی امریکاست.

>>>   زلنسکی اگر سیاست‌مدار و ره‌بر سیاسی خوب و خردمند می‌بود، مسبب ویرانی و بربادی کشور و کشتار مردم‌‌اش نمی‌شد. او می‌توانست با تدبیر سیاسی خوب و سنجیده‌شده با روسیه و پوتین جور بیاید و ابزار دست منافع کشورهای غربی و آمریکا نشود. او می‌توانست کشور و مردم‌اش را نجات دهد و منتظر یک فرصت مناسب و عملی برای پیوستن در این اتحادیه باشد. انصراف وی از شمولیت در این اتحادیه می‌توانست اوکراین را از این پرت‌گاه و این مقتل کنونی نجات دهد.
آیا بهای شمولیت خیالی و احتمالی اوکراین در اتحادیه‌ی اروپا به این اندازه گزاف بود و می‌ارزید؟
هم‌میهنان ما، که از وی در رسانه‌های اجتماعی، به ویژه فیسبوک یک قهرمان ساخته اند، آیا در اشتباه نی‌ستند؟
من گمان می‌کنم که هم‌میهنان ما از بابت نداشتن اشخاص ملی و سیاسی آرمانی، سخت در بند عقده‌ی حقارت و محرومیت استند و این حسرت سبب می‌شود که گاه مرسی و اردوغان را قهرمان بتراشند و گاه سلیمانی و زلنسکی را.
ره‌بر و سرور سیاسی موفق و خردمند کسی است که از میانه‌ی بحران پیروزمندانه بگذرد و در چنین شرایطی تصمیم درست و منطقی بگیرد. او با نابخردی‌ سیاسی‌اش اوکراین را ویران کرد؛ همه زیربناهای آن کشور را نابود کرد و سرزمین‌اش را ده‌ها سال از کاروان تمدن و پیش‌رفت عقب برد.
باور بامیک

>>>   پوتین روسیه را زیر گیوتین غرب برد.. یک بار دیگر تابت شد که کشورهایی که رهبران هر چند باهوش دارند ولی اگر دیکتاتوری باشند همیشه بیم افتادن آنها در تله اشتباهات استراتژیک هست... اشتباه دیگر پوتین شرط گذاشتن برای تایید قرارداد قدرت های هسته ای با ایران هست چون با این کار تهران گشت این شرط گنهان سده و خود را مشتاق قراردادی نشان می دهد که این روسیه هست که با غرب به توافق نرسیده و به غنی سازی تا سطح بالا و انباشت اورانیوم غنی شده ادامه می دهد و در این وضعیت آشفته جهانی شاید هم به تولید بمب هسته ای دست بزند و به شکل رسمی به یک قدرت اتمی تبدیل شود و آنگاه با توافق با غرب در بلوک آنها قرار بگیرد و روسیه این جا هم با این اشتباه محاسباتی شریک منطقوی خود را از دست بدهد... مشخص می شود

>>>   نگاه طالبان به سمت آمریکا هست تا جایی که فردی در مصاحبه گفته بود وقتی آمریکا سفارتش را در کابل باز کند چند ساعت بعد تمام اروپا باز خواهد کرد و بلافاصله این فرد به وزرت امور خارجه برگزیده شد.

>>>   طالبان در هر فرصتی سیگنال می فرستد که میخواهد به باشگاه غرب ملحق شود و میخواهد آمریکا وی را ببیند و جدی بگیرد. طالبان میخواهد شریکی مطمئن برای اجرای سیاست‌های واشنگتنی باشد. آمریکا تاکنون به درخواست‌های مکرر طالبان برای تبدیل شدن به سعودی آسیای میانه پاسخ نداده‌اند شاید به دلیل تمامیت خواهی آمریکا. در واقع آمریکا درک نمی‌کند حاکمیت مطلقه خط قرمز طالبان است ولی ممکن است در آینده شرایطی ایجاد شود که طالبان و هژمونی دوش به دوش هم برای یک هدف مشترک تلاش کنند.


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است