فقط؛ افشا گری و روشنگری اذهان عموم
نتیجه تمام جنگهای کور و نیابتی بد بختی است؛ که فعلا دامن زن و مرد و کوچک و بزرگ افغانستان را گرفته و افغانستان عملا در سراشیبی سقوط و تجزیه قرار گرفته است 
تاریخ انتشار:   ۱۹:۱۸    ۱۴۰۱/۴/۱ کد خبر: 170640 منبع: پرینت

در اوایل جهاد افغانستان خیلی مقدس بود، مردم مسلمان افغانستان علیه خارجی ها خود جوش با وجود نداشتن سلاح مدرن و پیشرفته بخاطر وطن خود جنگ را آغاز کردند و قربانی دادند و هیچ کس نمیتواند از قدسیت روز های اول جهاد انکار کند.
اما با گذشت زمان بعد از اینکه تنظیم های هفت گانه و هشت گانه بوجود آمد و زمانیکه کشور های خارجی فهمیدند که در افغانستان بازی های سیاسی در جریان است مداخلات خود را آغاز کردند، بعد از آن جهاد از مسیر حقیقی حقوق خود منحرف گردید، روی این اصل باور دارم که جنگ بجز از روز های اول در افغانستان هیچ وقت جهاد نبوده و حالا هم نیست.

اوضاع فعلی و چهل و پنچ سال گذشته تاریک و سیاه افغانستان نتیجه جنگ سرد بین دو اردوگاه شرق و غرب بوده است.
افغانستان از نظر سوق الجیشی و ژیوپلیتیک کلید قاره آسیا است.
هردو اردوگاه علاقمند حضور در افغانستان بودند و هستند تا بتوانند هم دیگر را کنترل و رصد سیاسی و نظامی و اقتصادی نمایند.
اردوگاه شرق به رهبری اتحاد جماهر شوروی بعد از کودتا هفت ثور ۱۳۵۷ و تله گذاری اردوگاه غرب به رهبری آمریکا در افغانستان وارد رقابت های منطقه ای گردیدند.
جنگ نیابتی هر دو ابر قدرت زمان توسط مردم گرسنه و بیکار و کم سواد افغانستان به رویارویی نظامی کشیده شد.
اردوگاه غرب به نیابت از خود پول و اسلحه و موشک های استنگر را در اختیار نیابان و طرفداران خود قرار داد.
اردوگاه شرق هم ناچار گردید که در تاریخ ۱۳۵۸/۶/۱۰ به فرماندهی جنرال روسیه شوروی بنام بورس گرینوف فرمانده زبر دست جنرال ارتش سرخ به کمک نیابان و طرفداران خود؛ وارد افغانستان گردد.
اردوگاه غرب، شوروی ها را در تله انداخته بود و از این زیرکی خود، به خود می بالیدند.
اردوگاه غرب نام این جنگ را جهاد نامیدند تا از مقدسات و ایین پاک و منزه و پاک و اعتقادات مردم افغانستان بهره وری سیاسی، نظامی، اقتصادی و منطقه ای برخوردار گردند.

غریو جهاد بلند گردید و نعره تکبیر آلت دست اجنبیان شد.
اردوگاه غرب با پول ناچیزی مردم افغانستان را گروگان گرفتند.
شوروی ها متوجه شدند که در تله آمریکایی ها دست و پا میزنند، فورا در تاریخ ۱۳۶۷/۱۱/۲۶ بعد از ۹ سال و پنجاه روز لشکر کشی و اشغال افغانستان از مرز حیرتان خارج گردیدند.
این موقع میخاییل گورباچف رییس جمهور وقت روسیه شوروی با شعار (کلازنوس وپروستریکا) تساهل و تسامح؛ از رژیم استبدادی پا به مردم سالاری نوع روسی نهاده بود و ۱۷ جمهوریت اتحاد جماهیر شوروی استقلال نسبی خودرا اعاده نمودند.
افغانستان مثل پهلوان پیروزی که حریف او در زیر لگد هایش مرده باشد در ویرانه های افغانستان ایستاده بود.

آمریکایی ها انتقام خودرا از شوروی ها گرفته بودند.
اردوگاه غرب شعار دهکده جهانی را سرودند و روسیه در جلد خود خزیده بود.
تتمه جهادی ها بنام القاعده به رهبری بن لادن عربستانی در افغانستان لانه گزیدند فرزند بن لادن از قندهار زن گرفت و برای سازندگان خود (اردوگاه غرب) خط و نشان می کشیدند و خواهان خلافت اسلامی گردیدند آخرین بازی سرمستانه آن ها کوبیدن طیاره های مسافربری آمریکا به برج ها موسوم به دوقلو های تجاری و پنتاگون بود.
آمریکایی ها و اردوگاه غرب برای قلع وقمع وکنترل حامیان خود را سراسیمه به افغانستان لشکر کشی نمودند. روسیه شوروی به پوست خود نمی گنجید چرا که حریف با پای خود به میدان تله گذاری شده آمده بود.

بیست سال اشغال و لشکر کشی ناتو و ۲۸ کشور اروپایی به سردمداری ایالات متحده آمریکا طول کشید.
روس ها هر نیرنگی در چنته داشتند به خرج دادند.
چیچینی هارا؛ نفوذی داخل بنیاد گرایان القاعده نمودند.
از ترکستانی های متعصب و تاجیک ها؛ ایغور ها چین (متحد منطقه ای استراتژیک) خود حد اکثر استفاده را، نمودند.
آمریکا و متحدین وی با یک تریلیون دالر مصرف و ۲۰۰۰ کشته و مجروح و روانی و لنگ و لواش سر شکسته و شبانه بعد از (مخارج هنگفت و کشتار سربازان) خود شبانه آخرین جنرال آنها وارد طیاره آمریکا گردید و خاک افغانستان را مثل شوروی ها در سال ۱۴۰۰ هجری شمسی با سر افکندگی ترک نمودند.
آنها در حضور خبرنگاران سر خود را پایین انداختند و گریه نمودند و از اوضاع پیچیده افغانستان به ستوه آمده بودند.

در افغانستان هیچ زمانی جنگ آزادی بخش و میهنی نبوده چرا که خروجی آن جنگ های خانه به خانه قبیله با قبیله، قوم با قوم، سمت با سمت، زبان با زبان مذهب با مذهب، چهار کلاه با چهار کلاه، مافیا با مافیا، تیکه دار با تیکه دار، قاچاقبر با قاچاچاقبر، جنگ نایب با نایب، جنگ قرائت با قرائت، جنگ خلافت با امارت، است.
همه اینها را بنام جهاد وبه پای جهاد انداختند.
از کلمات مقدس و نعره تکبیر استفاده ابزاری نمودند.
جهاد از نظر لغوی جهد و تلاش و کوشش و سعی را گویند که بنام جهاد اکبر و جهاد اصغر یاد میشوند که در راس آن جهاد با نفس اماره را جهاد اکبر گویند.
جهاد اکبر و اصغر را مجاهدان که با نفس اماره خود ستیزه نموده اند و افراد شایسته، فرهیخته و دانشمند و خرد ورز و با بصیرت شده اند، انجام میدهند نه، جاهلان؛ خروجی جهاد؛ ترقی و تعالی و پیشرفت و توسعه انسانی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی است.
آیا مردم افغانستان به این امر دست یافته اند؟
هرگز!

مردم افغانستان پنجاه سال به عقب برگشتند.
مردم افغانستان زمان پادشاهی محمد ظاهر شاه را میخواهند.
زمان جمهوریت سردار محمد داود خان را بهترین نوع حکومت داری بعد از دهه دمکراسی میدانند و خواهان آن نوع حکومت و نظام هستند.
نتیجه تمام جنگهای کور و نیابتی بد بختی است؛ که فعلا دامن زن و مرد و کوچک و بزرگ افغانستان را گرفته و افغانستان عملا در سراشیبی سقوط و تجزیه قرار گرفته است.
راه بیرون رفت آن:
فقط؛ افشا گری و روشنگری اذهان عموم مردم است.

احمد سعیدی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
احزاب هفتگانه
احزاب هشتگانه
نظرات بینندگان:

>>>   هم وطن این را خوب میدا نید که عرب ها شراب
خوار شرور آمریکاه شیطان مردم افغانستان را
مخصوصآ پشتون ها چه یاد داد آدم کشتن نژاد پرستی
این قوم جهل حسود را فقط خراب کاری یاد دادن

>>>   از برای مردم حرف گفته نمی توانی ما همی امارت اسلامی را خوش داریم

>>>   آقای سعیدی
اگر قرار باشد یک هموطن را از کوه های بدخشان و یکی را از کوه های پکتیا و یکی را از نورستان و یکی را هم از غور و یکی را از دایزنگی بردارند و ببرند در نیویارک رها کنند حال شان چه خواهد شد؟
مردم افغانستان باید گذاشته شوند که رشد طبیعی خود را تکمیل کنند و به بلوغ سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و عقیدتی و امثالهم برسند با فشار و عجله نه کمونیست خوب میشوند و نه مسلمان خوب و نه لبرال خوب و نه غربی خوب و نه شرقی خوب.
مثالش همین تلاش ۲۰ ساله برای رشد زنان افغانستان است که در رسانه ها به سویه اروپا و امریکا دیده میشدند و با یک باد و طوفان جهالت طالبی همه از کشور خارج شدند و فقط چند دختر بچه نترس و شجاع مانده که در خیابان ها صدا بلند میکنند و هیولا های طالب هم نمیدانند که با این ها چه کنند ، چون بار اول است که اینگونه زن ها را در خیابان میبینند.
به هر حال جریان تکامل طبیعی یک جامعه اگر با موانع برنخورد حد اقل صد سال را در بر میگیرد و نمونه اش همین شهر کابل است که از زمان امان الله خان تا حال اگر طبیعی رشد میکرد وضع بهتر از حالا میبود.
و حالا
حد اقل ۵۰ سال کار است تا طالب های موجود به مرز تمدن پا گذارند و پنجاه سال دیگر تا حد اقل به اندازه مردمان شهری دیروز کابل رشد فکری پیدا کنند و این مقدار زمان برای چپاولگران جهانی فرصت کافی است تا هست و بود ما را به یغما ببرند.
راه حل
ایستادگی و مقاومت تا پائین آوردن طالب از خر جهالت و حماقت.

>>>   افغانستان از نظر سوق الجیشی و ژیوپلیتیک کلید قاره آسیا است./// خطا همینجاست. بود و نبود افغانستان در جهان کدام اهمیتی ندارد. امریکا افغانستان را 20 سال اشغال کرد نه بخاطر ای که افغانستان خودش کدام اهمیت ژیوپلیتیک!!! دارد. نی. افغانستان را منحیث یک پایگاه می خواست برای فشار بالای 3 قدرت مهم و تعیین کننده قرن 21 یعنی 1_چین 2_روسیه 3_ایران.اگر افغانستان نباشد آب از آب هم تکان نخواهد خورد و کسی متوجه غیبت افغانستان نمی شود چی رسد به ای که "افغانستان از نظر سوق الجیشی و ژیوپلیتیک کلید قاره آسیا" باشد!!! افغانستان قدرت صنعتی مهمی است؟! افغانستان قدرت علمی مهمی است؟! افغانستان قدرت ایدئولوژیک و الهام بخش مهمی است و مردم منطقه و جهان منتظر نشرات از افغانستان استند؟! افغانستان انرژی و نفت و گاز جهان نقش دارد؟!.... [[افغانستان هیچستان است. هیچ در هیچ با مردمی متوهم]]. بخاطر همی است که افغانستان خانوم هر چند سال با یک قدرت شوهر می کند. چند صباحی به انگلیس شوهرش می دهند. چند صباحی به شوروی شوهر می کند. بعد برای 20 سال امریکا شوهر افغانستان می شود. حالا پاکستان شوهر افغانستان شده و شاید شوهر بعدی افغانستان چینایی ها باشند. اینها تاریخ است و کسی منکر شده نمی تاند.از 150 سال قبل که انگلیس رذل تکه ای از خاک خراسان را از ایران جدا کرد (تا سدی جلوی روسیه تزاری بسازد و از رسیدن روسیه به هندوستان جلوگیر شود) تا امروز "افغانستان خانوم باربار دست بدست شده" و 7 دست گشته. [[اولین شرط نجات خودشناسی است]].مریض موقعی عقب تداوی به شفاخانه می رود که بفهمد مریض است.ادعای شاخداری همچون "افغانستان از نظر سوق الجیشی و ژیوپلیتیک کلید قاره آسیا است" کدام معضله از این ملت بدبخت فقیر بیسواد 700 سال عقب مانده (سفیر انگلیس گفت) را حل می کند؟ اصلا بگو افغانستان اول قدرت دنیاست!! (در زبان فارسی به ای قسم گنده گوزی می گویند "به طاق گوزیدن").خوب حالا با واقعیت چه کنم؟ واقعیت زلزله پکتیکا و بالای 1000 نفر تلفات آن است. کشوری فقیر و ویرانه با خانه های سست و گلی که با کمترین تکانی هزاران نفر قربانی می شوند. وافعیت از ادعاهای ما تبعیت نمی کند. واقعیت همین است که است. افغانستان نه اهمیت ژیوپلیتیک دارد و نه "کلید قاره آسیا!!!!!!" است (مرغ پخته در دیگ به خنده افتید).آدم حیران می شود از ای که در ذهن بعضی ها چه قسم افکار عجیب است. فقر و فلاکت و مصیبت مردم برای تکه ای نان را می بینند و افغانستان را کلید قاره آسیا می دانند!! بیادر جان از قدیم گفته اند : "با حلوا حلوا کردن دهن شیرین نمی شود".خلاص

>>>   فقط اتحاد تاجیک و هزاره می تواند مفید باشد

>>>   این جهاد هیچوقت مقدس نبود. جهاد در دهه های اخیر از طرف انگلیس و امریکا بر ضد شوروی سابق و بعد بر ضد چین و هند مطرح شد و اسلام سلفی، افراطی و ضد بشری را ترویج کردند و اذهان مسلمانان را برای کشتار، انتحار، ترور، وحشت و ویرانی فرهنگ و ثقافت و هنر آماده کردند. هدف انگلیس و امریکا جنگ با شوروی و چین بود که هنوز ادامه دارد. باید ریشه افراط، بنیادگرایی و جهاد خون و کشتار خشک شود و نابود شود.

>>>   سعیدی صاحب پس کی از ای کلید آسیا استفاده خواهد شد؟

>>>   زاده های آی اس آی نابود شدنی هستند این جاهلان نهسی و بد بختی و فقر آوردند تا این جاهلان آدم کش آمدند مردم به بلاهای طبیعی گر رفتار شدند این پا خشگ نهسن جاهل نهسی اینها مردم گرفتار کردن ....بر این زاده های آی اس آی

>>>   دستت درد نکنه اقای احمد سعیدی. افشاگری شرق و غرب که ۲ برادر به خود رحم نکن و فاسدن بهترین کار الان. سالم باشید

>>>   اگر افغانستان هیچ در هیچ است پس چرا این ابر قدرت های زمان می آیند و چندین سال میکشند و کشته میشوند و بعد فرار میکنند و آنگاه نوبت لاشخواران منطقه فرا میرسد تا لاشخوری کنند و این تکرار در تکرار است.

>>>   اقای سعیدی صاحب
سرمقاله مینویسید و انرا چاپ میکنید ولی توان و شهامت راست ورک گفتن را ندارید...اگاه سیاسی محقق سیاست مدار و کسی که غیر مستقیم یا مستقیم مدعی است که از علوم سیاسی چیزی بهره دارد باید واضح مسایل را طرح کند.اگر شما میخواهید افشا گری کنید و اذهان تاریک اندیشان را روشن سازید باید قلم تان را از نیام بکشید و بیرحمانه بر حوادثی که در ان خود شما متذکر شده اید و قربانیان اصلی ان مردم اند بتازید.
باید خدمت تان عرض کنم که افغانستان پنجاه نه بلکه قرنها در اثر جنگهای نیابتی و نصب طالب به عقب رفته است. معضلات فعلی دنباله سهل انگاری و کم بها دادن به خواستهای جامعه توسط خاندان حاکم بود.
افغانستان نه در زمان ظاهر و نه در زمان داود خان دهه دموکراسی بود. دموکراسی فقط برای افراد سرشناس و طبقات حاکم ولو تاجیک پشتون یا هزاره بود نه برای توده های ملیونی .در دوره محمد داود خان در عمل دموکراسی به طاق نسیان گذاشته بود...داود خانه در اثر یک لویه جرگه نمایشی خود را رییس جمهور جا زد.
جامعه ایکه نود و پنج فیصد ان الی ختم دوره ظاهر شاهی بیسواد بود چگونه میتواند از ازمونگاه های بزرگ و توطیه های جهانی بخصوص امریکا و غرب موفقانه سر برون اورد؟؟؟
چندی قبل در همین سایت یک جناب از کارکردهای محمد ظاهر خان یاد اوری کرده بود و خواهش کرده بود تا همه ممنون ظاهر خان باشند...شما خود تان بگویید که چگونه مردم افغانستان ممنون شخصی باشند که اکثریت مطلق روستا های کشور برق نداشت. کلینیک صحی نداشت. شما در تمام هزاره جات یک کلینیک صحی و یک مرکز صحی برای زنان و مادران نداشتید و ظاهر خان چهل و سه سال حکومت کرد.
خیر صرف میخواهم بگویم که شاه ما نسبت به شاه ایران دموکرات تر بود. به همین خاطر زنده یاد ببرک کارمل قرار اظهارات دکتور محمد حسن شرق به سردار محمد داود گفته بود که تغییر نظام و انتقال قدرت از یک دست بدست دگر از یک خاندان به سود افغانستان نیست. اما داود خان طبق معمول مرغش یک لنگ داشت. سوال دگر من از شما این است که چرا از دوره هشت ساله حکومت ببرک کارمل و چهار ساله نجیب الله یاد نمیکنید؟؟ چرا علل جنگ را صرف در وجود پلانهای غرب و امریکا و رقابت دو ابر قدرت در افغانستان خلاصه میکنید؟؟ منحیث اگاه سیاسی تغییرات بنیادی اقتصادی و اجتماعی که باید در زمان پرچمی ها تحقق مییافت و مثل دوره شاه امان الله خان سبوتاج گردید نمینویسید. چرا نمی نویسید که هم همسایگان ما و هم غرب و اسراییل از یک افغانستان دموکراتیک ازاد مترقی پیشرفته هراس داشتند.
انها همین حالا هراس دارند. به همین خاطر هم شرق هم غرب و هم همسایگان با طالب در فکر تعامل اند تا از طریق همین نظام قرون وسطایی جوانان ما بخصوص طبقه اناث در تاریکی زندگی کنند...و از سوی دگر تخم جنگهای زبانی و قومی را که کاشته اند بهره برداری بیشتر از ان به نفع شان کنند.
ایمل سینا

>>>   کدام کشور این منطقه از هند گرفته تا ایران و عراق و عرب و چین، بیوه دست چندم نیست که فغانستان باشد؟

>>>   برای همه وطنداران عالیقدرباریختن اشک های شادی عرض تبریک وتهنیت دارم.
برای اولین باریک افغان ماوشما(فیلسوف جبارخیل)جایزه احمق ترین انسان تاریخ بشریت راازان خودکرد.
این جایزه پرافتخاربرای او دریک مصاحبه بایک خبرنگارداخلی که دران زلزله شرق افغانستان وزیراوارجان دادن صدهاطفل معصوم راحکمت وتحفه خداوندی اعلام کردداده شده است.موفقیت های مزیدش راخواهانم.جایزه مشابه چندی قبل نصیب هموطن دیگرمابنام صدیق افغان شده بود.قبل ازانکه خوشی جایزه صدیق افغان فراموش شود،باحکمت خداوندی تحفه دیگری(جایزه جبارخیل) نصیب ماوشما شد.امیدوارم همچوتحایف دراینده نصیب دشمنان ماوشماگردد.
عاقل

>>>   هموطن عالیقدر!
یک خواهش کوچک دارم وان اینکه انهایی راکه به دعوت طالبان دوباره به وطن برگشته اندبایدمشکل شان رادرک کردونبایدانهاراتوهین کرد.زندگی درخارج برای اشخاص بی اهلیت وبی لیاقت وبدون شایستگی وتخصص دوزخ تیاراست.برگشت انها به وطن ازروی مجبوریت است بایدانهارادرک کنیم ونباید توهین شوند.
بشیربشارت

>>>   محترم سعیدی صاحب
در تاریخ کشور ما سه جنگ افغان و انگلیس از لحاظ وحدت و اتحاد مردم افغانستان اعم از تاجیک پشتون هزاره مجموع اقوام و قبایل قابل اهمیت و درخور ستایش است. اگر این جنگها را صبغه ای مذهبی دهیم میتوان گفت که این جنگ ها جهاد واقعی در برابر اجنبیان بود و بس.
شما یک دیپلومات با تجربه و اگاه از مسایل بین المللی و حقوق بین الدول استید.بیایید موضوع کمونیست و غیر کمونیست را یک طرف بگذاریم.افغانستان در زمان حاکمیت حزب د. خ. ا. دارای روابط گسترده سیاسی نظامی و اقتصادی با جهان بخصوص بلوک شرق و طور اخص با شوروی بود.سفر هیات بیست و چند نفری رهبران دولتی ج.د. ا. به اتحاد شوروی تحت ریاست نور محمد تره کی و عقد قرار داد های مختلف از جمله همکاری های نظامی بخشی از ثمرات دیدار هیات افغانی بود. گلیم جنگهای نیابتی علیه افغانستان در سال ۱۹۷۳ با تاسیس کمپهای تریننگ
در پشاور پاکستان هموار گردید یعنی قبل از قیام هفتم ثور ۱۳۵۷ و امدن قوتهای شوروی در افغانستان جنگ اعلان نا شده علیه افغانستان از خاک پاکستان در زمان محمد داود خان که هیچ سابقه ای چپگرایی نداشت و صرف بخاطر انکه موصوف طرفدار حل معضله پشتونستان به نفع پشتونها بود اغاز یافت. . محمد داود در زمان صدارت نیز بر علیه پاکستان اعلان سفربری عمومی و اماد گی وزارت دفاع برای جنگ با پاکستان داده بود که بعدا منجر به استعفای موصوف گردید . با فرار گلبدین حکمتیار و احمد شاه مسعود و برخی از اعضای برجسته حزب اسلامی به پاکستان بعد از ناکامی یک حمله مسلحانه از طرف انها در قرار گاه قوماندانی ولایت پروان در چاریکار و کشته شدن قوماندان قرار گاه کار کمپهای ایجاد شده برای مداخله در امور داخلی افغانستان رونق گرفت.
با پیروزی چپروها در کابل پاکستان عملا دست به تجهیز و ارسال همین گروپها زد و وضعیت امنیتی را در نقاط جنوبی و جنوب شرقی افغانستان و بعدا در مناطق غربی افغانستان وخیم ساخت.بنا جنگ افغانها بر علیه حکومت محمد داود و جمهوری دموکرتیک افغانستان نه در اغاز و نه در انجام جهاد بود فقط میتوان انرا فعالیتهای تخریبی و تروریستی نام گذاشت.
از انجاییکه جمهوری دموکراتیک افغانستان یک کشور شناخته شده از جانب جامعه ای بین المللی و سازمانهای معتبر جهان بود حق داشت تا با استفاده از مفاد قرارداد های نظامی فیمابین دو کشور یعنی افغانستان و شوروی برای دفع تجاوزات از خارج کمک بگیرد. و یقینا کشور کمک کننده جز شوروی دگر منبع نمیتوانست باشد.
پس نتیجه چنین است که جنگهای نیابتی علیه یک دولت حاکم از طرف مخالفین بخصوص امریکا و غرب رنگ مذهبی زده شد و زیر همین نام امریکاییان با استخدام افغانها اعم از تاجیک پشتون و پاکستانی دامنه جنگ را وسعت بخشید ند و چهل و سه کشور جهان به شمول اسراییل وارد جنگ علیه ج.د.ا. شدند.
وضعیت جنگ و علل جنگ در اوکراین و بازیگران و تمویل کنندگان این جنگ همان کشور هایی اند که چهل و سه سال قبل در افغانستان توطیه جنگ را چیدند . اغاز گر و توطیه چین جنگها در افغانستان امریکا و متحدینش بود و امروز هم همین کشور ها مسوول قتل اوکراینی ها و ویرانی اوکراین اند و امریکاییان میخواهند تا اخرین فرد اوکراینی با روسیه بجنگند ..امریکاییان در کلاه اوکراینی ها نیز به نحوه دگر کلمه جهاد اکبر را پر زده اند و انها را بنام
مبارین راه ازادی گوشت دم توپهای روس میکنند و هم شبیه جنگ افغانستان
تروریست های غربی و امریکایی فلیپینی حتی اندو نیزیایی ها
را برای شرکت در جنگ بنام مبارزه در راه ازادی و دموکراسی امریکایی وارد صحنه ساخته اند ...
مردم افغانستان باید بدانند و اذهان شان روشن گردد که قربانی توطیه های غرب شده اند . پانزده سال بنام جهاد
رقصانده شدند بعدا بیست سال اخیر جوانان ما را با طالب درگیر ساختند جنگهای زبانی و قومی را توسط افراد گماشته شده ای شان در داخل کشور داغ ساختند.
بالاخره مجموع نفوس را با تمامیت ارضی کشور بدست طالب سپردند.
باید با درک و درس گرفتن از وقایع گذشته کشور بخصوص چهل سال قبل باید ما بجای ملیت ستیزی قوم ستیزی با هم متحد گردیم و نگذاریم طالب بر ما سیاست قرون وسطایی را تطبیق کند. برادران پشتون ما در این بخش رسالت بزرگ در پیشرو دارند و باید علیه طالبا ن موضعگیری مشخص و سازنده داشته باشند ورنه نسل ها بار گران عقب ماند گی و جهالت را همه بر دوش خواهیم کشید.
حنظله

>>>   برادر لاشخور که شما پشتونها هستید
ولی کسیکه شکست خورد خود مردم افغانستان بودند

>>>   تاجک ازره اوغو ازبک ترک تاتار بلوچ نورستانی پشه ای جوگی و کوچی همه برار اند .
پرورده و روییده یک چمن و یک کرد و یک دشت و یک جنگل و یک شاخسار اند .
تبعیض زیانی برای شان حرام و مردار و پلید و چتل و چرک و مکروه و گنده است .
چون ایشان بلبلان نغمه خوان این بوستان به صدای دلنشین و متنوع صد هزار اند .
لینا جویبار

>>>   نظر دهنده‌ی چهارم خیلی باحالی!!!!!!!

>>>   ز عاقل عاقبت حرفی بخواندم عقلمندانه
بنازم خاک لغمان را که پروردست دیوانه

>>>   به نظر دهنده چهارم این که نوشتی نهایت ارزو و تلاش شما اجنبی هاست برای ادم کور شیشه و الماس فرقی ندارد چشماهایت را بشور کل جهان برای هیچ میلیون ها دلار هزینه نمیکنند حسود


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است