پیامد های سقوط؟
مشکل طالبان در عمل گرایی و کارکرد شان نیست چون در کارکرد جدی، صادق و شفاف اند بلکه در طرز فکر و اندیشهٔ شان نسبت به جامعه و سیاست است که در دنیای امروز ناگزیر به تغییر و تعدیل آن هستند 
تاریخ انتشار:   ۰۹:۲۹    ۱۴۰۱/۵/۲۴ کد خبر: 171039 منبع: پرینت

یک سال از تصرف کابل توسط طالبان گذشت.
حوادث و اتفاق های این یک سال پسین با سایر سال ها در گذشته تفاوت بسیاری داشت.

اصلا حادثهٔ که باعث فروپاشی و سقوط یک نظام و ایجاد یک سیستم و ساختار تازه به جای آن می شود در هرجای دنیا قطع نظر از خوبی و زشتی آن در نگاه و نظر تحلیلگران و طرف های دخیل خالی از جذابیت نیست.
عدهٔ زیادی در افغانستان در ارتباط به یک سالگی سقوط جمهوریت می گویند که هیچگاه توقع نمی برده اند که چنین وضعی پیش بیاید که طالبان به دولت و حاکمیت در کل کشور دست یابند و سلطه حاصل کنند در حالیکه بنده فکر می کنم که سقوط و فروپاشی خیلی قابل پیش بینی بود به خصوص با فساد، انحصار گرایی و بی بند و باری هایی که در نظام جمهوریت وجود داشت.

به چند و چون عوامل داخلی و بیرونی سقوط بسیار پرداخته اند اما به تبعات و پیامدهای آن منصفانه پرداخته نشده است.
طوری که طالبان همه پیامد های سقوط جمهوریت را نیک و مبارک می پندارند و فراری های جمهوریت از رییس‌جمهور گرفته تا وکیل و وزیر و والی و متباقی خیل و ختک شان همه چیز را سیاه و تباه می بینند که به نظر بنده یک تحلیل وسط بین این دو نیز وجود دارد که می رود در هالهٔ ابهام و فراموشی بماند به طور مثال نگاه کنید اگر این سقوط پیش نمی آمد کار این کشور با یک تیم حاکم مفسد و مزدور به کجا می کشید؟
گذشته از آن سرنوشت و آیندهٔ افغانستان با ایلیت سیاسی (در سه قوای دولت) دزد، خاین و غرق در خویش خوری و تبار گرایی چگونه می شد؟

نفس جمع شدن گلیم این انارشی در افغانستان تحول مبارکی بود که جز با یک نیروی قهار نظیر طالبان امکان نداشت.
از این حیث اگر به پیامد ماجرای سقوط پرداخته شود، طالبان کارستان کرده اند.
اکنون در جمع آوری عواید دولت فساد دیروز وجود ندارد، خویش خوری کمتر به چشم می خورد و امنیت شغلی و سفر برای شهروندان چندین برابر خوب‌تر از قبل است. در یک چنین حالتی اگر طالبان توافق کنند زمینهٔ دولت سازی نیز به مراتب فراهم تر از گذشته است.

اما بعد دیگر مساله که پیامدهای منفی سقوط جمهوریت است را نیز نمی توان از نظر دور داشت که عمده ترین آن گسست روند رشد یک نسل با آینده است، چون در نگاه و نگرش طالبان آنچه به گذشته مربوط می شود همه محصول فرهنگ اشغال است و از اساس باید اسلامی شود. این طرز فکر باعث فرار مغز ها از کشور شده و جامعه را از حیث رشد فکری به تک منبعی و رکود مواجه کرده است.
از طرف دیگر هم، فکر سخت گیرانهٔ طالبان نسبت به زنان و اقلیت های قومی و مذهبی افغانستان را به سمت انزوای بین المللی پیش برده است.
مشکل عمدهٔ کار اما اینجااست که ایشان در پی تعدیل و تسامح در این طرز فکر خود نیستند.
منظورم اینکه مشکل طالبان در عمل گرایی و کارکرد شان نیست چون در کارکرد جدی، صادق و شفاف اند بلکه در طرز فکر و اندیشهٔ شان نسبت به جامعه و سیاست است که برای دولت داری در دنیای امروز ناگزیر به تغییر و تعدیل آن هستند.

پیامد منفی دیگر سقوط جمهوریت تک قومی و تک گروهی شدن حاکمیت در افغانستان است هرچند طالبان آن را حد اقل از نظر قومی رد می کنند.
خلاصهٔ کلام اینکه نمی توان همه تبعات مثبت و‌ منفی ریز و درشت این تحول بزرگ را در اینجا برشمرد اما می توان گفت که در نتیجه گیری نهایی به اینجا می رسیم که تا حل نهایی قضیهٔ کشورمان فاصلهٔ بسیاری در پیش است که بدون اجماع روی یک تفاهم ملی راه دیگری برای کوتاه کردن این فاصله وجود ندارد.
چون آنکه می جنگد می داند جنگ یک وسیله است نه راه حل و اینکه حکومت می کند می فهمد که فرق بین حکومت زور و حکومت مشروع وجود دارد.

برنا صالحی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
سقوط جمهوری
طالبان امروز
نظرات بینندگان:

>>>   مقصود حیدریان
خیلی غیر منصفانه نوشتید، کدام امنیت شغلی؟ به شمول برادرم آدم‌های زیادی را می‌شناسم که صرف دلیل قومیت و یا پنجشیری بودن، بدون طی مراحل قانونی از کار برکنار شده اند. در زمینه امنیت و مسائل دیگر هم اوضاع به همین منوال پیش میرود.

>>>   Rustam Ariaye
خیلی طرح‌ها و بدیل های مثبت وجود داشت برای کنار زدن حلقه فاشیزم نوکرزاده‌های تاریخ .... دزد، اگر من شما جرات میکردیم و فریب جیب‌خرچی و وعده‌های دروغين موقف موقتی نمی‌خوردیم حالا هم شما این‌چنین متن‌ها نمی‌نوشتی بخاطر زنده ماندن تان
هیچ چیزی تغییر نکرده جز دزد ها و .... نکتایی‌دار تبدیل شده به دزدهای و .... لنگی‌دار
(سگ برادر شغال است)

>>>   Mohammad Fawad Arash
اینکه امنیت شغلی از پیش بهتر شده است به یک جوک می ماند، لطف نموده درین خصوص یک بررسی مجدد انجام بدهید.

>>>   Mohammad Fawad Arash
Barna Salihi جناب صالحی! منظور من هم تنها ماموریت در ادرات دولتی نیست چون درین خصوص شما و تمام مردم افغانستان بهتر میدانند که یک فاجعه روان است، اما بس عمده این است که به صدها شرکت ورشکسته شده و کارمندانش بیکار گردیده اند، بیشتر از نیم مکاتب و دانشگاه های خصوصی در حالت ورشکستگی قرار دارند و اکثریت کارمندان آنها شغل خود را از دست داده اند، در ضمن سرمایه بشکل سرسام آور از افغانستان بیرون شده است و حتی در سه ماه اول سقوط حکومت تنها از هرات در حدود پنجاه میلیارد دالر از سکتور خصوصی به بیرون از کشور انتقال داده شده است، روزانه دها شرکت خورد و بزرگ تجارتی در حال بسته شدن هستند، از تاجران بزرگ و متوسط و حتی کوچک جزیه ستانده می شود و خلاصه یک بار به ارقام صادرات و واردات و در مجموع بیلانس تجارت در یک سال گذشته نظر بی اندازید انشاالله تا جایی به حقیقت پی خواهید برد.

>>>   Tawfiq Rahimi
جانب انصاف را در نظر بگیرید. شما تحلیل خود را کرده‌اید؛ اما واقعیت عینی داخل ساختار ط‌البان چیزی دیگری را می‌نمایاند. برخلاف ادعای شما، فساد در گمرکات و سایر گذرگاه‌های دیگر به‌اوجش است، خویشتن‌داری همانند سابق وجود دارد؛ چون این خویشتن‌داری کمی سیطره‌اش کوچک است، ممکن زیاد مورد توجه نیست. امنیت شغلی زیر صفر است. شما چه‌گونه در یک نظام تروریست‌محور و ستم‌گر ادعا می‌کنید که امنیت شغلی وجود دارد؟ این داده‌ها را از کجا آورده‌اید؟ عجیب است!
اگر لازم باشد، نمونه‌های بارز زیادی از فساد و خویشتن‌داری و دیگری پنداشتن اقوام دیگر نزد ما وجود دارد که می‌شود با اسناد بیاوریم.

>>>   سهیل سامانی
هیچ پشت اب رفته بیل نگیرید صالحی صاحب.
بازی جهانی به حدی بزرگ وپی چیده است که هنوز هم جریان دارد واز توان کشور های مثل افعانستان خیلی بزرگ است.

>>>   Mohammad Ekram Andishmand
همین امنیت شغلی و سفر برای شهروندان که چندین برابر خوب‌تر از قبل است را روشن کنید که چگونه چندین برابر بهتر شده است؟
پس این بیکاری و از دست رفتن شغل ۷۰۰ هزار نفر چیست و این مشکل بدست آوردن پاسپورت

>>>   Barna Salihi
Mohammad Ekram Andishmand در ارتباط به امنیت سفر که به شمول خودم همه آن هایی که در وطن هستندمی دانند که در هر ساعتی از روز شب که به هر مقصدی در داخل کشور عزم سفر داشته باشید مزاحمتی از ناحیهٔ دزد و راهگیر و رهزن وجود ندارد
اما در ارتباط امنیت شغلی هم در کسب و کار مردم نسبت به گذشته خطر زورگیری، اضافه ستانی وغیره چه از ناحیهٔ مامورین دولت و چه افراد غیر مسول کاهش بسیاری رونما شده است .

>>>   MA Mirwais Shujayee
راه حل حل سیاسی در صورت توافق مشور‌های منطقه تجزیه چند سویه است
و بس

>>>   Mohammad Ekram Andishmand
اقلیت؟
وقتی شهروند یک کشور یا گروهی از شهروندان یک کشور که حتی بیشتر از نیم نفوس آن کشور را تشکیل بدهند، اقلیت گفته شوند، برای آنها چه احساسی دست می دهد؟
چقدر به آنها توهین می شود و آنها را سرخورده می سازد که در وطن خود احساس وطن داشتن و مالک بودن را از آنها می گیرند.
در هیچ کشور دنیا شهر وندانش را اقلیت نمی گویند.
اما در افغانستان حتی روشنفکر و تحصیل بافته‌ای در سطح شما به شهروند و مالکان و صاحبان این وطن اقلیت می گویید. اقلیت تاجیک، اقلیت هزاره، اقلیت ازبیک، اقلیت ترکمن، اقلیت نورستانی، اقلیت بلوچ و ........
این اقلیت را غربی های لعین و داخلی های نژادپرست و فاشیست بصورت عمدی بکار می برند.
این، یک توهین، یک بی عدالتی و یک تحقیر است. لطفا از بکار بردن واژه ی اقلیت برای مردم افغانستان، برای شهروندان و اتباع این کشور اجتناب کنید.

>>>   Abid Bahram
فساد سیاسی همچون گذشته دوام دارد؛ آن زمان رفقای کروات، نکتایی پوش بود. حالا جمع عمامه پوش.
بی‌عدالتی، ظلم، تبعیض هنوزم آفتاب گونه است.
امنیت را اگر از محدوده امنیت فزیکی بیرون کنیم، اکثر شهروندان امنیت روانی ندارد.

>>>   محمد ادریس خراسانی
این زاویه دید شما زیر حاکمیت تالب ترورست است، اگر قرار باشد شما این نوشته را در فضای آزاد‌ و امنی بنویسید شاید چیزی دگر از آب در خواهد آمد، با این موافق هستم که دزدان و دار و دسته شان همه متواری و فراری شدن، و تیم ترورست حاکم شده که ذره‌ی خوبیت در مسلمانی و دستر خوان مردم ایجاد نشده فقط خواب شب و روز مردم به جز از برده ها و خودفروخته ها گریز از زیر سایه‌ی جهل و خونخواری است.

>>>   میلاد هاشمی
به نظرشما احترام دارم،من روزگاری ازجمله طلبه مدرسه مصعب ابن عمیربودم تازه کتاب نورالایضاح میخواندم جای رسیدیم که بحث درباب استنجاء بود،فقها به این نظر اند که نجاست استنجاء بانجاست پاک نمیشود،جمهوریت نجاست بود درمقعد این ملت وحالا اینها ….سرگین اند که نمیشود نجاست راب نجاست پاک کرد

>>>   Nazir Ahmad Sofizada
به گونه‌ی به سود طالب نوشته اید و غیر مستقیم طالب را مشروعیت داده اید
متاسفم
>>>   آیا کسی هست که هدف و زبان ما افغانیهای مدعی را بداند و بفهمد؟ طالبان را سرنگون و کشور را بدست مردم می دهند، آمریکا مقصر و مسئول می شود، توان تشکیل یک حاکمیت ملی و اداره کشور را نداریم بازهم آمریکا مسئول و مقصر است! و حالا دولتهای خود را به چالش و شکست کشانده و دوباره میدان را به طالبان داده و به حاکمیت رساندیم باز هم آمریکا مسئول و مقصر می شود!؟ طالبان دوباره به حکومت می رسد بازهم آمریکا و خارج مقصر می شود، ایمن الظواهری تروریست و دشمن درونی افغانستان را کیفر می دهند، باز آمریکا مقصر و مسئول می شود؟!!؟ همین تحریفات قلمهای مسموم و سایتهای مزدور پاکستان و ایران کشور ما را تخریب و ویران کرده است ولی هنوز هم آمریکا را مسئول و مقصر می کنیم. از ماست که بر ماست. راستی ما مردم افغانستان بدنبال چه آرزو و هدفی هستیم که هنوز هم از آن بی خبر و از استقرار آن عاجز هستیم؟ دورد بر افغانیهای مسئول و شریف و آزاده.
یکی ابلهی ریگ در کفش داشت
چو درمانده شد دست بر سر گذاشت
که نفرین بر آنکس که این کفش دوخت
که مغزم بکوبید و پایم بسوخت
بسی ناسزا گفت بر کفش دوز
سخن را نسنجیده از درد و سوز
ز جاییکه رنجیده باشد کسی
سخنها نسنجیده گوید بسی
کسی گفتش ای خسته از پای خویش
زمانی بیاسای در جای خویش
تو از ریگ کفش خود آزرده ای
به جای دگر ظن بد برده ای
ببین علت درد و رنجت کجاست؟
چو علت ندانی شکایت خطاست.

>>>   تحليلى كوتاه و به واقعبينانه بدون تعصب و چرندياد!!

>>>   Angelica Babak
چرا احمد مسعود و پدرام نمی توانند با هم کنار بیایند و با هم باشند اما با کثیف ترین چهره های مافیایی می پیوندند ؟
چرا مردم را از گیر آن معامله گران نجات نمی دهند تا اینکه باز زیر چتر سیاف کثیف می روند و وقت را تباه میکنند ؟
اگر این سیاست است پس خیانت کدام است ؟.
چرا اینها نمی دانند که مردم از آن چهره ها برابر به فاشیستان پشتون متنفر هستند .
آن شورا هیچ زمانی نه تاجیکی و نه مردمی می شود چون همه مزدوران وفا دار فاشیستان چون کرزی و غنی و خلیلزاد هستند . برای آنها همینکه پول بدهند بسیار آسان احمد مسعود و لطیف پدرام را فروخته پای دار می فرستند . روی همین هدف ان شورا از سوی پاکستان و امریکا و سران فاشیست پشتون ایجاد شده تا مقاومت مردم را که شکل گرفته از هم بپاشند و باز تاجیکان را با آن چند آلوده و فرو مایه آلوده جلوه بدهند و مردم از مقاومت و فدرال گفتن بیزار شوند .
تا دیر نشده متوجه گردند .
زمانی که چند بار توسط عبدالله عبدالله جنبش های مردمی و تاجیکانه را با فریب سرکوب کردند حالا مقاومت را هم توسط این شورا سرکوب خواهند کرد .
هیچ ضرورت نشست با این وطنفروشان نبود.

>>>   پیامد های سقوط خالی شدن مساجد به خصوص مساجد روستا ها از ملا امام و پرشدن ادارات دولتی از چلی وملا.
عاقبت کار ، هم دین از دست خواهد رفت و هم دنیا.

>>>   ظهور طالبان در عرصه ای حاکمیت سیاسی. افغانستان. امر تصادفی نبوده و نیست.پروژه طالب سازی چهل سال قبل توسط ای اس ای بدیلی برای مافیای تنظیمی رویدست گرفته شد ، هم پاکستانی ها و هم امریکاییان بخوبی میدانستند که رهبران جهادی اهل تسنن و اهل تشیع مشتی از دزدان ، قطاع الطریقان استند که. در دراز مدت نمیتوانند ، پلانهای. استرتیژیک امپریالیزم را در افغانستان و کشور های همجوار آن تحقق ببخشند . پاکستانی ها بر اساس تحلیل ها و فاکتهای تاریخی از آرشیف انگلیسها در زمان استعمار انگلیس به امریکاییان ، طالبان را که. اکثرا از ملیت پشتون و وابسته به قبایل. بوده اند معرفی نمودند ... دوازده سال. پاکستانی ها با پیش کش نمودن تنظیم‌ها به امریکا ، تجارت بزرگ مالی را با امریکاییان نمودند و مبالغ هنگفتی را نصیب خود کردند ولی زمانی فرا رسید که به جز گلبدین حکمتیار و سیاف باقی رهبران جهادی در هوای دگر بودند بخصوص بخش
تاجیک‌ها .
واقعه یازدهم سپتامبر و نقش تروریست‌های عربی چون بن لادن ، وضعیت را دگرگون نمود و شرایط جدید حاکمیت تحت نظارت چهل کشور جهان در افغانستان بوجود آمد با سرازیر شدن پولهای غربی ها و امریکاییان و حضور
قوتهای نظامی کشور های مختلف امپریالیست که هر یک شان پخپل سر بودند ، وضع ناهنجار اجتماعی ، اقتصادی و نظامی را در کشور بوجود آورد.
البته مدت بیست سال حاکمیت غربی ها در افغانستان زمینه را برای رشد سرمایداران دلال و عده ای بیش از همه وقت مساعد گردانید ، کار خانجات مختلف پا به عرصه ای وجود گذاشت ولی هیچیک مطابق معیار ها و ستاندرد
محیط کاری نبودند ، البته خوانندگان محترم میدانند که مقصد چه است...
بد تر از همه نقش دولت در رهبری اقتصاد کاملا تضعیف گردید ، همه کار دولت به ترحم بخش خصوصی گذاشته شدهزاران کارمند دولتی بنام جابجا ساختن کاد های جوان کار شان را بدون کدام پشتوانه ای اقتصادی از دست دادند و در بازار کار برای امرار حیات ، دست به کار های شاقه زدند .
امریکاییان ، در آغاز اعلام کردند که آنها در افغانستان برای ملت سازی پا نگذاشته اند ، آنها برای سرکوب تروریست‌ها آمده اند اما این نکته را افغان‌ها نه تنها درک نکردند بلکه ، عده ای از افراد سرشناس برای بقا و حفظ منافع شان در فکر تجزیه کشور و دامن زدن به اختلافات قومی ، زبانی و مذهبی زده و بیش ترین ضربه را بر آنهمه کار های خلاق اجتماعی که در راه ملیت سازی در زمان پرچمی ها در افغانستان صورت گرفته بود وارد گردید ، البته وقوع این همه حوادث تصادفی نه بلکه پلان شده بود.
سقوط جمهوریت قلابی با دموکراسی قلابی غربی -امریکایی هیچ تاسف را باعث نگردید، زیرا حکومات کرزی و غنی و شرکای دزد اندو ، افغانستان را برای توده های ملیونی کشور به گورستان. مبدل ساخته بود و شرایط کنونی طالبانی ، افغانستان را برای زمان طولانی به تخته خیز برای مقاصد امپریالیزم و شوونیزم منطقه پاکستان و ایران ، چین. مبدل ساخته است.
ما نه استقلال اقتصادی ، نه سیاسی داریم و نه طالبان برنامه ای برای. یک افغانستان. باسواد دارند، آنها در فکر تربیه ملا ، مولوی و تروریستان آینده استند.
حنظله

>>>   آقای حنظله: وقتی می گوئیم در کشور دموکراسی حاکم باشد و سرنوشت کشور به یک شخص و یا حزب و دین و مذهب داده نشود ، یعنی دوری و ممانعت از تکرار و دور تسلسل دیکتاتوری و خلیفه گری، تا بدینوسیله مردم افغانستان همانند اروپا و دیگر کشورهای آزاد و دموکراتیک بطریق انتخابات آزاد و منتخبین واقعی خود مسئول و صاحب و ناظر بر سرنوشت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی خود و کشورشان گردد و هر چوپانی نیامده مردم را سرکوب و غارت و استبداد و دیکتاتوری حاکم نکند و مردم کشور را بنام خدا و پیغمبر و ایدئولوژی و تک حزبی قتل و عام و منحرف و اسیر نکند و به هر جنگ و جهنم دره ایی نیاندازد. خوب البته کسانی که شامه و قدرت درک و فهم این ارزش و دست آوردهای مدرن حقوقی و سیاسی و اجتماعی را نداشته باشد، هرگز سیستم بستهً چپ و خلیفه گری و دیکتاتوری و چوپان و گله از ذهنشان زدوده نشده و نخواهد شد. موفق باشید.

>>>   آقای برنا صالحی
بهترین امنیت در قبرستان شهدای صالحین و پنجصد فامیلی است.
هیچ آزار و اذيتی وجود ندارد فقط یک مشکل وجود دارد که در آنجا همه مرده اند و زندگی نیست.
امنیت طالبانی چنین امنیتی است.
شکر خدا که هنوز صد فیصدی نشده در غیر آن برای رفتن به بستر هم باید یک کورس عقیدتی طالبانی را بگذرانی تا ملا های دیوبندی برایت بیاموزند که از کجا شروع کن و کجا ختم کن.
جناب عالی که حد اقل سواد و مطالعه و بینش سیاسی را دارید و در حاکمیت غنی هم سهمی در کیک قدرت داشتید ، آیا امنیت و آزادی را در امنیت راه ها میدانید یا روان ها.
وقتی قطاع طریقان و دزدان و آدم کشان و انتحاریون بیایند و حاکم شوند امنیت راه ها را کی باید برهم بزند؟؟
در شروع حکومت کرزی برای چند سالی همه جا امن و امان بود اما تا پیش از سپردن قدرت به طالبان شما دیدید که وضع چگونه بود و حال هم نیاز به زمان است تا قضاوت کنیم.
من نمیدانم که معیشت جناب عالی از کجا تامین میشود مگر میدانم که وقتی فردی هیچ راهی برای سیر کردن شکم خود و فرزندانش نیابد آنگاه بند دین و عقیده و ترس از حاکمیت و همه و همه را میدرد و دست به هر کاری میزند تا جان خود و فرزندانش را نجات دهد و این است وضعیت آینده افغانستان.

>>>   در مصاحبه غنی ذره ای عشق به وطن و نگرانی از مردم فلاکت زده افغانستان نبود..نگرانی نسبت به بسته شدن دروازه های مکاتب دختران نبود..برایش مهم نبود که این یک سال مردم چه خون دلی خوردند
نه راهکاری ارائه کرد
ونه حتا امیدی به مردم داد
نه عذرخواست
اما تاتوانست از خودش وسیاست هایش تعریف وتمجید کرد. تا توانست دروغ گفت وتا توانست خودش را نسبت به تمامی خیانتها بیگناه نشان داد.
حیف از عنوان رییس جمهور یک ملت که بر این انسان بی عاطفه و وطن فروش بگذارند.
در عجب استم که هنوز عده ای نادان این لوده را بابا عنی میخوانند


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است