حقیقتی که کاذب است
چرا با پناهنده ها برخورد های دوگانه و چند گانه صورت میگیرد؟ شاید موقعیت جغرافیایی ما و یا هم شاید ما افغان ها کمتر آدم باشیم نسبت به اوکراینی ها؟ 
تاریخ انتشار:   ۰۸:۵۶    ۱۴۰۱/۶/۵ کد خبر: 171142 منبع: پرینت

وقتی بخاطر انجام کاری و در گشودن گره مساله ای یکرنگی و درستی در کار نرفته باشد و یا در عمل و قضاوت ها برخورد های دوگانه و جانبدارانه صورت بگیرد, گفته معروفی است که میگویند:
روش و یا سیاست یک بام و دو هوا.
از سال ها بدینسو در ادارات مختلف مهاجرت و پناهندگی در هالند کار کرده و کار میکنم, در هیچ کجای دنیا و هیچ فردی از بشر و همچنان هیچ سازمان, گروه و دولتی نتوانسته و نمیتواند که در همه مسایل برخورد درست و کاملا واقعبینانه، عادلانه و بی غرض داشته باشد, لیک بصورت نسبی هر فردی و دولتی از هر گاهی بعضی معیار ها را در عملکرد هایشان در نظر میگیرند.

با آغاذ در گیری ها در اوکراین و سرازیر شدن میلیون ها اوکراینی در اروپا و هالند, معیار های دوگانه و برخورد های تبعیضی در قبال پناهندگان و مهاجرین از کشور های مختلف دنیا رادر سیاست های اروپایی ها کاملا بصورت مشهود و آفتابی میتوان دید, که همان گفته معروف سیاست یک بام و دو هوا را دارد که ذهنیت هر انسان و هر پناهنده را هر روز به آگاهی و بلاغت میرساند.

میخواهم چشم دید ها, کارکرد های خودم و برخورد های دوگانه و چند گانه اداره مهاجرت هالند و اروپا را و در کل سیاست کشور و دولت هالند را در قبال برخورد شان با یک پناهنده افغان و یک پناهنده اوکراینی را در مقایسه بگیرم و این تفاوت ها که از کجا تا به کجااست روشنی انداخته باشم.
جنگ در کل ویرانگری و بیداد گری است و عملی است غیرانسانی, در اثر جنگ ها خرابی, ویرانی, فقر, کشتار, بی خانمانی, بی وطنی, فرار و مهاجرت و هزار و یک درد و آلام دیگر انسان ها را تهدید میکند و چنان زمین گیرشان میکند که جز برای بدبختی و دربدری به چیز دیگری نیآندیشند.

در کشور ما افغانستان این 50 سال است که شعله های جنگ ویرانگر و خانمان سوز مشتعل است و همه این آلام که در بالا ذکر کردم, هر کدام من و شما ها که مربوط آنکشورفلک زده هستیم با همه این آلام و مصیبت هایش درد آشنا هستیم.
اول میخواهم بگویم اگر در کشور های ما امنیت و آرامی و رژیم های انسانی میبود و هر شهروند کشور ما با تحصیل, با زحمت و کار میتوانست لقمه نانی بدست بیآورد و امرار حیات بکند و امنیت و حریم خصوصی اش مورد تجاوز قرار نمی گرفت, فکر میکنم هیچکسی نمیخواست وطنش را ترک کند و تقدیرش را بدست نا کجا آباد مهاجرت و غربت نمیداد.

وقتی یک هموطن ما که در اثر همه این خشونت و بدبختی و بیچارگی های 50 سال اخیر دیگر نمیتواند در وطن بماند و کوچه و پسکوچه های زادگاهش برایش زندان میشود, خورجین غم و طیاق آواره گی را برمیدارد و راهی دشت و بیابان ها میشود تا به آبادانی یی برسد که گویا در امان بماند.
از جمله صدها و یا شاید هم هزار ها فردی که کشور را به مقصد ادامه حیات ترک میکنند شاید یک چند ده نفری از آنها بتوانند که از برزخ های مرگ عبور کنند و کوه و دشت و دریا ها را زیر و بر کنند و خود را در اروپا و یا دیگر کشور های پناهنده پذیر برسانند و تقاضای پناهندگی نمایند تا چند سبایی عمر شانرا طولانی بسازند.

کسانیکه افغانستان را بقصد اروپا و یا دیگر کشور ها بخاطر زنده ماندن و ادامه حیات ترک میکنند اکثرآ با پای پیاده و گاهی هم با موتر و کشتی و ریل از کشور های پاکستان, ایران, ترکیه, یونان, صربستان, سلوانیا, بوسنیا, اطریش و آلمان بگزرند تا به هالند برسند و این سفر اگر به منزل مقصود برسد شاید ماه ها و سالها طول بکشد و برای بعضی ها هم این سفر برای همیشه نا تمام میماند.
البته که اینجا من فقط از این کشور ها یاد آور شدم اینکه یک هموطن ما چه مدت زمان و در چه شرایطی و پرداخت چه مبلغ هنگفتی این همه درد و مشقت را متحل میشود حرف کاملن جداگانه است.

کسانی بودند و هستند که هرگز به مقصد نرسیدند و در این کشور ها که نام بردم یا زندانی شده اند, مورد لت و کوب و شکنجه مامورین پولیس قرار گرفته اند, در آبها غرق شده و جسد هایشان تا امروز پیدا نشده و یا هم مورد تجاوز و آزار های جنسی قاچاقبران قرار گرفته اند, عده ای از بی نانی و بی آبی و سرما و گرمای شدید جان باخته اند, گروهی هم از طرف دزد ها و بعضآ هم توسط پولیس ها غارت و دزدی شده اند و هزار و یک بیرحمی و درد و مصیبت دیگر را تجربه کرده اند تا اینکه گویا به ساحل امن اروپا قدم گزاشته اند.

یک پناهنده افغان بعد از داخل شدن در هالند باید تقاضای پناهندگی نماید و خودش را به پولیس معرفی کند, بعدش هم روانه کمپ های پناهندگی میشود و ماه ها و در بعضی حالات هم سال ها منتظر انترویو و یا مصاحبه میماند و بعد از انترویو هم باز هم چندین ماه و در حالاتی هم سالها منتظر جواب میماند.
اگر شخص مورد پذیزش قرار گرفت بعد پذیرش هم چندین ماه تا سال باید منتظر خانه بماند و این پروسه متفاوت است بعضی ها شاید دو سال و بعضی ها هم پنج سال و شش سال در کمپ ها بی سرنوشت باقی میمانند.
اگر حد وسط این را سه سال درنظر بگیریم که شخص مورد پذیزش قرار گرفته و خانه رفته باشد, بعدش سه سال زمان دارد که زبان هالندی باید بیآموزد و در صورت ختم این پروسه باید دنبال تحصیل کوتاه مدت و یا دراز مدت نظر به استعداد و سوابق تحصیل و کارش باشد که آنهم نظر به افراد متفاوت است تا شغلی بیآموزد و شامل کار شود.
اگر همه این پروسه پناهندگی تا خانه رفتن و زبان اموختن و اشتغال پیدا کردن را در کنار هم بگذاریم, میبینیم که یک پناهنده افغان حد اقل از 5 تا 10 سال وقت نیاز دارد تا در جامعه هالند ادغام شود و در حقیقت ده سال عمرش با این بدو بدو ها میگزرد و کار مثمری نمیتواند انجام دهد.

و حالا هم در مورد پناهنده های اوکراینی:
اوکراینی ها از روز اول ورود به هالند از تمام حقوق و امتیاز های شهروندی اروپایی و هالندی برخوردار اند و این شامل حق اقامت, حق تحصیل, حق کار, حق بیمه, حق دریافت پول ماهوار و بالاخره تمام امتیازاتی که یک هالندی دارد برخوردار است.
اگر امتیازات یک اوکراینی را با یک پناهنده افغان مقایسه بکنیم, یک افغان باید ده سال عمر جوانش را بدهد تا در سطح امتیازات یک پناهنده اوکراینی قرار گیرد و یا درست تر اگر بگویم یک افغان باید ده سال کمتر از یک اوکراینی زندگی کند.
من مخالف کمک و امتیاز دهی به اوکراینی ها نیستم, در شروع نوشته ام هم تذکر دادم که جنگ در هر کشوری و در هر سرزمینی که باشد جز بدبختی و فلاکت چیزی به ارمغان نمی آورد و جنگ و جنگ افروزان در هر کجای دنیا محکوم اند.

سوال من در این است که چرا با پناهنده ها برخورد های دوگانه و چند گانه صورت میگیرد؟
اگر در اوکراین چهار ماه شده که جنگ است در افغانستان از 50 سال بدینسو جنگ و بربادی با تمام شدت و هدتش ادامه دارد.
اگر در اوکراین یک کشور حمله کرده, در کشور من در این 50 سال تقریبآ نصف کشور های جهان بنوبت حمله کردند و سرزمین مرا به تاراج بردند.
ولی گاهی فکر میکنم شاید نگاه ها در دین و مذهب های مختلف ما باشد و یا هم رنگ پوست و جلد و زبان های ما؟؟؟
یا شاید هم موقعیت جغرافیایی ما و یا هم شاید ما افغان ها کمتر آدم باشیم نسبت به اوکراینی ها؟؟؟

حفیظ حازم


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
پناهنده افغان
هالند اوکراین
نظرات بینندگان:

>>>   من با افغانیهای پناهنده خارج در اروپا برخورد و صحبت کرده ام و اکثراً در دام و تلهً تعصبات دینی و مذهبی گرفتار و در جبهه و جرگهً اسلامگرایان متعصب مانده و هستند و با آن همه رنج مشقت هنوز هم علت دردو رنج عقبماندگی جامعهً خود را نمی دانند و نتوانسته اند خود را تغییر و اصلاح و با آزادی و دموکراسی و حقوق بشر و دست آوردهای غرب منطبق سازند ولذا قبل از اینکه دیگران را مسئول و مقصر کنیم اول انتقاد را از خود شروع کنیم، زیرا کسی که با خود رو راست نباشد و با خود و عقاید و اطرافیانش کنار نیاید، یقیناً نمی تواند خود را با دست آوردهای مدرن اروپا منطبق سازد و با اکرائن و غیره در یک ترازو بگذارد.
ز جاییکه رنجیده باشد کسی
سخنها نسنجیده گوید بسی
کسی گفتش ای خسته از پای خویش
زمانی بیاسای در جای خویش
تو از ریگ کفش خود ( طالبان و تعصبات دینی اسلامی) آزرده ای
به جای دگر ظن بد برده ای
ببین علت درد و رنجت کجاست؟
چو علت ندانی شکایت خطاست.

>>>   اگر جلوی رویمان نمیگویند که شما ها سفید پوست اروپا نیستند دلیل این نیست که به ان اعتقادی هم ندارند جواب شما اسان است اوکرایینی ها سفید و اروپایی اند افغان ها نه

>>>   آقای حازم
۵۰ سال است که جهان در گیر مسایل پناهندگان افغانستان است و شاید ۵۰ یا ۵۰۰ سال دیگر هم ادامه پیدا کند و این برای جهان از جمله هالند خسته کن شده چون تمام شدنی نیست.
جنگ در اوکراین شاید تا چند ماه دیگر خاتمه پیدا کند و بعد پروسه مهاجرت هم پایان پیدا میکند و پروسه برگشت دوباره آغاز میشود یا شاید هم اوکراین عضو اتحادیه اروپا شود و آنگاه مشکل حل میشود.
با آمدن افغان ها در اروپا و به خصوص هالند شما خود شاهد هستید که زیر نام مهاجر افغان یک تعداد زیاد پشتون های پاکستان و اکثریت هزاره های پاکستانی ساکن کویته در اکثر کشور های اروپایی و کانادا و استرالیا و سویدن پناهندگی گرفتند و در ضمن یک تعداد زیاد افراطی ها و تروریست های طالب و زیر مجموعه آن هم وارد اروپا شدند و درد سر هایی برای این کشور ها به وجود آوردند.
در نهایت باید عرض کنم که پروژه مهاجر پذیری کشور های غربی یک پروژه دیزاین شده است که در نهایت از این طریق کمبود نیروی کار برای فعلا" و آینده را مرفوع میکنند نمونه اش فراهم کردن زمینه ورود یک ملیون مهاجر به آلمان بود.
اما حالا این کشور ها به این نتیجه رسیده اند که اگر بتوانند این کمبود را از کشور های اروپای شرقی که هم پیوند و مشترکات فرهنگی و دینی و کلتوری با هم دارند و هم اکثرا" جوانان پر انرژی و دارای مهارت های مسلکی هستند مرفوع بسازند برای شان به صرفه تر است.
به هر حال از قدیم گفته اند که:
هرکس برای مطلب خود دلبری کند.

>>>   یادم هست در اوایل جوانی که پانزده سالم و بیادرم هفده سالش بود روزی با بیادرم ده بازار رفتیم و داخل مارکت کار داشتیم
بیادرم بایسکلش را میخواست دم در مارکت قفل کند که بچه سرایدار مانع شد گفت نگذار بایسکلت را
مه فکر میکنم دلیل مانع شدنش هم چیزی نبود جز قومیتمان که هزاره هستیم
اعتراض کدم و گفتم تو سرایداری یا شاروال
یک نفر رهگذر به ما نزدیک شد و از بچه سرایدار به زبان پشتو چیزهایی پرسید و اون بچه سرایدار هم به پشتو که ما نفهمیدیم چیزهایی گفت
فقط ده بین حرفهایش یک مذهب را فامیدم ناگهان اون مرد بزرگسال و تنومند و خشن با تمام قوا به من و برادرم که جثه نحیف و لاغر داشتیم حمله کرد و به پشتو چیزهایی میگفت
از اطراف دیدم که رهگذرها با شنیدن حرفهای اون مرد پشتو هم با بکس و لگد به مه و بیادرم حمله کردند
روی زمین افتاده بودیم و سیلی از جمعیت با لگد و مشت به جانمان افتاده بودند نمیدانم چیشد ولی صدای یک مرد آمد که میگفت بس است بس است
جمعیت متفرق شدند و ما بعد از ساعتی که گذشت با بایسکل پدرم که تاب خوده بود سوی خانه کشان کشان رفتیم
بعدها که ماجرای خانم فرخنده ملکزاده را که در کابل اتفاق افتاد فهمیدم که خدا به مه و بیادرم رحم کرد و عمرمان به دنیا بود که زنده ماندیم از اون مهلکه ابو جهلان
بیادرم سالها در کارش که تراشکار فلزات بود اسم و رسمی پیدا کرد
مشتری هایش از دور و نزدیک مستقیم پیش ما میآمدند
بیادرم انصافا هم خیلی کار بلد بود و منصف و خوش برخورد
من بعد از آن حادثه همیشه در دلم احساس بدی داشتم نسبت به مردم رادیکال
تا اون اتفاق افتاد
یک فرد که ریش بلند داشت و بعدا در کامره دوکان دیدیم یک بمب داخل کیسه را در غالب کار در دوکان گذاشت و رفت و بعد از چند لحظه برادرم دیگر دربین ما نبود
بقیه هم به شدت زخمی شدند
بیادرم در محل کارش حین تلاش برای روزی حلال به جرم هزاره و شیعه بودن کشته شد
حال از بیادرم سه اولاد یادگار مانده که خدا مره ببخشه به دختر خوردش که چهار سال دارد دروغ گفتم که بابایت رفته کربلا و اون همیشه از من میپرسه چرا بابایم دیر کرده نمیآید

حال شما بگویید آیا فرق نیست بین افغان مسلمان رادیکال با اوکراینی هم کیش و مذهبش؟؟؟؟؟؟

>>>   چرا مردم ما به این روز افتاده اند؟ شرم نمی کنید که به هزار زخمت به کشورای کفری روان استید تا در آنجا سگ شوری کنید و باغبانی و کارگری پیشه خود سازید
چرا جوانان شوقی استند برای رفتن به کشورای غربی
غرض فقط تماشای زنان ودختران لخت وعور این کشورهاست. نفری که این گپ را قبول ندارد می توانم قناعت بدهم صدفیصد این جوانان که بر بال طیاره شوشته به امریکا وجرمنی میروند به دنبال فساد روان استند و امی جوانان بی بند وبار این فساد را به کشور پاک ما می اورند وکلگی را فاسد میسازند.
از امارت اسلامی درخاست دارم تا مرزها ودروازه ها را بسته نگه دارد و جوانان ما بجای سگ شوری به جامع خود نفع برساند.
الحاج بشیر
از هرات

>>>   .....الطالب البیخرد فسادی که در افغانستان بخاطر فقر اتفاق افتاده در کل اروپا نیست تو هر وقت نظر مینویسی بیشتر میفهمم طالب به هیچ دینی مسلمان نیست و هیچ زبانی جز زور نمیفهمد

>>>   قطعا افغان ها با اوکراینی ها متفاوت هستند.. آنها تروریست نیستند.. قاچاقچی نیستند.. در کار کشت خشخاش و تولید مواد مخدر نیستند.. مردمی با سواد و قانونمند هستند. با خودشان و همسایگانشان خصومت و دشمنی نمی کنند،.. ناسپاس و کینه جو نیستند..

>>>   الحاج بشیر از هرات
سیکیم خیاری میدونی چیه؟! تو و امثال تو سیکیم خیاری هستید.. هم در ایران و هم در افغانستان مثل تو زیاد هست.. امیدوارم روزی شماها رو قانون و دست روزگار مجازات کند که توجیه کننده ظلم و جنایت و رژیم های فاسد کشورهای خودتان هستید

>>>   رفتار غرب با افغانها خیلی خوب است ولی ایرانی ها را زیاد ازیت میکنند و رد مرز میکنند . به همین خاطر ایرانی ها خود را .....معرفی میکنند تا قبول شوند

>>>   به اکراینی ها نسبت به ایرانی ها بیشتر اهمیت میدهند بهاطر که اکراین کشور اروپایی است و ایران کشور عقب مانده اسیایی است . سطح زندگی اکراینی ها خیلی بالا است و مانند ایرانی ها بخیل و فقیر نیستند بنابرین هرکه به اندازه ارزشش قدر میشود

>>>   کشور های جهان سوم مثل افغانستان و ایران و پاکستان نباید خود را با اکرایین مقایسه کنند . اکرایین یک کشور مهم و دارای مردم کلاس اروپایی اند


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است