از طالبان تا طالبان؛ قصهٔ مفتِ یک نسل
تنها چیزی که قصه اش از همه بیشتر مفت است نسلی است که نه در آن دوره کار قابل قبولی انجام داد و نه برای امروز دارای یک تشکل سازنده و سامان مند است 
تاریخ انتشار:   ۰۸:۳۵    ۱۴۰۱/۱۰/۱۲ کد خبر: 172180 منبع: پرینت

یک سال دیگر در تقویم میلادی ورق خورد، تصور می کنم که سرعت حرکت سال های پسین نسبت به گذشته های دور سریع تر شده است.
در حالیکه چنین نیست و این بستگی به نوع فکر هر کسی در مراحل مختلف سنی دارد.
بنده هم در بچگی ها بیشتر اوقات را در انتظار روزها و مناسبت های پیش رو می گذرانیدم و این مناسبت ها هم به زودی فرا نمی رسیدند. مناسبت های جمعه ، سال نو ، جشن پیروزی ، فراغت از دواج وغیره.
هر چه بزرگ‌تر شده رفتم مناسبت ها باعجله و حتا غیر مترقبه پیش آمدند. رمضان پشت رمضان، اعیاد پشت سر هم و حتی رژیم ها و ساختارهای سیاسی یکی به تعقیب دیگر.

امروز به آلبوم عکس هایم نگاه می کردم به این یکی سرخوردم که دقیق از بیست سال قبل و روزهای نخست پس از حاکمیت دور اول طالبان می باشد.
با نگاه به این تصویر یکباره دو دههٔ پرماجرای زندگی ام مانند برق از نظرم رد شد و فکر کردم که آن سال ها همین دیروز بوده باشد.
درحالیکه یک ساله ها حالا بیست ساله شده اند و بیست ساله ها هم در دههٔ پنجم زندگی شان قرار دارند.
ذکر تحولات متعددی که طی این دو دهه سپری شد برای نوشتن و خواندن حوصله مندی مضاعف می طلبد.

بهتر است تا به ذکر تفاوت چشم گیر این دوره با سایر دوره ها قناعت کنیم تا شمردن یکایک تحولات و رخ داد های اتفاق افتاده درین دورهٔ بیست ساله.
تفاوت ویژهٔ این دوره با سایر دوره های تاریخی در تکثر و رنگارنگی جامعه از حیث حیات سیاسی و اجتماعی بود.
احزاب گوناگون، اقوام و‌مذاهب مختلف، دیدگاه ها و سلیقه های متفاوت در چارچوب یک نظام سیاسی جا خوش کرده بودند که تاریخ افغانستان کمتر یک چنین تکثر و تلون را پیش ازین به خود دیده بود.
دراین دوره حتی کشور های مختلف و رقیب طاهراً در کنار هم شامل حمایت کنندگان این نظم و چارچوب سیاسی بودند.
فرصت های فراوانی هم برای توسعه و پیشرفت در اختیار همگان قرار داشت که عدهٔ بهره برداری مناسب کردند و عدهٔ فرصت های دست داشته را به باد دادند.
هنر مندان، فرهنگیان، فعالین سیاسی از زنان و جوانان با توجه به فرصت های شغلی و آموزشی پله هایی از حرکت به سمت تکامل را پیمودند.

اما در سایهٔ این فضای مناسب همزمان دو عامل منفی هم موازی با مولفه های مثبت رشد کرده و نتایج ویرانگر خود را تا سرحد سقوط و فروپاشی همه چیز بجا گذاشتند که عبارت از خارجی زدگی افراطی و قوم گرایی افراطی نزد نخبگان کشور می باشد.
این دو عامل منفی در هر جایی به هر شکلی خود نمایی می‌کرد اما نزد نسلی که درین دوره شکل گرفته بود و داشت به سمت شکوفایی می رفت نتیجهٔ فاجعه باری به دنبال آورد.

طوری که اتکا به بیرون جلو آشنایی و تعهد به ارزش های ملی را نزد این نسل کمرنگ کرد و قوم گرایی هم باعث شد تا یک جریان متعهد ملی شکل نگیرد و این نسل تکه تکه در اختیار رهبران سنتی و قومی قراربگیرند.
امروز که در یک مرحلهٔ دیگر با آب و تاب کاملا متفاوت قرار گرفته ایم تنها چیزی که قصه اش از همه بیشتر مفت است نسلی است که نه در آن دوره کار سامان مند و قابل قبولی انجام داد و نه برای امروز دارای یک تشکل سازنده و سامان مند است.!
برنا صالحی
به مناسبت تجدید سال نو میلادی ۲۰۲۳

برنا صالحی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
قصخ مفت
طالبان و نسل
نظرات بینندگان:

>>>   دور باطل ، تکرار در تکرار

>>>   صالحی هم از نسل جوان بود اما متاسفانه به دول اشرف غنی رقصید و او را برای نسل جوان پیامبر خواند خودش هم جز نسل قصه مفت شد.

>>>   صالحی صاحب!
"ا نگاه به این تصویر یکباره دو دههٔ پرماجرای زندگی ام مانند برق از نظرم رد شد و فکر کردم که آن سال ها همین دیروز بوده باشد.
درحالیکه یک ساله ها حالا بیست ساله شده اند و بیست ساله ها هم در دههٔ پنجم زندگی شان قرار دارند." خیال کردم که اینرا خودم نوشته ام این پروسه مشترک همه مان است که گذشت و میگزرد، یک ساله های ما هم حالا بیست ساله شده اند ولی خوشبختانه نه با خاطرات تلخی که ما داریم (گر چه در شروع زنده گی شان آن حوادث را چیز چیزی لمس کرده اند).
شرایط پست و بلند جامعه ما با تمامی حوادثی که در طول ۴ دهه رخ داد به تنهایی زاینده این حوادث دو دهه اخیر نبود زیرا رول رذالت مابانه یی امریکایی پست فطرت و چکره هایی اروپایی اش بیشتر ویرانگر بود. این برای همه معلوم است که هر جا ملتی سر بالا کند دانگ غربی ها و صهیونیزم بر فرق شان زود و یا دیر وار می شود، و کودتای ثور با آنکه رستا خیز ملت نبود مگر شعار هایی ضد امپریالیستی حساسیت خیز بود. این اژدر هایی خون آشام با جمع آوری جنایتکار ترین افراد بشمول "گل بیدین قاتل" و امثال او برای دربدری این مملکت و گوش تویی این ملت دست بکار شدند که بگفته یی شما "رای نوشتن و خواندن حوصله مندی مضاعف می طلبد."
بناً آنچه نوشته اید:
"اما در سایهٔ این فضای مناسب همزمان دو عامل منفی هم موازی با مولفه های مثبت رشد کرده و نتایج ویرانگر خود را تا سرحد سقوط و فروپاشی همه چیز بجا گذاشتند که عبارت از خارجی زدگی افراطی و قوم گرایی افراطی نزد نخبگان کشور می باشد." ادامه همان انتقام گیری "رذالت کراسی" هاست.
من بار بار از همان آوان واردات جاسوسان معلوم حال (مانند حامدک، غل بابا، نوکرزاد و دبل ع چکره) می گفتم که ما ملی سرخک هایی وارده بدرد این ملت نمی خوریم و تعیین سرنوشت حق خود ملت است. مگر از یک طرف کشش خردجال (دالر های نازنین) و نام امریکای شریف مارا غافلگیر ساخت و از طرف دیگر مخدرات خردجال ما را خمارتر ساخت، بدون آنهم در خمار طلسم بهشت عرب ها سال هاست که خواب بوده و هستیم.
و جمله اخیر و پر محتوای شما گویای آینده ایست که اگر همچنان در خواب و خمار بمانیم:
"امروز که در یک مرحلهٔ دیگر با آب و تاب کاملا متفاوت قرار گرفته ایم تنها چیزی که قصه اش از همه بیشتر مفت است نسلی است که نه در آن دوره کار سامان مند و قابل قبولی انجام داد و نه برای امروز دارای یک تشکل سازنده و سامان مند است.!"
آتش خاوری

>>>   از طالبان تا طالبان
یک دور باطل شد تمام
آغاز دور دیگر است
همراه شدن با طالبان


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است