| در دوران ریاست جمهوری کرزی، او به گونهای عمل کرد که مانع عملیات سرکوب طالبان شد. حتی در اوج جنایات و حملات انتحاری طالبان، این گروه را «برادر» خواند | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۱:۴۷ ۱۴۰۴/۹/۹ | کد خبر: 178434 | منبع: |
پرینت
|
|
اظهارات اخیر حامد کرزی، رییس جمهور پیشین افغانستان بار دیگر روشن میسازد که او نه تنها حمایت آشکار خود از گروه طالبان را اعلام کرده، بلکه با بعیت صریح از ملا هبتالله آخوندزاده، تلاش میکند مشکلات اداره طالبان را تنها در مسدود ماندن دروازههای مکاتب و دانشگاه بهروی دختران خلاصه کرده و مشروعیت سیاسی و اجتماعی این گروه را تقویت کند. کرزی که در میان رهبران پشتون به عنوان یکی از چهرههای متعصب و قومگرا و مرموز شناخته میشود، همواره با خوشزبانی و رفتار نرم تلاش کرده منافع قوم و تبار خود را بر منافع ملی، امنیت کشور و حقوق بنیادین شهروندان ترجیح دهد. این رویکرد در طول دوران ریاست جمهوری او عملاً زمینه احیای طالبان پس از سقوط ۲۰۰۱ را فراهم کرد و باعث شد این گروه نه تنها در صحنه سیاسی، بلکه در میادین جنگ نیز نقش تعیینکننده پیدا کند.
در دوران ریاست جمهوری کرزی، او به گونهای عمل کرد که مانع عملیات سرکوب طالبان توسط ارتش افغانستان و نیروهای بینالمللی شد. حتی در اوج جنایات و حملات انتحاری طالبان که هزاران شهروند، از جمله زنان و کودکان، را به کام مرگ کشاند، کرزی این گروه را «برادر» خواند و حضور نیروهای امریکایی در افغانستان را اشغالگری توصیف کرد. این موضعگیریها، به وضوح نشاندهنده وفاداری او به طالبان و نادیده گرفتن قربانیان جنایات این گروه است.
کرزی طی چهار سال گذشته در نشستها و دیدارهای داخلی و خارجی، مداوماً به لابیگری برای طالبان پرداخته و سعی کرده مشروعیت سیاسی برای این گروه ایجاد کند. او با کاهش بحران طالبان به مسأله بسته بودن مدارس دخترانه، تلاش کرده نشان دهد که تنها مشکل طالبان محدود به آموزش دختران است و اگر این مسأله حل شود، طالبان میتوانند یک حکومت «ملی و مردمی» باشند. این تحلیل سادهانگارانه و غیرواقعبینانه، نقش کرزی در مشروعیتبخشی به یک گروه تروریستی، تندرو و ضد دموکراتیک را روشن میکند و نشان میدهد که حمایت او از طالبان صرفاً بر اساس ملاحظات قومی و شخصی بوده است.
در روزهای اخیر، با افزایش بحثها درباره تغییر نظام و سرنگونی طالبان، چهرههای قومگرا و لابیگران پشت پرده این گروه، از جمله کسانی که ظاهراً خود را مدافعان انسجام ملی معرفی میکنند، نگران شدهاند که پروژه تکقوم شدن قدرت که طالبان مجریان آن است، شکست بخورد. این افراد، از جمله کرزی، اشرف غنی، زلمی خلیلزاد، حنیف اتمر و و و، با نسخهپیچیهای سیاسی و لابیگریهای پنهان، تلاش میکنند سلطه و نفوذ طالبان را حفظ کنند؛ گروهی که افغانستان را به لانه امن برای فعالیتهای تروریستی منطقهای و جهانی تبدیل کرده است.
مصاحبه اخیر کرزی با خبرگزاری «کیودو» که در آن صراحتاً اعلام کرد «رژیم طالبان نباید سقوط کند» و جامعه جهانی نباید در پی «برکناری این گروه» باشد، تأییدی دیگر بر حمایت بیچون و چرای او از طالبان است. کرزی باز شدن دروازههای مدارس دخترانه را تنها مسیر مشروعیتبخشی به طالبان دانسته و مدعی شده است که اکثریت طالبان ضرورت آموزش دختران را درک میکنند. او همچنان گفته حذف اجباری طالبان از قدرت نه تنها مسیر درستی نیست، بلکه گفتگوهای بینالافغانی با حضور همه گروههای قومی، از جمله کسانی که علیه طالبان جنگیدهاند، راهحل ایجاد یک دولت قوی و کارآمد است. این در حالیست که طی چهار سال گذشته و پیش از آن طالبان هیچگاه در راستای مذاکره و نشست با سایر طرفهای دخیل در قضیه بحران افغانستان صادق نبوده و تنها با انتحار و زور حضو خود در صحنه را به نمایش گذاشته است.
اظهارات کرزی همچنان در حالی مطرح میشود که تجربه چهار سال گذشته نیز نشان داده است طالبان در هیچ ظرفیتی برای حکومتداری پاسخگو، شفاف و همهشمول جای نمیگیرند.
طالبان نه تنها با سرکوب گسترده حقوق زنان و محدود کردن آموزش دختران، بلکه با سرکوب گروههای قومی و مذهبی و ایجاد «ابر وزارتها» و نهادهای موازی، کنترل کامل بر همه جنبههای زندگی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه اعمال میکند. این سیاستها تضاد آشکار با ارزشهای بنیادی یک حکومت دموکراتیک، حقوق بشر و آزادیهای مدنی دارند و نشان میدهند که طالبان تنها به تداوم سلطه و اجرای پروژه تکقومگرایانه خود پایبندند. از دیدگاه این گروه، انتخابات، مشارکت عمومی و تشکیل حکومت برآمده از اراده مردم، ریشه غربی و «غیر اسلامی» دارد و هیچ جایگاهی در ایدئولوژی حاکمیتی آنها ندارند.
مواضع کرزی که طالبان را «برادر» میخواند و تلاش میکند مشروعیت بینالمللی برای آنها فراهم کند، در این زمینه نقطه عطفی خطرناک محسوب میشود. او با نرمزبانی، خوشرویی و نگاه قومگرایانه، نه تنها منافع ملی را قربانی کرده، بلکه عملاً در بازسازی و تثبیت قدرت یک گروه تندرو نقش محوری ایفا کرده است. حمایتهای او از طالبان، از طریق لابیگریهای داخلی و خارجی و تأکید بر اصلاحات سطحی مانند باز شدن مدارس دخترانه، نشاندهنده استمرار استراتژی تثبیت یک حکومت تکقومگرا و قوممحور است که حقوق بنیادین شهروندان، تنوع قومی و مذهبی و ارزشهای جهانی را نادیده میگیرد.
در مجموع، اظهارات اخیر کرزی و کارنامه حمایتی او از طالبان، روشن میسازد که وی نه تنها نقش یک بازیگر سیاسی پشتپرده برای طالبان را داشته، بلکه با تبدیل شدن به حامی علنی و استراتژیک این گروه، چشمانداز گفتگو و اصلاحات واقعی در افغانستان را پیچیده و مشروط کرده است. افغانستان تحت حاکمیت طالبان با سرکوب گسترده، نقض سیستماتیک حقوق بشر، محدودسازی زنان و حذف گروههای قومی و مذهبی، همچنان به صحنهای ناامن و متزلزل تبدیل شده است و در موجودیت طالبان رفع این چالشها و آزادی شهروندان افغانستان ناممکن است.
روستاپور