| تاریخ انتشار: ۰۱:۳۲ ۱۴۰۴/۱۱/۱۵ | کد خبر: 178828 | منبع: |
پرینت
|
|
اصلاً چطور ممکن است مردی که در سطح بینالمللی بسیار خطرناک است، گفته میشود با موسـ.ـاد ارتباط دارد و عکسهای رسواکنندهای از قدرتمندترین مردان دنیا در اختیار دارد، دستگیر شود؟!
دیروز اعلام شد که «میلیونها» سند محرمانهای که از همه املاک اپستین ضبط شده بود، آزاد شده است و در روزهای آینده، بعد از دستهبندی و بررسی آنها، خبرهای بسیار سنگینی خواهیم شنید… فقط کمی صبر کنید.
من شخصاً معتقدم همین پروندهها دلیل اصلی زمینگیر شدن تـ.ـرامپ در سطح جهانی است؛ بعد از اینکه دست او و کنگره برای تصویب قانون افشای این اسناد بسته شد. بعد از آن، یکباره ماجراهای ونزوئلا، گرینلند، ایران و بحرانهای دیگر شروع شد؛ دقیقاً بهخاطر «پروندههای اپستین»، و این نظر بسیاری از تحلیلگران در آمریکا هم هست.
داستان دستگیری او که «دهها سال» طول کشید، در نهایت به این ختم شد که او را در زندان «خود کشی دادند»، آن هم بعد از اینکه معلوم شد قصد داشته حرف بزند.
شروع ماجرا و ابهام در مسیر پیشرفت اپستین:
جفری اپستین زندگی کاری خود را بهعنوان معلم در یک مدرسه مخصوص نخبگان در نیویورک شروع کرد، آن هم بدون داشتن صلاحیت علمی خاص. بعد ناگهان وارد والاستریت شد. تا امروز کسی دقیقاً نمیداند چگونه با آن سابقه کم، چنین جهش سریعی کرد.
در دههٔ ۸۰ میلادی، مجلهٔ «کازموپولیتن» او را بهعنوان «مرد مجرد ماه» معرفی کرد. خودش را یک کارشناس مالی معرفی میکرد که فقط با کسانی کار میکند که بیش از یک میلیون دلار در سال درآمد دارند و بسیار به تصویر اجتماعی خودش اهمیت میداد.
با اینکه ثروتی صدها میلیون دلاری به دست آورد، منبع این پولها بسیار مشکوک بود. او با «استیون هوفنبرگ» همکاری داشت؛ کسی که یکی از بزرگترین کلاهبرداریهای تاریخ آمریکا را اداره کرده بود.
هوفنبرگ بعدها گفت اپستین مغز متفکر اصلی آن شبکه بوده، اما در آن زمان هیچ اتهامی متوجه اپستین نشد.
شبکه ارتباط با نخبگان
اپستین افراد بانفوذ را مثل اشیای قیمتی در خانهاش جمع میکرد.
در حلقهٔ او رئیسجمهورهایی مثل بیل کلینتون و دونالد ترامپ، شاهزادگانی مانند شاهزاده اندرو (برادر پادشاه چارلز)، میلیاردرهایی مثل بیل گیتس و حتی دانشمندان و روشنفکران حضور داشتند.
او از فعالیتهای خیریه، مهمانیها و نزدیکی به قدرت، بهعنوان پوششی برای پنهان کردن واقعیت تاریک کارهایش استفاده میکرد.
مهمترین مشتری او «لزلی وکسنر» (مالک ویکتوریا سیکرت و از افراد بسیار نزدیک به لابی اسرائیل) بود.
وکسنر حتی وکالت کامل داراییها و اموال خود را به اپستین داده بود و قصر بزرگ خود در نیویورک را عملاً رایگان در اختیار او گذاشت.
آغاز افشاگریها
در سال ۱۹۹۷، یک مدل به نام «آلیسیا آردن» به پلیس گزارش داد که اپستین خودش را استعدادیاب ویکتوریا سیکرت معرفی کرده و در اتاق هتل قصد تعرض به او را داشته است.
این اولین گزارش رسمی علیه او بود (از میان موارد زیادی که گفته میشود پلیس با دخالت نهادهای امنیتی آنها را نادیده گرفته بود).
در سال ۲۰۰۳، مجلهٔ «ونیتی فِر» پروندهای درباره او منتشر کرد. خبرنگاری به نام «ویکی وارد» با قربانیانی مانند «ماریا فارمر» و خواهرش گفتوگو کرده بود، اما اپستین تهدید حقوقی کرد و به سردبیر فشار آورد تا شهادت قربانیان از مقاله حذف شود.
پرونده پالمبیچ و سقوط
در سال ۲۰۰۵، مادری به پلیس پالمبیچ اطلاع داد که دخترش برای «ماساژ» به خانه اپستین برده شده و سپس مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته است.
تحقیقات نشان داد اپستین و دستیارش «گیسلین ماکسول» دختران نوجوان را معمولاً از خانوادههای آسیبپذیر جذب میکردند و از سیستمی شبیه بازاریابی هرمی استفاده میکردند؛ بهطوری که دختران، دختران دیگر را معرفی میکردند.
پلیس وقتی عمارت پالمبیچ را تفتیش کرد، آن را «خانهای بهشدت فاسد» توصیف کرد. همچنین مشخص شد که درست قبل از بازرسی، کامپیوترها و هاردهای دوربینها از محل خارج شده بود.
معاملهٔ ننگین قضایی
پس از ده سال از اولین گزارش رسمی و در سال ۲۰۰۷، با وجود مدارکی که برای حبس ابد کافی بود، اپستین به یکی از عجیبترین توافقهای قضایی تاریخ آمریکا دست یافت.
دادستان وقت «الکساندر آکوستا» با یک توافق محرمانه، عملاً برای اپستین مصونیت از پیگرد فدرال گرفت.
او فقط ۱۳ ماه را در یک زندان محلی بسیار راحت گذراند و اجازه داشت روزی ۱۲ ساعت و ۶ روز در هفته از زندان خارج شود و در دفتر کارش کار کند. حتی در همان دوران هم همچنان با دختران زیر سن قانونی در ارتباط بود.
پایان مبهم
در سال ۲۰۱۹، اپستین در فرودگاه نیوجرسی به اتهام قاچاق جنسی افراد زیر سن قانونی دستگیر شد. این بار دادستانها نتوانستند مدارک را نادیده بگیرند.
در بازرسی از خانه او در نیویورک، هزاران عکس و ویدئوی بسیار تکاندهنده پیدا شد؛ همان اسنادی که بعداً ضبط شد و دولتهای بعدی از انتشار آنها خودداری کردند.
در همین سال ۲۰۱۹، جفری اپستین در سلول زندان مرده پیدا شد.
دوربینها خراب بودند، نگهبانها خواب بودند و گزارشها ناپدید شده بود.
یک کارشناس پزشکی قانونی که وکلای اپستین استخدام کرده بودند گفت شکستگی استخوان گردن بیشتر با «خفگی جنایی» سازگار است تا خودکشی.
بعد از آن، تلاش قربانیان برای باز شدن دوباره پرونده ادامه داشت. حتی یکی از قربانیان پس از فشارهای سنگین روحی خودکشی کرد.
در نهایت وعده داده شد که اسناد بهطور کامل منتشر خواهد شد.
اما دادستان کل فعلی آمریکا اعلام کرد که این اسناد منتشر نمیشود چون به آبروی قربانیان لطمه میزند و گفت هیچ فرد مجرمی در این پروندهها وجود ندارد که بتوان علیه او اقدام قضایی کرد.
پس از فشار شدید افکار عمومی، کنگره قانونی را با اجماع تصویب کرد و رئیسجمهور نیز آن را امضا کرد.
و سرانجام دیروز بخش بزرگی از اسناد آزاد شد؛ البته نام برخی افراد پنهان شده و تصاویر قربانیان خردسال همچنان در اسناد دیده میشود.
این بود قصه غربی هایی که اسلام را دین بدوی و بربریت میخوانند.
#فقها_وحقوق_دانان_معاصر