"۲۶" دلو، پیروزی آمریکا بود نه ما....
یک کشور آنهم اسلامی در کنار رهبران دینی نیازمند رهبران سیاسی و با اقتدار است و اگر هر سوی این نظم بر دیگری پیشی گیرد، افغانستانی می شود در پنجاه سال گذشته با آینده ای نامعلوم 
تاریخ انتشار:   ۱۱:۴۶    ۱۴۰۴/۱۱/۲۶ کد خبر: 178893 منبع: پرینت

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، خیزش های مردمی با نام جهاد در افغانستان تنها گوشه ای از دلیل شکست شوروی بود اما برنامه های پس پرده کاخ سفید اجرا شده در پاکستان و افغانستان سبب شد، خرس در تله افتاده و راهی جز رفتن و شکست نیابد و حال، رهبران جهادی که زمانی قهرمانان بزرگ میدان جنگ بودند در طول چهار دهه ناامنی و بخصوص پس از خروج ارتش سرخ چه نقشی را ایفا کردند؟

سال های تجاوز شوروی به دلیل ضعف نظام حاکم در قدرت، سبب خیزش های مردمی و بروز کودتاها شد، هرچند حکومت داکتر نجیب تا پایان خروج ارتش شوروی مقاومت کرد اما عملا تهی از قدرت و اختیار بود در حالیکه رهبران جهادی بدل به تاثیرگذارترین های مناسبات سیاسی پس از آن سال ها شدند.
دوران نه ساله تجاوز شوروی، جهادی مقدسی را در افغانستان به وجود آورد که مردم در احساسات پاک خود برای حفظ دین و تمامی آنچه داشتند، خانه ها را سنگر کردند و در میدان های نبرد هرکدام قهرمانان گمنام این سرزمین بودند اما سیاست های شوم خارجی از پیروزی آنان خون و کشتارهای مدام ساخت.

در این میان، رهبران جهادی در صف اول جنگ ها با استفاده از نیروی مردمی در کنار کمک های هنگفت نظامی و مالی که از سوی حامیان خارجی خود می شدند، ابزاری در دست کاخ سفید بودند که بدون درنظر گرفتن برنامه ای راهبردی پس از جنگ در ورطه زیاده خواهی ها، کشور را وارد جنگ داخلی و عواقب ناگوار پس از آن کردند.
بزرگترین ضعف رهبران جهادی، تکیه بر داشته های ناقص دینی خود بدون توجه به دانش سیاست و حکومتداری بود، بزرگترین سیاستمداران و دانش آموختگان سیاست در ترورها حذف شدند و آنچه باقی ماند، یک کشور غرق شده در خون و ویرانی با متجاوز خارجی که دیگر وجود نداشت، با رهبران تهی از برنامه های پسا جنگ در حالی که هر روز بر اختلاف های قومی دامن زده می شد.

برداشت رهبران این بود، در روزگاری که ابر قدرتی به مانند شوروی و حکومت در یک جبهه در برابر مردم بی دفاع قرار گرفتند، رهبران و جبهه جهاد راهی جز قبول و استفاده از تجهیزات نظامی و دریافت کمک های امریکا نیافتند زیرا یا کشور را باید نجات می دادند و یا زیر سلطه متجاوز به زانو در می آمدند.
در این میان، اگرچه 26 دلو را نمی توان استقلال افغانستان دانست اما به طور حتم پیروزی برای مردمی است که با دست های خالی، جان خود را سپر متجاوزان خارجی کردند، اگرچه هیچگاه زمانی برای امنیت و چشیدن طعم پیروزی به دست نیاوردند.
با گذر از تجربه های تلخ پس از شکست ارتش سرخ که به جنگ داخلی، حاکمیت طالبان و دوران جدید انجامید، رهبران جهادی در تمامی این روزگار از تاثیرگذارترین های مناسبات سیاسی بودند و هرچند دیگر نه آن قهرمانان دوران جهاد در جامعه بلکه حداقل حکم رهبری را حفظ کرده بودند که آنهم این روزها کاملا مضمحل شده است.

امریکا پس از رسیدن به هدف اش که شکست شوروی بود، به جهت غارت افغانستان، رهبران را بجان هم انداخت و احزاب نظامی و شخصیت های سیاسی را درگیر اختلافات درونی کرد و رهبران جهادی دردسر ساز در افغانستان را از بین برد. به مانند احمد شاه مسعود و برهان الدین ربانی و با به حکومت رساندن رییس جمهورهای وابسته و فاسد از میان رهبران متعصب پشتون، دیگر رهبران را منزوی و خانه نشین کرد تا از دل ناامنی های مدام گروه های تروریستی در کشور با پایگاه های نظامی، ماندگار شود.
استراتژی امریکا بر مبنای به تله انداختن شوروی در افغانستان بود و در حالی که این شکست برای مردم خون و آوارگی به همراه داشت و در رهبران، اعتماد به نفسی را به وجود آورد که خواهان بیشترین سهم از قدرت شدند و به همین دلیل کابلِ میدان جنگ دهه هفتاد آغازگر نبرد داخلی بود.
در این میان، رهبران جهادی که همزمان با حکومت و شوروی در حال نبرد بودند اگر با دوراندیشی سیاسی تمامی سیاستمداران در قدرت و مقام های با صلاحیت را در شومی سیاست امریکا از میان نمی بردند در دوران پسا شوروی خلای حکومت داری و سیاست گذاری از میان می رفت و جنگ داخلی صورت نمی گرفت.

امریکا پس از به تله انداختن شوروی در افغانستان با تمویل تروریستان مسیر سلطه بر افغانستان را هموار کرد تا به رویای رخنه در خاورمیانه دست یابد، در این میان اگر متجاوز خارجی سبب بسیج مردمی در گذشته نه چندان دور شد چرا رهبران جهادی در برابر امریکایی که تمامی جغرافیایی افغانستان را در تروریسم خلاصه کرده، هیچ اقدامی نکردند و همراه با حکومت دست نشانده برای کمترین امتیازها مشغول نزاع های داخلی برای ماندن در قدرت شدند؟
تا اینکه همه به اصطلاح رهبران سیاسی و نظامی از میدان سیاست و نظام خارج گردیدند و تصمیم گیرندگان سیاست جهانی بنا را بر غارت افغانستان گذاشته و سران را یکی پس از دیگری به انزوا و بعدا به فرار وادار کردند و دست نشاندگان خود را با سیاست تزویر بر کرسی قدرت نشاندند و آینده این کشور را در ابهامی ناخوشایند فرو بردند تا منافع شان که همانا غارت و زمینه سلطه بر کشورهای همجوار افغانستان است را هموار سازند که چنین شد و متاسفانه برخی از این کشورهای همسایه در عمق ناآگاهی با سیاست انگلیسی آمریکایی منطقه ای همراه شدند.

در حقیقت خروج شوروی نه پیروزی رهبران مجاهد بلکه شکست بود، شکست بزرگ در طمع قدرت برای رسیدن به حکومتی که بر ویرانه های دولت های گذشته بنا شده بود آنهم در عدم فهم سیاسی و دانش حکومت داری.
یک کشور آنهم اسلامی در کنار رهبران دینی نیازمند رهبران سیاسی و با اقتدار است و اگر هر سوی این نظم بر دیگری پیشی گیرد، افغانستانی می شود در پنجاه سال گذشته با آینده ای نامعلوم.

کد (18)


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
"۲۶" دلو
پیروزی آمریکا
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است