مکشوفاتی از حمله آمریکا به ونزویلا
امریکا در حمله به ونزویلا از سلاح صوتی و مغناطیسی استفاده کرد و با جنگ سایبری تمام رادارهای ونزویلا را از کار انداخت و با ایجاد اختلال سیگنالی، دافع هوایی ونزویلا را نیز کور کرد 
تاریخ انتشار:   ۱۳:۴۸    ۱۴۰۴/۱۱/۲۷ کد خبر: 178897 منبع: پرینت

آیا عملیات اختطاف رییس جمهور ونزویلا توسط حکومت دونالد ترامپ که ترامپ آنرا عملیات درخشان خواند، دولت و کشور ونزویلا را در عرصۀ روابط خارجی و به خصوص در عرصۀ خرید و فروش نفت به عنوان کشوری که بزرگترین ذخایر نفت جهان را در خود دارد، تحت مدیریت ایالات متحدۀ امریکا قرار می دهد؟
پس از اختطاف نیکولاس مادورو از انتقال اولین محمولۀ نفت خام ونزویلا به اسراییل سخن رفت که بلومبرگ خبرگزاری بین المللی مستقر در نیویارک گزارش داد که این محموله وارد بندر حیفا و پالایشگاه گروه بازان در اسراییل می شود، هرچند این خبر را حکومت ونزویلا تکذیب کرد. اما علی رغم تکذیب حکومت ونزویلا بریاست جمهوری خانم"دلسی رودریگز" جانشین نیکولاس مادورو، کریس رایت وزیر انرژی ایالات متحده امریکا دو روز قبل(11 فبروری سال روان 2026) به کاراکاس پایتخت ونزویلا آمد و "خانم رودرگیز" از این وزیر نفت خوار امریکایی با فرش قرمز و رقص و آواز پذیرایی کرد.

وزیر انرژی امریکا در پایتخت ونزویلا به جانشین مادورو گفت: «تحریم نفتی امریکا علیه نفت ونزویلا پایان یافته است. روابط دو کشور در نقطۀ عطف تاریخی قرار دارد. دولت امریکا میخواهد ونزویلا به شریک انرژی در نیم کرۀ غربی تبدیل شود. امریکا برای افزایش تولید نفت، گاز و برق ونزویلا کمک می کند و این امر به اشتغال، افزایش درامد و افزایش سطح زندگی مردم می انجامد. شرکت های امریکایی وارد ونزویلا می شوند و برای احیای صنعت نفت این کشور اقدام می کنند."

جانشین رییس جمهور اختطاف شدۀ ونزویلا تمام صحبت ها و پیام های وزیرانرژی امریکا را تایید کرد و بر سر تمام آنچی که وزیرامریکایی گفت، توافق حاصل شد. قبل از سفر وزیرانرژی امریکا به ونزویلا حکومت این کشور تحت ریاست خانم دلسی رودریگز، قوانین نفتی ونزویلا را به نفع شرکت های خصوصی اصلاح کرد تا گویا راه قانونی را برای ورود شرکت های نفتی امریکا به این کشور باز کند. نکتۀ جالب این است که گفته می شود ونزویلا پس از اختطاف نیکولاس مادورو یک ملیارد دالر از فروش نفت خود تحت نظارت امریکا بدست آورده است و امریکایی ها ادعا می کنند در ماه های آینده این رقم تا پنج ملیارد دالر افزایش خواهد یافت.

آیا واقعاً ترامپ و امریکای ترامپ فقط با اختطاف یک نفر در دولت و کشور ونزویلا موفق شد که چنین آسان و بدون هیچ هزینه ای، ونزویلا و دولتش را مطیع و منقاد خود بسازد و بر نفت و سیاست خارجی اش مدیریت کند؟
این داستان چگونه شکل گرفت و چرا یک دولت انقلابی چپ در یک کشور قارۀ امریکا که بیست و هشت و نیم ملیون جمعیت دارد و دارای بزرگترین ذخایر نفت جهان است و سال ها بر ضد امپریالیزم جهانخوار امریکا شعار می داد و فریاد می کشید، این چنین آسان و بی درد در کام امپریالیزم امریکا فرورفت؟

اختطاف نیکولاس مادورو؛
در آگست 2025 افسران سی آی ای برای کسب اطلاعات بیشتر و دقیقتر در مورد زندگی روزانه، مسیر رفت و آمد، محل اقامت و خواب مادورو بصورت مخفیانه وارد ونزویلا شدند و در پایتخت این کشور کارشان را آغاز کردند. اطلاعات توسط وسایل مختلف از جمله درون ها یا پهپادهای پنهانی جمع آوری و به مراکز فرماندهی فرستاده می شد.
ماموران سی آی ای در جمع آوری اطلاعات در مورد نیکولاس مادورو به اطلاع دقیق از محل خواب شبانۀ او دست یافتند. این نشان می داد که منابع سی آی ای در این اطلاعات، مقامات ارشد نظامی و ملکی ونزویلا هستند. این را "سرگئی مالک باگداساروف" سفیر روسیه در ونزویلا هرچند بسیار دیر و 22 روز پس از دستگیری نیکولاس مادورو به کانال تلویزونی 24 روسیه گفت که به رییس جمهور ونزویلا نیروهای امنیتی و نظامی خودش خیانت کردند و ما نام این خاینین که از کشورشان فرار کرده اند و بصورت منظم به استخبارات امریکا کار می کردند، را می دانیم.

رییس جمهور ونزویلا در یک پایگاه نظامی "فوئرتی تیونا"، واقع جنوب شهر کاراکاس می خوابید. در این پایگاه پنج هزار نیروی ویژه و مجهز نظامی ونزویلا که قابل اعتماد و هم چنان محافظ رییس جمهور بودند، وجود داشت. پایگاه دارای برج های بلند دید، دروازه های بسیار محکم فولادی، تونل های زیر زمینی، ساختمان های رهایشی محکم و اتاق های زرهی بود که ظاهرآً غیر قابل نفوذ پنداشته می شد.
پس از تثبیت دقیق محل خواب شبانۀ نیکولاس مادورو، دستگیری و اختطاف وی توسط امریکایی ها برنامه ریزی شد. ماموران سی آی ای در شبکۀ برق پایتخت (شهرکاراکاس) بدافزاری را نصب کردند تا در موقع نیاز بتوانند جریان برق را قطع کنند و نه تنها شهر را در خاموشی فروببرند، بلکه ارتباطات قطعات نظامی به خصوص دافع هوا را نیز مختل کنند.

بمباران شبانه؛
شنبه شب سوم جنوری، 150 هواپیمای مختلف بم افگن و جنگندۀ امریکایی وارد آسمان ونزویلا به خصوص کاراکاس پایتخت کشور شدند. قبل از آغاز عملیات دستگیری و اختطاف توسط نیروهای دلتافورس، شماری از این هواپیما ها و کشتی های نظامی مستقر در آن منطقه، پایگاه های نظامی، مراکز دافع هوا و دستگاه های دفاع هوایی و راهدارهای ونزویلا را بمباران کردند. رادارها و دفاع هوایی ونزویلا به سرعت و در ظرف چند دقیقه از کار افتید و آسمان ونزویلا در اختیار هواپیماهای امریکایی در آمد. آنگاه عملیات نیروی ویژۀ دلتا فورس با چرخبال های شان در سحرگاه آغاز شد.

تسلیحات روسی، ایرانی و چینی ارتش و دولت ونزویلا به خصوص دافع هوای شان کجا بودند که باری نیکولاس مادورو در نخستین سال ریاست جمهوری اش در 2013 گفت که ونزویلا قدرتمندترین دستگاه ها و سیستم دافع هوا را در اختیار دارد که به هواپیمای هیچ کشورخارجی اجازه نمیدهد تا به آسمان ونزویلا وارد شوند؟

ورود چرخبال ها و نیروهای دلتافورس به محل خواب نیکولاس مادورو؛ ساعت 2 بامداد روز شنبه سوم جنوری 2026، به وقت ونزویلا، همزمان با بمباران و موشک باران نقاط مختلف کاراکاس یا اندکی بعد از شروع بمباران ها، یازده چرخبال امریکایی از عرشۀ کشتی جنگی امریکایی به نام "یو اس اس ایوو جیما" (این کشتی تهاجمی آبی خاکی با 275 متر طول و چهل هزار تن قادر به حمل و انتقال هواپیماها، چرخبال ها، قایق های و عراده جات زرهی است)، برخواستند و در یک ارتفاع بسیار پایین سی متری برای پنهان ماندن از دید رادارها، روی آب های کارائیب واقع در غرب اوقیانوس اطلس بسوی کاراکاس پایتخت ونزویلا پرواز کردند. سیصد نفر نیروی ویژۀ نظامی به نام "دلتافورس"، سرنشینان این چرخبال ها بودند. ماموریت شان دستگیری نیکولاس مادورو رییس جمهور برحال کشور ونزویلا بود که واشنگتن قبلاً برای دستگیری او یا اطلاعاتی که منجر به دستگیری اش شود، پنجاه ملیون دالر جایزه تعیین کرده بود. فرمانده عملیات از آنها زندۀ رییس جمهور مادورو را خواسته بودند، نه مرده اش را.
کاراکاس پایتخت کشور در زمان ورود چرخبال ها در تاریکی فرو رفت، چونکه جریان برق ناگهان خاموش شد تا چرخبال ها بتوانند به آسانی و بدون خطر وارد محل اقامت رییس جمهور ونزویلا شوند.

عملیات موفقانۀ نیم ساعته برای دستگیری نیکولاس مادورو:
جالب این است که عملیات دستگیری یا اختطاف مادورو به نام "عملیات عزم مطلق" یا "عملیات ارادۀ قاطع" توسط نیروهای دلتافورس امریکا فقط نیم ساعت طول کشید. چرخبال ها علی رغم آنکه یکی از آنها مورد اصابت راکت قرار گرفت و هرچند به کشته شدن هیچ نیروی امریکایی نینجامید، نیروهای خود را بر محل اقامت رییس جمهور پیاده کردند. گفته می شود که این نیروها به یک اتاق بسیار مستحکم دارای دروازه های ضخیم فولادی غیر قابل نفوذ روبرو شدند که رییس جمهور ونزویلا در حالت اضطرار باید وارد آن اتاق می شد. جالب تر از همه اینکه نیروهای امریکایی در مورد این اتاق و تمام اتاق ها و تونل های زیر زمینی آنجا اطلاعات دقیق و مفصل داشتند. به نظر میرسد که مادورو فرصت رفتن به آن اتاق و زیرزمینی های امن را پیدا نکرد و نیروهای دلتا فورس با کشتن ده ها نیروهای نظامی در محل اقامت وی که سی نفر شان نظامیان کشور کیوبا بودند، نیکولاس مادورو و خانمش را از اتاق خوابش دستگیر کردند و با چشمان و دستان بسته توسط چرخبال ها به عرشۀ کشتی متذکره انتقال دادند و از آنجا برای محاکمه به جرم دست داشتن در قاچاق مواد مخدر به شهر نیویارک آوردند.

نقاط قوت و موفقیت امریکا در عملیات اختطاف چه بود؟
دو نکتۀ مهم نشانۀ توانمندی و موفقیت واشنگتن در عملیات اختطاف رییس جمهور ونزویلا بود:
1 – اطلاعات
2 – تکنالوژی
سی آی ای و شاید نهادهای دیگر استخباراتی و اطلاعاتی امریکا در دسترسی به اطلاعات دقیق از زندگی شباروزی نیکولاس مادورو بسیار دقیق و با موفقیت عمل کردند.
تکنالوژی امریکایی ها برتری خود را در موفقیت این عملیات نشان داد و این برتری در واقع نمایش قدرت امریکا برای رقیبان و حریفان چینی و روسی و حتی متحدانِ سر به زیر اروپایی بود. قطع برق کاراکاس، از کارانداختن دستگاه ها و سیستم رادار، اختلال جدی در دستگاه های ارتباطی قطعات مختلف نظامی و نیروهای زمینی و هوایی از طریق جنگ الکترونیکی و بمباران همزمان از هوا، کشتی های نظامی و پایگاه های بحری توسط 150 هواپیما و پهپادهای که آسمان کاراکاس و ونزویلا را در آن شب تسخیر کرده بودند بر مراکز نظامی، راکت ها و دستگاه های دفاع هوایی، بنادر ونزویلا به خصوص بندر مهم "لاگوایرو" و فرودگاه "کارلوتا" این برتری تکنالوژی امریکا و سرعت و دقت آن را به نمایش گذاشت.

برتری تسلحیات امریکایی در اختطاف نیکئلاس مادورو چه بود؟
نکتۀ بسیار جالب و مهم این است که هزاران نیروی ویژۀ نظامی مستقر در پایگاه نظامی که محل زندگی شبانه و خواب نیکولاس مادورو بود، نتوانستند مانع اختطاف او شوند. در این حمله یک نیروی مهاجم امریکایی کُشته نشد.
چرا؟
تسلیحاتی را که امریکایی ها در این یورش و آدم ربایی استفاده کردند، چه بود؟

ترامپ رییس چمهور امریکا در پنجاه و ششمین نشست سالانۀ مجمع جهانی اقتصاد در داووس سویس روز بیست و یکم جنوری 2026 از قدرت تسلیحات امریکا در اختطاف مادورو سخن گفت که به قول او هیچکس دیگر در جهان این تسلیحات را ندارد. ترامپ گفت:
«دوهفته پیش دنیا اسلحه های را در عملیات ما در ونزویلا دیدند که کسی تا حالا ندیده بود. یک گلوله هم نتوانستند به طرف ما شلیک کنند. در همه جا نابود شدند، محوشدند. می گفتند ما ماشه را فشار می دادیم و شلیک می کردیم، اما هیچ اتفاقی نمی افتاد. یک موشک دافع هوای آنها بالا رفت دوباره به سر خودشان فرود آمد. تعجب کردند که چه واقع شده است و چه دارد می شود. آن دستگاه های دافع هوای که توسط روسیه و چین ساخته شده بودند، هیچ فایده ای نداشت.»
کارولین لیویت، سخنگوی مطبوعاتی ریاست‌جمهوری امریکا، حکایت یکی از نیروهای محافظ نیکولاس مادورو را منتشر کرد که از قول او گفت: «آن‌ها(نیروهای امریکایی) چیزی را فعال کردند که موج صوتی بسیار شدیدی از خود ساطع می‌کرد. ناگهان احساس کردم سرم از درون در حال انفجار است. همه‌گی دچار خون‌ریزی از بینی شدیم. برخی خون استفراغ می‌کردند. ما بر زمین افتادیم و دیگر توان حرکت نداشتیم.»

اینکه این تسلیحات چه بودند و آیا این ادعا واقعیت دارد یا نه، هنوز متخصصین نظامی و رقیبان روسی و چینی امریکایی ها نظر قاطع و رسمی خود را بیان نکرده اند. علی رغم آن، روزنامۀ نیویارک پُست از قول یک منبع پیشین استخباراتی ایالات متحده امریکا نوشته است که این کشور از سال ها قبل سلاح های انرژی هدایت شده ای در دست دارد که می تواند با عث خون ریزی، درد شدید و ناتوانی موقت شود. به نظر می رسد که امریکای ترامپ در حمله به ونزویلا برای اختطاف رییس جمهور این کشور از این تسلیحاتی که تا حالا محرمانه بوده، استفاده کرده است.

امریکا در این عملیات از سلاح صوتی و مغناطیسی استفاده کرد و با جنگ سایبری تمام رادارهای ونزویلا را از کار انداخت و با ایجاد اختلال سیگنالی، دافع هوای ونزویلا را نیز کور و بی حرکت کرد.
مجلۀ جنوب جهانی از قول پسر رییس جمهور و نزویلا، "نیکولاس مادورو گرا" عضو پارلمان کشور، در 12 جنوری(2026) نوشته است که دست کم یکصد نفر در جریان دستگیری پدرش در آن مجتمع نظامی پایگاه نظامی نیروهای ویژۀ ارتش کشته شدند. او ادعا کرده که امریکایی ها با استفاده از هواپیماهای که پالس الکترومغناطیسی ساطع می کنند(هواپیماهای جنگ الکترونیک حامل سلاح های انرژی هدایت شده که بجای گلوله یا مرمی موج الکترو مغناطیسی ایجاد می کنند و این موج ها رادارها را کور می سازد، سیستم های کمپیوتری را می سوزاند، پهپادها، راکت ها و حتی شبکۀ برق و مخابرات را از کار می اندازد.)، همۀ ما را و نیروهای مدافع را کور کردند و تمام دستگاه ها و وسایل دفاع را مختل کردند.
جالب و مضحک این است که پسر مادورو می گوید در زمان ورود نیروهای امریکایی، رییس جمهور و خانمش با وقار از خانه خارج شدند. یعنی با وقار به اسارت نیروهای امریکایی درآمدند و با چشمان و دستان بسته منتقل شدند.
اما این هواپیماهای کورکنندۀ رادارها و فلج کنندۀ راکت ها، پهپادها، مخابرات و ارتباطات، چه نوع هواپیما بودند که امریکا در اختطاف نیکولاس مادورو از آن استفاده کرد و ترامپ آنرا سلاح قوی و محرم امریکایی می خواند که هیچ کسی ندارد؟
گفته می شود که این هواپیمای فوق پیشرفته برای جنگ الکترونیک، اِ ای 37 بی EA - 37B نام دارد و ساخت مشترک چند شرکت امریکایی است. این هواپیما یک پیلوت و یک معاون پیلوت دارد و در زمان ماموریت عملیاتی و نظامی خود هفت متخصص جنگ الکترونیک شامل پرواز می شود. بُرد عملیاتی این هواپیما هفت هزار کیلومتر گفته شده که با سرعت یک هزار کیلومتر در ساعت در ارتفاع دوازده کیلومتر پرواز می کند. این هواپیما در واقع هوا پیمای کور، کَر و گنگ ساز است که این سه توانایی دیدن، شنیدن و حرف زدن را از دشمن می گیرد و راه را برای هر گونه عملیات نظامی، سرکوب و اختطاف افراد مورد نظر باز می کند.

استدلال ترامپ برای حمله به ونزویلا و دستگیری رییس جمهور آن چه بود؟
اگر از بحث بر سر قدرت تهاجمی امریکا و تکنالوژی برتر نظامی و تسلیحات قدرتمند آن بگذریم که امریکا را بسوی اینگونه تجاوزگری ها و قلدری های تجاوزکارانه می برد، استدلال ترامپ در این تجاوز چه بود که کم از کم برای افکار عمومی در امریکا قانع کننده و یا حد اقل قابل توجه و توجیه کننده باشد؟
ترامپ در توجیه عملیات ونزویلا و اختطاف رییس جمهور آن به "دکترین جیمزمونرو" استناد کرد. مونرو رییس جمهور وقت ایالات متحده امریکا نظریۀ نفوذ ایالات متحده امریکا بر نیم کرۀ غربی را در دسمبر 1823 ارایه کرد و هدفش این بود تا مانع حضور و سلطۀ اروپایی ها بر امریکای لاتین شود. البته آن زمان ایالات متحده امریکا توان نظامی و قدرت کافی برای عملی ساختن این دکتورین نداشت. سپس در سال 1933 روزولت رییس جمهور آن زمان امریکا با افزودن الحاقیه ای به این دکتورین مجوز مداخلات واشنگتن در تمام امریکای لاتین را داد. روزولت در واقع با این الحاقیه به دکتورین مونرو، سراسر قارۀ امریکا را حیاط خلوت ایالات متحده امریکا خواند. با وجود این، امریکا نتوانست این دکتورین را در سال های بعد و به خصوص در جنگ سرد پس از جنگ جهانی دوم که شوروی به عنوان رقیب قدرتمند جهانی امریکا تبارز کرد، عملی کند. دولت های طرفدار شوروی و چپ مارکسیزم لنینزم در این قاره بوجود آمدند که دولت کیوبا به رهبری فیدل کاسترو و چگوارا در سال 1959 مهم ترین و پیشرو ترین آنها بود که از طریق جنگ و انقلاب قدرت را بدست گرفتند. کشورچلی پس از کیوبا دومین کشوری بود که دولت چپ را از طریق انتخابات به رهبری "سالوادور آلنده" در سال 1970 تشکیل داد. نیکاراگوا در 1979 و پس از آن طی سال های 1998 تا 2010 چند دولت دیگر چپگرای منتقد و مخالف واشنگتن نیز در امریکای لاتین بوجود آمد. ونزویلا به رهبری هوگوچاویز دولت چپ را تشکیل داد و همچنین اکوادور، آرژانتین، اروگوئه و السالوادور نیز در دوره‌های مختلف دولت‌های چپ یا چپ‌میانه داشتند که در واقع همان دکتورین مونرو یا حیاط خلوت ایالات متحده امریکا را غیر عملی ساختند.
حالا ترامپ می خواهد با توسل به آن دکتورین، قارۀ امریکا را از وجود دولت های چپ و رهبران حاکم چپ در کشورهای این قاره تصفیه کند. دیده شود که به این سیاست ادامه خواهد داد و به چنین هدفی دست خواهد یافت؟

ترامپ چرا از ونزویلا آغاز کرد؟
ونزویلا یکی از کشورهای امریکای لاتین است که بزرگترین ذخایر نفت جهان را در خود جای داده است. نه تنها بوی نفت این کشور ترامپ را قبل از هر کشور دیگر به تغییر قدرت در ونزویلا وسوسه و ترغیب کرد، بلکه نفرت از رهبران چپ در این کشور پای ترامپ را قبل از هر کشور دیگر امریکای لاتین به ونزویلا کشاند.
قبل از نیکولاس مادورو، هوگو چاوز در ونزویلا رهبری دولت چپ را در دست داشت. داستان رسیدن چاوز به قدرت سیاسی در ونزویلای نفت خیز جالب است. هوگوچاوز در دوران تحصیل در اکادمی نظامی به افکار چپ انقلابی چگوارا آشنا شد و از همان زمان به آیدیولوژی چپ مارکسیست گرایش و باور پیدا کرد. او با باور به افکار چپ انقلابی که عضو ارتش کشور و از افسران ارتش بود در سال 1977 ارتش آزادیبخش خلق ونزویلا را تاسیس کرد و پس از آن در فکر کودتا شد تا با سازمان تحت رهبری خود قدرت را تصاحب کند. وی در سال 1992 علیه رییس جمهور وقت، "کارلوس آندرس پرس" کودتای ناموفق داشت. او دستگیر شد و به زندان رفت، اما دو سال بعد در 1994 توسط رییس جمهور بعدی عفو شد و پس از آن به سیاست برگشت. به کشورهای مختلف امریکای لاتین سفر کرد و به خصوص در کیوبا با رهبران انقلابی حاکم این کشور رابطۀ نزدیک برقرار کرد. او تقریباً سه سال در این سفرها مشغول بود و آگاهی و اندوخته های خود را از سیاست و افکار چپ انقلابی بالا برد. سه سال بعد که به کشور برگشت، گروه سیاسی خود را به نام "جنبش جمهوری پنجم" تشکیل داد و در سال 1998 نامزد ریاست جمهوری شد و در انتخابات با 56 درصد رای به پیروزی رسید. خود را حامی و طرفدار طبقۀ محروم و زحمتکشان و کارگران جامعه می پنداشت و در سال 1999 با تدوین و تصویب قانون اساسی جدید اختیارات ریاست جمهوری را افزایش داد.

هوگو چاوز در آغاز ریاست جمهوری با امریکا روابط خوب داشت و شرکت های امریکایی در ونزویلا کار می کردند. اما سپس این رابطه بسوی خرابی رفت. او در سال 2001 از امریکا به دلیل حمله به افغانستان انتقاد کرد و پس از آن بیشتر از قبل به عنوان یک زمام دار چپ انقلابی علیه امپریالیزم امریکا موضع گرفت. او رابطه اش را با جمهوری اسلامی ایران بسیار نزدیک ساخت و با حکومت کاسترو در کیوبا که از قبل مناسبات رفیقانه داشت. امریکا با چاوز درافتیده بود اما مشکل او در داخل کشور بیشتر از این بود. نارضایتی های سیاسی گسترش یافت، اما چاوز می کوشید از هر طریقی به گسترش و استحکام قدرت خود بیفزاید.

هوگوچاوزدر سال 2005 حزب متحد سوسیالیست را تاسیس کرد و خواست که تمام گروه های چپ را در این حزب متحد کند و قدرت خود را محکم بسازد. اتکا به نفت در اقتصاد کشور و برنامه های انقلابی او که از پول نفت تلاش کرد تا نیازهای اساسی و حیاتی مردم را بصورت مجانی تهیه و تامین کند، وضعیت اقتصاد را بحرانی ساخت. تورم شدید شکل گرفت، سازمان های مافیایی اقتصادی و کارتل های مواد مخدر بوجود آمد. در سال 2012 در انتخابات ریاست جمهوری خود را برندۀ قاطع اعلان کرد و روابط گسترده ای را با روسیه، چین و ایران به جای امریکا و غرب برقرار کرد. معلوم دار که این سیاست چاوز برای امریکا ناخوش آیند و غیر قابل قبول بود. از این رو ایالات متحدۀ امریکا، ونزویلا را تحت فشار تحریم قرار داد و این تحریم وضعیت اقتصادی و سیاسی این کشور را بیشتر از بیش بحرانی ساخت. سرانجام او در 5 مارچ 2013 در اثر بیماری سرطان درگذشت و جای او را نیکولاس مادورو، معاونش گرفت.

نیکولاس مادور و ادامۀ سیاست تقابل با امریکا؛
نیکولاس مادور متولد 1962 در شهرکاراکاس پایتخت ونزویلا، برخلاف هوگوچاوز نه افسر ارتش بود و نه مانند او یک چهرۀ کارزماتیک در بخشی از جامعۀ ونزویلا شمرده می شد. او قبل از آنکه وارد حکومت چاوز شود و به مقامات بلند حکومتی برسد، رانندۀ موترهای بزرگ انتقال مسافر(اتوبوس) و فعال اتحادیۀ کارگری بود. وی سپس وارد حکومت چاوز شد و از سال 2006 به وزارت خارجه و در 2012 به معاونیت رییس جمهوری رسد.
نیکولاس مادور در انتخابات ریاست جمهوری 2013 که جانشین چاوز شده بود، با اختلاف کم از رقیبش برنده شد و خود را درمسند ریاست جمهوری ادامه دهندۀ سیاست سوسیالیستی و چپگرایی هوگوچاوز خواند. اما او محبوبیت و نفوذ چاوز را در میان بخشی از جامعۀ ونزویلا نداشت.

ونزویلا در دوران ریاست جمهوری نیکولاس مادورو نه تنها نتوانست به چالش های قبلی به جا مانده از دوران چاوز فایق شود، بلکه وارد بحران های رو به گسترش اقتصادی، اجتماعی و سیاسی شد. میان سال های 2014 تا 2021 بحران شدید اقتصادی در ونزویلا بوجود آمد. اقتصاد به اندازۀ 85 درصد کوچک شد و فقر در سال 2019 به نود درصد رسید. تورم بسیار بالا بود، به حدی که پول ملی این کشور دیگر ارزشی نداشت. این فقر مشدد و گسترده، مهاجرت های عظیمی را بوجود آورد. هفت تا هشت ملیون نفر کشور را ترک کردند. مادورو در برابر اعتراضات شدید مردم دست به سرکوب زد و علی رغم آنکه در انتخابات ریاست جمهوری 2024 برنده شدنش با ابهام روبرو شد، خود را رییس جمهور اعلان کرد. در طول این سالها نتوانست روابطش را با ایالات متحده تغییر دهد و از تحریم و فشار واشنگتن بر کنار بماند. سر انجام امریکای ترامپ نیکولاس مادورو را به اتهام دست داشتن در قاچاق مواد مخدر از این کشور اختطاف کرد و برای محاکمه به امریکا برد.

چرا ترامپ به جای سرنگونی حکومت نیکولاس مادورو، فقط او را از رهبری حکومت حذف کرد؟
این سوال قابل پاسخ و بحث است که حکومت ونزویلا تحت ریاست نیکولاس مادورو یک حکومت چپ مخالف و منتقد امریکا بود، اما چرا امریکای ترامپ در حمله به ونزویلا تنها به برکناری و اختطاف مادورو بسنده کرد؟
پاسخ این پرسش را باید در شخصیت و تفکر ترامپ رییس جمهور امریکا جستجو کرد که او برخلاف ادعاهای ظاهری که از سوی امریکا و حاکمان و سیاستمداران امریکایی در مورد دموکراسی، حقوق بشر، حقوق زنان، آزادی، عدالت و امثال این ارزش ها می شود، به این ارزش ها و ادعا ها هیچگونه، اعتنا، دلبستگی و تعهدی ندارد. او به عنوان یک تاجر و سرمایه دار سودجو و غارتگر فقط بدنبال سود و منفعت اقتصادی و تجارتی خود، دولت و کشور امریکا است.

دونالد ترامپ در 41 سالگی کتابی را د رعنوان: "هنر معامله"، The Art of the Deal یا در واقع هنر داد و ستد در تجارت و کارهای اقتصادی، نوشت که حتی حالا در سن هشتاد سالگی و در مسند ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا در سیاست های خود از همان هنرمعامله استفاده می کند که چهل سال پیش نوشت و به آن معتقد بود.
ترامپ در این کتاب یازده اصل را مطرح می کند و عنایت به این اصول را برای تجارت و اقتصاد بسیار ضروری و متضمن موفقیت و پیشرفت میداند. این اصول یازده گانۀ ترامپ عبارتند از:
1- بزرگ فکر کن؛
فکر و طرح اهداف کلان؛ حتی اگر عملی نباشد و چنین فکری به باور ترامپ می تواند بخشی از هدف و منفعت مورد نظر را تامین کند و قابل دسترس بسازد.
2 – حفاظت از بدترین حالت یا حفاظت از سمت زیان و یا جلوگیری از آن طرفی که راه ضرر را بجای منفعت باز می کند. یعنی اگر توافق و معامله ای بد و زیانبار است، نباید انجام شود.
3 – داشتن انتخاب های متعدد. ترامپ در تجارت و معاملات داد و ستد می گوید گزینه های زیادی باید داشت و تمام تخم های را نباید داخل یک سبد گذاشت.
4 – شناخت بازار. شناخت بازار یعنی باید فهمید که برای تجارت و سود و کار اقتصادی چه باید کرد و بازار را چگونه در دست گرفت.
5 – استفاده از اهرم فشار
6 – شناخت موقعیت و تقویت آن
7 – کار تبلیغاتی و رسانه ای
8 – مقابله و حملۀ متقابل
9 - نتیجه بخش. تمرکز به کاری که نتیجه و ثمرش مشهود باشد.
10 – کنترل هزینه ها. ترامپ به کنترل و کاهش هزینه و افزایش منفعت تمرکز می کند و آنرا توضیح میدهد.
11 – خوش گذرانی و لذت بردن. ترامپ این را به عنوان یک اصل که در تجارت و تعاملات تجارتی و اقتصادی و حتی سیاسی باید رقایت کرد و از آن لذت برد، مطرح می کند.

حالا ترامپ در مسند ریاست جمهوری تقریباً با تکیه به اصول یازدگانۀ خود در معاملات تجارتی و مالی عمل می کند. تهدید می کند، با به میدان کشیدن ابزار نظامی، فشار می آورد، خواست های حد اکثری را از کشورها و دولت ها می خواهد، پیام های پیهم و مداوم از شبکه و رسانۀ خبری خود منتشر می کند تا دولت ها و کشورها را تحت تاثیر و فشار مداوم قرار دهد. از موقعیت به نفع خود بهره می برد و نمیخواهد این موقعیت را از دست بدهد.
ترامپ در سیاست خود با دولت ها و کشورهای مختلف دنیا حتی با دولت های دوست و متحد خود چون اروپایی ها و اعضای ناتو از تمامی این اصول هنر معامله استفاده می کند. آنچی که برای ترامپ در این معامله و کسب منفعت اهمیت ندارد، حقوق بشر، حقوق زنان و کودکان، دموکراسی، آزادی و عدالت است. ترامپ به هیچ ارزش انسانی و اخلاقی پابندی ندارد و برای او مهم نیست که چه نوع نظام سیاسی و چگونه دولت و دولت مدارانی در کشورهای شان حاکم هستند و تا چه حد به ارزش های مدرن امروزی و حقوق بشری پابندی دارند یا ندارند؟

وقتی ترامپ با حذف یک نفر از ریاست دولت انقلابی چپ در ونزویلا که نامش نیکولاس مادورو است موفق می شود تمام آن دولت و آن سیستم را در خدمت منافع اقتصادی و سیاسی امریکا قرار دهد، دیگر چرا برای تغییر سیستم و ساختار دولت هزینه کند؟
اما آخرین سوال این است که متحدین خارجی دولت ونزویلا و نیکولاس مادورو یعنی روسیه، چین و جمهوری اسلامی ایران چرا نتواستند برای متحد و دوست خود در ونزویلا کاری انجام دهند و مزاحمتی بر سر ترامپ و امریکای ترامپ در این تجاوز و اختطاف ایجاد کنند؟
شاید پاسخ این پرسش را بتوان در حکایت مولوی بر سر تقسیم شکار میان شیر، گرگ و روباه پیدا کرد:
بعد از آن رو شیر با روباه کرد
گفت: بَخشَش کُن برای چاشت‌خَورد
سَجده کرد و گفت: این گاوِ سَمین
چاشت‌خُوردَت باشد، ای شاهِ گُزین!
وین بُز از بهر میانِ روز را
یَخْنی‌ای باشد شَهِ پیروز را
و آن دگر خرگوش بَهرِ شام هم
شب‌چَرۀْ این شاهِ با لطف و کَرَم
گفت: ای روبَهْ! تو عدل افروختی
این چنین قسمت زِ کی آموختی؟
از کجا آموختی این، ای بزرگ!
گفت: ای شاهِ جهان، از حالِ گُرگ

محمد اکرام اندیشمند


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
ونزویلا ترامپ
حمله آمریکا
نظرات بینندگان:

>>>   نیکولای مدورو همراه خانم اش در ماسکو در جایی که بشار الاسد و خانم اش است زندگی میکند و معاون اش را وظیفه داده است که امور را پیش ببرد.
این تصاویر و ویدیو های دستگیری نیکولای مادورو،همه جعلی است و توسط هوش مصنوعی ساخته شده است.
حتی ترکیه نیز از همین هوش مصنوعی استفاده کرده است و ویدیویی نشان داده است که اوچالان رهبر کرد ها به کرد ها میگوید که سلاح های خود را به زمین بگذارید و تسلیم ترکیه شوید.
در عصر دیجیتال و هوش مصنوعی دیگر شما قادر نیستید که اخبار و ویدیو ها و تصاویر را شناسایی کنید که واقعی هستند و یا جعلی؟
توسط هوش مصنوعی ویدیو هایی میسازند که هنرمندان سینما که سابق جوان و بیست و بیست و پنج ساله بودند و حالا هفتاد و هشتاد ساله هستند، در ویدیو باهم بغل کشی میکنند و بطرف یکدیگر میخندند و راه میروند و هیچ فهمیده نمیشود که جعلی باشد.

>>>   آنچه هرکشور، حکومت و یا رژیم را به شکست مواجه میکند تنها خیانت داخلی است و بس!!!!!!!
آتش خاوری

>>>   ایران باید مواظب تحرکات نظامی آمریکایی های جنایتکار باشند، آمریکایی های اشغالگر می‌خواهند که رادارها، انترنت، شبکه برق، و تمام ارتباطات ایران را از کار بیندازند. در ضمن مذاکرات فقط یک فریب و نیرنگ آمریکایی صهیونیستی است. و جنگ حتمی است.

>>>   مشکل ونزوئلا این بود که مادورو نمی خواست مسئولیت شروع جنگ را برعهده بگیرد و دست روی دست گذاشت تا دشمن را تحریک نکند یا جنگ را به تعویق بیندازد به همین علت آمادگی دفاع نداشت چون روحیه جنگیدن نداشت. قدرت کشورها اول از همه به اراده رهبرشان بستگی دارد نه تجهیزات نظامی. بعد از فرماندهان شجاع سربازان شجاع لازم هستند.

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است