| تاریخ انتشار: ۱۳:۰۲ ۱۴۰۴/۱۲/۳ | کد خبر: 178919 | منبع: |
پرینت
|
|
حکومت دینی، حکومت، به معنای امروزین نیست، اداره امر به معروف و نهی از منکر است که تفنگ و نظامی و ارتش هم دارد.
حکومت در اصل دو وظیفه دارد، تامین نظمِ عزتمندانه و عرضه خدمات.
چون در کشورهای توسعه یافته امروزه نظم به صورت معمول برقرار است، حکومت تنها یک وظیفه دارد که عرضه خدمات و فراهمسازی زمینه برای عرضه خدمات است. عرضه خدمات البته برای همه است. برای تمام شهروندان کشور به صورت برابر فارغ از اینکه چه دین و مذهب و گرایش سیاسی مسالمت آمیزی دارند.
برای حکومت دینی اما عرضه خدمات مساله نیست. مسالهی حکومت دینی، آخرت است. تمام فعالیتهای حکومت دینی، بر مبنای اهداف اخروی تنظیم میشود و اگر برای اهداف دنیوی هم برنامه باشد، به صورت فرعی و ضمنی است. مثلا اگر یک فعالیت تجاری و اقتصادی صد در صد به نفع مردم باشد، اما حکومت دینی تشخیص بدهد که این فعالیت ایراد اخروی دارد، آن فعالیت تعطیل میشود. مثلا یک تاجر تا زمانی اجازه دارد که خدمت تجارتی عرضه کند که ریش و لنگی و سر و وضعش به آخرت برابر باشد. اگر چنین نباشد، تجارت و سودش به مملکت ارزش ندارد. باید یا زندانی شود یا چنان فشار وارد شود تا خودش کشور را ترک کند. بلی اگر اهداف اخروی را رعایت کند، آن وقت میتواند تجارت کند و سرمایهگذاری داشته باشد.
بنا بر این دنیا و عرضه خدمات و معارف و تحصیلات عالی و فاکولته انجنیری و همه چیز باید در خدمت آخرت باشد. نصاب تعلیمی اگر آخرت را رعایت نکند ارزشی ندارد ولو نصابی باشد که بهترین تکنیسین و مهندس و معلم را تقدیم کند.
حکومت دینی البته گاهی شعار دنیوی هم میدهد و کارهایی هم میکند که نشان بدهد به فکر دنیای مردم هم هست. اما اینها همه شعار است و از ناچاری و به خاطر رضایت مردم است و تا حدی اجازه داده میشود که مانع اهداف اخروی نباشد. خدمات دنیوی فرعی است. ضمنی است. هدف اصلی نیست.
در حالی که در حکومتهای امروزین، هدف اصلی عرضه خدمات است و حکومت هیچ مسولیتی برای آخرت مردم ندارد. مردم خودشان البته اگر اعمال اخروی انجام میدهند اختیار خود را دارند و حکومت مانعی سر راهشان ایجاد نمیکند، اما این آخرتگرایی اولا باید مسالمتآمیز باشد و ثانیا مانع حقوق دیگران نشود. استاد مصطفا ملکیان عالم دینی ایرانی میگوید، ایران این امتیاز را دارد که پنجاه سال است حکومت دینی داشته و مردم به حدی از شناخت رسیدهاند که دیگر هیچ وقت، آرزوی حکومت دینی نکنند.
مخالفت با حکومت دینی، البته مخالفت با دین نیست. دین پدیده معنوی و اخلاقی و مفیدی است و مادامی که حربه سیاستمداران و شیادان سیاست و قدرت قرار نگیرد، پشتیبان معنوی و اخلاقی بشریت است و چندین هزار سال است که رفیق و یاور انسانها بوده است و مولاناها و ابنسیناها و حافظها و سعدیها را در خود پروده است.
نبی ساقی
>>> لالام جان میدانیم و میدانی دست آویز کردن دین به توسط سیاست مداران تنها یک هدفی دارد آن هم ساکت کردن مردم در برابر ناتوانی حکومت از تامین جامعه و پوشاندن ناکارآمدی ها . او اگر توان اداره داشت نیازی به آویزان شدن از دین مردم نداشت
>>> هیچ حکومتی در جهان از نظر حقوق بشر کامل نیست. ضمن این که هیچ کدام از ایسم های غربی تعریف مشخصی ندارند مثلا تعریف دقیقی از لیبرالیسم و سکولاریسم وجود ندارد و باید مرتب به سازمان های غربی سوال کنیم رتبه جهانی کشور ما در این شاخص کدام است. هر کشوری که منافعش با منافع غرب در تضاد باشد در ته لیست قرار می گیرد. یک روز می گویند مواد مخدر ممنوع است. یک روز می گویند مواد مخدر قانونی است و جزو حقوق بشر است. یک روز به بهانه نشر مواد مخدر به یک کشور حمله می کنند. یک روز می گویند لواط ممنوع است یک روز می گویند لواط جزو حقوق بشر است و کودکان را از والدین به زور جدا می کنند و سرپرستی آن ها به لواط کار ها می دهند. حتی در نظام آموزشی و خدمت سربازی اجباری دختران را به شنای مختلط می برند اجازه نمی دهند در دانشگاه حجاب داشته باشند قطعا مسلمانان نمی توانند در نظام سکولار زندگی کنند چون ارزش های غربی با حرام و حلال قرآنی آن ها ناسازگار است. در غرب قرآن سوزی جزو حقوق بشر دانسته می شود. سکولاریسم نوشیدن الکل را مجاز می داند حال اگر یک فرد مست لایعقل جرمی مرتکب شود شما واقعا نمی دانید با او چکار کنید.
>>> مشکل حکومت دینی یا حتی کمونیستی و فاشیستی فشار خارجی قدرت های جهانی است. قدرت های جهانی ارتباط هر حکومتی که اقمار آن ها نباشد را با جهان خارج قطع می کنند. اجازه تجارت خارجی به آن ها نمی دهند. حتی به دو کشور که هر دو تحت فشار هستند اجازه نمی دهند با هم تجارت کنند و آن ها را به یک جزیره بدون دسترسی تبدیل می کنند و از نظر رسانه ای تحت حمله قرار می دهند. وگرنه محتوای حاکمیت های دینی با حاکمیت های اقماری آمریکا هیچ تفاوتی ندارد.
>>> آیا عقل شما قبول می کند مردم ایران فردی مثل رضاپهلوی که به جزیره نکر سفر کرده و در پرونده اپستین است را بخواهند شخص اول مملکت قرار دهند؟ چرا یک اقلیت را با مردم اشتباه می گیرید که حتی در کشورهای غربی هم منطقی به جز خشونت ندارند که یک نمونه آن قتل صاحب رستوران افغانستانی به جرم خودداری از نصب پرچم شیر و خورشید بود.